رمزگشایی از فروپاشی شبکه امنیتی آمریکا | پایان یک دوره تاریخی نزدیک است | در جنگ علیه ایران، اروپا کنار آمریکا نایستاد
به گزارش اقتصادنیوز، شبکه امنیتی آمریکا که همواره بهعنوان مهمترین مزیت اتحاد با این کشور در عرصه بینالمللی شناخته میشد، این روزها نشانههایی جدی از فرسایش و فروپاشی را از خود نشان میدهد. این شبکه که سال ها با دقت و سخت گیری شکل گرفته بود، دیگر آن انسجام و کارآمدی سابق را نداشته و بهویژه در سایه تحولات سیاسی اخیر، در حال از هم گسیختن است. این فروپاشی که پیشتر غیرقابل تصور به نظر میرسید، اکنون به شکلی ملموس در حال رخ دادن است.
اقتصادنیوز: مسئله اصلی به نحوه پایان دادن به جنگ بازمیگردد. اگر پیروزی روشنی در کار نباشد، پایان جنگ به یک چالش سیاسی برای دولت ترامپ تبدیل خواهد شد. پذیرش پایان بدون دستاورد بهمعنای پذیرش شکست است؛ و ادامه جنگ نیز میتواند هزینهها و خطرات بیشتری ایجاد کند. این همان وضعیتی است که تصمیمگیری را دشوار و مسیر خروج را مبهم میکند.
کارلا ناروف در پروجکت سیدیکیت نوشت: فروپاشی شبکه امنیتی واشنگتن در حدی است که برخی معتقدند دوران برتری جهانی آمریکا به پایان خود رسیده است، برتری که بسیاری از آمریکاییها آن را امری بدیهی و دائمی تلقی میکردند.
عدم مشارکت در جنگ با ایران
آنچه بیش از هر عامل دیگری این وضعیت را تشدید کرد، عدم همراهی متحدان سنتی آمریکا در بحرانهای اخیر جهانی است. در شرایطی که انتظار میرفت این کشورها در کنار آمریکا بایستند، بسیاری از آنها نهتنها از مشارکت در درگیریها خودداری کردند، از جمله تنشها و جنگ با ایران، بلکه در برخی موارد به دنبال مسیرهای مستقل و حتی توافقهای جداگانه رفتند. این رفتارها نشاندهنده کاهش اعتماد به رهبری آمریکا و تمایل روزافزون کشورها به اتخاذ سیاستهای مستقل است.
قدرتی که بر شبکه بنا شده بود
برتری آمریکا در نظام بینالملل صرفا بر پایه قدرت نظامی یا اقتصادی شکل نگرفته بود. آنچه این کشور را متمایز میکرد، شبکه گستردهای از اتحادها و همکاریهای استراتژیک بود. از نهادهایی مانند ناتو گرفته تا روابط نزدیک با کشورهای اروپایی و شرکای آسیایی، همه و همه ساختاری را شکل داده بودند که نفوذ آمریکا در سطح جهانی را تثبیت میکرد. اما اکنون همین ساختار که زمانی نقطه قوت اصلی محسوب میشد، در حال تضعیف و از هم گسیختگی است.
جهان در مسیر چندقطبی شدن
با کاهش انسجام این شبکه از اتحادهای بین المللی، نظم جهانی نیز در حال تغییر است. اکنون کشورها مستقل تر از گذشته عمل کرده و تمایل کمتری به پیروی از یک قدرت مسلط جهانی دارند. نتیجه این روند، حرکت به سمت نظمی چندقطبی است؛ نظمی که در آن قدرت میان بازیگران مختلف توزیع شده و هماهنگی گذشته جای خود را به رقابت و گاه بیثباتی میدهد.
پایان یک دوره تاریخی نزدیک است
بنابراین، این تحولات ممکن است به معنای پایان دورانی باشد که آمریکا نقش بیچونوچرای رهبری جهان را ایفا میکرد. چیزی که برای نسلهای قبل بهعنوان یک واقعیت ثابت پذیرفته شده بود، اکنون در معرض تغییر قرار گرفته است. کاهش تمایل متحدان به همراهی، تضعیف شبکههای همکاری و افزایش استقلال کشورها، همگی نشانههایی از دگرگونی عمیق در ساختار قدرت جهانی هستند؛ دگرگونیای که میتواند منجر به بازتعریف جایگاه آمریکا را بهطور اساسی شود.