چگونه جنگ ایران و آمریکا پرده از سلاحهای جدید و قرن بیستویکمی برداشت؟ | ریشه قدرت نظامی درحال تغییر است
به گزارش اقتصادنیوز، اقدام ایران برای مسدود کردن تنگه هرمز و تبدیل نفت خام به ابزاری در طول جنگ، مرحله جدیدی از رقابت بر سر قدرت جهانی در قرن بیست و یکم را نشان میدهد - رقابتی که با کنترل مواد اولیه و انرژی حیاتی تعریف خواهد شد.
کمپین ضدحمله نامتقارن و آوار بر سر بازارهای جهانی
به نوشته والاستریت ژورنال، در مواجهه با حملات هوایی گسترده ایالات متحده و اسرائیل، تهران یک ضدحمله نامتقارن را آغاز کرده و از منابع انرژی به عنوان ابزاری در مقیاسی بیسابقه در دهههای اخیر استفاده کرده است. ایران عملاً تنگه هرمز، گذرگاهی که معمولاً یک پنجم از عرضه نفت جهان از آن عبور میکند، را فلج کرده است. از سوی دیگر، روز چهارشنبه، به تلافی حمله به میدان گازی ایران، رأس لفان قطر، محل بزرگترین کارخانه گاز طبیعی مایع جهان مورد هدف قرار گرفت.
اقتصادنیوز: فروپاشی شبکه امنیتی واشنگتن در حدی است که برخی معتقدند دوران برتری جهانی آمریکا به پایان خود رسیده است، برتری که بسیاری از آمریکاییها آن را امری بدیهی و دائمی تلقی میکردند.
این جنگ آواری بر سر بازارهای جهانی شده و قیمت نفت را از زمان آغاز درگیری حدود ۵۰ درصد افزایش داده است. قیمت گاز طبیعی اروپا تقریباً دو برابر شده است. حمله به رأس لفان باعث شد رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، خواستار کاهش تنش شود.
ریشههای در حال دگردیسی قدرت
این ماجرا به شکل خیرهکنندهای یادآور محوریت انرژی در اقتصاد جهانی است و شواهد بیشتری مبنی بر اینکه ریشههای قدرت نظامی و اقتصادی از نرمافزار و اطلاعات به منابع فیزیکی سخت - از نفت تا فلزات کمیاب و ظرفیت صنعتی - در حال تغییر است.
برای کشورهایی که این منابع را ندارند، مخاطرات از افزایش شدید تورم و رکود اقتصادی گرفته تا توقف توسعه هوش مصنوعی و ارتشهای آینده را شامل میشود.
سال گذشته، چین از کنترل خود بر تقریباً ۹۰٪ از عناصر کمیاب جهان برای کیش و مات کردن ایالات متحده در مذاکرات تجاری استفاده کرد. پکن با قطع دسترسی به فلزات مورد استفاده در خودروها، سلاحها و لوازم الکترونیکی، کارخانههای ایالات متحده را مجبور به تعطیلی و واشنگتن را مجبور به تعدیل خواستههای خود کرد.
بازگشت رقابت قدرتهای بزرگ به اصول اولیه؛ جغرافیا مهم است!
به گفته آلیس گوور، یکی از شرکت مشاوره ریسک سیاسی Azure Strategy: «رقابت قدرتهای بزرگ به اصول اولیه بازگشته است: چه کسی منابع فیزیکی را که اقتصادها و ارتشهای مدرن بر اساس آن اداره میشوند، کنترل میکند؟ دیگر داراییهای اقتصادی به تنهایی اهرم قدرت نیستند، بلکه انرژی، مواد معدنی حیاتی و ظرفیت صنعتی هم تعیین کنندهاند».
برای دههها، اجماع غربی بر این بود که جغرافیا به عنوان عنصری سرنوشتساز در حال محو شدن است. از این منظر، برندگان قرن بیست و یکم کمتر با کنترل قلمرو و مواد خام و بیشتر با تسلط بر سرمایه، فناوری و شبکههای جهانی تعریف میشوند.
با این حال، استفاده اخیر از زنجیرههای تأمین به مثابه سلاح، به شکل محسوسی یادآوری میکند که اهمیت جغرافیای فیزیکی نه تنها محو نشده، بلکه عصر اتصالات سرسامآور، آن را به سلاحی احتمالاً قدرتمندتر تبدیل کرده است.
پادشاهی دیجیتال یا بازگشت عصر ژئوپلتیک؟
به باور ادوارد فیشمن، مدیر مرکز مطالعات ژئواکونومیک در شورای روابط خارجی «صحبتهای زیادی در مورد دیجیتالی شدن همه چیز و پادشاهی نرمافزار وجود دارد، اما هنوز محدودیتهای فیزیکی زیادی وجود دارد که ژئوپلیتیک را هدایت میکند.»
فیشمن که اخیراً کتاب «نقاط گلوگاه: قدرت آمریکا در عصر جنگ اقتصادی» را نوشته، متذکر شده که: «مؤثرترین استفاده از جنگ اقتصادی که در سالهای اخیر دیدهایم، تحریم عناصر کمیاب توسط چین بوده است». او افزود: «در مورد ایران، اکنون شاهد این پارادوکس هستیم که با وجود استقلال غیرقابل تصور انرژی، ایالات متحده هنوز درگیر یک گلوگاه فیزیکی است».
مدتهاست که دولت ترامپ استقلال انرژی آمریکا را تبلیغ میکند و سعی در ایجاد قلعهای مقاوم در برابر دردسرهای اقتصادی دارد. به گفته تیلور راجرز، سخنگوی کاخ سفید: «وضعیت تسلط انرژی ایالات متحده، به عنوان تولیدکننده و صادرکننده پیشرو نفت و گاز طبیعی در جهان، ما را در موقعیتی قرار داده است که مانند سایر کشورها به جریان آزاد نفت از طریق تنگه هرمز متکی نباشیم. و عملیات نظامی مداوم در واقع بر اهمیت تولید داخلی انرژی قابل اعتماد، مقرون به صرفه و ایمن تأکید کرده است.»
ایالات متحده، به لطف حفاری شیل، از یک واردکننده بزرگ به بزرگترین تولیدکننده نفت جهان تبدیل شد. با این حال، از آنجا که نفت خام به صورت جهانی قیمتگذاری میشود، این موهبت داخلی نمیتواند آمریکاییها را از شوکهای عرضه بینالمللی و افزایش قیمتها محافظت کند.
تقریباً 90 درصد از نفت دریایی از هشت نقطه و مسیر جهانی عبور میکند، از جمله تنگه هرمز؛ باب المندب، که ایران اخیراً هشدار داده بود حوثیهای یمن آماده بستن آن هستند؛ و تنگه مالاکا در نزدیکی سنگاپور. شریانهای تهدید شده، کشتیها را مجبور به مسیرهای انحرافی طولانی و پرهزینه میکنند که در نهایت به مصرفکنندگان آسیب میرساند. و برای برخی، مانند تنگه هرمز، هیچ مسیر انحرافی دریایی وجود ندارد که عملاً عرضه را خفه میکند.
تله استراتژیک جنگ سرد
استراتژیستهای آمریکایی بیشتر شبیه برنامهریزان نظامی جنگ جهانی دوم یا جنگ سرد فکر میکنند آنها در نظر داشتند چگونه میتوان تمام منابع جامعه را در یک تلاش جنگی بسیج و محافظت کرد. برای جلوگیری از کمبودها، دولت سهام مالکیت شرکتهای معدنی را به دست آورده و از ابزارهای جدیدی برای گسترش تولید مهمات استفاده میکند.
دولتهای متوالی ایالات متحده گامهایی برای رسیدگی به آسیبپذیریها برداشتهاند. دولتهای ایالات متحده، شرکتهای نیمههادی جهانی، مانند غول تایوانی TSMC، را ترغیب کردهاند تا کارخانههای تراشه در ایالات متحده بسازند تا درگیری در آسیا صنعت ایالات متحده را فلج نکند.
ماه گذشته، ترامپ از پروژه Vault، یک صندوق ۱۲ میلیارد دلاری تحت حمایت دولت برای ذخیره مواد معدنی حیاتی برای مصارف صنعتی در مواقع اضطراری، خبر داد. روز دوشنبه، واشنگتن با شرکت معدنی استرالیایی لیناس برای تأمین عناصر کمیاب خاکی «سنگین» که بازاری تحت سلطه چین است، به توافق اولیهای دست یافت.
به گفته مورگان بازیلیان، مدیر موسسه پین در دانشکده متالوژی کلرادو «از آنجا که این یک اولویت سیاسی است، [ایالات متحده] از نظر آسیبپذیری در برابر چین در موقعیت بهتری نسبت به گذشته قرار دارد». با این حال، او متذکر شد که بازسازی موجودی مهمات در بحبوحه درگیریها در اوکراین و خاورمیانه، تقاضا برای برخی مواد معدنی را تحت فشار قرار خواهد داد. و با توجه به اینکه بسیاری از پروژههای فلزات تحت حمایت ایالات متحده سالها با این موضوع فاصله دارند، چین همچنان میتواند در صورت از هم پاشیدن روابط، اختلالاتی ایجاد کند.
دامهای جغرافیای و اهرمهای فشار دیگر
اما فراتر از منابع طبیعی، دشمنان آمریکا اهرمهای دیگری برای اعمال نفوذ دارند.
چین تأمینکننده اصلی مواد دارویی مانند ایبوپروفن -مورد استفاده در مسکنها- و برخی آنتیبیوتیکها است. این کشور در تولید باتریهای لیتیوم-یونی و تولید انبوه نیمهرساناهای قدیمی در جهان پیشرو است. قطع صادرات آنها، صنایع ایالات متحده را نابود خواهد کرد.
دامهای جغرافیایی هیچ راهحل سریعی ارائه نمیدهند. سیاستگذارانی که با یک گلوگاه تسلیحاتی مواجه هستند، یا باید راهحلهایی ایجاد کنند یا به بازدارندگی تکیه کنند.
با این حال، دور زدن مسیری مانند تنگه هرمز نیاز به استحکامات دفاعی گسترده و خطوط لوله جدید دارد که ساخت آنها سالها طول میکشد. تهیه مواد معدنی حیاتی گاهی اوقات به معنای فعالیت در محیطهای سیاسی ناپایدار مانند جمهوری دموکراتیک کنگو یا موزامبیک است.
در آینده، کشورها ممکن است از فشار اقتصادی برای عقبنشینی ایالات متحده استفاده کنند، زیرا معتقدند سیاستمداران افزایش قیمتها و کمبودها را تحمل نخواهند کرد. به گفته کریس میلر، عضو ارشد غیرمقیم موسسه امریکن انترپرایز: «در اقتصادهای شفاف و بازارمحور، هزینهها سریعتر قابل مشاهده میشوند.»