3 مانع توافق ایران و آمریکا به روایت «اکونومیست» | توافق موقت تنها راه است... | مسیر دیپلماسی هنوز از بین نرفته است
به گزارش اقتصادنیوز، پس از نزدیک به یک شبانهروز مذاکره فشرده، گفتوگوها میان ایران و آمریکا در اسلامآباد بدون دستیابی به توافق پایان یافت؛ نتیجهای که اگرچه ناامیدکننده به نظر میرسد، اما به معنای مرگ کامل دیپلماسی نیست. این مذاکرات که حدود ۲۱ ساعت به طول انجامید، با یک کنفرانس خبری کوتاه سهدقیقهای از سوی جیدی ونس به پایان رسید؛ او در این نشست صراحتا گفت: ما به توافق نرسیدیم. او در ادامه مدعی شد که خطوط قرمز آمریکا روشن بوده، اما ایران آنها را نپذیرفته است.
اقتصادنیوز: جنگ با ایران نهتنها معادلات ژئوپلیتیک خاورمیانه را تغییر داده، بلکه صحنه سیاست داخلی آمریکا را نیز دگرگون کرده است. تمرکز ترامپ از اقتصاد به جنگ باعث شده تا مهمترین پیام انتخاباتی او در آستانه یک رقابت حساس، تضعیف شود.
اکونومیست نوشت: در سوی دیگر میدان، فضای تهران نیز چندان متفاوت نبود. اسماعیل بقائی سخنگوی وزارت خارجه ایران، از بیاعتمادی و سوءظن حاکم بر مذاکرات سخن گفت و رسانههای رسمی ایران، خواستههای بیش از حد آمریکا را عامل شکست معرفی کردند. با این حال، هیچیک از طرفین زمان مشخصی را برای دور بعدی مذاکرات تعیین نکردهاند.
آتشبس بهعنوان پنجره محدود دیپلماسی
با وجود شکست این نشست، پنجره هنوز برای ادامه مذاکرات باز است. آتشبسی که در ۸ آوریل اعلام شد قرار است که تا دو هفته ادامه داشته باشد و در صورت توافق طرفین، قابل تمدید است. حتی نحوه رفتار هیئت آمریکایی با ادعای ارائه یک «پیشنهاد نهایی» و سپس ترک میز، خود میتواند بخشی از تاکتیک مذاکره باشد، نه لزوما پایان آن.
اهمیت تاریخی این دور از مذاکرات
این مذاکرات از چند جهت اهمیتی تاریخی داشت. اول آن که بالاترین سطح گفتوگو میان دو کشور از زمان انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹ تاکنون محسوب میشد. دومین مورد، حضور مستقیم ونس در رأس هیئت آمریکایی بود، چرا که او بهعنوان سیاستمداری که نسبت به جنگهای خاورمیانه بدبین است، میتوانست انگیزه بیشتری برای رسیدن به توافق داشته باشد.
در مقابل، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، یکی از چهرههای قدرتمند ساختار سیاسی ایران است که هدایت هیئت ایرانی را برعهده داشت.
سه مانع اصلی برای توافق
به گفته دیپلماتها، مذاکرات بر سه محور اصلی متمرکز بود: مسائل مالی (تحریمها و داراییهای بلوکهشده ایران)، وضعیت کشتیرانی و تنگه هرمز، و برنامه هستهای ایران.
در این میان، موضوع هستهای بهعنوان اصلیترین مانع توافق مطرح شد.
آمریکا خواهان تعهدی روشن از سوی ایران برای عدم دستیابی به سلاح هستهای و حتی کنار گذاشتن زیرساختهای لازم برای آن است. در مقابل، ایران نهتنها حاضر به واگذاری ذخایر اورانیوم غنیشده خود نیست، بلکه حق غنیسازی را نیز خط قرمز میداند. این شکاف عمیق، چیزی نیست که در یک جلسه یا حتی چند هفته حل شود؛ تجربه توافق قبلی نشان داده که چنین مذاکراتی ممکن است سالها طول بکشد.
توافق موقت تنها راه است...
نویسنده مدعی شد: با توجه به پیچیدگی اختلافات، محتملترین سناریو دستیابی به یک توافق موقت است؛ توافقی که شاید بتواند بخشی از مسائل را حل کرده و زمان بیشتری را برای مذاکرات فراهم کند. در چنین چارچوبی، ایران ممکن است کنترل خود بر تنگه هرمز را کاهش دهد و یا بخشی از ذخایر اورانیوم خود را کنار بگذارد. در مقابل آمریکا نیز برخی امتیازات اقتصادی مانند آزادسازی داراییهای بلوکهشده را ارائه خواهد داد.
اما چالش اصلی نه فقط بر تعهدات، بلکه بر سر زمان اجرای آنها است. ایران ترجیح میدهد که اهرمهای فشار خود مانند اورانیوم غنیشده را برای یک توافق جامع حفظ کند، در حالی که آمریکا خواهان حل سریع این موضوع است. دلیل آن این است که در صورت طولانی شدن مذاکرات، این ابزار در اختیار تهران باقی نماند.
جنگ روایتها؛ هر دو طرف خود را برنده میدانند
یکی از پیچیدهترین ابعاد این بحران، تفاوت در برداشت دو طرف از موقعیت خود است. ایران معتقد است که با تحمل هفتهها بمباران و ایجاد اختلال در اقتصاد جهانی، دست بالا را دارد و زمان به نفع اوست. در نگاه تهران، دونالد ترامپ بهدنبال خروج سریع از جنگ است، بهویژه آن که در آستانه انتخابات میاندورهای قرار دارد.
در مقابل، آمریکا بر این باور است که جنگ توان نظامی و اقتصادی ایران را تضعیف کرده و در صورت ادامه درگیری، فشارها میتواند بسیار شدیدتر شود. همین تفاوت دیدگاه نسبت به جنگ خود عاملی خطرناک است؛ زیرا هر طرف انتظار دارد که دیگری عقبنشینی کند.
نشانههای آمادهسازی برای سناریوهای احتمالی
در حالی که مسیر دیپلماسی هنوز از بین نرفته است، نشانههای نگرانکنندهای از آمادگی طرفین برای تشدید درگیری دیده میشود. آمریکا نیروهای نظامی بیشتری به منطقه اعزام کرده و ناوهای جنگی خود را به منطقه خلیج فارس فرستاده است. عبور ناوشکنهای آمریکایی از تنگه هرمز برای اولین بار از زمان آغاز جنگ، نشاندهنده افزایش تنشهاست.
در همین حال، عبور از تنگه همچنان تا حد زیادی محدود است و تنها تعداد کمی نفتکش از آن عبور میکنند. حتی برخی گزارشها حاکی از آن است که ایران در حال دریافت عوارض از کشتیها برای عبور از این مسیر است؛ اقدامی که میتواند تنشها را بیشتر کند.
آتش بس شکننده
وضعیت کنونی بسیار حساس است. از یک سو هنوز امکان بازگشت به میز مذاکره و دستیابی به یک توافق موقت وجود دارد و از سوی دیگر، سوءبرداشتها، بیاعتمادی و اختلافات عمیق میتواند بهسرعت مسیر را به سمت تشدید جنگ تغییر دهد.
جهان اکنون میان دو سناریو قرار دارد؛ «احیای تدریجی دیپلماسی یا ورود به مرحلهای خطرناکتر از تنشها که نهتنها منطقه، بلکه اقتصاد جهانی را نیز بیش از پیش دچار آشوب خواهد کرد.»