افزایش قیمت سوخت تنها آغاز ماجراست...

محاصره دریایی و تشدید تنش در تنگه هرمز به نفع ایران است یا آمریکا؟ | ریسک درگیری‌های گسترده‌تر بالا رفته است | متحدان آمریکا تحت فشار اقتصادی هستند

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۸۰۴۶۹
اقتصادنیوز: افزایش قیمت انرژی و گسترش دامنه نااطمینانی در اقتصاد جهانی، بیش از آن‌که ایران را تحت فشار قرار دهد، هزینه‌های سنگینی را به اقتصادهای مصرف‌کننده و متحدان آمریکا تحمیل کرده است.
محاصره دریایی و تشدید تنش در تنگه هرمز به نفع ایران است یا آمریکا؟ | ریسک درگیری‌های گسترده‌تر بالا رفته است | متحدان آمریکا تحت فشار اقتصادی هستند

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد، در میانه تشدید تنش‌ها میان ایران و آمریکا، معادله‌ای در حال شکل‌گیری است که بیش از آن‌که به اقدامات فوری وابسته باشد، به گذر زمان گره خورده است. در حالی که واشنگتن با تکیه بر فشار و تشدید ابزارهای تقابلی، از جمله اعلام محاصره، تلاش دارد تهران را به عقب‌نشینی وادار کند، نشانه‌ها حاکی از آن است که این رویکرد می‌تواند نتیجه‌ای معکوس به همراه داشته باشد.

چرا زمان به نفع ایران است؟

افزایش قیمت انرژی و گسترش دامنه نااطمینانی در اقتصاد جهانی، بیش از آن‌که ایران را تحت فشار قرار دهد، هزینه‌های سنگینی را به اقتصادهای مصرف‌کننده و متحدان آمریکا تحمیل کرده است. 

در چنین شرایطی، بسته شدن عملی تنگه هرمز و اختلال در یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان، به جهش قیمت نفت و گاز منجر شده است. این روند با تصمیم آمریکا برای اعمال فشار بیشتر، تشدید شده و ریسک درگیری‌های گسترده‌تر را بالا برده است. در واقع، هر اقدام تنش‌زا، نه‌تنها بحران را مهار نکرده، بلکه احتمال واکنش‌های متقابل و هدف‌گیری زیرساخت‌های انرژی در منطقه را افزایش داده است؛ مساله‌ای که چشم‌انداز بازارهای جهانی را تیره‌تر کرده است. 

به نوشته فایننشال تایمز، مقام‌های ایرانی بر این باورند که در این تقابل، زمان به سود آن‌ها حرکت می‌کند و شواهد موجود نیز این ارزیابی را تقویت می‌کند. هرچه انسداد تنگه هرمز طولانی‌تر شود، فشار اقتصادی و سیاسی بر آمریکا و متحدانش افزایش خواهد یافت و در نتیجه، موقعیت چانه‌زنی ایران در صورت بازگشت به مذاکرات تقویت می‌شود. این در حالی است که شوک اولیه به بازار انرژی تازه در حال نمایان شدن است و پیامدهای آن به‌تدریج در حال سرایت به سایر بخش‌های اقتصاد جهانی است. 

برآوردها نشان می‌دهد حذف حدود یک‌پنجم عرضه جهانی انرژی، یکی از بزرگ‌ترین تهدیدها برای امنیت انرژی در تاریخ معاصر به شمار می‌رود. تجربه شوک‌های نفتی دهه ۱۹۷۰ نشان داده که چنین اختلال‌هایی می‌تواند به دوره‌ای طولانی از تورم، رکود و سهمیه‌بندی سوخت منجر شود. اکنون نیز نشانه‌هایی از تکرار همان الگو دیده می‌شود، با این تفاوت که وابستگی زنجیره‌های تولید جهانی به انرژی، دامنه اثرگذاری بحران را گسترده‌تر کرده است. 

در کوتاه‌مدت، بخشی از اثرات جنگ به دلیل ذخایر در حال حمل نفت و گاز کاهش یافته بود، اما با گذشت زمان، آثار واقعی بسته شدن تنگه و حملات به زیرساخت‌های انرژی در حال آشکار شدن است. افزایش قیمت سوخت تنها آغاز ماجراست. کمبود سوخت جت می‌تواند صنعت هوانوردی و گردشگری را در آستانه فصل تابستان اروپا با چالش جدی مواجه کند. همچنین محدودیت در عرضه موادی مانند هلیوم، تولید نیمه‌رساناها را مختل کرده و کمبود کودهای شیمیایی نیز می‌تواند به افزایش قیمت مواد غذایی دامن بزند. این زنجیره از اختلال‌ها، فشار تورمی را در سطح جهانی تشدید خواهد کرد. 

در چنین فضایی، تصور واشنگتن این است که فشار اقتصادی ناشی از محاصره، ایران را به عقب‌نشینی سریع وادار خواهد کرد. با این حال، ساختار اقتصادی و سیاسی ایران به‌گونه‌ای است که امکان تطبیق با شرایط سخت را دارد. افزایش اخیر قیمت نفت، منابع مالی قابل توجهی برای ایران فراهم کرده و امکان تداوم صادرات محدود انرژی نیز به‌عنوان یک پشتوانه عمل می‌کند. همین عوامل، توان تاب‌آوری ایران را در برابر فشارها افزایش داده است. 

از سوی دیگر، گزینه‌های پیش‌روی آمریکا نیز با محدودیت‌های جدی مواجه است. حتی در صورت اقدام نظامی برای بازگشایی مسیر کشتیرانی، تضمینی برای امنیت پایدار وجود ندارد. ماهیت نامتقارن درگیری، به ایران این امکان را می‌دهد که با هزینه‌ای نسبتا پایین، همچنان ریسک را در مسیر انتقال انرژی حفظ کند. در نتیجه، حتی حملات محدود می‌تواند هزینه بیمه و حمل‌ونقل نفتکش‌ها را به‌طور قابل توجهی افزایش دهد و جریان تجارت را مختل نگه دارد. 

تشدید درگیری‌ها می‌تواند به گسترش دامنه اهداف حملات نیز منجر شود. زیرساخت‌های حیاتی در کشورهای حاشیه خلیج فارس، از جمله تأسیسات آب‌شیرین‌کن و خطوط لوله جایگزین، در معرض تهدید قرار دارند. این مساله نه‌تنها صادرات انرژی، بلکه زندگی روزمره در این کشورها را نیز با مخاطره روبه‌رو می‌کند. در کنار آن، گسترش تنش به مسیرهای دریایی دیگر، از جمله دریای سرخ، می‌تواند دامنه بحران را جهانی‌تر کند. 

پیامدهای این بحران به خاورمیانه محدود نمانده و نشانه‌های بی‌ثباتی سیاسی در دیگر نقاط جهان نیز بروز کرده است. افزایش قیمت سوخت، اعتراضات اجتماعی را در برخی کشورها برانگیخته و دولت‌ها را ناگزیر به مداخله کرده است. این روند می‌تواند در اقتصادهای شکننده‌تر، به بحران‌های عمیق‌تر سیاسی و اقتصادی منجر شود؛ به‌ویژه در کشورهایی که توان مالی لازم برای مهار نارضایتی‌ها را ندارند.

تداوم وضعیت کنونی نشان می‌دهد که گذر زمان‌، به‌ جای تضعیف ایران، هزینه‌های بیشتری را به طرف مقابل تحمیل می‌کند. در چنین شرایطی، پایان بحران نیازمند رویکردی مبتنی بر درک موازنه‌ها، صبر راهبردی و بازگشت به مسیر دیپلماسی است. بدون چنین تغییری، نه‌تنها بحران انرژی عمیق‌تر خواهد شد، بلکه پیامدهای سیاسی و اقتصادی آن می‌تواند به بازآرایی گسترده‌تری در نظم جهانی منجر شود.

 

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O