مسئولیت تاریخی قالیباف در مذاکرات از نگاه محمد قوچانی | پیروزی امروز ما در نابودی دشمن نیست، در ناکامی اوست | مهم حفظ ایران است؛ به ننگ یا به نام، به مردی یا نامردی ...
به گزارش اقتصادنیوز، محمد قوچانی؛ عضو شورای مرکزی و رئیس کمیته سیاسی حزب کارگزاران سازندگی ایران در مطلبی در روزنامه سازندگی نوشت:
تاریخ ایران، سرداران و وزیران بزرگی بهخود دیده است. سرداران ایران از آریوبرزن تا ابومسلم خراسانی، قهرمانان و پهلوانانی شاهنامهای بودهاند که ریشه در رستم و آرش داشتهاند و جان خویش در چله و کمان کردهاند تا از مرزهای میهن دفاع کنند.
ایران هرگز از سرداران بزرگ تهی نبوده است. همین تنگه هرمز که امروز دارالمرز ایران است، به پایمردی امام قلیخان فتح شد و از بیش از یکدهه سلطه استعمار پرتغال رهایی یافت.
در ایرانکهن هم همواره حکیمانی در مقام وزیران بودهاند که نماینده عقلسلیم و عقلعقلایی ملک و ملت بودند. وزیرانی چون بزرگمهر حکیم و خواجه نظامالملک و خواجه نصیرالدین طوسی و قائممقام فراهانی و میرزا حسینخان سپهسالار و محمدعلی فروغی، که کارشان از جنس حکمت عملی بود. از اینان نیز بزرگانی چون میرزا تقیخان هم ظهور کردند که امیر«کبیر» بود؛ یعنی هم صدراعظم بود و کشور را اداره میکرد و هم امیرنظام بود و لشکر را تمشیت میکرد.
ایران همیشه به امیرکبیرها نیاز دارد، اما امیرکبیر شدن کار آسانی نیست؛ وقتی سرنوشت او در حمام فین رقم میخورد. امیرکبیر فقط یک نام نیست، یک مرام است. وقتی محمدعلی فروغی در شهریور ۱۳۲۰ ایران را از مهلکه جنگ دوم جهانی نجات داد و ناسزا شنید و وقتی اکبر هاشمیرفسنجانی، بهعنوان جانشین فرمانده کلقوا به جنگ تحمیلی پایان داد و خائن خوانده شد. در اینجاست که قائممقام فراهانی و نیکولو ماکیاولی به شیوه عجیبی همسخن میشوند که درهرحال باید از وطن دفاع کرد؛ «به مردی یا نامردی» یا «به نام یا ننگ»! گرچه روزگاری به اکبر هاشمیرفسنجانی ناسزا میگفتند که چرا با تحمیل قطعنامه ۵۹۸ جامزهر را به حلق رهبر انقلاب اسلامی ریخته است، اما درنهایت با حوادث بعدی در سرنوشت ایران و عراق، نقش هاشمی در حفظ و توسعه ایران، حتی توان هستهای و موشکی غیرقابل کتمان است.
برای تبدیل فتح به ظفر، باید درک دقیقی از مفهوم پیروزی داشته باشیم. پیروزی امروز ما در نابودی دشمن نیست؛ در ناکامی اوست. ناکامی در نابودی ایران و نظم سیاسی و اجتماعی آن. این پیروزی کوچکی نیست و هیچ کم از بازپسگیری خرمشهر ندارد. ما وطنمان را دوباره فتح کردهایم.
بهصراحت باید نوشت؛ آقای محمدباقر قالیباف بهعنوان سردار سپاه و رئیس مجلس، در معرض بزرگترین آزمون سیاسی عمر خویش قرار دارد که با اعتماد رهبری و رئیسجمهور بهعنوان عالیترین مقام مذاکرهکننده ایران در برابر آمریکا تعیین شده است و در این جایگاه بهعنوان نماینده لشکر و کشور باید از موقعیت فرماندهان و سیاستمداران و بهطور مشخص سیدعباس عراقچی حمایت کند.
آقای قالیباف، فارغ از دیدگاه فردی و جناحی ما شهروندان عادی درباره ایشان، اکنون در چنین موقعیتی قرار دارند که بهنظر میرسید برعهده افرادی مانند علی لاریجانی باشد. اکنون با شهادت سرداران و دیپلماتها، نقش قالیباف، تاریخی است و تاریخ درباره آن داوری خواهد کرد. رسیدن به نقطه تعادل میان مقاومت و دیپلماسی کار حساسی است که میتواند همه ناکامیهای انتخاباتی گذشته را جبران کند.
اینجا باید با خدا، تاریخ و میهن معامله کرد و در چنین معاملهای توئیتهای هیستریک ترامپ یا نوشتههای خارج از مسئولیت علیرضا زاکانی، شهردار تهران یا فرمایشات سعید جلیلی، رقیب اصلی آقای قالیباف در انتخابات ۱۴۰۳ (که صداوسیما در فتح اوست) هیچ اهمیتی ندارد. اینجا معیار و عیار، محبوبیت و منفوریت نیست، گرچه معتقدم، ملت ایران دست کسی که صلحی شرافتمندانه را مهیا کند، به گرمی خواهد فشرد و در همین میدانهای شهر بر او درود خواهد فرستاد؛ حتی اگر به او رأی ندهند. چنین سیاستمداری وارد تاریخ خواهد شد. اما حتی نامآوری در جنگ و ننگ خواندن صلح هم مهم نیست؛ مهم حفظ ایران است؛ به ننگ یا به نام؛ به قول قائممقام فراهانی حتی به مردی یا نامردی ...