انتقاد روزنامه اصولگرا از صداوسیما؛ همه تلاش خود را صرف حماسه می کند و از زندگی عادی و روزمره مردم دور است/کودکان در میان اخبار جنگ، نیازمند فضایی برای تنفس روانی و فراغتاند
به گزارش اقتصادنیوز، روزنامه خراسان نوشت:
در مواجهه با شرایط خطیر کنونی، ما با دو جلوه متفاوت از مفهوم عشق به ایران روبهرو هستیم که هر دو ارزشمند هستند.
جلوه نخست، «وطندوستی ملموس و حاضر در خیابان» است؛ جریانی که با حضور فیزیکی، پرچمگردانی و ابراز هیجانات حماسی، تلاش میکند روحیه جمعی را دربرابر تهدیدات خارجی بالا نگاه دارد و عرصه را برای حضور عوامل داخلی دشمن در خیابان مسدود کند و با این حضور بسیاری از معادلات را به نفع ایران برهم زد.
اما جلوه دوم،«وطندوستی تابآورانه» است که بسیار خاموش است و به چشم نمیآید. قهرمانان این عرصه که حتی ممکن است در خیابان با پرچم زیبای ایران هم حضور داشته باشند، افراد مختلفی هستند از جمله کارگران روزمزدی که در رکود بازار ساخت و ساز به دنبال نان حلالاند؛ رانندگان تاکسیهای اینترنتی که در ترافیکهای سنگینِ همین روزها، برای معیشت خانواده زحمت میکشند؛ کارگرانی که با رکود برخی کسب وکارها تعدیل شدند یا صاحبان کسبوکارهای مجازی که با وجود قطعی اینترنت بین الملل و آسیبهای سنگین اقتصادی، فشار زیادی را به دوش میکشند. خلاصه اینکه این گروه که در بسیاری از مواقع با گروه اول همپوشانی دارند، خط مقدم تابآوری ملی را تشکیل میدهند.
خطر نادیده گرفتن بخشی از جامعه
اما خطر بزرگ، که میتوان آن را «گسست زیرپوستی» نامید، دقیقا از نقطهای آغاز میشود که رسانههای رسمی ، تنها یک چهره از این وطندوستی را به رسمیت میشناسند. وقتی تلویزیون تمام تمرکز خود را معطوف به حضور پرشکوه مردم در خیابان میکند و از کنار رنج خاموش گروه دیگر عبور میکند، احساس «نادیده گرفته شدن» در این اقشار حس میشود. این نادیده گرفتن در نهایت به «فرسایش همدلی» میانجامد. وقتی یک شهروند در قاب رسانه ملی هیچ بازتابی از دغدغهها و فشارهای خردکنندهاش نمیبیند، ناخودآگاه خود را بیرون از دایره «ما» احساس میکند و تابآوریاش کاهش مییابد.
پیامد تقلیل وظایف رسانه ملی
در عین حال که طی این روزها رسانه ملی تمام قد پای کار بوده اما در کنار نقاط قوتش نقد دیگری که میتوان به آن داشت، مربوط به تقلیل وظایفش به «روایت حماسه» در زمان جنگ است. رسانه ملی در شرایطی مثل این روزها، علاوه بر اینکه باید حماسه را پمپاژ کند، باید نقش «لنگرگاه آرامش» و «پناهگاه روانی» جامعه را هم ایفا کند.
امروز، در شرایطی که مدارس هنوز تعطیل هستند و آموزش آنلاین هم به خصوص برای مدارس دولتی با ضعفهای جدی روبهروست، کودکان و نوجوانان زمان زیادی را در خانه هستند. اما حتی بعد از گذشت پنجاه روز از آغاز جنگ، تلویزیون هنوز در بسیاری از محتواها به ریتم عادی زندگی بازنگشته و خبری از برنامه های کمدی و سرگرم کننده به خصوص برای کودکان و نوجوانان نیست.
آنهم در حالی که نیاز به سرگرمی، حتی آموزش درسی و عادیسازی زندگی برای خیلی از افراد جامعه، تا حدی به اندازه اطلاعرسانی و شورآفرینی اهمیت دارد. کودکان ما در میان اخبار جنگ، نیازمند فضایی برای تنفس روانی و فراغتاند و رسانه ملی به رغم موفقیت نسبی در دیگر عرصه های مربوط به اطلاع رسانی جنگ، در پر کردن این خلأ، نمره قابل قبولی نگرفته است.