سلیمی نمین: تندروها ادامهدهنده راه آقای احمدینژاد هستند/ باید مردم را نسبت به این افراد آگاه کرد، نه اینکه صرفاً با خود اینها برخورد شود
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، علیرغم همه مخالفتهایی که تندروها با محمدباقر قالیباف قبل از هر انتخابات هیأت رئیسه مجلس میکنند او تاکنون توانسته است که برای هفتمین بار بر سکان ریاست پارلمان تکیه بزند. اما علت این مخالفتهای تندورها با قالیباف چیست؟
مشروح گفت و گوی عباس سلیمی نمین، فعال سیاسی اصولگرا را در ادامه می خوانید؛
* اخیراً بیشتر نمایندگان مجلس که از طیف تندرو سیاسی هستند، از اقدامات آقای قالیباف انتقاد کردند، اما شاهد رکوردزنی آرای ایشان در مجلس بودیم. پیام افزایش آرای آقای قالیباف از نگاه شما چیست؟
اگر طیف وسیعی بود، در نتایج آرا هم آثار آن دیده میشد. بنابراین، «طیف وسیع» تعبیر درستی برای اندکی از نمایندگان که اظهارات شاذ بیان کرده و دارای ناپختگی سیاسی هستند، نیست. این نمایندگان بعضاً به معانی اظهارات سیاسی توجهی ندارند. تعداد اینها اندک است و الا هرگز این جماعت با ریاست آقای قالیباف موافق نیستند. هم اینها و هم تندروهای اصلاحطلب، اتهاماتی را به آقای قالیباف زدهاند و با او مخالف هستند. یعنی هر دو جریان، در گذشته کارنامه بسیار زشت و غیرقابل دفاعی در ارتباط با تخریب آقای قالیباف داشتهاند. اینها درک درستی از حکمرانی ندارند و لذا فکر میکنند که حکمرانی با توان اندک اینها ممکن خواهد بود. به همین دلیل، بسیاری از استعدادها و قابلیتها را از موضع تحقیر نگاه میکنند.
این جماعت بر طبل جدایی و انشقاق میکوبند و وحدت را در جامعه مخدوش میکنند
* قبل از انتخابات هیأت رئیسه شنیده میشد که تندروها میخواهند با معرفی کاندیدا، آرای قالیباف را بشکنند. اما آرای ایشان چقدر نشاندهنده تغییر وزن سیاسی تندروها بوده است؟
تغییری نکرده و قبلاً هم همینطور بوده است. اگر آنطور که شما میگویید باشد، اینها هرگز مایل به ریاست آقای قالیباف نبودند، از ابتدا هم این امر محقق نشده است. یعنی اینگونه نیست که آقای قالیباف قبلاً رأی نیاورده و الآن رأی آورده باشد و این را تغییر بدانیم. قبلاً هم کاندیدای آنان رأی نیاورده یا آرای کمتری داشتهاند و آقای قالیباف رأی بسیار بالایی داشتهاند که این بار این رأی بالاتر شده است. دقت میکنید؟ دلیلش این است که این جماعت بر طبل جدایی و انشقاق میکوبند و وحدت را در جامعه مخدوش میکنند. معلوم است که جایگاهشان باید تضعیف شود. در شرایط بسیار حساسی قرار داریم و دشمن تلاش میکند تا در ایران اختلاف ایجاد کند و به کشور ضربه بزند. کسانی که اختلافافکنی میکنند و سعی دارند نزاع ایجاد کنند، طبیعی است که در میان آحاد جامعه موقعیتشان تضعیف شود.
اما عرض کردم، این گزاره شما غلط است که قبلاً اینها خیلی زیاد بودند و امروز کم شدهاند. اینها در جریان اصلاحطلب هم محدود بودند، منتها سروصدایشان زیاد است. یعنی حرفهای شاذ میزنند و کسی که دعوا ایجاد میکند، در کانون نگاه و توجه قرار میگیرد. چون به نزاع دامن میزند، بیشتر دیده میشود. اینها آدمهایی هستند که سر و صدا دارند، نه کثرت.
باید مردم را نسبت به این افراد آگاه کرد، نه اینکه صرفاً با خود اینها برخورد شود
* با توجه به وحدتشکنی این تندروها و دوقطبیسازی که انجام میدهند، چه برخوردی باید با آنان کرد؟
برخورد با اینها مسئله را حل نمیکند. در واقع، باید مردم را نسبت به این افراد آگاه کرد، نه اینکه صرفاً با خود اینها برخورد شود. دو نوع برخورد وجود دارد؛ یکی اینکه با این افراد تندرو برخورد کنیم و راه دوم این است که با آگاهی دادن به افرادی که تصور میکنند اینها حرفهایی در راستای مصالح کشور میزنند یا آدمهای شجاعی هستند که راحت انتقادهای تند میکنند، آگاهیبخشی صورت بگیرد. اگر مثلاً قوه قضاییه با اینها برخورد کند، به نظر من مسئله خیلی حل نمیشود.
وقتی آقای زیباکلام میگوید «ما چه کاری کردیم که آمریکاییها آمدند مدرسه میناب را زدند»، این صراحتاً دفاع از آمریکاست. باید ماهیت او را روشن کرد، نه اینکه قوه قضاییه احضارش کند. به نظر شما تأثیری میگذارد؟ فرض کنید جریمه هم بکنند، باز هم تأثیری نمیگذارد. حتماً باید ماهیت این افراد روشن شود. در شرایطی که این تعداد کودک مظلومانه به شهادت رسیدهاند، همچنان تلاش میکند آمریکا را تبرئه کند؛ از این چه جنایتی بالاتر است؟ کشوری عامدانه مدرسهای را با همه بچهها هدف قرار میدهد، بعد کسی بلند میشود و میگوید باید ببینیم ما با آمریکا چه کردهایم؟ فرض کنید آمریکاییها در ایران کودتا نکرده بودند و ما این اقدام را در آمریکا انجام داده بودیم؛ آیا آمریکاییها اجازه دارند بچهها را بکشند؟
باید سعی کرد ماهیت این تندروها روشن شود؛ یعنی مشخص شود که مثلاً اینجا که چنین حرفی میزنند، ناشی از وابستگی، کجفهمی یا نوعی رقابت سیاسی است. اصلاحطلبان چند شهردار داشتند، اما هیچکدام نتوانستند مانند آقای قالیباف بدرخشند. بنابراین، به جای اینکه خودشان تلاش کنند در دوران مدیریت شهری کارنامه قابل دفاعی ارائه دهند، به چند نفر پروژهبگیر گفتند که آقای قالیباف را تخریب کنند؛ چون در قالب رقابت سازنده نمیتوانند با آنچه از ایشان در کارنامه شهری باقی مانده رقابت کنند.
تندروها ادامهدهنده راه آقای احمدینژاد هستند
* یعنی رقابتی که برخی از تندروهای اصولگرا با آقای قالیباف دارند، ناشی از ناتوانی در رقابت با ایشان است؟
بخشی از این مسئله همین است که نمیتوانند رقابت کنند و بخشی هم، به نظر من، ناشی از مشکل فهم سیاسی اینهاست. به طور مثال، اساساً برای مذاکره شأنی قائل نیستند؛ در حالی که مذاکره بخشی از آگاهیبخشی به جامعه بشری است. اصل مذاکره یعنی انتقال و انتشار آگاهی و اینها این مسئله را نمیفهمند. البته ممکن است در برخی شرایط بگوییم مذاکره در این مقطع درست نیست یا باید متوقف شود، اما این به معنای نفی اصل مذاکره نیست. شرایط میتواند موقتاً این مسئله را از دستور کار خارج کند، اما اصل آن یکی از راهکارهای حکمرانی برای روشنکردن افکار عمومی، حتی در خارج از کشور، است. الآن آقای قالیباف بحث مذاکرات را رهبری میکند و اینها به دلیل عدم فهمشان از مذاکره، به تخریب رئیس مجلس روی آوردهاند. بنابراین، باید هر کدام از این موارد را به صورت جداگانه بررسی و روشن کرد و توضیح داد که علت این نوع تخریبگری چیست.
البته در دوران احمدینژاد، کار بسیار زشتی انجام شد و اقدامی مغایر با مصالح ملی صورت گرفت که همه شخصیتهای نظام را در معرض حذف قرار داد. آقای لاریجانی، آقای دکتر حداد و بیشتر شخصیتهایی که آزمون قابل قبولی از خود ارائه کرده بودند، در معرض حذف قرار گرفتند. البته بعضی از اینها ادامهدهنده راه آقای احمدینژاد هستند و از همان زمان نیز تقابل جدی با شهید لاریجانی و آقای حدادعادل داشتند. امروز هم این کجفهمی ادامه دارد. برخی واقعاً فهم درستی از تعابیر سیاسی ندارند. خود این مسئله منشأ بسیاری از رفتارهای نادرست سیاسی شده است.