آغاز فصل جدید رابطه ایران و اعراب خلیج فارس؟ | «ظرفیتهای اقتصادی» زمینه ساز اعتمادسازی تدریجی است
به گزارش اقتصادنیوز، تفاهمنامه اخیر میان ایران و آمریکا که شامل آتشبس 60 روزه، بازگشایی تنگه هرمز و چارچوبی برای مذاکرات آتی درباره برنامه هستهای و تحریمهاست، اگرچه میتواند از شدت بحران کنونی بکاهد، اما بهتنهایی قادر به برطرف کردن ریشههای عمیق بیثباتی در منطقه، نیست.
با این حال، این توافق بار دیگر توجهها را به مسئلهای مهمتر جلب کرده است: آینده روابط ایران و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس.
وابستگی به بازیگران خارجی
اریک آلتر و رابرت منسون در نشنال اینترست نوشتند: واقعیت آن است که روابط میان ایران و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، همچنان تا حد زیادی تحت تأثیر تصمیماتی قرار دارد که در تهران، واشنگتن و دیگر مراکز قدرت منطقهای و بینالمللی اتخاذ میشود. در نتیجه، امنیت خلیج فارس هنوز بهطور کامل بر سازوکارهای بومی و منطقهای استوار نشده و وابستگی قابل توجهی به بازیگران خارجی دارد.

سه نوع رابطه متفاوت در منطقه
برای درک بهتر شرایط کنونی، میتوان روابط ایران و کشورهای عرب خلیج فارس را در قالب سه نوع شراکت بررسی کرد؛ «شراکتهای ناشی از ضرورت، شراکتهای ناشی از شرایط و شراکتهای مبتنی بر انتخاب.»
نخستین نوع رابطه، شراکتی است که از ضرورتهای جغرافیایی و امنیتی ناشی میشود. ایران و کشورهای عربی خلیج فارس در یک محیط جغرافیایی مشترک زندگی میکنند، مسیرهای دریایی حیاتی، بازارهای انرژی و زیرساختهای مهم اقتصادی آنها به یکدیگر گره خورده است و هیچیک نمیتواند دیگری را نادیده بگیرد.
در سالهای گذشته، حملات به کشتیها در تنگه هرمز، تهدید زیرساختهای انرژی و بحرانهای مختلف منطقهای بارها نشان دادهاند که هرگونه تنش در خلیج فارس میتواند پیامدهایی فراگیر برای همه کشورهای منطقه داشته باشد. همین مسئله سبب شده تا حتی در دورههایی که روابط سیاسی میان ایران و برخی همسایگان عرب تیره بوده، ارتباط و گفتوگو هیچگاه بهطور کامل متوقف نشود.
کشورها هنوز برای ادامه همکاری با ایران انگیزه دارند
تفاهمنامه اخیر میان تهران و واشنگتن نیز این واقعیت را تغییر نمیدهد. این توافق بیشتر یک چارچوب اولیه برای مذاکرات بعدی است و هنوز پاسخ روشنی برای بسیاری از نگرانیهای امنیتی منطقه ارائه نمیکند. از این رو، کشورهای خلیج فارس همچنان انگیزه خواهند داشت که در کنار روابط خود با قدرتهای خارجی، کانالهای ارتباطی مستقیمی با ایران حفظ کنند.
محدودیتهای اتکا به قدرتهای خارجی
دومین نوع رابطه را میتوان شراکت ناشی از شرایط نامید؛ روابطی که در نتیجه ساختار امنیتی منطقه و حضور قدرتهای فرامنطقهای شکل گرفتهاند.
در چند دهه گذشته، کشورهای عرب خلیج فارس برای حفظ امنیت خود به همکاری گسترده با آمریکا متکی بودهاند. حضور پایگاههای نظامی آمریکا در بحرین، قطر، کویت، عربستان سعودی و امارات بخشی از این راهبرد بوده است. این همکاریها تا حد زیادی به ایجاد بازدارندگی و اطمینانبخشی امنیتی کمک کردهاند.
با این حال، تحولات اخیر نشان داده است که اتکا به تضمینهای امنیتی خارجی نمیتواند همه مخاطرات را از میان بردارد. حتی زمانی که دولتهای عربی تلاش میکنند تا از درگیریها فاصله بگیرند، ماهیت بههمپیوسته امنیت منطقه باعث میشود تا تنشهای ایجادشده در نقطهای دیگر به سرعت بر آنها نیز اثر بگذارد.

اهمیت توافق با عربستان
در همین چارچوب، توافق احیای روابط ایران و عربستان در سال ۲۰۲۳ که با حمایت چین، عمان و عراق حاصل شد، اهمیت ویژهای پیدا میکند. این توافق به کاهش سطح تنش میان دو قدرت مهم منطقه کمک کرد، زمینه گفتوگوهای بیشتری را فراهم ساخت و به کاهش برخی نگرانیهای امنیتی منجر شد. همچنین به عربستان امکان داد تا برنامههای اقتصادی بلندپروازانه خود را با فضای باثباتتری دنبال کند.
زنجیره بحران در منطقه
با وجود این، بحرانهای اخیر نشان دادند که حتی بهبود روابط دوجانبه نیز نمیتواند کشورهای منطقه را بهطور کامل از آثار بیثباتیهای گستردهتر مصون نگه دارد. وابستگی متقابل اقتصادی، بازارهای انرژی و شبکههای حملونقل دریایی باعث شدهاند که امنیت منطقه همچنان ماهیتی مشترک و فراملی داشته باشد.
فرصت همکاریهای انتخابی وجود دارد
در کنار ضرورتها و شرایط موجود، اکنون زمینهای برای شکلگیری نوع سومی از روابط نیز وجود دارد؛ روابطی که نه از سر اجبار، بلکه بر پایه انتخاب و منافع مشترک بنا شوند.
چنین همکاریهایی لزوما به معنای پایان رقابتهای ژئوپلیتیکی یا حل همه اختلافات سیاسی نیست، بلکه هدف اصلی آنها تمرکز بر حوزههایی است که منافع مشترک در آنها وجود دارد و میتواند به افزایش ثبات و کاهش تنش کمک کنند.
از این منظر، ظرفیتهای اقتصادی میان ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس همچنان قابل توجه است. تجارت، سرمایهگذاری، گردشگری، حملونقل، اتصال زیرساختهای انرژی و همکاریهای لجستیکی از جمله حوزههایی هستند که میتوانند زمینهساز اعتمادسازی تدریجی شوند.
حتی در دورههای تنش نیز بسیاری از ارتباطات اجتماعی، فرهنگی و مذهبی میان ایران و کشورهای عربی ادامه یافته است.

تمایل به استقلال راهبردی
عامل مهم دیگر، تمایل فزاینده همه بازیگران منطقه برای افزایش استقلال راهبردی است. کشورهای عرب خلیج فارس در سالهای اخیر تلاش کردهاند تا روابط اقتصادی و سیاسی خود را متنوعتر کنند و تنها به شرکای سنتی غربی متکی نباشند. ایران نیز همزمان با چالشهای مربوط به روابط با آمریکا، در حال ارزیابی مجدد میزان اتکاپذیری شرکای بینالمللی خود است.
این تحولات میتواند زمینهای مشترک را برای شکلگیری همکاریهای محدود اما مؤثر منطقهای فراهم کند.
مسیر واقعبینانه برای آینده نزدیک چیست؟
پیشبرد همکاری لزوما نیازمند توافقهای بزرگ سیاسی نیست. اقداماتی مانند ایجاد کانالهای دائمی ارتباط در زمان بحران، همکاریهای دریایی، گفتوگو درباره امنیت انرژی، حفاظت از محیط زیست و سازوکارهای جلوگیری از سوءتفاهمهای نظامی میتوانند گامهای عملی و قابل دستیابی باشند.
البته اختلافات میان ایران و برخی کشورهای عربی همچنان پابرجاست و بعید است که در آینده نزدیک از میان برود، اما تجربه سالهای اخیر نشان داده است که مدیریت اختلافات و جلوگیری از تبدیل آنها به بحران، به همان اندازه حل اختلافات اهمیت دارد.
آینده روابط نه اتحاد است نه تقابل
بنابراین، آینده روابط ایران و کشورهای خلیج فارس نه بر اساس اتحاد کامل، و نه بر پایه تقابل دائمی شکل خواهد گرفت. آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، توانایی بازیگران منطقه در تبدیل همزیستی اجتنابناپذیر به همکاری هدفمند است. در شرایطی که نظام بینالملل با عدم قطعیتهای شدیدی روبهروست، ایجاد سازوکارهای بومی برای گفتوگو، مدیریت بحران و همکاریهای محدود اما پایدار میتواند به یکی از مهمترین عوامل ثبات و امنیت در خلیج فارس تبدیل شود.