موانع توسعه در ایران | عباس آخوندی: حاکمیت بدون حضور شهروندان نمیتواند توسعه را محقق کند | یکی از مهمترین مسیرهای اصلاح و توسعه، بازگشت به مسئله شهروندی و تقویت این نهاد است
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، «شهرداد» پروژهای است که با هدف نزدیک کردن دانش به عمل و تقویت کنشگری شهروندان شکل گرفته است؛ مسیری که به گفته بنیانگذارانش قرار است افراد را از مواجهه صرف با مشکلات روزمره، به سمت شناخت و صورتبندی درست مسائل و در نهایت کنش آگاهانه هدایت کند. در دورههای این پروژه، موضوعاتی از تابآوری اجتماعی و مدیریت شهری گرفته تا حملونقل، شوراها و حکمرانی آب در قالب کارگاه و با تمرکز بر مسائل واقعی مورد بحث قرار میگیرند.
اما آیا اساساً میتوان «کنشگر» را در کارگاه تربیت کرد؟ مخاطب چنین دورههایی چه کسانی هستند و فردی که از شهرداد بیرون میآید، قرار است چه نقشی در جامعه داشته باشد؟
عباس آخوندی، وزیر پیشین راه و شهرسازی و مدیر پروژه «مدرسه شهرداد»، در گفتوگو با خبرآنلاین درباره ایده شکلگیری این پروژه، مفهوم کنشگری، شیوه آموزش و آنچه از شرکتکنندگان انتظار میرود توضیح میدهد. مشروح این گفتوگو را در ادامه بخوانید:
![]()
آقای دکتر ایده «شهرداد» از کجا شکل گرفت؟ چه خلأیی در جامعه یا مدیریت شهری وجود داشت که شما را به این نتیجه رساند چنین مجموعهای باید شکل بگیرد؟
از دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰، براساس ارزیابیای که از وضعیت سیاست و حکمرانی در ایران داشتم، به این نتیجه رسیدم که یکی از اصلیترین موانع رشد و توسعه کشور به ضعف «نهاد شهروندی» برمیگردد. بهتدریج، فقدان «شهروند آگاه، مسئول، کنشگر و ذیحق» برای من به یک مسئله بنیادین تبدیل شد.
به اعتقاد من، اگر جامعهای شهروندان مسئول و کنشگر داشته باشد، همین شهروندان میتوانند زمینه اصلاح دولت و حکومت را فراهم کنند. از همان زمان به این نتیجه رسیدم که اگر قرار است اندیشه اصلاح و توسعه را در ایران دنبال کنیم، باید احیای نهاد شهروندی را در کانون توجه قرار دهیم؛ بهویژه در شرایطی که با پدیده شهروند درجه یک و دو و تبعیضهای گسترده شهروندی مواجهیم.
اگرچه بخش عمده تجربه من در حوزه حاکمیت بوده، اتفاقاً از درون همین تجربه به این نتیجه رسیدم که حاکمیت بهتنهایی و بدون حضور شهروندان نمیتواند توسعه را محقق کند. به همین دلیل امروز هم معتقدم یکی از مهمترین مسیرهای اصلاح و توسعه ایران، بازگشت به مسئله شهروندی و تقویت این نهاد است.
![]()
در معرفی شهرداد بر «کنشگری» تأکید زیادی میشود. تعریف شما از کنشگر چیست و چه تفاوتی با یک شهروند آگاه یا متخصص دارد؟
کنشگر کسی است که بتواند مسئله را بهدرستی صورتبندی کند. همه ما روزانه با مشکلات متعددی مواجهیم، اما مهم این است که بتوانیم از ظاهر مشکل عبور کنیم، ریشه آن را بشناسیم و صورت مسئله را درست تشخیص دهیم.
برای مثال، همه از تورم ناراضیاند، اما اگر تورم را صرفاً به «گرانی» تقلیل دهیم، طبیعتاً راهحل را هم در افزایش نظارت میبینیم؛ یعنی دولت نیروی بیشتری برای کنترل قیمتها استخدام کند. در حالی که این اقدام میتواند هزینههای دولت و کسری بودجه را افزایش دهد. اگر مسئله را درست صورتبندی کنیم، باید به سراغ ریشههایی مانند کسری بودجه، درآمدها و هزینههای دولت برویم.
بنابراین کنشگری صرفاً به معنای گلایه یا اعتراض نیست؛ هرچند اعتراض حق مردم است. کنشگر باید بتواند ریشه مسئله را تشخیص دهد و آن را درست صورتبندی کند. این موضوع درباره آب، شهر و دیگر مسائل کشور نیز صدق میکند؛ چراکه راهحل مبتنی بر صورت مسئله نادرست، گاهی خود به پیچیدهتر شدن مشکل منجر میشود.
آیا «کنشگری» چیزی است که در کلاس و کارگاه آموزش داده شود یا بیشتر در جریان تجربه، حضور در جامعه و مواجهه با مسائل واقعی شکل میگیرد؟
دقیقاً به همین دلیل بحث ما «کلاس» نیست، بلکه «کارگاه» است؛ یعنی با نمونهها و مسائل واقعی سروکار داریم. برای مثال، آیا مشکل ترافیک با ساخت آزادراه حل میشود؟ تجربه نشان میدهد با افزایش آزادراهها، تعداد خودروها نیز افزایش پیدا میکند و حتی ممکن است همان روز افتتاح یک آزادراه شاهد راهبندان باشیم. بنابراین راهحل ترافیک را باید در تقویت حملونقل عمومی جستوجو کرد.
وقتی شهرداری در بازوهای مطبوعاتی یا تبلیغات رسانهای از ساخت یک پل یا آزادراه بهعنوان دستاورد یاد میکند، کنشگر باید بتواند بپرسد آیا بهتر نبود این منابع صرف افزایش ظرفیت مترو، اتوبوس، خطوط ویژه و دسترسی مردم به حملونقل عمومی شود؟ در حومه تهران و بسیاری از شهرهای بزرگ، دسترسی به حملونقل عمومی محدود است و روزانه بیش از ۵۰۰ هزار خودرو وارد تهران میشوند. بنابراین در این کارگاهها تلاش میکنیم با بررسی همین مسائل واقعی، شیوه درست صورتبندی مسئله را تمرین کنیم.
![]()
شما به نقش رسانهها هم در صورتبندی مسائل انتقاد دارید. مشکل را کجا میبینید؟
رسانهها بسیاری از مشکلات را درست تشخیص میدهند؛ مشکل ترافیک، ضعف آموزش یا مشکلات بهداشت و درمان را میبینند، اما وقتی میخواهند آنها را صورتبندی کنند و به علت برسند، خیلی سریع به سمت یک پاسخ مستقیم میروند. پاسخ مستقیم معمولاً راهزن است و گاهی به ضد خودش تبدیل میشود. نکته مهم همین است که مسئله را چگونه بفهمیم و چگونه صورتبندی کنیم.
مخاطبان شهرداد چه کسانی هستند؟ آیا تخصص یا سابقه خاصی برای ورود به این دورهها لازم است؟
وقتی از طرح شهروندی صحبت میکنیم، تخصص برای ما ملاک نیست. مهم این است که شهروند بتواند آگاهی لازم را پیدا کند، مسئله را درست بفهمد و اگر قصد مطالبهگری دارد، مطالبه درستی مطرح کند.
برای مثال، تهران از یک سو با کمیابی آب مواجه است و آب از حوزههای مختلف به این شهر منتقل میشود و از سوی دیگر، ظرفیت جمعیتپذیری آن افزایش پیدا میکند. ممکن است افزایش صدور پروانه ساختمانی در نگاه اول اتفاق مثبتی به نظر برسد، اما ساختوساز بیشتر به معنای افزایش جمعیتپذیری و در نتیجه تشدید فشار بر منابع آب است. بنابراین آنچه برای ما اهمیت دارد، توانایی شهروند در دیدن ارتباط میان مسائل و صورتبندی درست آنهاست.
![]()
آیا برای حضور در شهرداد محدودیت سنی یا جنسیتی وجود دارد؟
خیر؛ محدودیت سنی یا جنسیتی وجود ندارد و هر کسی که بخواهد میتواند در این دورهها شرکت کند.
فردی که دورههای شهرداد را پشت سر میگذارد، در پایان قرار است چه توانایی مشخصی پیدا کرده باشد؟
ما از منظر اجتماعی به صورتبندی مسئله نگاه میکنیم. البته هر صورتبندی اجتماعی میتواند جنبههای سیاسی هم داشته باشد، اما ما به دنبال بحث سیاسی نیستیم. هدف این است که افراد بتوانند مسائل را درست تحلیل و صورتبندی کنند.
اینکه فرد بعداً کجا فعالیت کند به خودش مربوط است؛ میتواند عضو هلالاحمر باشد، در یک رسانه خبرنگار باشد یا در یک نهاد حرفهای و صنفی فعالیت کند. اینکه کجا ایستاده اهمیت ندارد؛ مهم این است که بعد از دوره بتواند مسائلی را که هر روز با آنها مواجه میشود بهتر صورتبندی کند و به ظاهر مشکلات اکتفا نکند.
اگر کنشگر مسئله را درست بشناسد اما صدایش در ساختار تصمیمگیری شنیده نشود، چه؟
آنچه ما در شهرداد دنبال میکنیم، این است که فرد بهعنوان یک کنشگر بتواند تشخیص دهد چه مطالبهای دارد و چگونه آن را در دستور کار دولت و حاکمیت قرار دهد. یکی از مشکلات ما این است که گاهی اساساً نمیدانیم چه چیزی باید از دولت مطالبه کنیم.
برای مثال، اینکه از دولت بخواهیم تعداد اتوبانها را افزایش دهد، با این مطالبه که دسترسی ساکنان منطقه شهری تهران، حتی تا فاصله ۱۰۰ کیلومتری از مرکز شهر، به حملونقل عمومی گسترش پیدا کند، دو خواسته کاملاً متفاوت است. بنابراین مسئله فقط شنیدهشدن صدای شهروند نیست؛ مهم این است که این صدا حامل یک مطالبه درست و مبتنی بر شناخت دقیق مسئله باشد. یکی از تواناییهای اصلی کنشگر نیز همین است که مسئله و خواسته خود را بهدرستی صورتبندی کند و بتواند آن را وارد دستور کار دولت و حاکمیت کند.
![]()
پس کنشگر مطلوب شهرداد چه نسبتی با دولت دارد؛ همکاری، مطالبهگری یا نقد؟
کنشگر میتواند با نهادهای مختلف همکاری کند. هدف ما شکلگیری یک فعالیت مدنی سالم و سازنده است، نه ایجاد جدل. شهروند باید بتواند در کنار دولت نقش مکمل داشته باشد و در عین حال، مطالبه درست و آگاهانهای را مطرح کند.
البته این به معنای همراهی صرف با دولت نیست. کنشگر آگاه باید بتواند مسئله را درست تشخیص دهد و عملکرد و تصمیمهای مسئولان را نیز نقد کند. اگر مسئولی اطلاعات نادرستی ارائه کرد یا راهحلی غیرواقعبینانه برای یک مسئله مطرح کرد، کنشگر باید توان تشخیص آن را داشته باشد و بتواند در برابر چنین ادعایی بایستد. بنابراین همکاری، مطالبهگری و نقد، هر سه میتوانند بخشی از کنشگری مدنی باشند.
در نهایت موفقیت شهرداد را با چه معیاری میسنجید؟ مثلاً پنج سال دیگر چه اتفاقی باید افتاده باشد تا بگویید این پروژه موفق بوده است؟
اگر این دوره منجر به این شود که تعدادی از افراد بتوانند صورت مسئله درست را از صورت مسئله اشتباه تشخیص دهند و وقتی صورت مسئله نادرستی مطرح میشود، بتوانند آن را نقد کنند، برای ما نشانه موفقیت است.