هزینه تعرفه گمرکی را چه کسی میپردازد؟ | پاسخ یک اقتصاددان به مغالطه دونالد ترامپ | آیا مدل تجارت چین غارتگرانه است؟ | دریافت پول چیز خوبی است، اما...
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از دنیای اقتصاد، جان کاکرین، اقتصاددان، در مقالهای با عنوان «Trade Basics» نوشت:
محاسبات استیون میران که مدعی بود خارجیها هزینه تعرفههای گمرکی را میپردازند، توجه بسیاری را به خود جلب کرد. رئیسجمهور ترامپ نیز بارها از این سخن گفته است که باید کاری کرد تا خارجیها هزینهها را بپردازند. هفته گذشته همچنین در سخنرانی جالبی شرکت کردم که سخنران در آن از رویههای تجاری بهاصطلاح «غارتگرانه» چین انتقاد میکرد.
نخستین واکنشی که به استدلال میران مطرح شد، این بود که آیا واقعا بار تعرفهها بر دوش خارجیها میافتد یا نه. به نظر من، این بحث اصل مساله را نادیده میگیرد. فرض کنیم، صرفا برای پیشبرد استدلال، که خارجیها صددرصد هزینه تعرفهها را میپردازند. پرسش اینجاست که آنها این پول را از کجا به دست میآورند؟ تنها یک راه برای تامین آن وجود دارد: باید کالاها و خدمات بیشتری به ایالات متحده بفروشند.
از خود پول فراتر بروید و به واقعیت بنگرید. فرض کنید چین ۱۰۰ دستگاه خودرو برای ما ارسال میکند و ما نیز در مقابل، ۱۰۰ تن گندم برای آنها میفرستیم. حال تعرفهای وضع میکنیم که بر اساس آن، چین باید به ازای هر خودرویی که در بازار آمریکا میفروشد، یک خودرو نیز به دولت آمریکا تحویل دهد. در این صورت، چین باید در ازای همان ۱۰۰ تن گندم، ۲۰۰ خودرو برای ما بفرستد یا به بیان دیگر، ما برای دریافت همان ۱۰۰خودرو، تنها ۵۰تن گندم صادر خواهیم کرد. در هر دو حالت، واردات افزایش مییابد و صادرات کاهش پیدا میکند. مطمئن نیستم این همان نتیجهای باشد که طرفداران جنگ تجاری به دنبال آن هستند!
ترامپ، بهعنوان یک تاجر، بهطور غریزی میخواهد دیگران را وادار کند برای محصولات شما پول بیشتری بپردازند یا حتی مستقیما برایتان پول بفرستند. اما اگر خارجیها برای آمریکا دلار بفرستند، این دلارها را از کجا به دست آوردهاند؟ پاسخ روشن است: از طریق فروش کالاها و خدمات به آمریکا. و اگر بهجای دلار، یورو بفرستند، ما با آن یوروها چه خواهیم کرد؟ کالاها و خدمات اروپایی خواهیم خرید.
بنابراین، از خود پول فراتر بروید. در نهایت، تنها راهی که خارجیها میتوانند به ما «پرداخت» کنند، این است که کالاها را بر کشتیها بار بزنند و برای ما ارسال کنند. نکته جالب اینجاست که شهود طرفداران جنگ تجاری بهدرستی دریافته است که «دریافت پول» چیز خوبی است، اما متوجه نشده است که معنای واقعی دریافت پول، در نهایت، دریافت کالاها و خدمات است.
هفته گذشته چندین بار اصطلاح «تجارت غارتگرانه» را شنیدم. جالبترین مورد این بود که یکی از سخنرانان در پاسخ به پرسشی پذیرفت که استعمار «غارتگرانه» بوده است؛ یعنی بریتانیا، بنا بر این روایت، چین و هند را وادار میکرد کالاهای خود را بر کشتیها بار بزنند و به انگلستان بفرستند. اما همان سخنران، تنها یک جمله بعد، ادعا کرد که یکی از بزرگترین اشتباهات سیاستی نسل ما، پذیرش عضویت چین در سازمان تجارت جهانی بوده است؛ زیرا چین از «رویههای تجاری غارتگرانه» استفاده میکند. مقصود او این بود که چین کالاهای خود را با قیمتهایی بهطور مصنوعی پایین بر کشتیها بار میزند و برای ما میفرستد؛ یعنی در ازای کالاهایی که ارزش کمتری دارند، کالاهای باارزشتری به ما میدهد.
به نظر من، این دو ادعا با یکدیگر سازگار نیستند. بالاخره باید یکی را پذیرفت: یا استخراج کالاها در دوران استعمار، لطف بزرگی بود که انگلستان در حق چین و هند انجام داد و موجب شکلگیری صنایع صادراتی در آن کشورها شد یا اگر همان عمل امروز از سوی چین انجام میشود، باید آن را لطفی در حق ما بدانیم، نه آسیبی به ما.
البته تجارت ابعاد بسیار گستردهتری از این بحثها دارد. حتی اگر استدلال میران درباره «تعرفه بهینه» درست باشد و حتی اگر خارجیها واقعا هزینه تعرفهها را بپردازند، که معنای آن، همانطور که دیدیم، ارسال کالاها با کشتی یا کامیون به سوی ماست، آیا این لزوما چیز خوبی است؟ آیا جایگاه ایالات متحده در جهان باید این باشد که از «قدرت بازار» خود ــ و حتی در صورت لزوم از قدرت نظامی ــ استفاده کند تا سایر کشورهای جهان را وادار سازد کالاهای خود را بار کشتی کنند و تقریبا رایگان در اختیار ما قرار دهند؟ اگر حاضر نیستید تفنگداران دریایی آمریکا را به مکزیک بفرستید تا بخشی از دارایی کارگران آن کشور را مصادره کنند، پس چرا انجام همان کار از طریق سیاست تجاری را اقدامی مطلوب و قابل دفاع میدانید؟ در هر صورت، همیشه سودمند است که مسیر حرکت پول را چند گام دنبال کنیم و از ظاهر پول فراتر برویم تا دریابیم هر سیاست، در نهایت، از نظر کالاها و خدمات واقعی چه معنایی دارد.
اقتصادنیوز: اگر هوش مصنوعی منجر به این شود که هزینه نهایی تولید کالاها به صفر میل کند، یعنی در دنیایی با فراوانی مفرط، همچنان موضوعاتی چون کمیابی، موازنه و عدم قطعیت پابرجا هستند و به همراه آنها، نقش حیاتی قیمتها برقرار خواهد ماند.