کارآفرینی؛ ستون اصلی بقا و تابآوری | چرا بسیاری از کسبوکارهای نوپا به بنگاههای پایدار تبدیل نمیشوند؟ | راز مرگ زودهنگام کسبوکارهای نوپا در اقتصاد جهانی
به گزارش اقتصادنیوز، «اگر میخواهید شوآف کنید، کارآفرین نشوید!» این جمله، اصلیترین پیام گزارش «دیدهبان جهانی کارآفرینی» است که با نام «از عدم قطعیت تا فرصت» منتشر شده و وضعیت رشد کسبوکارها را بررسی میکند. این گزارش که بهتازگی منتشر شده است، تاکید میکند که «کارآفرینی دیگر یک پدیده حاشیهای، تزیینی، فخرفروشانه یا حتی محصول تصادفی ناشی از جاهطلبیهای فردی نیست».
سعید ابوالقاسمی در هفته نامه تجارت فردا نوشت: در جهانی که سرشار از شوکهای ساختاری است، کارآفرینی به خمیرمایه بقا و ستون اصلی تابآوری راهبردی ملی تبدیل شده و بسیاری از کشورها را به فکر انداخته تا به آن توجه بیشتری داشته باشند. این گزارش در شرایطی منتشر شده که شکافهای ژئوپلیتیک، تغییرات اقلیمی، تغییر الگوهای زنجیره تامین و پیشرفتهای عجیبوغریب هوش مصنوعی، همه فرضیههای سنتی رشد اقتصادی را تحت تاثیر قرار داده و ماهیت کارآفرینی را با تعریفی جدید روبهرو کرده است.
دیدهبان جهانی کارآفرینی با تکیه بر دادههایی که بهصورت میدانی و با بررسی دقیق رفتار و عملکرد صدها هزار فرد متخصص و البته کارآفرین در 53 کشور جهان بهدست آورده، واقعیتهای جالبی از کارآفرینی جدید را پیشروی سیاستگذاران قرار میدهد. بر این اساس، تابآوری اقتصادی کشورها دیگر فقط با درآمدهای رانتی یا ترازهای تجاری سنجیده نمیشود. براساس مختصات جدید کارآفرینی جهانی، توسعه بینالمللی به ظرفیت نهادی کشورها در تبدیل کارآفرینی موقت به بنگاهها و شرکتهای مولد، دیرپا و پایدار وابسته میشود. دادههای ارائهشده در این گزارش، یک معمای نگرانکننده و البته متناقض هم برای سیاستگذاران مطرح میکنند: «چرا تعداد شرکتها و کسبوکارهای نوپا که موفقیت را تجربه میکنند، بهشدت کم شده است؟»
براساس دادههای گزارش، با وجود اینکه انگیزه راهاندازی کسبوکارهای نوپا در سراسر جهان در بالاترین سطح خود قرار دارد و کارآفرینان بیش از هر زمان دیگری برای خلق اثر اجتماعی و زیستمحیطی اشتیاق دارند، اما سهم بنگاههایی که موفق میشوند از فاز جنینی عبور کنند و به بلوغ و پایداری برسند، بهشدت ناچیز است و حتی تعداد آنها، هر روز کمتر میشود.
در چنین موقعیتی، اقتصاددانان و سیاستگذاران وابسته به موسسه دیدهبان جهانی کارآفرینی پرسشهای مهمی را مطرح میکنند. چرا انبوه کسبوکارهای نوپا در عبور از تلههای اولیه ناکام میمانند و به بنگاههای اقتصادی تثبیتشده و پایدار تبدیل نمیشوند؟ آیا شکاف عمیق میان میزان بالای تولد استارتآپها و حجم پایین بقای بنگاهها ناشی از خطای انفرادی کارآفرینان است یا ریشه در ناکارآمدی زیرساختها و سیاستهای کلان دارد؟
و مهمتر از همه اینکه چگونه هراس از شکست به مانعی بازدارنده برای آغاز تبدیل شده و همزمان، چرا باید شکست و خروج از بازار را بهعنوان پیشران بازتخصیص منابع و نوسازی اقتصادی بازتعریف کرد؟
توهم پویایی
تکاندهندهترین نتیجه گزارش جهانی دیدهبان کارآفرینی در سال 2026، شکاف بزرگی است که میان «هیجان آغاز» و «قدرت ادامه» برای کارآفرینان ایجاد میشود. دادههایی که از 53 کشور جهان جمعآوری شده نشان میدهد میزان فعالیتهای کارآفرینی نوپا بسیار زیاد است، اما هرچه جلوتر میرویم، افرادی که همچنان خود را در کارآفرینی حفظ میکنند، کمتر و کمتر میشوند.
نکته جالب این است که در کشورهایی مانند آنگولا، کانادا، شیلی، اکوادور، گواتمالا و عربستان سعودی، بیش از یکچهارم بزرگسالان درگیر راهاندازی یا اداره یک کسبوکار نوپا هستند. اما همزمان که پیش میروند و شاخص فعالیتهای آغازین آنها به مالکیت کسبوکارهای تثبیتشده و پایدار تغییر میکند، این تعداد بهشدت کاهش مییابد. این شکاف که از ساختار سرچشمه میگیرد، یک تناقض بزرگ را در رفتارهای کارآفرینانه همه افراد مشخص میکند. کشورها در ایجاد و زایش کسبوکارها رکورد میزنند، اما در هدایت این کسبوکارها به سمت بلوغ و بهبود، ناکام میمانند.
این شکاف که «دره بقا» توصیف شده، از کمبود انگیزه، نبود ایده یا ناآمادگی فردی کارآفرینان ناشی نمیشود. دادههای گزارش تاکید میکنند ریشه این شکاف را باید در ناترازی اکوسیستم کلان جستوجو کرد. از میان 53 کشور جهان، فقط 16 کشور موفق شدهاند محیطی مطلوب یا بهتر برای کسبوکارها فراهم کنند و 37 کشور دیگر، بنیانهای ضعیفی در زیستبوم کارآفرینی دارند.
در همه این کشورها، کسبوکارهای نوپا پس از ورود به بازار با دیواری بلند از موانع سهگانه مواجه میشوند. توقف و چالش جدی در تامین مالی همزمان با رشد، ناتوانی در تحمل فشار سنگین بوروکراسی و قوانین ناکارآمد و موانع انحصاری در دسترسی به بازار از جمله این موانع بهشمار میروند. پیش از این دانشگاه امآیتی و موسسه فناوری ماساچوست هم درباره این شکافها هشدار جدی صادر کرده بود.
پژوهشگران این دانشگاه در همکاری مشترک با دفتر ملی پژوهشهای اقتصادی آمریکا به این نتیجه رسیده بودند که عامل اصلی شکست در عبور از مراحل نخستین کارآفرینی و راهاندازی کسبوکار، ناتوانی در تامین نقدینگی عملیاتی و تزریق سرمایه در گردش مرحله رشد است. این چالش در تمامی کسبوکارهایی که به نوعی در زیستبوم مالی و کارآفرینی فعالیت میکنند وجود دارد.
گزارش جهانی دیدهبان کارآفرینی در سال 2026 هم تاکید میکند، شرکتهای نوپا بهدلیل نبود بلوغ نهادی در زیستبوم پیرامون خود نمیتوانند الگوهای کسبوکار منحصر به خود را با شوکهای بازار تطبیق دهند و در نهایت مجبور میشوند شکست را بپذیرند. نکته مهم این است که نقص در محصول اولیه، پایینترین میزان دلایل شکست را در میان کسبوکارها به خود اختصاص داده است.
بر این مبنا، تا زمانی که سیاستگذاران اقتصادی تعداد استارتآپها را معادل رشد و توسعه اقتصادی بدانند، شکاف میان راهاندازی کسبوکار و ادامه آنها عمیقتر میشود. گزارش جهانی دیدهبان کارآفرینی از عنوان «توهم» برای معادل انگاشتن تعداد کسبوکارها و مثبت بودن میزان توسعه اقتصادی استفاده میکند.
این موسسه تاکید میکند که اگر دولتها اصلاحات اساسی مهمی در کاهش بوروکراسیهای اداری، آزادسازی دسترسی به بازار و ابزارهای متنوع تامین مالی خطرپذیر انجام ندهند، حجم بالای تولد کسبوکارها فقط به اتلاف منابع ملی و از بین بردن انرژی نیروی انسانی نخبه در تله بقا میانجامد.
تناقض ترس از شکست
گزارش جهانی دیدهبان کارآفرینی درباره یک دوگانگی رفتاری و تناقض عمیق هم صحبت میکند. این تناقض بهطور مستقیم به روانشناسی اقتصادی جامعه و پویایی بازار اشاره میکند. بر این اساس، ترس از شکست همچنان یکی از اصلیترین دلایل برای توسعه مشارکتهای کارآفرینی در سطح جهان است. آمار و دادههایی که در این گزارش آمده نشان میدهد حداقل دوپنجم یا 40 درصد از بزرگسالان که میتوانند فرصتهای تجاری مناسب و سودآور را در محیط زندگی خود شناسایی کنند، فقط بهدلیل ترس ناشی از پیامدهای منفی شکست، گام نخست کارآفرینی را برنمیدارند و خود را از عملگرایی در کسبوکار دور میکنند. این انصراف گسترده از هزینههای شخصی و مالی ناشی میشود که در فضای اقتصادی کشورها وجود دارد و همواره در حال بیشتر شدن است.
در وضعیتی که یک جامعه یا زیستبوم اقتصادی، شکست در کسبوکار را معادل نابودی اعتبار فردی، بدهکاری مفرط و محرومیتهای پایدار اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در نظر میگیرد، حجم بسیار گستردهای از سرمایههای فکری و فرصتهای ناب تجاری پیش از آنکه متولد شوند، میمیرند. این موضوع با نام «ریسکگریزی نهادینهشده» در گزارش توصیف شده و هزینهای پنهان و البته بسیار زیاد را به مجموعه اقتصادی کشورها وارد میکند. براساس این تحلیل، ظرفیت نوآوری و خلق ثروت جامعه در سایه ترس از شکست، به مرحله عمل نمیرسد. این گزارش فقط به نقل وضع موجود اکتفا نمیکند و راهحلهایی نیز مطرح میکند.
دیدگاه سنتی اعتقاد دارد که شکست موجب خروج کارآفرینان از زیستبوم اقتصادی میشود، اما گزارش جدید دیدهبان جهانی کارآفرینی اعتقاد دارد خروج از کسبوکار بهمعنای پایان خط کارآفرینی نیست و میتواند به پیشرانی برای تقویت کسبوکار در دورههای بعدی زندگی افراد تبدیل شود. براساس آمارهایی که در این گزارش آمده، بزرگسالانی که حداقل یک بار تجربه واقعی خروج از کسبوکار را گذراندهاند و در این خروج، درگیر انحلال، ورشکستگی، ادغام یا واگذاری بودهاند، در مقایسه با سایر افراد جامعه تمایل و انگیزه بسیار بالاتری برای راهاندازی دوباره یک فعالیت تجاری جدید دارند.
این واقعیت نشان میدهد که تجربه عینی شکست، درست برعکس هراس ذهنی، افراد را از میدان کارآفرینی خارج نمیکند و سبب میشود تابآوری عملیات و شم اقتصادی آنها بهبود یابد. این گزارش به دولتها، سیاستگذاران و برنامهریزان اقتصادی کشورها توصیه میکند بازتعریفی بنیادین از مفهوم ورشکستگی و خروج انجام دهند. بر این اساس، سیاستگذاران باید محیطهای حقوقی، مقرراتی، مالی و فرهنگی را بهشکلی بازآرایی کنند که خروج از کسبوکار، یک ننگ اجتماعی و جرمی نابخشودنی شناخته نشود و از آن بهعنوان سازوکار یادگیری تجربی یاد شود تا درنهایت جایگاه خود را بهعنوان موتور محرک نوسازی اقتصادی تثبیت کند.
تسهیل فرآیند انحلال کسبوکارها، قوانین پرداخت بدهی شرکتهای بدهکار و ورشکسته و همچنین از بین بردن انگهای اجتماعی از کارآفرینان ناموفق، پیششرطهایی در نظر گرفته میشوند که میتوانند تابوی هراس عمومی را بشکنند و منابع راکد را دوباره به چرخه خلق ارزش بازگردانند.
شکاف دیجیتال؛ چالش بزرگ
ماهیت انگیزههای کارآفرینان سراسر جهان با تحولاتی بنیادین روبهرو شده است. براساس دادههای منتشرشده در این گزارش، نسل جدید فعالان اقتصادی دیگر فقط بهدنبال انباشت سود مالی کوتاهمدت نیستند و ارتباط معناداری میان فعالیتهای اقتصادی خود و اثرگذاری اجتماعی و پایداری زیستمحیطی ایجاد کردهاند. البته در کنار این توصیف موفقیت، یک هشدار مهم نیز مطرح میشود: «این اشتیاق فراگیر در برخورد با شکاف فناوریهای نوظهور، بهویژه هوش مصنوعی، با تهدیدی ساختاری روبهرو میشود.»
این تهدید ساختاری، نمایان شدن شکاف آمادگی فناوری نام دارد که بستر اقتصادی را به دو طبقه نامتقارن تقسیم میکند. در یکسو، تعداد کمی از کارآفرینان برخوردار قرار دارند که میتوانند از زیرساختهای محاسباتی پیشرفته، دادهها و سرمایه لازم برای جذب ابزارهای هوش مصنوعی استفاده کنند و بهطور طبیعی، بهرهوری خود را بهشدت افزایش دهند و در سوی دیگر، تعداد زیادی از کارآفرینان قرار میگیرند که با وجود برخورداری از ایدههای خلاقانه و دغدغههای اجتماعی تحسینبرانگیز، بهدلیل نداشتن سرمایه و البته ضعف زیرساختهای ملی، از فناوریهای پیشرفتهای که میتوانند به کسبوکارشان کمک کنند، محروم میمانند.
براساس یافتههای این گزارش، در صورتی که دسترسی به فناوریهای تحولآفرین کسبوکارها به شکل همگانی ایجاد نشود، ارتباط کارآفرینی با اهداف توسعه پایدار و اجتماعی در حاشیه نابرابریهای تکنولوژیک قرار میگیرد و شکاف پایداری میان بنگاهها را عمیقتر میکند. سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه هم درباره این مشکل بزرگ هشدارهای جدی صادر کرده است. بر این اساس، استفاده از هوش مصنوعی در بنگاههای کوچک و متوسط در سراسر جهان با اختلاف بر سر دسترسی به منابع روبهرو میشود. میزان استفاده از هوش مصنوعی در شرکتهای برخوردار و بزرگ بیش از ۴۰ درصد است، اما این رقم برای استارتآپها و کسبوکارهای کوچک به کمتر از ۱۲ درصد میرسد.
این پژوهش تاکید میکند که نبود ابزارهای مالی و کمبود مهارتهای فنی، شرکتهای نوپا را در دام چرخه عقبماندگی مزمن گرفتار میکند و به این ترتیب، بنگاههای قدرتمند سهم بازار را در اختیار میگیرند و کسبوکارهای سنتی و نوپای کمبرخوردار، توان رقابت و جذب منابع را از دست میدهند.
با این رویکرد، پایدار ماندن کسبوکارهای نوپا بدون درنظرگیری سیاستهای حمایتی فعال در حوزه زیرساختهای دیجیتال ناممکن میشود. تا زمانی که سیاستگذار عمومی سرمایهگذاری در آموزش هوش مصنوعی، توسعه پهنای باند و تسهیلات مالی هدفمند برای گذار فناورانه را در اولویت قرار ندهد، انگیزه کارآفرینان برای اثرگذاری اجتماعی افزایش نخواهد یافت و تله دوپاره شدن اقتصاد، مانع از تبدیل ایدههای نوپا به بنگاههای ملی پایدار میشود.
عددها چه میگویند؟
گزارش جهانی دیدهبان کارآفرینی در بخشی از اعداد و ارقام خود، به اصطکاک رفتاری و روانی در مسیر خلق و استمرار کسبوکارها میپردازد. نکته جالب در این آمارها آن است که ترس از شکست، به همان اندازه که مانع بزرگی در برابر کارآفرینان تعبیر میشود، همزمان انگیزه ایجاد بنگاههای جدید را نیز تقویت میکند. در بسیاری از کشورهایی که در این گزارش بررسی شدهاند، درک وجود فرصتهای تجاری در سطح بالایی قرار دارد. عربستان در این فهرست پیشتاز است و 5/96 درصد از مردم این کشور میدانند چگونه باید محصولی تولید کنند که درآمدزایی داشته باشد.
امارات با امتیاز 1/86، هند با 3/78 و آنگولا با 2/74 در رتبههای بعدی جای دارند. اما تعداد زیادی از افرادی که فرصتهای ثروتسازی و کارآفرینی را تشخیص میدهند، بهدلیل ترس از شکست، به عرصه کسبوکار وارد نمیشوند. این رقم در اسلواکی به 9/66، در آرژانتین به 1/62، در عربستان به 3/61 و در مصر به 7/59 درصد میرسد. این شکاف بزرگ ثابت میکند که درک فرصتهای کارآفرینی و محصولسازی بدون وجود امنیت روانی، ثبات اقتصادی و سهولت فضای کسبوکار، به کارآفرینی منجر نمیشود.
دادههای این گزارش درباره تابآوری هم صحبت میکنند. تمایل به راهاندازی کسبوکار در سه سال آینده در میان افرادی که طی ۱۲ ماه گذشته از یک کسبوکار خارج شدهاند، بسیار فراتر از افرادی است که هرگز تجربه مدیریت کسبوکار نداشتهاند. این تعداد در کشورهای آنگولا، مصر، آلمان و فرانسه بیشتر از کشورهای دیگر است. در بخش دیگری از گزارش، حضور جوانان در عرصه کارآفرینی بیشتر به چشم میخورد. عددهای مربوط به توزیع سنی کارآفرینان در سطح جهانی نشان میدهد که در بسیاری از کشورهای مورد پژوهش، گروه سنی 18 تا 34 سال سهم بسیار بیشتری در راهاندازی کسبوکارهای نوپا دارند.
در کشورهایی مانند آنگولا، اردن، قبرس و آلمان، بیش از نیمی از مجموع کارآفرینان نوپا را جوانان تشکیل میدهند. در واقع، انرژی ورود به بازار بر نیروی جوانی و ریسکپذیری نسل جوان تکیه دارد. نکته جالب آنکه در کشورهای پیشرفتهتر آسیایی مانند کره جنوبی، سهم جوانان در ورود به کارآفرینی کاهش مییابد و در عدد 2/28 درصد توقف میکند. در این کشورها، نقطه کانونی فعالیت کارآفرینی به سمت میانسالان و افراد باتجربهتر متمایل میشود.
همچنین بررسی تطبیقی نرخ کارآفرینی نوپا و مالکیت بنگاههای تثبیتشده بر مبنای جنسیت نشان میدهد که هر چند در بسیاری از کشورها مثل شیلی، اکوادور، عربستان و برزیل، زنان با آمارهای چشمگیر ۱۵ تا بیش از ۳۰ درصد وارد میدان کارآفرینی میشوند، اما سهم آنان در مرحله بنگاههای تثبیتشده و پایدار با کاهش روبهرو میشود.