چرا سیاستمداران ایرانی به عقاید کینزی علاقه نشان میدهند؟ | آیا نقش پررنگ نظام حکمرانی در اقتصاد ایران، میراث تفکر کینزی است؟
به گزارش اقتصادنیوز، «آیا نقش پررنگ نظام حکمرانی در اقتصاد ایران، میراث تفکر کینزی است؟» این سوالی است که هفته نامه تجارت فردا در شماره این هفته به آن پرداخته است.
بوروکراتها و سیاستمداران معمولاً به نظریههایی گرایش دارند که دامنه اختیار و مداخله آنها را گسترش میدهد، نه دیدگاههایی که حکمرانی را به محدود کردن قدرت و پرهیز از دخالت فرا میخواند.
اقتصادنیوز: اقتصاددانان معتقدند نااطمینانی و بیثباتی تعادل روحی افراد را بر هم میزند و آنها را در معرض آسیبهای روانی قرار میدهد.
ظاهراً یکی از دلایل علاقه سیاستمداران ایرانی به اندیشههای کینزی، نقش پررنگی است که این مکتب برای دولت در مدیریت اقتصاد قائل میشود. نقشی که امکان مداخله فعال در بازارها و هدایت مسیر اقتصاد را فراهم میکند.
در همین راستا، محمد طاهری، سردبیر هفته نامه تجارت فردا، در سرمقاله این شماره نوشت؛
با وجود نقش تعیینکننده جان مینارد کینز در تحولات علم اقتصاد، اندیشههای او در کشور ما نهتنها شناختهشده نیست، بلکه در بسیاری موارد آرا و نظراتش با برداشتهایی ناقص یا انحرافی از سوی تصمیمگیران مواجه شده است.
بوروکراتها و سیاستمداران ایرانی در میان مکاتب و نحلههای فکری علم اقتصاد، معمولاً به راهحلهایی گرایش دارند که دامنه اختیار و مداخله آنها را گسترش میدهد، نه دیدگاههایی که آنها را به محدود کردن قدرت و پرهیز از دخالت در اقتصاد فرامیخواند. ظاهراً یکی از دلایل علاقه سیاستمداران ما به اندیشههای کینزی، نقش پررنگی است که این مکتب برای دولت در مدیریت اقتصاد قائل میشود و امکان مداخله فعال در بازارها و دخالت گسترده در اقتصاد را فراهم میکند.
به نظر میرسد آنچه در فضای سیاستگذاری اقتصادی ایران وجود دارد، قرائتی سادهشده از کینزگرایی است که عمدتاً بر مداخله دولت و گسترش هزینههای عمومی تأکید میکند. سیاستمداران ایرانی نیز غالباً تمایل بیشتری به شنیدن توصیههای اقتصاددانانی دارند که خود را کینزی یا کینزگرا معرفی میکنند.
یکی از دلایل این گرایش، این است که این افراد معمولاً برای دولت نقشی فعال در مدیریت اقتصاد قائلاند و به سیاستگذاران توصیه میکنند که در شرایط رکود یا بحران، از طریق ابزارهای مالی و بودجهای در اقتصاد مداخله کنند. در مقابل، اقتصاددانان کلاسیک اغلب بر محدودیتهای مداخله دولت و ظرفیت خودتنظیمگر بازار تأکید دارند و در بسیاری موارد توصیه میکنند که دولت از برخی مداخلات اقتصادی پرهیز کند.
طبیعی است که برای سیاستمداران، نسخهای که امکان کنش و مداخله بیشتر را فراهم میکند، جذابیت بیشتری داشته باشد. ازاینرو، سیاستمداران ایرانی معمولاً به نظریاتی اقبال بیشتری نشان میدهند که دامنه اختیار و مداخله آنان را گسترش میدهد، نه به نظریاتی که آنان را به خویشتنداری و محدود کردن قدرت دولت فرامیخواند.
از سوی دیگر، چنانکه اشاره شد، تا امروز فقط یک اثر از مهمترین آثار جان مینارد کینز به فارسی ترجمه شده و یک اثر دیگر نیز توسط انتشارات دنیای اقتصاد در آستانه انتشار قرار دارد که نشان میدهد افکار و عقاید کینز در کشور ما چندان شناختهشده نیست.
۵۷ سال پیش مرحوم منوچهر فرهنگ با ترجمه کتاب «نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول»، جامعه اقتصادی ایران را با مهمترین اثر کینز آشنا کرد. در حالی که «نظریه عمومی» نخستین بار در سال ۱۹۳۶ منتشر شده بود، ترجمه فارسی آن بیش از سه دهه بعد، در سال ۱۳۴۸، در ایران به چاپ رسید. این تأخیر زمانی از جهتی قابل توجه است. کتابی که در اوج رکود بزرگ و برای پاسخگویی به بحران بیکاری گسترده در اقتصادهای سرمایهداری نوشته شده بود، در کشور ما زمانی انتشار یافت که بسیاری از شرایط تاریخی شکلدهنده آن دگرگون شده بود.
در همان زمان، در غرب نیز اجماعی که پس از جنگ جهانی دوم پیرامون اندیشههای کینزی شکل گرفته بود، بهتدریج با چالشهای زیادی مواجه میشد و اقتصاددانان در حال فاصله گرفتن از قرائتهای متعارف کینزگرایی بودند. بااینحال، دکتر حسین پیرنیا که دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران را بنا نهاده بود، همچون بسیاری از اقتصاددانان نسل خود، به اندیشههای کینز علاقه داشت و ترجمه نشدن مهمترین کتابهای او را نقطهضعفی جدی برای آموزش اقتصاد در ایران میدانست. از همین رو، از منوچهر فرهنگ خواست تا این کمبود را جبران کند. مرحوم فرهنگ که در دوران تحصیل در اروپا با آثار و اندیشههای کینز آشنا شده بود، پیشنهاد ترجمه کتاب را پذیرفت. اما ترجمه این کتاب کار آسانی نبود. چنانکه دکتر فرهنگ پس از امضای قرارداد ترجمه، متوجه سنگینی کاری شد که بر عهده گرفته بود.
وی طی سه سال کار مداوم، مطالعه، بازنویسی و ویرایش، توانست «نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول» را به فارسی برگرداند که به گفته دکتر حسین پیرنیا، مصداق «جویدن چرم خام بدون شکستن دندانها» بود.
با وجود اهمیت این ترجمه، انتشار «نظریه عمومی» نتوانست به شکلگیری یک سنت فکری نیرومند کینزی در ایران منجر شود. از آن زمان تاکنون نیز آثار اصلی دیگری از کینز به فارسی ترجمه نشدهاند و آشنایی جامعه دانشگاهی ایران با او همچنان محدود و عمدتاً غیرمستقیم باقی مانده است.