وقتی تورم، فقر می‌زاید

فاصله نجومی حداقل حقوق کارگران ایرانی با بزرگترین اقتصاد اروپا | آلمانی‌ها ۴۳۲ میلیون، ایرانی‌ها ۱۶ میلیون تومان | آثار رفاهی دو مدل اقتصادی متفاوت

سرویس: اقتصادی کدخبر: ۸۰۰۴۴۵
اقتصادنیوز: شکاف میان دستمزد کارگر ایرانی و آلمانی فقط فاصله دو عدد نیست؛ بلکه نشان حکایت از تفاوت دو مدل اقتصادی دارد. آلمان با وجود نداشتن بالاترین حقوق اسمی، به لطف تورم پایین، بهره‌وری بالا و قدرت خرید بیشتر، بالاترین قدرت خرید حداقل دستمزد اروپا را دارد؛ تجربه‌ای که اهمیت کیفیت رشد اقتصادی را نشان می‌دهد.
فاصله نجومی حداقل حقوق کارگران ایرانی با بزرگترین اقتصاد اروپا | آلمانی‌ها ۴۳۲ میلیون، ایرانی‌ها ۱۶ میلیون تومان | آثار رفاهی دو مدل اقتصادی متفاوت

به گزارش اقتصادنیوز، جدیدترین داده‌های یورواستات درباره حداقل دستمزدها در نیمه دوم ۲۰۲۶ نشان می‌دهد تنها هشت کشور از میان ۲۹ کشور اروپایی، حداقل دستمزد خود را بین ژانویه تا جولای افزایش داده‌اند؛ در شرایطی که تورم منطقه یورو در همین دوره ۳.۲ درصد بوده است. در این میان، آلمان توانسته است با تکیه بر قدرت خرید، نه صرفاً رقم اسمی حقوق، در صدر کشورهای اروپایی قرار گیرد؛ اتفاقی که مقایسه آن با وضعیت ایران، فاصله میان «حقوق روی کاغذ» و «قدرت خرید واقعی» را آشکار می‌کند.

داده‌های جدید یورواستات یک واقعیت مهم را نشان می‌دهد؛ میزان رفاه خانوارها فقط با رقم دستمزد مشخص نمی‌شود. ممکن است کشوری حقوق بالاتری پرداخت کند، اما هزینه‌های زندگی نیز به همان نسبت بالا باشد. به همین دلیل، اقتصاددانان برای مقایسه واقعی‌تر، علاوه بر دستمزد اسمی، شاخص‌هایی مانند برابری قدرت خرید، تورم، هزینه مسکن و سطح خدمات اجتماعی را بررسی می‌کنند.

در رتبه‌بندی اسمی، لوکزامبورگ با حداقل دستمزد ماهانه ۲۷۷۱ یورو در صدر اروپا قرار دارد، اما زمانی که هزینه‌های زندگی وارد محاسبات می‌شود، تصویر تغییر می‌کند. بر اساس شاخص برابری قدرت خرید (PPS)، آلمان در جایگاه نخست قرار می‌گیرد؛ یعنی درآمد کارگران حداقل‌بگیر این کشور نسبت به قیمت کالاها و خدمات، توان خرید بیشتری ایجاد می‌کند.

این تفاوت، همان فاصله میان «عدد حقوق» و «ارزش واقعی درآمد» است؛ موضوعی که در اقتصاد ایران به یکی از مهم‌ترین چالش‌های خانوارها تبدیل شده است. در سال‌های اخیر بسیاری از حقوق‌بگیران نه فقط با مسئله میزان درآمد، بلکه با سرعت کاهش قدرت خرید خود مواجه بوده‌اند.

۴۳۲ میلیون تومان؛ یک عدد بزرگ اما نه تمام واقعیت

اگر حداقل دستمزد حدود ۲ هزار یورویی آلمان را با نرخ هر یورو ۲۱۶ هزار تومان محاسبه کنیم، رقمی بیش از ۴۳۲ میلیون تومان در ماه به دست می‌آید؛ عددی که در مقایسه با حداقل دستمزد حدود ۱۶ میلیون تومانی کارگران ایرانی، فاصله بسیار بزرگی را نشان می‌دهد.

به بیان عددی، حداقل حقوق در آلمان حدود ۲۷ برابر ایران است؛ یعنی فاصله میان دو سطح دستمزدی به حدود ۲۶۰۰ درصد می‌رسد. البته این اختلاف اسمی، تنها بخشی از واقعیت است و برای سنجش رفاه واقعی باید عواملی مانند هزینه زندگی، تورم، مالیات و قدرت خرید نیز در نظر گرفته شود.

اما مقایسه مستقیم ارز، تمام داستان را روایت نمی‌کند. یک کارگر آلمانی نیز با هزینه‌هایی مانند اجاره خانه، مالیات، بیمه، حمل‌ونقل و مخارج روزمره مواجه است. تفاوت اصلی در این است که درآمد او در اقتصادی پرداخت می‌شود که ثبات قیمتی بیشتری دارد و ارزش پول با سرعت کمتری کاهش پیدا می‌کند.

در مقابل، در اقتصادی که تورم بالا وجود دارد، افزایش دستمزد ممکن است پیش از آنکه به رفاه خانوار تبدیل شود، صرف جبران افزایش قیمت کالاها و خدمات شود. بنابراین مسئله اصلی فقط مقدار حقوق نیست؛ بلکه حفظ ارزش درآمد در طول زمان است.

تورم؛ عاملی که فاصله دستمزدها را بیشتر می‌کند

آلمان نیز مانند بسیاری از کشورهای جهان در سال‌های اخیر با افزایش قیمت انرژی و فشارهای اقتصادی مواجه شد. پس از بحران انرژی، تورم این کشور به بالاترین سطوح چند دهه اخیر رسید، اما با سیاست‌های پولی و کاهش فشارهای هزینه‌ای، نرخ تورم به محدوده چند درصد بازگشت.

این تفاوت برای حقوق‌بگیران اهمیت زیادی دارد. وقتی تورم کنترل شود، افزایش دستمزد فرصت بیشتری برای تبدیل شدن به رفاه واقعی پیدا می‌کند. در چنین شرایطی خانوار می‌تواند برای آینده برنامه‌ریزی کند، پس‌انداز داشته باشد و تصمیم‌های مالی بلندمدت بگیرد.

اما در اقتصادهای تورمی، افزایش حقوق معمولاً وارد یک رقابت دائمی با افزایش قیمت‌ها می‌شود. در این شرایط، حتی رشد درآمد نیز ممکن است نتواند فاصله ایجادشده میان هزینه‌های زندگی و درآمد خانوار را جبران کند.

راز دستمزد بالای آلمان؛ تولید ثروت قبل از افزایش حقوق

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های اقتصاد آلمان با بسیاری از اقتصادها، به توانایی این کشور در خلق ارزش اقتصادی بازمی‌گردد. آلمان سال‌هاست بر پایه صنعت، صادرات، فناوری و نیروی انسانی ماهر حرکت می‌کند و شرکت‌های این کشور در حوزه‌هایی مانند خودرو، ماشین‌آلات و تجهیزات صنعتی، ارزش افزوده بالایی ایجاد می‌کنند.

در چنین اقتصادی، نیروی کار فقط یک هزینه برای بنگاه نیست؛ بلکه یکی از عوامل اصلی تولید ثروت محسوب می‌شود. هرچه یک کارگر با استفاده از فناوری و سرمایه بیشتر تولید کند، امکان پرداخت دستمزد بالاتر نیز افزایش پیدا می‌کند.

به همین دلیل، افزایش پایدار دستمزد در کشورهای توسعه‌یافته معمولاً نتیجه رشد بهره‌وری است، نه صرفاً تصمیم اداری برای بالا بردن حقوق. اقتصاد ابتدا ارزش بیشتری تولید می‌کند و سپس امکان توزیع درآمد بالاتر فراهم می‌شود.

ساعات کار؛ تفاوت در تعداد ساعت نیست، در ارزش هر ساعت است

یکی از بخش‌های قابل توجه در مقایسه بازار کار ایران و آلمان، موضوع ساعات کاری است. طبق قانون کار ایران، ساعات کار عادی کارگران حداکثر ۴۴ ساعت در هفته تعیین شده است. در آلمان نیز ساعات کاری بسته به صنعت و قرارداد متفاوت است، اما بسیاری از قراردادهای تمام‌وقت در محدوده ۳۵ تا ۴۰ ساعت در هفته قرار دارند.

با این حال، تفاوت اصلی میان دو اقتصاد فقط در تعداد ساعات کار خلاصه نمی‌شود. مسئله مهم‌تر این است که هر ساعت کار چه میزان ارزش اقتصادی ایجاد می‌کند. اقتصاد آلمان با فناوری، تجهیزات مدرن، آموزش نیروی انسانی و مدیریت صنعتی، بهره‌وری بالاتری از نیروی کار ایجاد کرده است.

به بیان ساده، ممکن است دو نفر تعداد ساعت مشابهی کار کنند، اما ارزش اقتصادی تولیدشده توسط آنها متفاوت باشد. همین تفاوت بهره‌وری است که در نهایت خود را در سطح دستمزد نشان می‌دهد.

مالیات و خدمات اجتماعی؛ چرا حقوق ناخالص همه داستان نیست؟

یکی از نکات مهم در مقایسه دستمزدها، تفاوت میان حقوق ناخالص و درآمد واقعی پس از کسر مالیات و بیمه است. در آلمان بخشی از درآمد کارکنان صرف مالیات و بیمه‌های اجتماعی می‌شود و عددی که فرد دریافت می‌کند کمتر از حقوق ناخالص است.

اما در مقابل، این پرداخت‌ها بخشی از خدمات عمومی مانند بیمه درمانی، حمایت‌های اجتماعی، آموزش و زیرساخت‌های عمومی را تأمین می‌کند. به همین دلیل، تحلیل وضعیت اقتصادی خانوار فقط با نگاه کردن به رقم دریافتی ماهانه کامل نیست.

در اقتصادهایی که خانوار مجبور است بسیاری از هزینه‌های درمان، آموزش یا خدمات ضروری را به شکل مستقیم پرداخت کند، فشار بیشتری بر درآمد نقدی وارد می‌شود.

مسکن؛ آزمون واقعی قدرت خرید

یکی از بهترین معیارها برای سنجش رفاه اقتصادی، نسبت درآمد به هزینه مسکن است. آلمان نیز با وجود درآمدهای بالا، در سال‌های اخیر با افزایش اجاره‌بها در شهرهای بزرگ مانند برلین، هامبورگ و مونیخ مواجه بوده است.

اما تفاوت مهم در این است که درآمد نیروی کار و ساختار اقتصادی این کشور امکان مدیریت بهتر هزینه‌ها را فراهم می‌کند. مسئله اصلی این نیست که مسکن در کدام کشور گران‌تر است؛ بلکه مهم این است که چند درصد از درآمد خانوار صرف تأمین مسکن می‌شود.

در ایران، رشد شدید قیمت مسکن و اجاره باعث شده سهم هزینه مسکن از درآمد بسیاری از خانوارها افزایش پیدا کند. این موضوع توان پس‌انداز، خرید کالاهای بادوام و سرمایه‌گذاری خانوارها را کاهش داده است.

خودرو؛ کالای مصرفی در یک اقتصاد، دارایی سرمایه‌ای در اقتصاد دیگر

خودرو نیز یکی از شاخص‌هایی است که تفاوت میان دو اقتصاد را نشان می‌دهد. در بسیاری از کشورهای اروپایی از جمله آلمان، خودرو عمدتاً یک کالای مصرفی محسوب می‌شود و خانوارها با برنامه‌ریزی مالی امکان خرید یا تعویض خودرو را دارند.

اما در ایران، خودرو طی سال‌های اخیر به دلیل تورم و کاهش ارزش پول ملی، علاوه بر وسیله حمل‌ونقل، به یک دارایی برای حفظ ارزش پول تبدیل شده است. همین موضوع باعث شده خرید خودرو برای بسیاری از خانوارها به یک تصمیم سرمایه‌ای تبدیل شود.

این تفاوت، ریشه در ثبات اقتصادی و عملکرد بازارها دارد. هرچه اقتصاد باثبات‌تر باشد، کالاها کمتر نقش ابزار سرمایه‌گذاری پیدا می‌کنند.

نقش اتحادیه‌های کارگری و قدرت چانه‌زنی

بازار کار آلمان یکی از نمونه‌های شناخته‌شده در زمینه نقش اتحادیه‌های کارگری است. در بسیاری از بخش‌ها، دستمزدها از طریق مذاکره میان نمایندگان کارگران و کارفرمایان تعیین می‌شود و نیروی کار قدرت چانه‌زنی بیشتری دارد.

این ساختار باعث می‌شود تعیین حقوق فقط یک تصمیم یک‌طرفه نباشد و منافع کارکنان نیز در مذاکرات مزدی لحاظ شود.

در مقابل، در بسیاری از اقتصادها، ضعف قدرت چانه‌زنی نیروی کار باعث می‌شود افزایش دستمزد بیشتر تحت تأثیر شرایط تورمی و محدودیت‌های اقتصادی قرار گیرد.

مهاجرت نیروی کار؛ هزینه اقتصادهای کم‌درآمد

یکی از پیامدهای تفاوت سطح دستمزد، مهاجرت نیروی انسانی است. کشورهایی که نتوانند فرصت شغلی مناسب، درآمد قابل قبول و امنیت اقتصادی ایجاد کنند، ممکن است با خروج نیروهای متخصص و جوان مواجه شوند.

آلمان نیز به دلیل نیاز به نیروی کار ماهر، در سال‌های اخیر برنامه‌هایی برای جذب متخصصان از کشورهای دیگر دنبال کرده است.

این موضوع نشان می‌دهد رقابت اقتصادی فقط بر سر سرمایه و فناوری نیست؛ کشورها برای جذب و حفظ نیروی انسانی توانمند نیز رقابت می‌کنند.

فاصله دو فیش حقوقی یا دو مدل اقتصادی؟

مقایسه حقوق ۴۳۲ میلیون تومانی کارگر آلمانی با حقوق ۱۶ میلیون تومانی کارگر ایرانی، تنها مقایسه دو عدد نیست. پشت این فاصله، تفاوت در تورم، بهره‌وری، تولید، فناوری، ارزش پول ملی، نظام رفاهی و ساختار بازار کار قرار دارد.

آلمان نشان داده است که دستمزد بالا زمانی پایدار می‌شود که پشتوانه آن اقتصادی باشد که بتواند ارزش خلق کند. افزایش حقوق بدون رشد تولید و کنترل تورم، نمی‌تواند به تنهایی رفاه پایدار ایجاد کند.

فاصله میان کارگر ایرانی و آلمانی فقط فاصله دو فیش حقوقی نیست؛ فاصله دو مدل اقتصادی است؛ مدلی که توانسته رشد تولید را به قدرت خرید و امنیت اقتصادی تبدیل کند و مدلی که همچنان با چالش حفظ ارزش درآمد مردم در برابر تورم روبه‌رو است.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O