چه کسانی صورتحساب قطعی اینترنت را پرداخت کردند؟ | مالیات خاموش بر زندگی دیجیتال مردم | مشتریانی که حذف شدند
به گزارش اقتصادنیوز، بیش از ۸۰ روز محدودیت و اختلال اینترنت در ایران، فقط یک بحران فنی یا امنیتی نبود؛ به صورتحسابی بزرگ برای زندگی روزمره مردم تبدیل شد. هزینهای که نه در بودجه رسمی دیده میشود و نه برای آن ردیف جبرانی وجود دارد، اما از جیب شهروندان، کسبوکارهای کوچک، دانشجویان، فریلنسرها، مدرسان آنلاین، مهاجران، تولیدکنندگان محتوا و حتی خانوادههای عادی پرداخت شد.
به گزارش اقتصادنیوز، «صورتحساب 3 ماه قطع اینترنت را چه کسانی پرداخت کردند؟ | اینترنت برای مردم نان بود نه تفریح | بازار آنلاین در خوابِ عمیق!» تیتر گزارش مطهره خردمندان در سرویس اجتماعی سایت اقتصادنیوز است. در بخشی از این گزارش آمده است؛
اقتصادنیوز: قبض خاموشی اینترنت در جیب شهروندان ایرانی است، هزینه اتصال یا عدم اتصال سه ماههای که از جیبشان رفت.
در سالهای اخیر اینترنت برای بخش بزرگی از جامعه ایران دیگر ابزار تفریح یا ارتباط جانبی نبود. اینستاگرام، تلگرام، واتساپ، یوتیوب و پلتفرمهای بینالمللی برای بسیاری از مردم نقش مغازه، دفتر کار، کلاس درس، کانال بازاریابی، ویترین فروش و ابزار ارتباط با مشتری را داشتند. در شرایطی که تورم، رکود و تحریم مسیرهای سنتی کسب درآمد را دشوارتر کرده بود، بسیاری از خانوادهها با تکیه بر همین فضا راهی برای فروش، آموزش، تبلیغ و کسب درآمد ساخته بودند.
چه کسی هزینه را میدهد؟ پاسخ کوتاه است: مردم
نخستین صورتحساب قطعی اینترنت را کسانی پرداختند که برای ادامه کار، تحصیل یا ارتباط ناچار شدند سراغ دسترسیهای خاص و گرانتر بروند؛ دسترسیهایی که با عنوانهایی مانند «اینترنت پرو» شناخته شدند. در عمل، اینترنت جهانی از یک حق عمومی به امتیازی طبقاتی تبدیل شد؛ امتیازی که برخی توان پرداخت آن را داشتند و بسیاری دیگر از آن محروم ماندند.
گروه دوم، کاربرانی بودند که برای ادامه دسترسی به شبکههای جهانی، ناچار به خرید فیلترشکن شدند. فیلترشکن در ایران دیگر هزینهای حاشیهای نیست؛ برای بسیاری از مردم به بخشی از هزینه ثابت زندگی دیجیتال تبدیل شده است. اما این هزینه فقط مالی نیست. کاربر بابت ابزاری پول میدهد که اغلب ناپایدار، ناامن و بیضمانت است؛ یک روز کار میکند و روز دیگر از دسترس خارج میشود، سرعت را کاهش میدهد و امنیت دادهها را زیر سؤال میبرد.
کسبوکارهای کوچک یکی از آسیبپذیرترین گروهها در این خاموشی بودند. فروشندهای که بازارش را در اینستاگرام یا تلگرام ساخته بود، با قطع یا اختلال اینترنت فقط کاهش بازدید را تجربه نکرد؛ سفارشهایش ثبت نشد، مشتریانش پاسخ نگرفتند، اعتماد مخاطبانش فرسوده شد و بخشی از بازارش به سمت کانالها و فروشندگان دیگر رفت. در اقتصاد دیجیتال، وقفه طولانی شبیه تعطیلی چندروزه یک مغازه نیست؛ گاهی به معنای حذف از حافظه مشتری است.
این آسیب فقط متوجه فروشندگان نبود. خریداران نیز هزینه دادند. وقتی مسیرهای آشنای خرید بسته شد، بسیاری از مردم ناچار شدند از بازارها و فروشندگانی خرید کنند که نمیشناختند؛ جایی که احتمال گرانخریدن، خرید کالای بیکیفیت یا گرفتار شدن در کلاهبرداری بیشتر است.
دانشجویان، متقاضیان مهاجرت، بیماران، مسافران و شهروندان عادی نیز سهم خود را از این هزینه پرداخت کردند. دانشجویی که باید مقاله ارسال میکرد، در کلاس آنلاین شرکت میکرد یا با استاد و دانشگاه در ارتباط بود، با فرصتهای از دسترفته روبهرو شد. متقاضی مهاجرتی که نیاز به پر کردن فرم، گرفتن وقت سفارت یا مکاتبه با دانشگاه و وکیل داشت، ممکن بود با اختلالی مواجه شود که یک پرونده را هفتهها یا ماهها عقب بیندازد. خانوادهای که میخواست از وضعیت فرزندش در شهر یا کشوری دیگر باخبر شود، فقط با کندی اینترنت مواجه نبود؛ با اضطراب بیخبری زندگی کرد.
برنامهنویسان، مهندسان، متخصصان IT، شرکتهای نرمافزاری و فریلنسرها نیز از گروههایی بودند که کمتر در روایت عمومی دیده شدند. برای این گروه، اینترنت جهانی همان محیط کار است. دسترسی ناپایدار به مخازن کد، سرویسهای ابری، ابزارهای احراز هویت، مستندات فنی، پلتفرمهای همکاری و ارتباط با کارفرمای خارجی، مستقیماً درآمد و اعتبار حرفهای آنها را تهدید میکند. کارفرمای خارجی منتظر توضیح درباره سیاست اینترنتی یک کشور نمیماند؛ پروژه را لغو میکند یا آن را به فرد و شرکت دیگری میسپارد.
مدرسان آنلاین، مشاوران، روانشناسان، آموزشگاهها و برگزارکنندگان دورههای تصویری نیز با افت کیفیت کار و کاهش اعتماد مخاطب روبهرو شدند. آموزش آنلاین وابسته به اتصال پایدار، تصویر، صدا و استمرار ارتباط است. وقتی کلاس قطع میشود، فایل ارسال نمیشود یا دانشجو نمیتواند وارد جلسه شود، مدل درآمدی و اعتبار آموزشی آسیب میبیند.
تولیدکنندگان محتوا، یوتیوبرها، پادکسترها، ادمینها، بلاگرها، طراحان، تدوینگران و تیمهای تبلیغاتی نیز با شوک جدی مواجه شدند. چند هفته اختلال برای این گروه یعنی افت بازدید، توقف همکاری برندها، تغییر عادت مخاطب و کاهش درآمد. الگوریتمها منتظر بازگشت اینترنت نمیمانند و مخاطب نیز به سرعت مسیر مصرف محتوای خود را تغییر میدهد.
پاسخ به این پرسش که چه کسی هزینه قطعی اینترنت را پرداخت کرد، کوتاه است: مردم. مردم با خرید فیلترشکن، خرید اینترنت خاص، از دست دادن مشتری، عقب افتادن پروژه، لغو کلاس، کاهش درآمد، اضطراب بیخبری، خرید از بازارهای ناشناخته و از دست رفتن فرصتهای کاری و آموزشی هزینه دادند.
این خسارتها بهسادگی جبران نمیشود. مشتری ازدسترفته با یک اطلاعیه بازنمیگردد، پروژه لغوشده دوباره امضا نمیشود و اعتمادی که فرسوده شده، با بازگشت اینترنت ترمیم فوری پیدا نمیکند.
ارسال نظر