بحران آب در کشور

کدخبر: 428100
این روز ها سر و صدای زیادی پیرامون این تراژدی به هوا است، البته یک تراژدی هم هست. روشنفکران و روزنامه نگاران و فعالان اینترنتی بسیار قلم فرسایی می کنند حکومتگران هم به نظر می رسد ساکت هستند.

 کسی مسئول نیست! اما یادمان باشد که هر نوع سر و صدا باید در زمان خودش بلند می شد نه زمانی که بسیار دیر است. این می شود شیون بعد از مرگ عزیزان که نتیجه ای هم ندارد. از قبل باید برنامه ریزی و تدارک می شد و هوشیاری می بود و گفتمان ایجاد می گردید. از دهه هفتاد و در برنامه دوم ظهور بحران آب پیشبینی شد و تدابیر کارشناسی از طرف سازمان برنامه وقت مطرح گردید که این پیشنهاد ها در دولت و مجلس رقیق شد، اما به هر حال برخی نکات قانون هم شد. اما قانون کَل العَدم. یعنی نه دستگاه های اجرایی مربوط اقدامی کردند، نه دستگاه های نظارتی توجه و نه افکار عمومی لا اقل دربین روشنفکران عنایتی کرد. طی سال ها افراد مختلف در زمینه بحران آب هشدار داده اند از جمله اینجانب در مطلبی که لینک آن در پائین آمده مربوط به سال ۱۳۹۳ و در برخی منابع دیگر هم منعکس شد. اما گوش بدهکاری یافت نشد. در آن مطلب از جمله به تاثیر بحران آب بر شعله ور شدن تنش های قومی و منطقه ای تاکید شد. بحران مشابهی را در صنعت و بازار برق داریم. در یکی از مجالس گذشته قانون کردند تثبیت قیمت آب و برق را و این را هدیه به ملت ایران معرفی کردند و امروز ملت ایران هدیه ارسالی را دریافت می کند. سرمایه گذاری مکفی انجام نشده بخش های مربوط گردش مالی مناسبی ندارند و این در کنار مدیریت های سیاسی و ضعیف، عامل بحران است. به دفعات برسی های سازمان های وابسته به سازمان ملل تاکید می کند که بحران آب در بسیاری کشور ها مربوط به مدیریت ناکار آمد منابع آب از جمله قیمتگذاری غلط است. اگر بخواهیم مشخصاً آسیب شناسی کنیم باید بپرسیم که چرا نظرات و بررسی های کارشناسی مختلف در سیستم سیاسی مورد توجه قرار نگرفته است؟ دو جواب برای این پرسش موجود است که یکی را مطرح می کنم. و آن این که پیوند سیستماتیک بین کارشناسی و تصمیم گیری گسسته است. در کشور ما این پیوند را سازمان برنامه ایجاد می کرد. در بسیاری سال ها رؤسای سازمان برنامه خودشان، پیگیر طرح های نیرو و آب بودند به هر فلاکتی بود منابعی تعیین می نمودند و در مراکز تصمیم گیری مثل دولت و مجلس از برنامه های مسئولین آن بخش ها پشتیبانی کار شناسی می کردند. آن سال هایی بود که عمده همین ظرفیت های در حال فرسایش موجود ایجاد شد. شاید اگر بخواهیم بر یک نقطه زمانی تشدید این گرفتاری ها انگشت بگذاریم روزی است که چند دهه قبل یک رئیس جمهور گفت ما رئیس سازمان برنامه ای نمی خواهیم که ما به حرف او گوش بدهیم، کسی را می خواهیم که او به سخن ما گوش کند و حکم ما را اجرا کند. البته یک رئیس جمهور هم کلاً نهاد برنامه ریزی را تعطیل کرد و پس از آن هم قاعده لزوم رئیس گوش بفرمان برای آن سازمان با شدت بیشتری ادامه یافت. مشکل برق و آب با اقدامات وصله پینه ای و مرهم موقتی حل نمی شود. برنامه ریزی وسیع و سیاستگذاری بر مبنای مطالعات کارشناسی لازم است. برای این کار نیز تشکیلات کارشناسی ستادی و بخشی باید تقویت شوند و مدیران کاربُر، تحصیل کرده صحیح (دانشجویی تمام وقت) و لا یق، دارای استقلال شخصیت بر سر کار ها گماره شوند و گرنه از یک بحران به بحران بزرگتر جا بجا خواهیم شد.

منبع: کانال تلگرامی نویسنده

تیتر یک
از دست ندهید
بلیط هواپیما