فرمول بازسازی اقتصاد در پساجنگ از نگاه یک اقتصاددان | چگونه از تله بیکاری و انفجار تورم عبور کنیم؟ | پرداختهای ناگهانی، جهش تورمی ایجاد میکند
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از جماران، در اقتصاد پساجنگ، دولتها معمولا میان دو فشار متضاد گیر میافتند: از یک سو باید بیکاری را سریعاً کاهش دهند و از سوی دیگر هر تزریق مالی شتابزده میتواند تورم را انفجاری کند.
جعفر خیرخواهان، نویسنده و پژوهشگر اقتصادی، راهکاری برای خروج از این بنبست ارائه میدهد: اشتغالی که عرضه واقعی اقتصاد را ترمیم کند، نه فقط قیمتها را کنترل میکند، بلکه از بازگشت بیکاری به شکل مزمن نیز جلوگیری خواهد کرد.
در اقتصاد پساجنگ، هر تزریق مالی شتابزده به جای درمان بیکاری، تورم را انفجاری میکند
جعفر خیرخواهان، نویسنده، مترجم و پژوهشگر اقتصادی، در گفتوگو با جماران، با بیان اینکه اقتصاد پساجنگ، آن هم در بستر تحریم و محدودیتهای ارزی، در موقعیتی قرار دارد که معمولا سیاستگذار را میان دو فشار متضاد گیر میاندازد، اظهار داشت: از یکسو لازم است به سرعت تولید و اشتغال و درآمد احیا شود تا از فرسایش معیشت و کاهش سرمایه اجتماعی جلوگیری شود؛ از سوی دیگر، هر تزریق مالی شتابزده میتواند به رشد قیمتها و تورم شدیدتر تبدیل شود، زیرا توان تولیدی و عرضه واقعی اقتصاد در اثر جنگ و بحران مختل شده است. در چنین شرایطی، کشورهایی که مسیر احیای اقتصادی را با کمترین هزینه اجتماعی طی کردهاند، یک اصل کلیدی را رعایت کردهاند: ایجاد شغل باید بتواند تولید را افزایش دهد و عرضه را ترمیم کند. در غیر این صورت، رشد اشتغال به رشد قیمتها میانجامد و دوباره ضرورت سیاستهای انقباضی احساس میشود که به یک دور باطل آزاردهنده میانجامد.
بازسازی هدفمند، اولین ستون برای اشتغال بدون تورم در اقتصاد پساجنگ
این اقتصاددان ضمن تاکید بر ضرورت درنظر داشتن چارچوب عملی و علمی برای ایجاد «اشتغال بدون تورم»، به تشریح چارچوبی چهارستونی که میتواند مبنای طراحی سیاست اقتصادی در دوره بازسازی قرار گیرد پرداخت و گفت: شوک جنگی معمولا عرضه کل اقتصاد را دچار اختلال شدید میکند؛ تخریب زیرساخت، توقف زنجیره تامین، آسیب به کارگاهها و بنگاهها، گلوگاههای انرژی و حملونقل، و تمرکز منابع بر اولویتهای دفاعی. نتیجه این است که حتی اگر تقاضا با سیاستهای حمایتی تحریک شود، عرضه توان پاسخگویی ندارد و قیمتها فورا بالا میرود. بنابراین، اولین ستون برای اشتغال غیرتورمی، «بازسازی هدفمند» است؛ یعنی بازسازیای که ارزبری کم داشته باشد، سریع اجرا شود، گلوگاههای تولید را باز کند و برای بخش خصوصی ظرفیت خلق کند.
در بازسازی پساجنگ، اولویت با پروژههایی است که هزینه مبادله را پایین میآورند
وی با بیان اینکه در یک برنامه احیای مولد، صرفا «ساختن» مهم نیست؛ مهم این است که کدام اجزا از تولید ملی سریعتر زنده میشوند، یادآور شد: تحلیلهای تطبیقی نشان میدهد پروژههایی مانند تعمیرات اضطراری واحدهای تولیدی کلیدی؛ احیای زیرساخت دیجیتال و ارتباطی؛ بازسازی شبکه برق، پستها و خطوط فرسوده؛ احیای جادهها، پلها و مسیرهای لجستیک؛ بازسازی شبکه آب و فاضلاب مناطق صنعتی و شهری، پروژههای احیای مولد محسوب میشوند. این پروژهها بهطور مستقیم هزینه مبادله را پایین میآورند، تعطیلیهای تولیدی را کاهش میدهند و بهرهوری سرمایه موجود را افزایش میدهند.
پرداختهای ناگهانی در بازسازی پساجنگ، جهش تورمی ایجاد میکند
خیرخواهان ادامه داد: در شرایط محاصره اقتصادی، هر پروژهای که واردات تجهیزات یا مواد اولیه فراوان بخواهد، فشار روی بازار ارز را بالا میبرد و این فشار خود به عاملی تورمزا تبدیل میشود. بنابراین، مصالح داخلی، ماشینآلات قابل تعمیر داخلی، پیمانکاران بومی و تامین تجهیزات از شبکههای موجود باید در اولویت باشد. بازسازی گسترده معمولا با افزایش درآمدها همراه است. اما اگر پرداختها ناگهانی و بدون سازوکار کنترلشده انجام شود، جهش تقاضای اسمی بهوجود میآورد. سازوکارهای مناسب شامل پرداختهای مرحلهای و مطابق پیشرفت کار؛ قراردادهای بهرهوریمحور؛ کنترل صورتوضعیتها؛ محدود کردن دستمزدهای پروژههای عمومی به نزدیکی حداقل دستمزد است. خیرخواهان تأکید کرد: اینها هم از فشار تورمی جلوگیری میکنند و هم تخصیص منابع را بهینه میکنند.
ارسال نظر