نگرانکنندهترین سناریوی پیش روی پولهای بلوکه شده ایران | میزان داراییهای مسدودی ایران چقدر است؟ | چرا ایران و آمریکا به توافق نمیرسند؟
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از دنیای اقتصاد، حدود ۲۴ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده ایران در کشورهای منطقه قرار دارد. سه سناریو شامل آزادسازی نقدی، استفاده مشروط بشردوستانه یا مصادره به نفع زیان دیدگان در زمینه داراییها محتمل است. ایران خواهان آزادسازی سریعتر و دسترسی به میزان بیشتری از این داراییها است.
در تمام دورههای تنش و مذاکره میان ایران و آمریکا، موضوع داراییهای بلوکهشده ایران یکی از مهمترین و حساسترین مسائل مورد بحث در این پرونده بوده است. از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ گرفته تا مذاکرات سالهای بعد و اکنون نیز در مذاکرات مربوط به پایان جنگ و برقراری آتشبس، مساله دسترسی ایران به منابع مالی مسدودشده بار دیگر به یکی از اصلیترین گرههای توافق تبدیل شده است. به نظر میرسد در حال حاضر، اختلاف بر سر این داراییها شاید حتی مهمتر از برخی اختلافات سیاسی و امنیتی شده باشد و دو طرف آن را به عنوان اهرم فشار اصلی خود حفظ کردهاند. ایران دسترسی بیشتری به منابع، پیش از بازگشایی تنگه هرمز را میخواهد و آمریکا علاقه دارد تا منابع کمتری را در حالتی مشروط و با تاخیر به ایران تحویل دهد. این امر برای ترامپ که اوباما را متهم به انجام یک توافق بد با ایران میکرد از اهمیت بسیاری برخوردار است.
سه سناریو برای سرنوشت این داراییها امکانپذیر است. در سناریوی اول آمریکا بخشی از منابع را به صورت نقدی و برای نشان دادن حسننیت تحویل ایران میدهد. به نظر میرسد این سناریو با نارضایتی ترامپ مواجه خواهد شد. در سناریوی دوم آمریکا بخشی از منابع را به صورت مشروط و تحت نظارت آمریکا برای واردات کالاهای اساسی و دارو در اختیار ایران قرار میدهد. اما در یک سناریوی بدبینانه آمریکا داراییهای ایران را به عنوان غرامت مصادره و صرف آسیبهای رخداده در جنگ برای متحدان خود میکند. به تازگی رویترز اشاره کرده است که دولت آمریکا در حال بررسی این احتمال است.

میزان داراییهای بلوکه شده ایران
بر اساس برآوردهایی که در گزارش والاستریت ژورنال آمده، ایران در مجموع حدود ۱۰۰میلیارد دلار دارایی غیرقابل دسترس در خارج از کشور دارد؛ این داراییها عمدتا از محل درآمدهای نفتی، ذخایر ارزی و منابع مالی حاصل از صادرات انرژی در سالهای گذشته شکل گرفتهاند اما به دلیل تحریمهای آمریکا امکان انتقال آنها به شبکه بانکی ایران وجود ندارد. بخش مهمی از این منابع در چین نگهداری میشود؛ جایی که درآمدهای نفتی ایران طی سالهای طولانی انباشته شده اما به دلیل ترس بانکها و موسسات مالی از مجازاتهای آمریکا امکان انتقال آن به ایران وجود ندارد. علاوه بر این منابع، حدود ۶میلیارد دلار از درآمدهای ایران در قطر قرار دارد. این همان پولی است که دولت جو بایدن در سال ۲۰۲۳ در چارچوب توافق تبادل زندانیان اجازه انتقال آن را از کرهجنوبی به قطر صادر کرد تا صرف خرید کالاهای بشردوستانه، دارو و مواد غذایی شود. با این حال پس از حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل، دسترسی ایران به این منابع عملا دوباره متوقف شد.
حدود یکمیلیارد دلار دیگر نیز در عمان قرار دارد که آن هم پس از تحولات منطقهای به صورت غیررسمی مسدود شده است. افزون بر این، طبق برآوردهای ارائهشده در گزارشها، ایران حدود ۱۵میلیارد دلار نیز در بانکهای عراق دارد که حاصل صادرات برق و گاز طبیعی به این کشور است. به همین دلیل است که تهران در مذاکرات جدید مساله داراییهای بلوکهشده را به عنوان یکی از شروط اصلی هر توافقی مطرح کرده است. بر اساس ادعای والاستریت ژورنال، ایران خواستار آزادسازی حدود ۱۲میلیارد دلار بلافاصله پس از دستیابی به توافق اولیه و ۲۴میلیارد دلار دیگر در طول دوره ۶۰ روزه مذاکرات بعدی شده است. محسن رضایی، مشاور ارشد رهبری، نیز در گفتوگو با CNN تاکید کرده که ۲۴میلیارد دلار مورد نظر تهران «آزمون اعتماد» آمریکا است و اگر واشنگتن در این زمینه گام بردارد، مسیر توافق هموار خواهد شد.
چرا توافق انجام نمیشود؟
از نگاه ایران، مساله فقط دریافت پول نیست. تجربه خروج دولت ترامپ از توافق هستهای ۲۰۱۵ و بازگشت تحریمها باعث شده که مقامهای ایرانی به شدت نسبت به تضمینهای آمریکا بدبین باشند. در نتیجه تهران تلاش میکند بخش قابلتوجهی از منافع اقتصادی را در همان مراحل ابتدایی توافق دریافت کند تا در صورت شکست مذاکرات یا تغییر موضع آمریکا، دستکم بخشی از منافع وعده داده شده را از دست ندهد.
در مقابل، دولت ترامپ نیز با یک معضل سیاسی جدی روبهرو است. ترامپ در سالهای گذشته بارها توافق هستهای دولت باراک اوباما را به دلیل آزادسازی منابع مالی ایران مورد حمله قرار داده بود. او بارها به پرداخت ۱.۷میلیارد دلار به ایران در سال ۲۰۱۶ اشاره کرد و آن را نمونهای از «امتیازدهی» به تهران دانست. بنابراین اگر اکنون خود او با آزادسازیمیلیاردها دلار دارایی ایران موافقت کند، در معرض همان انتقادهایی قرار خواهد گرفت که سالها علیه دولت اوباما مطرح میکرد.
سناریوهای موجود برای داراییهای ایران
نخستین سناریوی مطرح در مذاکرات، یعنی پرداخت مستقیم و نقدی بخشی از داراییهای بلوکهشده به ایران، با موانع سیاسی بسیار جدی روبهرو است. این سناریو مطلوبترین گزینه برای تهران محسوب میشود. ایران ترجیح میدهد بخشی از منابع خود را به شکل آزاد و بدون محدودیت در اختیار داشته باشد تا بتواند برای تثبیت بازار ارز، جبران خسارتهای جنگ، تامین کالاهای اساسی و حمایت از اقتصاد داخلی از آن استفاده کند.
با این حال در واشنگتن مقاومت قابلتوجهی در برابر چنین راهکاری وجود دارد. مخالفان توافق معتقدند هرگونه تزریق نقدینگی به ایران میتواند توان مالی این کشور را افزایش دهد و امکان بازسازی ظرفیتهای نظامی، موشکی و منطقهای آن را فراهم کند. همین نگرانیها باعث شده که بسیاری از تحلیلگران آمریکایی احتمال تحقق این سناریو را پایین ارزیابی کنند.
سناریوی دوم که در محافل دیپلماتیک و کارشناسی آمریکا بیشتر مورد بحث قرار گرفته، آزادسازی محدود و مشروط داراییها است. در این مدل، بخشی از منابع مالی ایران آزاد میشود اما مصرف آن تحت نظارت آمریکا، کشورهای واسطه یا نهادهای بینالمللی قرار میگیرد. نمونه این الگو پیشتر در پرونده ۶میلیارد دلار قطر دیده شد. در آن مدل، ایران اجازه نداشت پول را مستقیما دریافت کند، بلکه منابع مالی تنها برای خرید کالاهای بشردوستانه، دارو، تجهیزات پزشکی و مواد غذایی قابل استفاده بود. برخی کارشناسان آمریکایی معتقدند همین مدل میتواند دوباره در مذاکرات فعلی مورد استفاده قرار گیرد.
ریچارد نفیو، مقام سابق وزارت خارجه آمریکا، معتقد است سادهترین راه برای دولت ترامپ آن است که اجازه استفاده محدود ایران از منابع موجود در قطر، عمان و عراق را صادر کند. از نگاه او این پولها در مکانهایی قرار دارند که امکان نظارت بر نحوه مصرف آنها وجود دارد و واشنگتن میتواند ادعا کند که پول نقدی مستقیما در اختیار تهران قرار نداده است. در این سناریو احتمالا بانکهای قطری، عمانی یا عراقی به عنوان واسطه عمل خواهند کرد و پرداختها صرفا برای خرید کالاهای مشخص یا اجرای پروژههای مورد توافق صورت میگیرد. چنین راهکاری شاید بخشی از نگرانیهای آمریکا را برطرف کند اما ممکن است برای تهران کافی نباشد؛ زیرا ایران به دنبال دسترسی واقعی و گستردهتر به منابع خود است.
سناریوی سوم که از نگاه ایران بدبینانهترین و نگرانکنندهترین حالت ممکن محسوب میشود، در روزهای اخیر به طور جدی در رسانههای آمریکایی مطرح شده است. بر اساس گزارشهای رویترز، فاکس بیزینس و ABC News، دولت آمریکا در حال بررسی این احتمال است که بخشی از داراییهای ایران را برای جبران خسارتهای وارد شده به متحدان عرب خود در خلیج فارس مورد استفاده قرار دهد.
طبق این گزارشها، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، از یک تیم تخصصی خواسته هزینه خسارتهایی را که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در جریان درگیریهای اخیر متحمل شدهاند برآورد کند. سپس گزینههای استفاده از داراییهای ایران برای تامین این هزینهها بررسی شود. در این چارچوب حتی بحث استفاده از کشتیهای توقیفشده ایران و سایر داراییهای تحت کنترل آمریکا نیز مطرح شده است. منابع آگاه گفتهاند که واشنگتن در حال رایزنی با کشورهای عربی منطقه است تا ارزیابی دقیقی از میزان خسارتهای وارد شده تهیه شود.
اگر چنین سناریویی عملی شود، نهتنها ایران به منابع مالی خود دسترسی پیدا نخواهد کرد بلکه بخشی از این داراییها عملا برای جبران خسارت کشورهای عربی مصادره خواهد شد. از منظر حقوقی و سیاسی، چنین اقدامی میتواند یکی از شدیدترین تنشها میان تهران و واشنگتن را رقم بزند و حتی احتمال فروپاشی کامل روند مذاکرات را افزایش دهد. این سناریو همچنین از آن جهت اهمیت دارد که برای نخستین بار بحث استفاده از داراییهای ایران به عنوان منبع تامین مالی بازسازی کشورهای دیگر به صورت علنی مطرح شده است. در گذشته اختلافها عمدتا بر سر آزادسازی یا مسدودسازی داراییها بود، اما اکنون موضوع انتقال این منابع به طرفهای ثالث نیز به میان آمده است.
داراییهای بلوکهشده دوباره به قلب مذاکرات ایران و آمریکا بازگشته است. ایران این منابع را حق قانونی خود میداند و معتقد است بدون دسترسی به آنها هیچ توافقی ارزش سیاسی و اقتصادی نخواهد داشت. آمریکا نیز این داراییها را مهمترین اهرم فشار خود در برابر تهران میبیند و تمایلی ندارد پیش از دریافت امتیازهای راهبردی، کنترل آنها را از دست بدهد. به همین دلیل میتوان گفت که سرنوشت مذاکرات فعلی تا حد زیادی به تعیین تکلیف همین پولها گره خورده است. اگر دو طرف بتوانند بر سر نحوه آزادسازی یا استفاده از این منابع به تفاهم برسند، احتمال پیشرفت مذاکرات افزایش خواهد یافت. اما اگر اختلاف بر سر داراییهای بلوکهشده ادامه پیدا کند، این پرونده میتواند همان نقشی را ایفا کند که در سالهای گذشته بارها ایفا کرده است؛ یعنی تبدیل شدن به مهمترین مانع در مسیر هرگونه توافق میان تهران و واشنگتن.