بنی صدر در برخورد با قوای روحانی اول انقلاب، رودست خورد

کدخبر: 446140
اقتصاد نیوز : محمدعلی ابطحی گفت: مرحوم بنی صدر را باید از دو دیدگاه دید. یکی بنی صدر فرهنگی و یکی بنی صدر مذهبی. مرحوم بازرگان و بنی صدر سمبل هایی بودند. او در نزدیکی انقلاب شناخته شد. ارزش بخش فرهنگی او نباید فراموش شود که تا اوایل انقلاب پررنگ بود. باید به این بخش او پاس گذاشته شود.

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، در کلاب هاوس امشب خبرآنلاین با موضوع" پایان اولین رئیسی جمهور ایران" صاحب نظران درباره ابوالحسن بنی صدر بویژه مشی سیاسی و اقتصادی او به اظهار نظر پرداختند.

بدنبال درگذشت ابوالحسن بنی صدر اولین رئیس جمهور ایران، امشب در کلاب هاوس خبرآنلاین این اتفاق مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت و مهمانان مدعو درباره ابعاد مختلف شخصیتی و مشی سیاسی و اقتصادی و نقش او در تحولات قبل و بعد انقلاب مورد بررسی قرار گرفت.

یک اشتباه محاسبه برای او از زمانی شکل گرفت که قدرت روحانیت اول انقلاب را نفهمید

محمدعلی ابطحی فعال سیاسی اصلاحطلب

مرحوم بنی صدر را باید از دو دیدگاه دید. یکی بنی صدر فرهنگی و یکی بنی صدر مذهبی. مرحوم بازرگان و بنی صدر سمبل هایی بودند. او در نزدیکی انقلاب شناخته شد. ارزش بخش فرهنگی او نباید فراموش شود که تا اوایل انقلاب پررنگ بود. باید به این بخش او پاس گذاشته شود.

در حوزه سیاسی آقای بنی صدر را باید طور دیگری نگاه کرد. یک کتابی به نام کیش شخصیت بود که در جامعه معیار شده بود. خود او بیش از همه گرفتار این مساله شد. مرحوم بنی صدر قبل از 60 هیچ اتفاقی نبوده که او را متوقف کند. در ماجرای انقلاب فرهنگی او جلودار بود. در سرکوب کردها او جلودار بود. درحملات روزنامه انقلاب اسلامی او تیزتر از همه بود. یک اشتباه محاسبه برای او از زمانی شکل گرفت که قدرت روحانیت اول انقلاب را نفهمید. قدرت شخص امام خمینی را هم نتوانست تشخیص دهد و خود را مستقل تشخیص داد و این دو عنوان او را روز به روز دورتر کرد. اگر او می دانست در بافت روحانیت چه قدرتی است، طور دیگری رفتار می کرد. او و آقای هاشمی رفسنجانی عملگرا بودند و بعد وقتی دیدند زورشان نمی رسد آرمانگرا شدند.

در فعالیتهای انقلابی کوتاه نیامد ولی از وقتی دید دارد حذف می شود، تفاوت نظر حزب جمهوری اسلامی و امام خمینی را داریم. امام خمینی تا آخر هواداری از بنی صدر کرد ولی حزب جمهوری به رقابت سیاسی افتاده بود و از مشی امام متفاوت عمل می کرد. بعد حزب جمهوری توانست با پوست خربزه هایی که زیر پای او انداخت، موفق شود. 

او بعد از سال 60 استقلال نظر داشت که بر خلاف اپوزیسیون وابسته نبود. اولین انتخاب رییس جمهور در تاریخ 2500 ساله شاهنشاهی ایران در تاریخ باقی می ماند. بحث خیانت بنی صدر در جنگ را خیلی فکر کردم، اصلا چیزی در این حوزه ها باورکردنی و پذیرفتنی نیست. او بیشتر در برخورد با قوای روحانی اول انقلاب، توان خود را نتوانست بالا بیاورد و رودست خورد و نمی دانست چه اتفاقی می افتد و اعتماد و حمایت امام را از دست داد و متاسفانه در زندگی اش از سال 60 به بعد داشت که نمی توان با او همدلی کرد.

بنی صدر در 14 اسفند مسیر افولش شروع شد و روز به روز نزد امام قدرتش افول کرد

محمد عطریانفر فعال سیاسی اصلاحطلب و عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران

بنا به تجربه عملی کلیاتی را طرح می کنم. ضمن آرزوی رحمت و غفران الهی و نجات یافتگی برای مرحوم آقای بنی صدر فکر می کنم زندگی او در سه بخش قابل تفکیک است. اول دوره آرامش و ساخت شخصیت سیاسی او، یک دوره طوفان و مبارزه بر سر کسب قدرت و دوره سوم سقوط و افول اوست. هر یک از این دوره ها دو عصر دارد. در دوره آرامش و ساخت شخصیت، او دو عصر منفک دارد. عصری که فعالیت های دانشجویی دارد و عضویت در جبهه ملی و برخی تلاشها و مبارزات در صحن دانشگاه را دارد و به سرعت هم در یک دوره کوتاهی عرصه را خالی می کند. او از فرصتی که با مرحوم آقای حبیبی و نراقی داشت استفاده می کند و به سوربن برای ادامه تحصیل می رود. عصر فعالیتهای دانشجویی اش خیلی چنگی به دل نمی زند و تصویری مانند آقای بازرگان ندارد. در عصر دوم دوره آرامش عصر حیات تئوریک او در فرانسه است و برخی محورها و عناوینی که به کار دیدگاه های عقیدتی او می خورد دیدگاهی را طراحی می کند و کتابهایی را در آستانه انقلاب می نویسد و کتابهای «کیش شخصیت» و «امت و امامت» و «تعبیر امامت» را در ایران می بینیم. او حجم غیرقابل قبولی از خودباوری را داشت و کیش شخصیت داشت که برخی می گفتند هنگام نوشتن کتاب در برابر آینه ایستاده.

دوره دوم ایشان طوفانی و مبارزاتی است. از زمانی که همراه امام به ایران می آید. وقتی در پاریس بود و امام به آنجا هجرت می کند و ورود امام به منزل آقای غضنفرپور که از نزدیکان بنی صدر بود، زمینه ارتباط او با امام و شخصیتهای اطراف ایشان تقویت می شود. او در سفر تاریخی و پرواز انقلاب همراه امام به ایران آمد و فعالیت خود را آغاز کرد. در دورانی تلاش کرد چهره ناشناخته و بدون پشتوانه سیاسی خود را در عرصه قدرت سیاسی و جامعه طبقه متوسط و دانشگاهیان مطرح کرد. روز به روز این ظرفیت تعمیم یافته خود را در ذهن و دل بسیاری باز کرد و نسبت به رقبا که دارای تبار تاریخی بلندی نزد مردم بودند، مطرحتر شد.

دوران سوم هم عصر اسارت توسط تیم رجوی و سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت است که 2-3 سال طول کشید. به انفعال رسید و به کسوت بازنشستگی درآمد که به روزگار ما ختم شد.

آقای بنی صدر دلبستگی تاریخی نسبت به امام داشت و امام هم به ایشان علاقمند بودند از دو جهت. اول از جهت پدرشان مرحوم سید نصر الله بنی صدر که مورد علاقه امام بود. در عصری که دوره آرامش او بود، بنی صدر به نجف می رفت و امام نسبت به ایشان حرمتی داشتند. ارتباط مرحوم بنی صدر با حاج آقای مصطفی خمینی هم بحث دیگری بود. آقا مصطفی نسبت به برخی چهره ها از جمله قطب زاده نگاه منفی داشت که فرصتی برای بنی صدر بود. در مراسم مرحوم بنی صدر پدر، مراسمی در نجف گرفته شد و بنی صدر از پاریس آمد و امام که نوعا از این جلسات حضور نداشتند در مراحل ختم بنی صدر پدر شرکت می کند و در انتهای مراسم که بنی صدر برای تشکر خدمت امام رسید امام دست رد به سینه او می زنند و می گویند به اعتبار علاقمندی شخصی ام نسبت به پدرتان در این نشست شرکت کردم. او از هر فرصتی در این زمینه ها استفاده برای خود می کرد. 

امام در طول تاریخ 15 ساله انقلاب، معمولا تشکلهای سیاسی را همراه نداشتند و امام نسبت به تشکلها اعتماد نداشتند. ممکن است اشاره به موتلفه کنیم ولی موتلفه تشکل فراگیری نداشت. امام بیشتر به یاران انقلاب و تک چهره ها تکیه داشتند. در این رابطه بنی صدر از این فرصت استفاده کرد و توانست در کنار امام خود را جا بزند و تلاش کرد. 

شخصا آقای بنی صدر را ساده می دانم نه پیچیده. او در فرآیند دوره سوم به سادگی سرش کلاه رفت و اسیر باندی شد که تمام ظرفیتهایش را مکیدند و او را تبدیل به پدیده بی خاصیت و رها شده کردند. به علت آشنایی که با سازمان مجاهدین خلق داشتم می دانم با این قربانیان بازیهای زیادی کردند. بنی صدر مزایای فردی داشت که او را موفق کرد که در جریانات نیرومند داخلی خود را پیروز کند و روبروی حزب جمهوری اسلامی قرار گیرد.

او سخنوری منحصر به فرد با شیوه های اختصاصی بود. او از جنس سخنوران رسمی و بومی نبود. او این ظرفیت را تقویت کرد. نقش آفرینی مرحوم آقای بنی صدر در ذیل رقابت تحت عنوان موازنه مثبت هم مهم است. در موازنه منفی و مثبت برکاتی را تصور می کنیم که او با مناقشاتی که با حزب جمهوری داشت روز به روز دستاورد گرفت. یکی دیگر از مزایای فردی او استفاده بجا از نقاط ضعف رقیب بود. در اثر یک غفلت که حزب جمهوری درباره معرفی اولین نامزد ریاست جمهوری پیدا کرد، از نقطه ضعف آنها استفاده کرد و در مقابله با جلال الدین فارسی گفتمان خود را ارتقا داد و پیروز شد.

توان او از مظلوم گرایانه و این که می گفت همه در برابر من متحد هستند و معمولا جامعه ایرانی مظلومیت گراست به بنی صدر حق می داد ولی حقی که به او داده می شد بیش از حق مسلم او بود. 

او پس از رسیدن به قدرت با واقعیت انتشار روزنامه جمهوری اسلامی با تیراژ میلیونی، کنار نیامد. این رسانه در دوران فترت 57 تا 60 بسیار اتفاق مهمی بود که دست به دست می گشت و در برابر این روزنامه جمهوری اسلامی که از ابتدای 58 با مدیریت آقای خامنه ای و سردبیری میرحسین موسوی منتشر می شود، او توانست تصویر رسانه ای از خود عرضه کند.

گزارش روزانه ای که او در دوران ریاست جمهوری به مردم داد که پدیده ای نو بود. ایشان برای پیشرفت اهداف خود، از ظرفیت فردی خود استفاده می کرد و به هیچ کسی پاسخگو نبود. رقبایش به صورت تیمی حرکت می کردند و نیازمند همفکری بودند. محدودیت رهبران حزب جمهوری در همفکری با دیگران را نداشت و به تناسب زمان و موضوع موضع می گرفت و به هیچکس پاسخگو نبود و اول و آخر داستان خودش بود. استفاده ای که در اختلاف بین رهبران حزب جمهوری اسلامی و مرحوم احمد خمینی پیدا کرد، خود را نزد بیت حضرت امام محبوب کرد و ظرفیت نیرومندی را برای خود تدارک دید. به طوری که در افکار عمومی جاانداخته بود به امام نزدیکتر از دیگران است. یکی از توفیقات او برای به دست آوردن 11 میلیون رای از 14 میلیون رای ناشی از نشان دادن قرابت او با حضرت امام بود. با این قرابت توانست جامعه روحانیت و مدرسان را همراه خود کند. 

او به دلیل ساده اندیشی دورانی را دچار غفلت شد و تمامی دستاوردهای خود را در میان روزی از دست داد. در 14 اسفند مسیر افولش شروع شد و روز به روز نزد امام و قدرت افول و سقوط کرد. مجاهدین خلق روز به روز به او می دمیدند و می گفتند تو قدرت رقابت را داری و می توانی با رهبری انقلاب مقابله کنی هر چند هیچوقت به این قضیه گرفتار نشد. 

او غفلتی داشت که در نهایت او را از مردم گرفتند. در طول 16 ماه مسئولیت او، باور دارم امام علاقه نداشت او از دست برود. در پیامی که دادند گفتند تو به زندگی خودت برس و از قدرت فاصله بگیر. اگر آقای بنی صدر پایانش را بهتر مدیریت می کرد می توانست بماند و کمبودی از مهندس بازرگان نداشت.

تیتر یک
از دست ندهید
بلیط هواپیما