ماجرای کتک کاری محمد جهان آرا با بنی صدر در خرمشهر چه بود؟

کدخبر: ۵۲۴۳۹۵
شهید سید محمد علی جهان آرا، فرمانده سپاه خرمشهر در حالی با جوان ها و نوجوان های شهرش مقابل بعثی ها ایستاد که حتی پنج هزار نیرو هم نداشت.
ماجرای کتک کاری محمد جهان آرا با بنی صدر در خرمشهر چه بود؟

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از جماران،  حدود یک سالی از اشغال خرمشهر می گذشت، سید محمدعلی، فرمانده سپاهش مانند همه همشهری ها و هموطنانی که ذره ای عرق ملی داشتند، دلشان برای خرمشهر می تپید، کوچه پس کوچه های آن را در حالی تصور می کردند که زیر قدم های منحوس بعثی ها چون ویرانه ای شده است، فکر و ذکر فرماندهان جنگ، آزادی خرمشهر بود اما در این میان، حادثه ای در هشتم مهر ماه ۶۰ ناگهان معادلات را به هم ریخت، هواپیمای حامل چند تن از فرماندهان ارشد جنگ را به طرزی مشکوک منفجر کردند، سید هم در همان هواپیما بود، او رفت در حالی که آزادی خرمشهرش را ندید.

گفته شده سید محمد علی در خانواده ای که پدر و مادر محب اهل بیت علیهم السلام بودند در نهم شهریور ماه سال ۱۳۳۳ در خرمشهر به دنیا آمد. هنوز نوجوانی ۱۵ ساله بود که به صف مبارزان با طاغوت پیوست. سال ۴۹ همراه گروه حزب الله خرمشهر شد و مبارزاتش وارد مرحله جدی تری شد.

سال های نوجوانی و ابتدای جوانی اش به مبارزه و تلاش برای تحقق آرمان های نهضت امام خمینی گذشت، مبارزات مردم ایران در ۲۲ بهمن ماه سال ۵۷ به ثمر نشست و پیروزی، دسترنج سال ها مبارزه شان شد. 

سید محمد جهان آرا شادمان از این پیروزی همچون بسیاری از جوانان این مرز و بوم وارد عرصه محافظت و نگهبانی از این دستاورد عظیم شد و به پیر نهضت عشق می ورزید.

شهید سید محمد علی جهان آرا و دفاع مقدس 

سید محمد علی برای راه اندازی و شکل گیری سپاه شهرش تلاش بسیار کرد و حاصل این زحمات، سرعت بخشی به مبارزه با آنانی شد که از بیرون مرزها برای خرمشهر دندان تیز کرده بودند. 

حالا سید در قامت فرمانده سپاه خرمشهر، حرف های بسیاری داشت تا برای دشمنان بزند و به آنان حالی کند که با شیرمردی از خطه خوزستان طرف شده اند.

دشمن بعثی نگذاشت مردم این مرز و بوم طعم شیرین پیروزی و آزادی را بچشند و زود ناقوس جنگ را به صدا در آورد و اول از همه جنوب کشور و خرمشهر را عرصه تاخت و تاز خود قرار داد. سید محمد این بار هم لیاقت و شایستگی انتخابش به فرماندهی سپاه شهرش را به همگان نشان داد و تا آخرین لحظه، مقابل اشغالگران ایستاد. حماسه مقاومت مردم خرمشهر زبانزد شد.

حضور مستمر و یک ساله در جبهه های جنگ از سید محمد فرمانده ای کار بلد و توانمند ساخت طوری که طرح های خوب نظامی می داد. شایستگی های سید به جایی رسید که اوایل سال ۶۰ او با حفظ سمت فرماندهی خرمشهر، فرمانده سپاه اهواز و سرپرست ستاد منطقه هشت سپاه هم شد.

شهادت

حوالی ساعت هفت عصر روز هفتم مهر ماه سال ۶۰ بود، هواپیمایی که جمعی از فرماندهان جنگ را با خود از جنوب و از نبرد با دشمنان به تهران می آورد، نزدیکی  های کهریزک دچار نقص شد که روایت هایش متفاوت است، لحظاتی بعد انفجاری عظیم، پیکر شهدای بازمانده از شکست حصر آبادان و فرماندهانی همچون سید محمد علی جهان آرا، سید یوسف کلاهدوز، جواد فکوری، ولی الله فلاحی و سید موسی نامجو  را به آسمان فرستاد و دود و آتش بود که منطقه را فرا گرفت.

سید را در قطعه 24 بهشت زهرای تهران به خاک سپردند.

آیت الله خامنه ای، رهبری معظم انقلاب اسلامی درباره شهید سید محمد علی جهان آرا و مقاومتی که در برابر دشمنان بعثی می کردند، اینگونه نقل کرده است:

من مایلم اینجا یادی بکنم از محمد جهان آرا، شهید عزیز خرمشهر و شهدایی که در خرمشهر مظلوم آن طور مقاومت کردند. آن روزها بنده در اهواز از نزدیک شاهد قضایا بودم. خرمشهر در واقع هیچ نیروی مسلح نداشت. نه که صد و بیست هزار (مانند بغداد) نداشت بلکه ده هزار، پنج هزار هم نداشت. چند تانک تعمیری از کار افتاده را مرحوم شهید اقارب پرست - که افسر ارتشی بسیار متعهدی بود - از خسروآباد به خرمشهر آورده بود، تعمیر کرد.

(البته این مال بعد است، در خود آن قسمت اصلی خرمشهر نیرویی نبود) محمد جهان آرا و دیگر جوان های ما در مقابل نیروهای مهاجم عراقی - یک لشکر مجهز زرهی عراقی با یک تیپ نیروی مخصوص و با نود قبضه توپ که شب و روز روی خرمشهر می بارید - سی و پنج روز مقاومت کردند. همان طور که روی بغداد موشک می زدند، خمپاره ها و توپ های سنگین در خرمشهر روی خانه های مردم مرتب می بارید، اما جوانان ما سی و پنج روز مقاومت کردند. بغداد سه روزه تسلیم شد ملت ایران، به این جوانان و رزمندگانتان افتخار کنید. بعد هم که می خواستند خرمشهر را تحویل بگیرند، دوباره سپاه و ارتش و بسیج با نیرویی به مراتب کمتر از نیروی عراقی رفتند خرمشهر را محاصره کردند و حدود پانزده هزار اسیر در یکی دو روز از عراقی ها گرفتند.

سید هدایت الله جهان آرا، پدر سید محمد علی در وصف شیطنت های دوران بچگی او اینگونه روایت کرده است:

«بچه بودند و شیطان، یادم می آید سید علی و سید محمد در یک گروه و سید محسن در گروه دیگری در خرمشهر عضو بودند، یک شب من حالم خیلی بد بود و آنها مدام با هم بحث می‌ کردند، چند بار به آنها تذکر دادم که صبح بحث کنید، گوش نکردند، من هم سید علی و سید محمد را از خانه بیرون کردم و تا صبح هر چه در زدند به خانه راهشان ندادم تا ادب شوند.»

او درباره درگیری میان شهید جهان آرا و بنی صدر که رئیس جمهور کشور بود، به نقل خاطره جالبی پرداخته است: 

«محمد برایم تعریف کرد که رفته بودند با بنی‌ صدر پیش امام (ره)، محمد به امام گفته بود که این آقا امکانات لازم را به ما نمی‌ دهد و دست دست می‌ کند، امام (ره) توپیده بود به بنی‌ صدر. بعد از جلسه بنی‌ صدر، محمد را دعوا کرده بود که چرا جلوی آقا این حرف‌ ها را زده البته باز هم این دو نفر درگیری پیدا کردند. بنی‌صدر رفته بود خرمشهر، محمد یقه‌ اش را گرفته بود و همدیگر را زده بودند. محمد می‌ گفت بنی‌صدر جلوی نیروها را گرفته بود. پسرم از هیچ‌ کس نمی‌ ترسید.»

تیتر یک
از دست ندهید
کارگزاری مفید