یوسف پزشکیان: شهدا را از میان مردان «بیادعا» انتخاب میکنند/ دنیا دارد میبیند که ایران میلیونها جان فدا دارد/ آیا ممکن است ترامپ با وجود حضور مردم در محل نیروگاهها، باز هم نیروگاهها را بزند؟
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایسنا، یوسف پزشکیان در یادداشتی تلگرامی با اشاره به دوشنبه ۱۷ فروردین روز سیوهشتم جنگ نوشت:
«سلام دوستان
روزمان با تاسف و تاثر از خبر شهادت سردار خادمی شروع شد. و با فکر وضع اسفبار کسبوکارهای اینترنتی سپری شد. به این فکر میکردم که بدون کار و درآمد این روزها چگونه زندگی میکنند؟ کاش میشد کاری برایشان کرد.
خبر جلسه دکتر هاشمی با بعضی شرکتها و وعدههای پرداخت تسهیلات به آنها را دیدم اما مشکل برخی از کسبوکارهای خرد که در پارکها مستقر نیستند و اصلا دانشبنیان نیستند، به نظرم پیچیدهتر است و با این اقدامات حل نمیشود.
برخلاف روزهای دیگر امروز حضور وزرا در صدا و سیما و خبرها پررنگ بود. آقایان اتابک، کاظمی، صالحیامیری و هاشمی و خانم صادق را دیدم.
شنیدم آقای شمسالواعظین (از اعضای شورای اطلاع رسانی دولت) پیشنهاد کرده که با توجه به تهدید ترامپ به زدن زیرساختها و نیروگاهها، مردم به جای میدانها در محل نیروگاهها، پتروشیمیها و پلها تجمع کنند. به این فکر میکردم که نتانیاهو که اساسا جنایتکار است و جان مردم برایش مطرح نیست؛ رئیسجمهور آمریکا هم تعادل روحی ندارد، آیا ممکن است با وجود حضور مردم باز هم نیروگاهها را هم بزند؟
بعد با شگفتی دیدم که آقای علی قمصری (نوازنده) اعلام کرده که نگران تهدید زیرساختهای ایران است و صبح با سازش به محل نیروگاه برق دماوند میرود و به نواختن موسیقی میپردازد تا جلوی نابودی زیرساختها را بگیرد. کمی بعد دیدم که دکتر علیرضا رحیمی معاون جوانان وزارت ورزش هم از جوانان دعوت کرده که فردا دوشنبه ۲ ظهر در دور نیروگاهها جمع بشوند تا به دنیا بگویند حمله به زیرساختها جنایت جنگی است.
دنیا دارد میبیند که ایران میلیونها جان فدا دارد ...
شام با جمعی از دوستان قدیمی دور هم جمع بودیم. از من درباره زدن هواپیمای C130 سوال کردند. من هم خواستم چند کلمهای اظهار فضل کنم که دیدم که همه دوستان اطلاعاتشان از من بیشتر است. دفترم را درآوردم و از حرفهایشان یادداشت برداشتم.
میگفتند C130 خیلی بزرگ است. تا ۵۰۰ نفر نیرو هم میتواند جابجا کند. یکی از دوستان که خلبان هم بود میگفت که این هواپیما میتواند به یک سری افزونهها مجهز شود که آن را قادر میسازد در روی زمین چمن یا حتی بیابان هم بنشیند و بلند شود.
سوال اصلی دوستان این بود که داخل هواپیما چی بود؟ و چه بلایی بر سر محتویات یا سرنشینان هواپیما آمده است؟ هرکس ظن و گمانی داشت و مطرح میکرد. اما همه متفق بودند که اولا حتما ماموریت مهمی داشتند (به عنوان محتملترین هدف، ربایش ذخایر اورانیم را مطرح میکردند)؛ ثانیا زدن این تعداد پرنده در یک روز خیلی مهم است و ثالثا ابعاد و جزئیات قضیه برای ما مشخص نیست.
دیدم که مهدی رسولی مداح اخیرا گفته که «ما مدعیان صف آخر بودیم / از اول مجلس شهدا را چیدند» و به شهادت سردار سلیمانی، دکتر لاریجانی و سردار شمخانی اشاره کرده بود. ذهنم درگیر شعر میشود. مدعیان صف اول یا مدعیان صف آخر، اول مجلس یا آخر مجلس؟ ناگهان چیزی در ذهنم جرقه میزند که مسئله «اول یا آخر صف» نیست، مسئله «مدعی بودن» است. اول و آخر صف بودن شرافت نمیآورد، شهدا را از میان مردان «بیادعا» انتخاب میکنند: «کجایند مردان بیادعا ...».
سخنان حماسی خواهر جوانی که همسر و فرزندش شهید شده بودند دلم را تکان میدهد. میگویم جنگ یک کلاس بزرگی است و درسهایی میدهد که در شرایط عادی نمیتوان یاد گرفت. درسهایی که نه در مغز و ذهن ما که در روح و جان ما اثر میگذارند. مادر شهید میگفت «من هنوز برای اینکه مادر شهید باشم خیلی جوانم»!
ذهنم میرود به داستانهایی که درباره جزیره اپستین مطرح میکنند. بعد یاد کودکان شهید مدرسه میناب میافتم. بعد به خاطر میآورم که در جایی از ذهنم هست که: شیاطین به پیروانشان میآموزند که برای پیروزی در جنگ «بچههای بیگناه را قربانی کنند و خونشان را بریزند». بعد فکر میکنم که قربانی در آیینهای باستانی مطرح بوده و ادیان الهی و فرق شیطانی ریختن خون را واجد آثار و نتایجی میدانستند.
اما میان خون کودک معصوم نابالغ که ظالمانه ریخته میشود با خون قربانی گوسفندی که خدا به ابراهیم علیهالسلام آموخت و خون حسین علیه السلام تفاوت از زمین تا آسمان است.
باور ما اما این است که آنچه عامل پیروزی است خون شهید آگاهِ بصیرِ معصوم است که دلهای خفته ما را بیدار میکند.»