جمهوری سوم؛ پزشکیان و اصلاح گزینش | از جماعتی که پایشان را روی سیم اینترنت بود ولی خودشان استفاده میکردند، نمیتوان انتظار داشت درهای دیگر را باز کنند
به گزارش اقتصادنیوز، مهرداد خدیر، روزنامه نگار در روزنامه هم میهن نوشت؛
محسن آرمین نایب رییس جبهۀ اصلاحات ایران در سخنان اخیر خود با اشاره به تغییرات بعد از 9 اسفند و با تأکید بر این که تعبیر "جمهوری سوم" از جهاتی درست و به دلایلی دقیق نیست و با این حال برای انتقال مفهوم همین تعبیر را برای دورۀ پسا 9 اسفند به کار برده و گفته: "میتوان با ابتکاراتی جامعه را به تغییر روند امیدوار کرد و سه اقدام میتواند این هدف را تأمین کند: ۱-تغییر مدیریت صدا و سیما و جایگزین کردن کادری که واقعاً معتقد باشد صدا و سیما متعلق به همه ملت ایران است، ۲- برچیده شدن نظام گزینش و منحصر کردن آن به تشخیص صلاحیتهای علمی و حرفهای به طوری که جامعه باور کند دختران و پسران با ظاهر متفاوت که این روزها حضورشان در اجتماعات شبانه تبلیغ میشود، امکان استخدام و گزینش در پستهای دولتی دارند و ۳- آزادی زندانیان سیاسی و توقف احکام غیر حقوقی."
دربارۀ سومی می توان امیدوار بود بعد از توافق که ظاهرا قریب الوقوع به نظر می رسد و در پی عادی شدن امور شاهد تحولاتی باشیم.
موضوع صدا و سیما هم اظهر من الشمس است و هیچ تغییری یا باور به تغییری بدون آن باور پذیر نیست و باز در این فقره هم مشخص است با عادی شدن امور در پی توافق احتمالی این روند و تولید محتواهایی از این دست اساسا قابل دوام نیست چون برخی اظهار نظرها با مصالح امنیتی سازگار نخواهد بود. به بیان روشن تر صدا وسیمای کنونی بیش از آن که مشکل مردم باشد معضل حکومت است چرا که اکثریت مردم تکلیف خود را با آن روشن کرده اند و از آن روی برگردانده اند و ای فیلم در مغازه ها و تماشای فوتبال نباید سبب شود به خاطر برخی آمارها باد به غبغب بیندازند.
قرار بوده این سازمان عریض و طویل که ذیل هیچ یک از سه قوه نمی گنجد و 40 هزار میلیارد تومان بودجه و 40 هزار کارمند دارد (و با این حال محتوای غالب آن از بیرون تأمین می شود) به سه موضوع بپردازد: اطلاع رسانی، سرگرمی و آموزش.
مرجعیت اطلاع رسانی را از دست داده و از حیث سرگرمی هم دیگر مانند قبل سرگرم کننده نیست و آموزش هم در حد تبلیغات ایدیولوژیک فروکاسته اگر برنامه های درسی شبکه آموزش را مستثنا کنیم.
با این حال آن 40 هزار میلیارد تومان از جیب مردم برای این سازمان هزینه می شود. مردمی که منتظرند کالابرگ اعلام شود تا بتوانند مرغ و تخم مرغ بخرند.
موضوع این نوشته اما فقرۀ سوم است: "گزینش" با همان راهکار صریح: "برچیده شدن نظام گزینش و منحصر کردن آن به تشخیص صلاحیتهای علمی و حرفهای به طوری که جامعه باور کند دختران و پسران با ظاهر متفاوت که این روزها حضورشان در اجتماعات شبانه تبلیغ میشود، امکان استخدام و گزینش در پستهای دولتی دارند."
امروز جمعه 15 خرداد است و درست جمعه پیش - هشتم خرداد- بود که در آیینی به یاد پرویز خرسند زندانی سیاسی مشهور در رژیم شاه ( نویسنده و هم بند دکتر شریعتی و برخی از زندانیانی که سال 54 با دروغ قصد فرار بر روی تپه های اوین تیرباران کردند) همسر او گفت: اوایل دهه 50 خورشیدی در حالی به استخدام رادیو تلویزیون زمان شاه درآمد که همسرش زندانی سیاسی بود. آن هم نه یک زندانی معمولی که به عنوان الهام بخش مبارزین با آن نوار مشهور هابیل و قابیل و بیم داشت بعد از پذیرش و در مرحلۀ آخر و در مصاحبه کار او گره بخورد اما حین مصاحبه و بعد از آن حتی یک کلمه هم درباره همسر نپرسیدند.
خانم ماهداد توکلی این نکته را بعد از ۵۴ سال به خاطر داشت چون بدون کار و درآمد نمی توان زندگی کرد مگر کسانی که اندوخته فراوان دارند.
یکی از مهم ترین دلایل نارضایتی نسل های جدید اساسا این است که از زبان پدران خود می شنوند که بی سرمایه درخور و گاه بی تخصص خاصی وارد بازار و جامعه و اداره شدند و توانستند گلیم خود را از آب بیرون کشند و حتی صاحب خانه و خودرو شوند.
درست است که سطح زندگی و رفاهیات و تجملات مانند امروز نبود و اسیر دروغ پردازی های منوتویی در تطهیر ان دوران نباید شد و حالا همه مصرف کننده اند اما این حس دست کم در طبقه متوسط وجود داشت که با فلان مقدار پول اندوخته می توان صاحب خانه یا خودرو شد یا به سفر رفت و حالا مدتی است که اصلا طرف استخدام نمی شود و این حس درگرفته که استخدام در انحصار قشر و طبقه خاصی است و گاه حتی آدم حس می کند دولتی ها خود را تنها رییس کارمندان می دانند و دیده اید که رییس جمهور از این سازمان دولتی به آن سازمان دولتی می رود در حالی که قرار بود این سازمان ها در خدمت مردم باشند اما عملا مردم بیرون کار می کنند تا اینها بتوانند حقوق دریافت کنند اگرچه آنها نیز از مردم اند ولی سد گزینش رؤیای استخدام را بر باد داده است و بی شک یکی از دلایل مهاجرت نخبگان و صاحبان تخصص همین گزینش های گاه تحقیر آمیز است وشگفتی بیشتر به این خاطر که مدعیان عدالت چگونه آشکارا تبعیض روا می دارند در حالی که این دو نقیض هم اند و به میزانی عدالت وجود دارد که تبعیض نباشد همان گونه که به قدری روز است که تاریکی و شب نباشد!
از منظری دیگر یکی از دلایل بی اعتنایی دخترانی در نسل جدید به پوشش اجباری هم این است که مادران شان به خاطر آن که در استخدام جایی بودند یا قرار بود استخدام شوند به آن پوشش تن می دادند و دو دو تا چهار تا می کردند ولی اینان بیرون آن ساختار دلیلی نمی بینند و این سخن به معنی آن نیست که همان بساط موهن را به هوای گزیشن دوباره برپا کنند بلکه این است که آثار اجتماعی گسترده در پی داشته است.
به توضیحات خانم ماهداد توکلی ( همسر پرویز خرسند و تهیه کننده ارشد صدا و سیما طی 40 سال) بازمی گردم. اگر استخدام نشده بود و بیکار بود زندگی بر آن زوج تلخ تر می شد و کجا فرزند او می توانست حالا پزشکی در آمریکا باشد؟
البته از جماعتی که پای شان را روی سیم اینترنت گذاشته بودند (ولی خودشان استفاده می کردند) نمی توان انتظار داشت درهای دیگر را باز کنند چون مملکت را مِلک طلق خودشان می دانند.
اما از دو منظر دیگر می توان امید داشت: یکی اقتضائات جمهوری سوم که نیاز به همان سه تغییر اشاره شده دارد و در آغاز این سه و ملموس ترین شان هم صدا و سیما و گزینش است. منظر دیگر 5 برنامه اصلی پزشکیان در دو سال قبل است که سه مورد اول حجاب و فضای مجازی و مذاکره بود و دو فقره بعد باز همین گزینش و صدا و سیما.
می دانیم که بخشی از گزینش از اراده رییس جمهور خارج است ولی او هم می تواند در جمهوری سوم صریح تر باشد. در مورد شیوه فعلی گزینش حتی می توان از تعبیر ابتذال هم استفاده کرد.
جایی دیدم یا خواندم که آقای نظری متخصص آموزش و پرورش که نمی دانم چگونه وزیر فعلی را با این سطح از دانش و ابتکار و ایده تحمل می کند گفته است در دانشگاه فرهنگیان (که گویا زنانه مردانه هم شده ) از متقاضی استخدام و واجد شرایط دیگر در مصاحبه پرسیده اند وزیر اقتصاد کیست و ایشان گفته چه تفاوت دارد کی باشد و واقعا به آن متقاضی چه ربطی دارد و البته اگر از من می پرسیدند پاسخ می دادم: به جای این که از من بپرسید به خود او بگویید دو کلام حرف هم بزند تا بدانیم کیست و وقتی خود او احتمالا هنوز باور ندارد وزیر اقتصاد شده از دیگران چگونه می توان انتظار داشت او را بشناسند و اصلا مگر متولی واقعی اقتصاد اوست در حالی که بهتر است عنوان وزیر خزانه داری یا مالیات بر آن اطلاق شود نه اقتصاد که متاثر از مؤلفه های دیگر است و بخشی خارج از کنترل دولت.
باری، اصلاح گزینش هم می تواند از نشانه های تغییر در دورانی باشد که به تسامح از آن به عنوان جمهوری سوم یاد می شود و هم یکی از موارد 5 گانه که پزشکیان در تیر 1403 و در دو جمعه با وعدۀ اصلاح آنها از رقیبان و سپس رقیب برجای مانده خود متمایز و به ریاست جمهوری انتخاب شد.