ترامپ و منطق دزدی دریایی به روش مدرن | آمریکا به دنبال سود مالی تصرف کشتیهاست، نه آزادی کشتیرانی!
به گزارش اقتصادنیوز، دونالد ترامپ با تشبیه نیروی دریایی آمریکا به دزدان دریایی، بار دیگر نگاه متفاوت خود به قدرت نظامی و سیاست خارجی را به نمایش گذاشته است. توقیف کشتیها و رویکرد دولت ترامپ، نشان می دهد که واشنگتن بیش از هر زمان دیگری، به منطق راهزنان دریایی نزدیک شده است.
از ادعای مبارزه با دزدان دریایی تا ستایش آنها
دیوید ای. گراهام در آتلانتیک نوشت: پس از پایان جنگ استقلال آمریکا، این کشور هیچ ناوگان دریایی دائمی را در اختیار نداشت. در این میان، حملات مکرر دزدان دریایی بربر، دریانوردان مسلح مستقر در شمال آفریقا که به کشتیهای تجاری آمریکایی حمله میکردند و ملوانان را برای دریافت باج به اسارت میگرفتند، باعث شد تا کنگره در دهه ۱۷۹۰ بار دیگر نیروی دریایی آمریکا را احیا کند.
بنابراین، نیروی دریایی آمریکا در اصل برای مقابله با دزدان دریایی شروع به کار کرد. در سال ۱۸۰۱، توماس جفرسون ناوهایی را به دریای مدیترانه برای مقابله با این دزدان دریایی اعزام کرد.
جنگی که در پی این برخورد شروع و با موفقیت به پایان رسید، تبدیل به الگویی برای مداخلات خارجی آمریکا در قرنهای بعد شد. آمریکا نشان داد که حاضر است تا برای دفاع از منافع تجاری خود و مجازات بازیگران متخلف در عرصه بینالمللی، از نیروی نظامی استفاده کند.
با این حال، به نظر می رسد که دونالد ترامپ بخش بزرگی از این برداشت سنتی از سیاست خارجی آمریکا را فراموش کرده است. او ماه گذشته در توصیف عملیات توقیف یک محموله در خلیج فارس، با رضایت کامل نیروی دریایی آمریکا را به دزدان دریایی تشبیه کرد. ترامپ در وست پالم بیچ فلوریدا ادعا کرد: «ما محموله را گرفتیم، نفت را تصاحب کردیم. کسبوکار خیلی سودآوری است. چه کسی فکرش را میکرد ما چنین کاری انجام دهیم؟» او سپس افزود: «ما مثل دزدان دریایی هستیم.»
شیفتگی به پول و جذابیت دنیای دزدان دریایی
شاید برای فردی مانند ترامپ که همواره شیفته طلا و ثروت بوده است، احساس نزدیکی با دزدان دریایی چندان عجیب نباشد. اما مسئله تنها یک تشبیه لفظی نیست. دولت ترامپ در بسیاری از نقاط جهان رویکردی ماجراجویانه و شبیه به راهزنان دریایی در پیش گرفته است؛ نه فقط در خاورمیانه، بلکه در مناطق دیگر نیز.
آمریکا همچنان در اقیانوس آرام و دریای کارائیب هم قایقها را هدف حمله قرار میدهد و منهدم میکند. این عملیاتها بدون طی شدن روند قضایی و بدون اتکا به مبنای روشن قانونی انجام میشوند.
در این میان، یکی از سناتورهای بانفوذ واشنگتن حتی پیشنهاد داده است که دولت آمریکا به صدور مجوز برای پرایوتیرها یا همان دزدان دریایی خصوصی بپردازد؛ افرادی که با مجوز رسمی دولت میتوانند به کشتیها حمله کنند و اموال آنها را مصادره نمایند.
اقتصادنیوز: شاید طنز ماجرا در این باشد که اقداماتی که ترامپ در ماههای اخیر برای محکمتر کردن کنترل خود بر حزب جمهوریخواه انجام داده، در عمل به تضعیف همان کنترل منجر شده است.
عملیات ها از همان ابتدا با پرسشهای حقوقی روبهرو بود
این حملات دریایی از همان آغاز ماهیتی خارج از چارچوب قانون داشتند. تعداد کمی از کارشناسان حقوقی معتقدند که برای چنین اقداماتی توجیه قانونی معتبری وجود دارد.
دولت ترامپ مدعی است که همه افرادی که هدف قرار میگیرند قاچاقچی مواد مخدر هستند، اما تاکنون هیچ مدرکی برای اثبات این ادعا ارائه نکرده است. البته برخی از آنها ممکن است در قاچاق مواد مخدر نقش داشته باشند، اما گزارشهای معتبر نشان میدهد که همه قربانیان چنین فعالیتی نداشتهاند.
حتی اگر دولت مدارکی را در اختیار داشته باشد، وجود مدرک به معنای صدور حکم محکومیت نیست، و حتی اگر این افراد محکوم هم شده باشند، قوانین فدرال آمریکا برای قاچاق مواد مخدر مجازات اعدام در نظر نگرفته است.
جنگ پنهان در دریاها
در آغاز، این حملات توجه گسترده رسانهها را به خود جلب کردند که بخش عمدهای از واکنشها نیز منفی بود. با این حال، به مرور زمان توجه افکار عمومی و بهویژه کنگره به مسائل دیگری معطوف شد؛ از جنگهای آشفته با ایران گرفته تا پروندههای فساد که نویسنده آنها را کارتونی توصیف میکند.
اکنون با به حاشیه رفتن این اخبار، دولت شدت این عملیاتها را بیشتر کرده است. ارتش آمریکا اکنون بیشتر شبیه به دزدان دریایی عصر طلایی دریانوردی عمل میکند؛ تهدیدی نامرئی که بدون هشدار قبلی و بدون امکان اعتراض، مرگ را بر سر راه خود میپراکند.
تاکنون بیش از ۲۰۰ نفر در این حملات جان خود را از دست دادهاند. با این حال، همانگونه که نیویورک تایمز چند روز پیش گزارش داد، این کارزار نظامی تأثیر محسوسی بر جریان ورود کوکائین به آمریکا نداشته است.
ایده قانونی کردن دزدی دریایی
مایک لی، سناتور ایالت یوتا، ترجیح میدهد که این مأموریتها توسط افراد خصوصی انجام شوند. او در ماه دسامبر طرحی قانونی ارائه کرد که به رئیسجمهور اجازه میدهد تا اجازهنامههای جنگ دریایی صادر کند؛ ابزاری تاریخی که دولتها از طریق آن به افراد خصوصی مجوز میدادند تا کشتیهای خارجی را توقیف کنند. هدف اعلامشده این طرح، مقابله با قاچاقچیان مواد مخدر است.
البته قانون اساسی آمریکا صراحتا اختیار صدور چنین مجوزهایی را به کنگره داده است، اما در عمل، این سازوکار پس از معاهدهای بینالمللی در سال ۱۸۵۶ از میان رفت.
اینکه آیا باید شهروندان عادی آمریکایی را تشویق کرد تا وارد درگیریهای مسلحانه با کارتلهای مواد مخدر شوند یا نه، موضوعی بحثبرانگیز است. در هر حال، سنا تاکنون هیچ پیشرفتی در بررسی این طرح نداشته است.درگیری متناقض با تهران
در غیاب این نیروهای خصوصی، به نظر میرسد ترامپ از ایده ایفای نقش یک قانونشکن دریایی توسط ارتش آمریکا لذت میبرد.
در جریان تلاشهای طولانی و پرابهام او برای تعیین اهداف در جنگ با ایران، ترامپ اعلام کرد که تنگه هرمز را به طور کامل محاصره خواهد کرد.
تاد هانتلی، نویسنده وبسایت Lawfare، معتقد است که محاصره کامل تنگه هرمز نقض آشکار حقوق بینالملل خواهد بود؛ هرچند در عمل آمریکا محاصره کامل انجام نمیدهد.
به نظر میرسد که ترامپ از واژههای حداکثری و اغراقآمیز تنها به این دلیل استفاده میکند که به گوشش جذاب میآیند؛ بیآنکه معنای دقیق آنها را بداند یا اهمیتی برای آن قائل باشد. نمونه دیگر این رویکرد، درخواست او برای تسلیم بیقیدوشرط ایران بود؛ درخواستی که هیچ نتیجهای نداشت.
جنگ در تنگه هرمز به خاطر آمریکا آغاز شد
نویسنده مدعی شد: «براساس حقوق بینالملل، تنگه هرمز باید برای کشتیرانی آزاد باشد، اما ایران با مینگذاری در مسیر و محدود کردن عبور برخی کشتیها و حمله به برخی دیگر، این اصل را نقض کرده است.»
اما پرسش اصلی این است که آمریکا در واکنش به این وضعیت چه اختیاراتی دارد؟
موضوع زمانی پیچیدهتر میشود که به این نکته توجه کنیم؛ ایران زمانی عبور از تنگه را با محدودیت مواجه کرد که ترامپ جنگ علیه این کشور را آغاز کرد؛ جنگی که از دید بسیاری از حقوقدانان، هم از نظر حقوق بینالملل مورد تردید است و هم مجوزی از کنگره آمریکا دریافت نکرده است
از منظر سنت تاریخی آمریکا، یعنی همان سنتی که از مبارزه با دزدان دریایی بربر آغاز شد، نقش منطقی و مسئولانه آمریکا باید دفاع از اصل آزادی کشتیرانی و تلاش برای بازگشایی تنگه باشد.
ترامپ دنبال سود مالی است، نه آزادی کشتیرانی!
ترامپ بارها از آزادی کشتیرانی سخن گفته است. او ماه گذشته در سفر به چین اعلام کرد که این موضوع را با شی جینپینگ مطرح کرده است. اما این مسئله هیچگاه به اولویت اصلی او تبدیل نشد و در نهایت نیز تعهد مشخصی از سوی رئیسجمهور چین دریافت نکرد.
به باور نویسنده، آنچه واقعا ترامپ را به هیجان میآورد، نه آزادی عبور و مرور دریایی، بلکه سود مالی حاصل از تصرف کشتیهاست.
اظهارات او در وست پالم بیچ نیز همین ذهنیت را نشان میداد؛ علاقه به توقیف کشتیها و فروش محمولههای آنها. او پیشتر نیز در ماجرای نفتکشهای حامل نفت ونزوئلا که زمستان گذشته توسط آمریکا توقیف شدند، همین رویکرد را از خود نشان داده بود.
اما مشکل اینجاست که همانند بسیاری از طرحهای اقتصادی گذشته ترامپ، اجرای این ایده نیز در عمل چندان موفق نبوده است. نیویورک تایمز در ماه مارس گزارش داد که تنها هزینه نگهداری یک نفتکش توقیفشده، به ۴۷ میلیون دلار می رسد.
قهرمان قصه ها هیچگاه دزدان دریایی نیستند!
جنگ ترامپ با ایران به شکل متناقضی باعث افزایش قیمت نفت شده است؛ موضوعی که ارزش محمولههای نفتی توقیفشده را بالاتر میبرد. با این حال، تصرف کشتیها همچنان راه چندان مؤثری برای پر کردن خزانه دولت به نظر نمیرسد.
فراتر از هزینههای مالی، پذیرش منطق راهزنی دریایی خطرات دیگری نیز به همراه دارد. شکوفایی اقتصادی آمریکا و بخش بزرگی از جهان مدیون آزادی و امنیت کشتیرانی در آبهای بینالمللی بوده است.
شاید هیچ کودکی نتواند جذابیت داستانهای دزدان دریایی را انکار کند، اما در بیشتر این روایتها هم، غارتگران دریایی قهرمانان اصلی داستان نیستند.