اقتصادنیوز گزارش می دهد

سه تصویر تلخ از اورژانس بیمارستان ها / کارورزی با بیماران بدحال

کدخبر: 425526
اقتصادنیوز :‌این روزها وضعیت اورژانس برخی بیمارستان ها وضعیت آشفته ای دارد از بی توجهی به بیمار گرفته تا کارورزی دانشجویان پزشکی بر روی بیماران بدحال .

به گزارش اقتصادنیوز ، این روزها وضعیت اورژانس برخی بیمارستان ها وضعیت آشفته ای دارد از بی توجهی به بیمار گرفته تا کارورزی دانشجویان پزشکی بر روی بیماران بدحال .

روز – اورژانس بیمارستان آرش

همه چیز با یک سردرد ساده شروع شد و به تخت اورژانس بیمارستان آرش رسید . بخشی که ثانیه به ثانیه اش می تواند برای بیمار حیاتی باشد ، اما انگار در این بخش دقیقه ها و ساعت ها ارزشی ندارد . هنوز روی تخت جا به جا نشده ای که دورت را انترن ها می گیرند و هر کدام تشخیصی برای بیماری ات می دهند .

یکی می گوید این نشانه های مسمومیت حاملگی است و دیگری تشخیص دیگری می دهد . کسی به بیماری که نگران کودک زاده نشده هست توجهی ندارد . این که هر کدام از این تشخیص ها چه بر سر روح و روان بیمارش می آورد . خبری از پزشک متخصص در بخش اورژانس نیست . کارورزان پزشکی اینجا در بخش اورژانس بر روی بیماران واقعی کارآموزیی می کنند  و بدترین و سخت ترین تشخیص را در حضور بیمار وحشت زده و  همراهش می دهند .

تشخیص می دهند مسمومیت حاملگی اما خبری از آزمایش و شروع درمان نیست . بلاتکلیف 5 ساعتی را از 7 صبح تا 12 ظهر روی تخت اورژانس می مانی و نگاه می کنی به رفتارهای تلخ کادر درمان با سایر بیماران . برخوردها از بالا به پایینی بیماران پردرد و همراهان دل نگرانشان دل را به درد می آورد به خصوص رفتارهایی که با بیماران افغانستانی می شود .

زن تنهایی که درد بارداری دارد اما کادر اورژانس از خود او می خواهند که کارهایش را پیگیری کند بی توجه به درد . اگر صدای اعتراض برخی از بیماران بلند می شود . آنها از ترس هم درد را تحمل می کنند و هم بی احترامی ها و بی حوصلگی های پی در پی کادر بیمارستان را . به زن افغانستانی که آمده زایمان طبیعی کند ،اما می گویند بلند شود و کارهایش را انجام دهد .  

در بخش اورژانس بیمارستان آرش خبری از رعایت پروتکل های بهداشتی در پیک پنجم هم نیست .  نگهبان ها ماسک ندارند انگار با واکسنی که زدهاند خیالشان راحت شده و به فکر بیمارانی که هنوز واکسن نزده اند هم نیستند .

در این شلوغی و صف های طولانی خبری از فاصله گذاری اجتماعی هم نیست ، اینجا باید در کنار درد ریسک کرونا را هم بپذیری .   کسی از کادر اورژانس وقت نمی گذارد دو جمله بگوید بیماری ات چیست و شرایط جسمانی ات را برای همراهت توضیح دهد درحالی که اولین حق یک بیمار این است که بداند وضعیت سلامت اش چگونه است ؟

برای یک سردرد از ساعت 7 صبح ، 5 ساعت معطلی و اضطراب بکشی ، بدون هیچ توضیحی استرس زیاد ونگرانی برای کودکی که هنوز پا به دنیا نگذاشته است و با یک  آزمایش و یا یک قرص استامینوفن و هزینه 300 هزار تومانی با رضایت خودت اورژانس را تک می کنی .

شب – اورژانس بیمارستان قلب

فشار سنج خانگی ، فشارت را 20 روی 11 نشان می دهد ،خیابان های تهران خلوت است و دقیقه ای بعد در اورژانس بیمارستان قلب هستی . از پله ها بالا می روی با جمعیت زیادی رو به رو می شوی . اینجا خبری از سکوت و خلوتی خیابان نیست .

همراهت می ایستد در صف انتظار. خانومی با لباس پرستاری نشسته است در اتاقک شیشه ای . اول باید برای او دردت را توضیح دهی . پیرزنی روی ویلچر نشسته است و دارد شرح حال می دهد . او با بی حوصلگی پرسش می کند و آخر سر بدون آن که فشاری بگیرد یا ادامه شرح حال پیرزن و همراهانش را گوش کند می گوید وضعیت شما اورژانسی نیست .

تلخی و بی حوصلگی اش خشمگین ات می کند و هنوز نوبتت نرسیده می روی یک بیمارستان دیگر . بخش اورژانس بیمارستان رجایی در انتهای خیابانی طولانی است .شاید درد راه را طولانی کرده باشد . اما از چندین ساختمان که یکی از آنها هتل قلب است می گذری و می رسی به بخش اورژانس . اینجا هم در بدو ورود  وقتی می بینند با پای خودت آمده ای می گویند باید وضعیتت اورژانسی باشد . اجازه ورود نمی دهند .

می روی بیمارستان نظامی ، می گویند همراهت باید چادر به سر کند . در این روزهای کرونایی ترجیخح می دهدی از خیر بیمه و بیمارستان دولتی و نظامی بگذری و بروی یک بیمارستان خصوصی .  روی تخت دراز می کشی و فشار و اکسیژن خون را می گیرند . یک قرص می گذارند زیر زبانت . اسکن مغز می نویسند اما چون وزنت بالای 100 کیلو است آن را انجام نمی دهند .

بعد هم آزمایش خون و دوباره فشارت را می گیرند . در این میان یکی از نزدیکان کادر درمان می آید،سلام و احوال پرسی گرمی می کند و می گویند برود در اتاق کچ دراز بکشد ، آرام می گویند خانم تخت 6 کرونا دارد . حالا به جز نگرانی از فشار باید دلهر گرفتن کرونا را هم داشته باشی . اورژانس که شلوغ می شود یادشان می رود تو در تخت شماره 3 خوابیده ای . همراهت می رود و می گوید هم سرمت تمام شده و هم قرص زیر زبانی آب شده است . دوبار می رود و می آید تا دوباره فشارت را می گیرند و قرص دیگری زیر زبانت می گذارند .

اما هم تو و هم همراهت نگران خانوم تخت شماره 6 هستی که کرونا دارد .فشارت که به 15 رسید می گویند بروی خانه . بدون این که چیزی بگویند . برای همین درمان چند ساعته 670 تومان می گیرند .

این روزها در اورژانس بیمارستان ها هم باید درد جسم را تحمل کنی و هم بادیدن تصویرهای تلخ روحت به درد می آید . 

 

 

تیتر یک
از دست ندهید
بلیط هواپیما