تورم منفی چگونه به اقتصاد ضربه می‌زند؟

سرویس: اخبار کدخبر: ۱۱۲۳۴۹
افت قیمتها و منفی شدن تورم در بسیاری از کشورهای دنیا، مساله‌ای است که اقتصاد آنها را در گیر کرده است؛ اما سوال این است که چرا تورم منفی نامطلوب است و چرا باید با آن مقابله کرد؟
تورم منفی چگونه به اقتصاد ضربه می‌زند؟

به گزارش اقتصادنیوز، افت قیمت‌ها و منفی شدن تورم در بسیاری از کشورهای دنیا، مساله‌ای است که اقتصاد آنها را در گیر کرده است. این بحران در شمار زیادی از کشورهای اروپایی مشاهده شده است و ژاپن هم سال‌ها با آن دست به گریبان است و تلاش‌های زیاد این کشورها برای ایجاد تورم مثبت در اقتصاد راه به جایی نبرده است.

اما سوال این است که چرا تورم منفی نا مطلوب است و چرا باید با آن مقابله کرد؟ آیا با یک دوره کاهش تورم می توان به دنبال پیدا کردن راه کار برای مقابله با آن بود یا اینکه از افت و خیز های تورم در دوره‌های ماهانه باید به عنوان تغیرات دوره‌ای یاد کرد؟ آیا تغییر قیمت مواد اولیه در دنیا به خصوص افت 60 درصدی قیمت نفت در هشت ماه اخیر می‌تواند عامل افت ماهانه تورم در کشو‌رهای مختلف باشد؟

مطالعات انجام شده توسط مرکز مطالعات اقتصادی اروپا نشان می دهد کشورهای اروپایی بیش از سه سال است که شاهد روند کاهشی تورم ماهانه هستند. البته نرخ تورم در این دوره زمانی، نوسان افزایشی هم داشته است، ولی به طور کلی می توان یک روند نزولی طی این سه سال را شاهد بود و مشاهده کرد که در تمامی این دوره ها نرخ تورم سالانه زیر دو درصد بوده است. نرخ تورم کمتر از دو درصد زنگ خطری برای اقتصاد دنیا به صدا در می آورد.

در برخی از کشورهای اروپایی از قبیل یونان و سوئد نرخ تورم منفی شده است؛ به این معنا که نه تنها قیمت کالاها رشد نکرده بلکه روند تغییر قیمتها کاهشی بوده است. این کاهش قیمت که برای سه سال در اقتصاد اروپا مشاهده شده است باعث شد تا قیمت هر خودروی تولیدی در این منطقه معادل قیمت آن در سال 2005 میلادی باشد. از طرف دیگر کشور ژاپن هم طی چهار سال گذشته با تورم کاهشی روبرو بوده است و حتی نرخ تورم سالانه این کشور هم در سطحی کمتر از دو درصد قرار دارد که خبر بدی برای فعالان اقتصادی و سرمایه گذاران است.

تورم کاهشی و تورم منفی
تورم کاهشی به معنای کاهش نرخ افزایش قیمت‌ها است. تداوم این مساله می‌تواند انگیزه فعالیت اقتصادی را کم کند و زمینه را برای وقوع تورم منفی یا رکود در کشور فراهم کند. اما زمانی‌که رکود در اقتصاد کشور حاکم باشد اولین نشانه اش افزایش نرخ حقیقی بهره بانکی است. به عنوان مثال زمانی‌که اقتصاد با رکود منفی دو درصدی دست به گریبان باشد حتی اگر نرخ بهره اسمی در کشور برابر با صفر هم باشد، نرخ بهره حقیقی برابر با دو درصد خواهد بود و این مساله می‌تواند انگیزه استقراض از بانک و سرمایه گذاری را کاهش دهد.

همچنین تورم منفی ارزش حقیقی بدهی را افزایش می‌دهد و مصرف کنندگان و بنگاه‌های صنعتی و تولیدی سهم بیشتری از درآمد خود را برای باز پرداخت بدهی ها صرف می‌کنند. این مساله می تواند زمینه را برای کمتر شدن نرخ رشد اقتصادی در کشور فراهم کند. در مقابل، زمانی که اقتصاد با تورم مثبت مواجه است، نرخ بهره حقیقی منفی خواهد بود و این منفی بودن نرخ بهره حقیقی باعث می شود تا انگیزه استقراض از بانک و سرمایه گذاری در کشور وجود داشته باشد.

تورم منفی باعث می شود تا هزینه‌های مصرفی هم در کشور کاهش یابد. به این معنا که حتی افرادی که به منابع مالی دسترسی دارند هم به انتظار کاهش بیشتر قیمتها می نشینند و خرید خود را به تعویق می اندازند. این مساله می تواند باعث کاهش هزینه های مصرفی شود و یکی از اجزای مهم سازنده تقاضای کل در کشور را تضعیف کند.

برای کشورهایی مانند ایران که سالها درگیر تورم دو رقمی بوده است و در شرایط فعلی هم با وجود اعلام نرخ تورم ماهانه صفر که معنایی جز عدم افزایش قیمتها در عرض یک ماه گذشته نداشته است، هنوز متوسط نرخ تورم در کشور در سطح 15 درصد قراردارد اهمیت پاسخ گویی به این سوال بیشتر است.

در کشوری که رکود اقتصادی یا تورم منفی وجود دارد، قیمت کالایی که امسال تولید می شود نسبت به قیمت همان کالا در دو سال قبل کمتر است. در این شرایط واحدهای صنعتی و تولیدی که با کاهش درآمد مواجه شده اند، به دنبال راهی برای کاهش هزینه‌ها می گردند. برای کمتر کردن هزینه تولید هم تنها دو راه باقی می‌ماند یکی اخراج نیروی کار و دیگری کاهش دستمزدها.

اخراج نیروی کار می تواند زمینه رابرای افزایش بیکاری در کشور فراهم کند که آسیبهای اقتصادی و اجتماعی زیادی را به همراه می‌آورد. کاهش دستمزدها هم باعث تشدید و تداوم مارپیچ رکودی در اقتصاد می شود زیرا قدرت خرید مردم در طول زمان کمتر می شود و کاهش هزینه‌های مصرفی کاهش نرخ رشد اقتصادی و کاهش تقاضا برای کالاهای مصرفی را به همراه می آورد و دوباره تولید کنندگان یا تعدیل نیرو می کنند یا دستمزد را کاهش می دهند.

اما شناسایی تورم منفی تنها با مشاهده کاهش تورم در یک دوره یا دو دوره مشخص نمی شود، بلکه زمانی می توان از افت تورم به عنوان نشانه تورم کاهشی و نقطه آغاز تورم منفی و رکود یاد کرد که نرخ تورم سالانه در کشور برای بیش از دو سال روند کاهشی داشته باشد و در بدترین حالت این تورم زیر سطح دو درصد باشد.

تاثیر افت قیمت نفت روی کاهش تورم
نفت یکی از مواد اولیه بسیار مهم است که در فعالیتهای اقتصادی و صنعتی مختلف استفاده می شود. کاهش 60 درصدی قیمت نفت از جولای سال 2014 میلادی تا کنون سبب شد تا هزینه تولید در بسیاری از کشورها کاهش یابد و به دنبال آن قیمت تمام شده محصول کم شود. تداوم افت قیمت نفت می تواند زمینه را برای کاهش نرخ تورم در کشورهای مصرف کننده نفت و فرآورده های نفتی فراهم کند و شاید صفر شدن تورم ماهانه ایران هم نتیجه همین افت قیمت نفت باشد. همانطور که در ژاپن و چین و شمار دیگری از کشورهای مصرف کننده و حتی تولیدکننده نفت در ماه گذشته روند نزولی تورم مشاهده شده است.

گزارش مرتبط:
اکونومیست تحلیل کرد: هزینه گزاف ارزانی!

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O