کدخبر: ۲۰۳۷۱۸ لینک کوتاه
لینک کوتاه کپی شد

پاسخ‌های سه اقتصاددان به شائبه تغییر مردان اقتصادی

خروجی تیم اقتصادی دولت ایراد دارد

فرارو : آیا رئیس‌جمهور به تغییر ترکیب تیم اقتصادی خود در تابستان ۹۷ می‌اندیشد؟ این سوالی است که روزنامه جمهوری اسلامی آن را مطرح کرده است. این روزنامه از سخنان اخیر رئیس جمهور در مجمع عمومی بانک مرکزی ترکیبی از انتقادات شدید به بانک‌ها و دلجویی از آنان در برابر تخریب‌ها تعبیر کرده است. این روزنامه همچنین به سکوت حسن روحانی و ولی الله سیف، رئیس کل بانک مرکزی درباره تلاطم شدید بازار ارز اشاره کرده است و در آخر این چنین نتیجه گرفته است که «هماهنگی رئیس جمهوری و رئیس کل بانک مرکزی در بی‌اعتنایی به نوسانات نرخ ارز طی ماه‌های گذشته در شرایطی که نه تنها جامعه بلکه رسانه‌های عمومی و تخصصی هم در این مدت هشدار‌های فراوانی در این مورد داده‌اند، احتمال اتفاقی بودن این بی‌توجهی را به حداقل می‌رساند و گمانه‌های دیگری را تقویت می‌کند.»

 آیا رئیس جمهور به این فکر افتاده است که با گذشت یک سال از روی کار آمدن دولت خود تیم اقتصادی اش را تغییر دهد؟ این سوال در حالی مطرح می‌شود که تیم اقتصادی دولت نخست او در چهار سال قبل بدون تغییر ماند. آیا اگر تغییری در کار باشد به خاطر افت عملکرد دولت خواهد بود؟ فرارو در این باره نظر سه کارشناس اقتصادی را جویا شده است. 

اخبار مربوط به تغییر تیم اقتصادی دولت آرزوی تحلیلگران است 

فرشاد فاطمی، اقتصاددان و استاد دانشگاه تغییر تیم اقتصادی دولت را در هر زمان و در جهت بهبود عملکرد یا افزایش هماهنگی امری طبیعی می‌داند. او به فرارو می‌گوید: خیلی از مباحثی که درباره تغییر تیم اقتصادی دولت منتشر می‌شود در اصل آرزو‌ها و توصیه‌های تحلیل‌گران است نه لزوما اخباری که تاییدکننده تغییر در دولت باشد. به نظر می‌رسید اگر قرار بود تغییری در تیم اقتصادی دولت انجام شود منطقی بود که یک سال قبل از انتخابات ریاست جمهوری انجام می‌شد و نه یک سال بعد. هرچند که تغییر در جهت بهبود ترکیب تیم اقتصادی، امری فرخنده برای هر دولت خواهد بود.

با تغییر اتفاقی نمی‌افتد

زهرا کریمی موغاری، اقتصاددان دیگر، اما معتقد است با تغییر تیم اقتصادی دولت اتفاق خاصی رخ نخواهد داد چه بسا ممکن است شرایط پیچیده‌تر شود. این استاد دانشگاه به فرارو می‌گوید: تغییر در تیم اقتصادی آقای روحانی خیلی تعیین کننده نیست. تعیین کننده فضای اقتصاد کشور است. درست است که علی طیب‌نیا در وزارت اقتصاد جای خود را به مسعود کرباسیان داده، اما کرباسیان هم مدیر خوبی است. من معتقدم اگر بهترین اقتصاددان هم در دولت آقای روحانی باشد نمی‌تواند در برابر مشکلاتی که دولت با آن رو به روست معجزه کند. مسائل آنقدر به هم تنیده شده‌اند که حل مشکلات بر اساس متغیر‌های سیاستگذاری غیرممکن شده است. 

مشاور اشتغال وزیر کار ادامه می‌دهد: من به عنوان یک اقتصاددان معتقدم همه ابزار‌های سیاستگذاری از کار افتاده اند. اگر بخواهید مسائلی که خیلی اوقات راهکارشان در خارج از حیطه اقتصادی است را با جابه جایی مسئولان وزارتخانه‌های اقتصادی حل کنیم، راه به جایی نخواهیم برد. جابه‌جایی‌ها حتی در شرایط حساس می‌تواند شرایط را پیچیده کند. گاهی گفته می‌شود آقای سیف باید جابه جا شود. اما من به چنین چیزی معتقد نیستم.

کریمی با بیان اینکه مشکلات اقتصادی کشور ساختاری است ادامه می‌دهد: مسائل زیادی وجود دارد که تصمیم گیری درباره آن‌ها به کل نظام برمیگردد. آقای دکتر طیب نیا استاد مشاور من در دوره کارشناسی ارشد من بود. به ایشان ارادت دارم، اما واقعا در دولت چه معجزه‌ای از دستش برمی‌آمد؟ همه دانشجویان اقتصاد می‌دانند که وقتی نرخ بهره بانکی بالا باشد فعالیت اقتصادی در کشور پا نمی‌گیرد. اما آیا با ملتهب شدن بازار ارز پایین آوردن بهره بانکی ممکن است؟

دولت در انتخاب تیم اقتصادی محدودیت دارد

این اقتصاددان می‌گوید: من تیم دولت آقای روحانی هم در دولت قبل و هم در دولت کنونی را تیم ضعیفی نمی‌دانم. نمی‌خواهم بگویم بهترین گزینه‌ها هستند. اما اولا انواع و اقسام محدودیت‌ها و فشار‌ها وجود دارد که هر کسی را نمی‌توانند به راحتی انتخاب کنند. مثلا در ارتباط با آقای نهاوندیان می‌گویند گرین کارت آمریکا دارد. یا مثلا درباره آقای دکتر سریع القلم می‌گفتند چرا در داوس کراوات زده است. دست دولت باز نیست که بتواند از همه نیرو‌های بالقوه استفاده کند. 

این استاد دانشگاه می‌گوید: شرایطی که تیم اقتصادی روحانی در آن گیر افتاده، بسیار پیچیده‌تر از دولت اول آقای روحانی است. تیم اقتصادی کنونی کم و بیش ادامه دهنده تیم اقتصاد دولت یازدهم است. اما مثلا سیاست دولت این بود که نرخ ارز باید تک نرخی شود، اما کدام دولت است که می‌تواند نرخ ارز را تک نرخی کند؟ آن هم با چه نرخی؟

من نظر همه کسانی که درباره بحث ارز صحبت می‌کنند را می‌خوانم. معجزه‌ای قرار نیست اتفاق بیفتد. بازار ارز به آرامش نیاز دارد. چطور زمانی که دولت روحانی روی کار آمد آرامش ایجاد شد و چرا همه ارز‌های خود را فروختند؟ آیا اقتصاددان برجسته‌ای ظاهر شده بود؟ چیزی که تغییر پیدا کرده بود، چشم انداز مردم بود. به این ترتیب اقتصاد ما به آرامش نیاز دارد نه به افرادی که بتوانند معجزه کنند. هیچ معجزه‌ای در کار نیست.

این اقتصاددان معتقد است: تغییری که در عملکرد دولت شاخص باشد، صورت نگرفته است. دولت به عنوان یک نهاد تلاش می‌کند وضعیت اقتصادی را مدیریت کند. مثل این است که در دوره بحران رونق اقتصادی در کار نیست، بلکه فقط بحران مدیریت می‌شود. در مدیریت بحران هم راه‌های زیادی وجود ندارد. 

عدم پیش‌گیریتیم اقتصادی دولت از التهابات قابل پیش‌بینی 

علی میرزاخانی، اقتصاددان دیگری است که معتقد است بین دو تیم اقتصادی حسن روحانی اختلاف چندانی وجود ندارد. سردبیر روزنامه دنیای اقتصاد به فرارو می‌گوید: ما متاسفانه التهاباتی در بعضی بازار‌ها مشاهده کردیم. این التهابات قابل پیش بینی و پیش گیری بودند. اما این مهارت در تیم اقتصادی دیده نشد. به همین خاطر لازم است که یک بازنگری در تیم اقتصادی دولت دوم حسن روحانی صورت بگیرد.

او ادامه می‌دهد: ما در تیم اقتصادی افراد باسواد، توانمند و دارای مهارت‌های مدیریتی داریم. اما من معتقدم خروجی تیم اقتصادی به طور کلی ایراد دارد. البته این به معنای ایراد در مورد افراد نیست. اما سوال آنجاست که ایراد تیم اقتصادی دوم دولت روحانی به افراد برمی‌گردد یا به کمبود اختیارات آنها؟ بعضا گفته می‌شود که رئیس جمهور شخصا درباره سیاست‌های اقتصادی نظر دارند و تیم اقتصادی اختیارات لازم را ندارد. اگر چنین چیزی صحت داشته باشد داستان فرق می‌کند. اما اگر رئیس جمهور اختیارات لازم را به تیم اقتصادی خود داده است و این تیم نتوانسته از التهابات جلوگیری کند در حالی که می‌توان پیش بینی کرد که ما در سال آینده بزنگاه‌های دیگری هم داشته باشیم، لازم است سیاست‌های دیگری برای جلوگیری از این التهابات در نظر گرفته شود. به این ترتیب اگر در بررسی این نبود مهارت به این نتیجه برسیم که تیم اقتصادی توانایی جلوگیری از التهابات را ندارد باید یک بازنگری در تیم اقتصادی دولت صورت بگیرد.

هردو تیم اقتصادی روحانی در یک سطح عمل کرده اند

میرزاخانی معتقد است تیم اقتصادی اول حسن روحانی بهتر از تیم دوم او عمل نکرده است. او می‌گوید: هردو تیم در یک سطح قرار دارند. اگر در دوره قبل ضعف کمتری می‌بینیم به خاطر آن است که در آن زمان امید به اصلاحات بیشتر بود. هرچه زمان بیشتر می‌گذرد و بی عمل و بدعملی روی هم انباشت می‌شود آثار آن در طول زمان ظاهر خواهد شد. امید به اصلاحات در اقتصاد انتظارات مثبتی ایجاد می‌کند. انتظارات هم در متغیر‌های اقتصادی اثرگذار است. اگر فعالان اقتصادی نسبت به آینده انتظارات مثبتی داشته باشند وضعیت اقتصادی متاثر از این انتظارات خواهد بود. اما اگر این انتظارات معکوس باشد و در طول زمان شاهد بدعملی یا بی‌عملی باشیم، اثر بدی بر فعالیت‌های اقتصادی به جا می‌ماند. 

این کارشناس اقتصادی می‌گوید: اینکه ما در این دوره شاهد برخی التهاباتی هستیم که در دوره قبل، آن‌ها را نمی‌دیدیم به خاطر تغییر تیم اقتصادی نیست. بلکه ناشی از گذشت زمان و انباشت مشکلات است که باعث می‌شود مشکلاتی ظاهر شود که به دلیل گذشت زمان است، که البته تغییرات چندانی هم در چینش تیم اقتصادی جدید شاهد نبودیم. 

اشراف تئوریک و سیاست گذاری‌های صحیح در تیم اقتصادی دیده نمی‌شود

میرزاخانی ادامه می‌دهد: لازمه اینکه تیم اقتصادی کارکرد و کارایی خوبی داشته باشد سه ویژگی است: اشراف تئوریک بر مسائل، آشنایی با فنون سیاست و مهارت‌های مدیریتی. تیم اقتصادی دولت‌های اول و دوم آقای روحانی در دو مورد اول مشکل دارد. وقتی ما فنون سیاست گذاری مان که سیاست‌گذاری‌های اقتصادی ماست ایراد داشته باشد، مهارت‌های مدیریتی خیلی نمی‌تواند به بهبود وضعیت یا جلوگیری از بروز مشکلات کمک کند.

ما فکر منسجمی را در اداره مسائل اقتصادی در تیم اول و دوم شاهد نبودیم. اگر سیاست‌های اقتصادی را به صورت یک پکیج در نظر بگیریم، سیاست‌های پولی، سیاست‌های مالی و سیاست‌های ارزی و تجاری این پکیج را تشکیل می‌دهند. تنها چیزی که شاید بتوانیم بگوییم دولت به صورت نیم بند به آن متعهد بوده سیاست‌های پولی بوده است. در طول این سال‌ها ما نه سیاست ارزی که پشت آن فکر مشخصی باشد داشتیم، نه سیاست مالی و نه در سیاست‌های تجاری روندی با ثباتی را مشاهده کردیم که بتوانیم نتیجه گیری کنیم که فکری پشت این سیاست‌ها وجود دارد. به همین خاطر من تفاوتی بین دو تیم اقتصادی آقای روحانی قائل نیستم. اعتقاد دارم که ما در مراحل اول دچار مشکل هستیم. 

او می‌گوید: اعضای تیم اقتصادی دولت افرادی هستند که در طول سال‌های پس از انقلاب مهارت‌های اجرایی خوبی کسب کرده اند. آن‌ها مدیرانی بوده اند که کارنامه‌های نسبتا موفقی داشته اند، اما مشکل در این است که اشراف تئوریک و سیاست گذاری‌های صحیح را مشاهده نمی‌کنیم. تا موقعی که این دو وجود نداشته باشد و ما اقتصادمان در ریل صحیح نباشد مهارت‌های مدیریتی گره‌ای از مشکلات باز نمی‌کند. 

میرزاخانی در ارتباط با تغییر تیم اقتصادی نیز می‌گوید: این جای سوال است که آیا رئیس جمهور اختیارات لازم را به تیم اقتصادی خود داده است یا نه؟ البته همانطور که گفتم فکر پیش‌برنده اقتصادی‌ای در تیم اقتصادی مشاهده نمی‌کنیم. این نشان می‌دهد که در تیم اقتصادی هم مشکلاتی وجود دارد. اگر این مشکلات را متوجه تیم اقتصادی بدانیم، تغییر در این تیم لازم است. اما اگر رئیس جمهور اختیارات لازم را نداده است مشکل باید در این زمینه حل شود. به هرحال سیاست‌های ارزی، پولی و مالی فنونی دارند که باید اختیارات لازم به تیم اقتصادی داده شود و به آن‌ها اعتماد شود.