کدخبر: ۲۷۱۲۳۰ لینک کوتاه

کره جنوبی چگونه پیشرفت کرد؟ / چرا ایران در اجرای برنامه­‌های توسعه با شکست مواجه بوده؟

اقتصاد نیوز: چرا کره جنوبی با وجود محدودیت­ها و ضعف­های فراوانی که با آن روبه‌رو بوده، توانست برنامه­‌های توسعه را با موفقیت به پایان برساند؛ اما ایران در این زمینه با شکست مواجه بوده است؟

به گزارش اقتصاد نیوز به نقل از تسنیم؛ مقایسه­ روند توسعه ­اقتصادی ایران و کره­ جنوبی از جهات بسیاری آموزنده و سزاوار تأمل است، در واقع هر دو کشور ایران و کره جنوبی به‌طور همزمان، یعنی از ابتدای دهه­ 60 میلادی، برنامه­ بلندپروازانه­‌ای را در زمینه­ توسعه­ اقتصادی آغاز کردند و مشابهت­‌های فراوانی با یکدیگر دارند، از جمله­ این شباهت­ها می‌توان به پیگیری روند مدرنیزاسیون و توسعه­ اقتصادی، دارا بودن رژیم­های اقتدارگر، اقتصاد مبتنی بر کشاورزی، طرفداری از غرب و اتحاد با آمریکا، ضدکمونیست بودن هر دو کشور و رهبری توسعه توسط دولت، در دوران مورد بحث اشاره کرد، علاوه بر این شباهت­ها، ایران دارای نقاط قوتی بود که کره­ جنوبی فاقد آنها بود و خود این نقاط قوت می­‌بایست نیل به توسعه‌یافتگی را برای ایران بیش از کره­ جنوبی سهل الوصول می‌گرداند، از جمله این برتری­ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1)  برخورداری از منابع نفتی و درآمد­های بادآورده­ آن، ایران را در وضعیت ممتازی نسبت به کره­ جنوبی قرار می‌داد و به‌نظر می­‌رسید که ایران در بدترین حالت ممکن بتواند پا­به­‌پای همتای کره­‌ای خود که از فقدان منابع زیرزمینی رنج می­‌بُرد، پیش برود.

2) ایران هیچ‌گاه به‌طور رسمی مستعمره نبوده است؛ اما کره ضمن تجربه­ نیمه استعماری در قرن نوزدهم، از سال 1910 تا 1945، رسماً مستعمره­ ژاپن بوده و به‌گونه‌ای بی‌رحمانه استثمار می­‌شد.

3) جنگ جهانی دوم اگرچه خسارت­های مالی و اجتماعی فراوانی به ایران رساند، آن را ویران نکرد. اما در اواخر جنگ جهانی دوم، کره به‌علت نزدیکی با ژاپن صدمات فراوانی دید به‌نحوی که سطح تولید این کشور در سال 1945 به کمتر از یک‌پنجم سال 1940 کاهش یافت. پس از آن نیز که کره در سال 1945 از سلطه­ ژاپن خارج شد، شمال کره به‌وسیله شوروی و جنوب آن به‌وسیله آمریکا اشغال شد. در سال 1948 میلادی و بعد از آنکه کره تقسیم گشته و کره­ جنوبی استقلال یافت؛ در جنگ دو کره نیز خرابی و صدمات زیادی به کره جنوبی وارد شد و در خلال این جنگ یک‌چهارم منابع و ثروت آن و یک میلیون از جمعیت آن از بین رفت.

علی­‌ر‌غم شباهت­هایی که دو کشور ایران و کره­ جنوبی داشتند و با وجود نقاط قوت ایران نسبت به کره­ جنوبی، پیامدهای برنامه­‌ریزی اقتصادی در دو کشور یکسان نبود به‌نحوی که کره­ جنوبی با تمام ضعف­هایش توانسته بود گوی سبقت را از همتای خود برباید و به‌خلاف ایران در جایگاه کشوری صنعتی قرار گیرد.

بنابراین، مسئله این است که؛ چرا یکی از این دو کشور با وجود محدودیت­ها و ضعف­های فراوانی که با آن روبه‌رو بوده، توانست برنامه­‌های توسعه را با موفقیت به پایان برساند؛ اما کشور دیگر در این زمینه با شکست مواجه شد؟

عوامل متعددی را می‌توان در این زمینه دخیل دانست که به توسعه‌یافتگی کره­ جنوبی انجامید اما در ایران، در یکی از عرصه­‌های سیاست گذاری و اجرا و یا هر دو مغفول ماند، از جمله­ این موارد می‌توان به افزایش بازدهی نیروی کار، توجه به صنایع کاربر در ابتدای مسیر توسعه، توجه به زیرساخت‌های توسعه، اهمیت دادن به آموزش و پرورش و تعلیم نیروی کار، توجه به رابطه­ صحیح بین دولت و بخش خصوصی، اصلاح سیستم پولی و مالی و اجرای سیاست‌های پولی و مالی متناسب با توسعه اشاره کرد.

اما اهتمام ویژه به استراتژی تشویق و توسعه­ صادرات را می‌توان مهم‌ترین اقدام کره­ جنوبی در زمینه­ توسعه­ آن کشور دانست. یکی از ملزومات این استراتژی آماده کردن صنایع برای رقابت در بازارهای خارجی و جهانی است. مطابق این استراتژی، در ابتدا دولت­ها اقدام به حمایت از صنایع نوزاد و نوپا با توجه به مزیت­های نسبی تولید کرده و در ادامه این حمایت­ها را به‌صورت تدریجی کاهش می­‌دهند، در نتیجه، کالاهای تولیدشده توان و کیفیت لازم را برای حضور در بازارهای جهانی کسب می­‌کنند. اما متأسفانه این سیاست در  ایران پیاده سازی نمی شود یعنی قبل از اینکه صنایع نوپا از رشد کافی بهره مند شوند دغدغه پیوستن به بازار آزاد و تجارت جهانی را داریم در حالی که این نسخه را هیچ کشور توسعه یافته ای انجام نداده است.

مهم‌ترین نکته در این استراتژی، حمایت موقت از صنایع به‌منظور کسب آمادگی لازم در بازار­های جهانی است. حمایتی که در ایران در مورد بعضی از صنایع همچون صنعت خودرو به حمایت دائمی مبدّل شده است و این حمایت دائمی نه‌تنها این صنایع را برای حضور در بازارهای جهانی آماده نساخته، بلکه منجر به ناکارآمدی آن نیز گشته است.