پشت پرده سیاست «قطع اینترنت» از نگاه یک فعال اقتصاد دیجیتال | در کنار منافع سیاسی - امنیتی قطع اینترنت به هزینههای اقتصادی آن هم توجه میشود؟
به گزارش اقتصادنیوز، نیما نامداری، از فعالان حوزه استارتاپ و اقتصاد دیجیتال، در بخشی از گفتوگوی خود با اقتصادنیوز در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه « ارزیابی شما از عملکرد سیاستگذار در مدیریت اینترنت در این شرایط چیست و مهمترین مطالبه فعالان کسبوکارهای آنلاین از دولت چیست؟ اگر این وضعیت ادامهدار باشد، چشمانداز آینده اقتصاد دیجیتال و کسبوکارهای آنلاین را چگونه میبینید و آیا باید نگران تضعیف ساختاری این بخش بود؟» اظهار کرد: واقعیت این است که هرچه فکر میکنم، هیچ توجیهی برای این وضعیت اینترنت نمیبینم. به نظر من، این مسئله حتی از منظر امنیتی هم قابل دفاع نیست؛ چراکه جنگ در سطحی قرار دارد که بعید به نظر میرسد دشمن خارجی برای دسترسی به اطلاعات، نیازی به اینترنت داخلی ما داشته باشد و عملاً کار خود را با ابزارهای تکنولوژیک خودش انجام میدهد. شواهد نیز همین را نشان میدهد.
اقتصادنیوز: یکی از فعالان حوزه استارتاپ گفت: افزایش ناگهانی هزینه نیروی انسانی در چنین شرایطی، فشار مضاعفی بر شرکتها وارد میکند. طبیعی است که در این وضعیت، برخی شرکتها تعطیل شوند، برخی کوچکسازی کنند و یکی از اولین راهکارها نیز تعدیل نیرو خواهد بود.
او ادامه داد: از نظر سیاسی و امنیتی هم به نظر میرسد مردم همچنان از طریق تلویزیونهای ماهوارهای بسیاری از اطلاعات را دریافت میکنند و از راههای دیگر، مانند تماس تلفنی، ارتباط خود را حفظ کردهاند. بنابراین، به نظر نمیرسد محدودیت اینترنت توانسته باشد مانع جدیای ایجاد کند.
نامداری افزود: از سوی دیگر، هر سیاستی باید بر اساس تحلیل هزینه-فایده ارزیابی شود. حتی اگر فرض کنیم قطع اینترنت منافعی از نظر سیاسی یا امنیتی دارد، باید دید آیا به هزینههای اقتصادی آن نیز توجه شده است یا نه. هزینه اقتصادی این تصمیم مشخص است، اما هزینههای اجتماعی آن نیز بسیار قابل توجه است؛ از جمله افزایش نارضایتی عمومی، محرومیت مردم از دسترسی به خدمات، و از دست رفتن درآمد افرادی که به اینترنت وابسته بودند. این شرایط میتواند به احساس استیصال و خشم در جامعه منجر شود.
هیچ منطق اقتصادی، سیاسی یا امنیتی قانعکنندهای برای قطع اینترنت نمیبینم
نامداری گفت: در چنین شرایطی، این پرسش مطرح است که آیا آن منافع احتمالی، ارزش این سطح از هزینههای سیاسی و اجتماعی را دارد یا نه. از نظر من، حتی از منظر سیاسی و امنیتی نیز منفعت روشنی در این سیاست دیده نمیشود. در کنار این موارد، باید به تغییر فضای اجتماعی نیز توجه کرد. به نظر میرسد فضای امروز کشور با روزهای ابتدایی جنگ متفاوت شده و بخش قابل توجهی از جامعه نسبت به جنگ نگاه انتقادی دارد. حتی اگر نگرانیهایی درباره اظهار نظر در شبکههای اجتماعی وجود داشته باشد، به نظر میرسد اکثریت جامعه نسبت به جنگ و حتی نسبت به برخی مواضع رسمی، دیدگاه انتقادی پیدا کردهاند. در چنین شرایطی، باز بودن اینترنت میتواند این صداها را شفافتر نشان دهد و حتی از برخی جهات به نفع حاکمیت باشد.
این فعال حوزه استارتاپ ادامه داد: با این حال، من هیچ منطق اقتصادی، سیاسی یا امنیتی قانعکنندهای برای قطع اینترنت نمیبینم و بیشتر به نظر میرسد این تصمیم ناشی از نوعی نگرانی مزمن و بیاعتماد به نفسی در سیاستگذاری باشد؛ بهگونهای که به جای حل مسئله، صورت مسئله حذف میشود.
او گفت: در نهایت، اگرچه زیان کسبوکارها مهم است، اما در مقایسه با آسیبی که به زندگی روزمره مردم وارد میشود-از جمله افزایش اضطراب، احساس ناامنی و از دست رفتن دسترسی به خدمات و امکانات-این هزینهها بهمراتب گستردهتر است. با در نظر گرفتن همه این موارد، به نظر میرسد این سیاست نهتنها از نظر اقتصادی، بلکه از منظر سیاسی و امنیتی نیز فاقد توجیه کافی است.
نامداری افزود: در خصوص تهدیدات سایبری نیز، اگرچه برخی به آن اشاره میکنند، اما به نظر میرسد شرکتهای ایرانی در این دوره تابآوری قابل قبولی داشتهاند و بعید است سطح این تهدیدات به اندازهای باشد که هزینههای گسترده قطع اینترنت را توجیه کند. در مجموع، این سیاست بیشتر شبیه یک عادت و ناشی از بیاعتماد به نفسی در سیاستگذار به نظر میرسد.