جنگ، بازار لپ تاپ و موبایل را قفل کرد | وسایل دیجیتال گران شد، سختافزار گرانتر | کدام کشورها جایگزین امارات میشوند؟
به گزارش اقتصادنیوز، کمبود کالا، جهش قیمت، اختلال مسیر واردات و نامعلوم بودن جایگزینهای تأمین، بازار دیجیتال و سختافزار ایران را به یکی از پرتنشترین بازارهای پساجنگ تبدیل کرده است؛ بازاری که نبض آن زمانی هماهنگ با نبض دبی و امارات بود اما حالا با کمبود، احتکار، قیمتهای لحظهای و عقبنشینی خریداران روبهرو است.
در بازار موبایل، لپتاپ و قطعات کامپیوتری، دیگر کمتر فروشندهای حاضر است با اطمینان قیمت بدهد. جمله تکراری این روزها این است: «قیمت برای امروز است.»
اقتصادنیوز:اینترنت پرو، طرحی که قرار بود مشکلات اینترنت را حل کند، اما حالا با محدودیتهای بیشتر و اعتراضات گسترده مواجه شده است.
همین یک جمله، وضعیت بازاری را توضیح میدهد که در آن نه فقط گوشی و لپتاپ، بلکه حافظه SSD، کارت گرافیک، مانیتور، پاور، مادربرد، قطعات شبکه، تجهیزات ذخیرهسازی و حتی لوازم جانبی ساده هم با نوسان و کمبود روبهرو شدهاند.
بازار دیجیتال ایران پیش از جنگ هم بازار آرامی نبود. تحریم، محدودیت تخصیص ارز، تغییر تعرفهها، ممنوعیتها و آزادسازیهای مقطعی واردات، سالهاست این بازار را شکننده کرده بود. اما جنگ، این شکنندگی را از سطح «گرانی» به سطح «اختلال در دسترسی» رساند.
اکنون مسئله فقط این نیست که یک لپتاپ گران شده؛ مسئله این است که همان لپتاپ، با کانفیگ مشخص، ممکن است هفته بعد اصلاً در بازار پیدا نشود یا اگر پیدا شود، با قیمتی عرضه شود که خریدار را از تصمیم خرید منصرف کند.
در این فضا، کالاهای دیجیتال از مصرفیهای عادی خانوار فاصله گرفته و به داراییهای نیمهسرمایهای تبدیل شدهاند. خانوادهای که تا چند سال قبل برای دانشآموز یا دانشجو لپتاپ اقتصادی میخرید، امروز ناچار است بین خرید لپتاپ دستدوم، تعمیر دستگاه قدیمی یا حذف بخشی از نیاز آموزشی یکی را انتخاب کند. برای بسیاری از کسبوکارهای کوچک، شرکتهای نرمافزاری، دفاتر مهندسی، تولیدکنندگان محتوا، طراحان گرافیک و حتی فروشگاههای آنلاین، سختافزار دیگر ابزار کار نیست؛ به مانعی برای ادامه کار تبدیل شده است.
دبی؛ ریهای که بازار ایران با آن نفس میکشید
برای فهم بحران امروز بازار دیجیتال باید به مسیر واردات نگاه کرد. بخش مهمی از بازار کالای دیجیتال ایران، بهویژه در لپتاپ و قطعات، سالها از مسیر امارات و دبی تغذیه شده است. طبق آمارهای گمرک که در گزارشهای تجارت خارجی سال ۱۴۰۲ بازتاب یافته، حدود ۶۰۰ هزار دستگاه لپتاپ به ارزش تقریبی ۲۶۰ میلیون دلار وارد کشور شده و بخش بسیار بزرگی از این واردات از مسیر امارات انجام شده است. در همین دادهها، ارزش واردات لپتاپ از امارات حدود ۲۴۷ میلیون دلار اعلام شده؛ عددی که نشان میدهد امارات عملاً هاب اصلی تأمین لپتاپ برای بازار ایران بوده است.
اقتصادنیوز:حامد بیدی، تحلیلگر فضای مجازی و اقتصاد دیجیتال معتقد است توجیه امنیتی برای قطع اینترنت بیشتر پوششی برای کنترل جریان آزاد اطلاعات است و پیامدهای آن میتواند از مهاجرت استارتاپها تا ناامنی زیرساختهای دیجیتال ادامه پیدا کند.
این وابستگی فقط به لپتاپ محدود نیست. در ساختار تجارت خارجی ایران، امارات از مهمترین مبادی واردات بوده است. طبق اعلامهای گمرکی درباره تجارت خارجی سال ۱۴۰۳، امارات در کنار چین و ترکیه، در میان اصلیترین شرکای وارداتی ایران قرار داشته و در ۱۱ ماهه سال ۱۴۰۳، صادرات کالا از امارات به ایران حدود ۱۹.۱ میلیارد دلار اعلام شده است. این عدد نشان میدهد هر اختلالی در مسیر امارات، فقط یک اختلال لجستیکی نیست؛ میتواند بهسرعت به شوک عرضه در بازار داخلی تبدیل شود.
معنای این اعداد روشن است: بازار دیجیتال ایران فقط به نرخ ارز حساس نیست؛ به مسیر هم حساس است. وقتی مسیر دبی، حملونقل هوایی، ترخیص، ثبت سفارش، تخصیص ارز یا ریسک انتقال کالا مختل میشود، بازار داخلی سریع واکنش نشان میدهد. واکنش هم معمولاً از سه مسیر اتفاق میافتد: «کاهش عرضه رسمی، افزایش قیمت موجودیهای قبلی و رشد بازار غیررسمی.»
موبایل؛ از کالای مصرفی تا کالای چندماهه حقوق
در بازار موبایل، نشانههای بحران زودتر دیده شد. طبق اعلامهای گمرک درباره واردات تجاری تلفن همراه، واردات موبایل در سال ۱۴۰۴ نسبت به سال قبل با کاهش محسوسی روبهرو شد. آمار منتشرشده بر پایه دادههای گمرک نشان میدهد واردات تجاری تلفن همراه در سال ۱۴۰۴ حدود ۸.۴ میلیون دستگاه به ارزش حدود ۱.۶ میلیارد دلار بوده؛ در حالیکه در سال ۱۴۰۳، واردات تجاری موبایل حدود ۱۱.۴ میلیون دستگاه به ارزش نزدیک به ۲.۴۸ میلیارد دلار اعلام شده بود. این یعنی بازار موبایل فقط با افزایش قیمت روبهرو نیست؛ حجم رسمی ورود کالا نیز کاهش یافته است.
همزمان، فشار ارزی هم به بازار منتقل شده است. بر اساس نرخهای اعلامی در مرکز مبادله ارز و طلای ایران، حواله دلار در اردیبهشت ۱۴۰۵ برای نخستین بار وارد کانال ۱۴۸ هزار تومان شد و حواله درهم امارات نیز به محدوده بیش از ۴۰ هزار تومان رسید. برای بازاری که بخش مهمی از واردات آن از مسیر امارات انجام میشود، رشد حواله درهم به همان اندازه رشد دلار اهمیت دارد؛ چون بخش زیادی از قیمتگذاری واردکنندگان، مستقیم یا غیرمستقیم، با نرخ درهم تنظیم میشود.
در چنین فضایی، قیمت موبایل از توان خرید بخش بزرگی از خانوارها فاصله گرفته است. در رصد بازار اردیبهشت ۱۴۰۵، گوشیهای پرچمدار اپل به ارقامی چندصد میلیونی گاه تا 500 میلیون تومان رسیدهاند؛ آیفون ۱۶ پرو و آیفون ۱۶ پرو مکس در برخی فروشگاهها در محدودهای عرضه میشوند که برای بسیاری از خانوارها معادل چندین ماه درآمد است. حتی گوشیهای میانرده نیز دیگر برای طبقه متوسط، خرید آسان و فوری نیستند. بازار موبایل به نقطهای رسیده که خریدار دیگر الزاماً دنبال مدل بهتر نیست؛ دنبال مدلی است که بتواند بخرد.
این وضعیت رفتار بازار را تغییر داده است. فروشنده با بازاری روبهروست که در ظاهر قیمتها بالا رفته، اما قدرت خرید پایین آمده است. خریدار هم خرید را عقب میاندازد، به سراغ گوشی دستدوم میرود، تعمیر دستگاه قدیمی را ترجیح میدهد یا به مدلهای پایینتر رضایت میدهد. نتیجه، بازاری است که هم گران است و هم کممشتری؛ هم کالا دارد و هم ندارد؛ هم ویترین پر است و هم انتخاب واقعی محدود.
لپتاپ؛ کف قیمت دانشجویی به ۴۰ میلیون رسید
در بازار لپتاپ، فشار حتی ملموستر است. لپتاپ برخلاف موبایل برای بخشی از جامعه کالای جایگزینپذیر نیست. دانشجو، برنامهنویس، طراح، حسابدار، مهندس، تدوینگر و بسیاری از مشاغل خدماتی بدون لپتاپ عملاً بخشی از توان کاری خود را از دست میدهند.
بر پایه آمار گمرک، واردات لپتاپ در سال ۱۴۰۲ حدود ۶۰۰ هزار دستگاه اعلام شده است؛ عددی که با توجه به جمعیت دانشجویی، توسعه آموزش آنلاین، نیاز شرکتها و رشد مشاغل دیجیتال، نشان میدهد بازار ایران در این حوزه اساساً به واردات وابسته است. وقتی چنین بازاری با محدودیت مسیر، رشد نرخ ارز، افزایش هزینه حمل و نااطمینانی ترخیص روبهرو میشود، طبیعی است که ابتدا مدلهای اقتصادی و دانشجویی تحت فشار قرار بگیرند.
در رصد بازار اردیبهشت ۱۴۰۵، کف قیمت لپتاپهای اقتصادی و دانشجویی به محدودهای رسیده که دیگر نمیتوان آن را «اقتصادی» نامید. مدلهایی با رم پایین، پردازنده معمولی و حافظه محدود، در بسیاری از فروشگاهها بالای ۴۰ میلیون تومان قیمتگذاری میشوند. لپتاپهای میانرده کاری، بهویژه مدلهایی که برای برنامهنویسی، طراحی سبک، حسابداری، تدوین ساده یا کار اداری سنگینتر قابل استفادهاند، به محدودههای بالاتر از ۸۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان رسیدهاند. مدلهای حرفهایتر نیز بهسادگی وارد کانال ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان و حتی بالاتر میشوند.
اینجا نقطهای است که بازار از «افزایش قیمت» عبور میکند و وارد مرحله تغییر تعریف نیاز میشود. لپتاپ اقتصادی دیگر واقعاً اقتصادی نیست. لپتاپ دانشجویی دیگر الزاماً در دسترس دانشجو نیست. مدلهای حرفهای نیز برای بسیاری از فریلنسرها و شرکتهای کوچک، به سرمایهگذاری سنگین تبدیل شدهاند.
قطعات کامپیوتر؛ قلب تپندهای که گرانتر از خود سیستم شده
بحران فقط در کالاهای نهایی نیست. در بازار سختافزار، قطعات اصلی کامپیوتر با شدت بیشتری دچار جهش قیمت شدهاند، چون هم وارداتیاند، هم به نرخ ارز وابستهاند، هم تحت تأثیر محدودیت مسیر واردات و هم متأثر از تقاضای جهانی برای تراشه، حافظه و پردازش گرافیکی قرار دارند.
برای نمونه، در رصد بازار اردیبهشت ۱۴۰۵، کارتهای گرافیک میانرده جدید مانند RTX 4060 و RTX 4060 Ti در برخی فروشگاهها در بازهای عرضه میشوند که برای کاربر عادی عملاً غیرقابل دسترس است. حافظههای SSD پرسرعت، مادربردهای نسل جدید، پاورهای معتبر، مانیتورهای اداری و گیمینگ، تجهیزات شبکه و حتی قطعات سادهتر مانند رم و خنککننده نیز همگی از جهش قیمت متأثر شدهاند.
این اعداد برای بازار مصرفی مهماند، اما برای بازار کسبوکار مهمترند. یک شرکت کوچک نرمافزاری برای تجهیز چند نیرو، فقط با خرید چند لپتاپ و مانیتور، باید چند صد میلیون تومان هزینه کند. یک تدوینگر یا طراح سهبعدی برای ارتقای کارت گرافیک، عملاً با هزینهای معادل خرید یک کالای سرمایهای روبهروست. یک فروشگاه خدمات کامپیوتری هم وقتی قطعه جایگزین ندارد، ناچار است تعمیر را طولانیتر، گرانتر یا غیرقطعی اعلام کند.
به بیان دیگر، گرانی قطعات فقط مشکل گیمرها یا کاربران حرفهای نیست. وقتی SSD، رم، پاور، مادربرد، شارژر اصلی، نمایشگر و قطعات تعمیرات کمیاب یا گران میشوند، چرخه نگهداری و تعمیر تجهیزات دیجیتال هم مختل میشود. در اقتصادی که توان خرید دستگاه نو کاهش یافته، تعمیر باید جایگزین خرید شود؛ اما وقتی قطعه تعمیر هم کمیاب و گران است، همین مسیر جایگزین نیز مسدود میشود.
کمبود از کجا شروع میشود؟
کمبود در بازار دیجیتال همیشه به معنی خالی بودن کامل ویترین نیست. گاهی کالا هست، اما مدل پرفروش نیست. گاهی مدل هست، اما گارانتی معتبر ندارد. گاهی کالا وجود دارد، اما فروشنده آن را فقط با قیمت روز و بدون تعهد نگه میدارد. گاهی هم کالا در انبار هست اما وارد بازار نمیشود، چون فروشنده یا واردکننده منتظر نرخ جدید ارز، تعیین تکلیف ترخیص یا روشن شدن مسیر واردات است.
در بازار فعلی، کمبودها بیشتر در چند گروه دیده میشود: لپتاپهای اقتصادی و میانرده، قطعات پرمصرف مانند SSD، رم، مادربرد، پاورهای معتبر، کارتهای گرافیک، تجهیزات شبکه، هاردهای اکسترنال، نمایشگرهای اقتصادی، شارژر و آداپتور اصلی، و قطعات تعمیرات موبایل و لپتاپ. این کمبودها برای مصرفکننده نهایی آزاردهنده است، اما برای تعمیرکاران و کسبوکارهای خدماتی، بحرانساز است؛ چون هر قطعهای که دیر برسد، یک دستگاه را از چرخه مصرف خارج نگه میدارد.
در رصد کامنتها و واکنشهای کاربران در شبکههای اجتماعی و زیر آگهیهای فروش کالاهای دیجیتال نیز چند مضمون تکراری دیده میشود: خریدارانی که میگویند «دیگر خرید لپتاپ نو ممکن نیست»، کاربرانی که به بازار استوک و دستدوم پناه بردهاند، کسانی که از اختلاف قیمت عجیب بین دبی و ایران گلایه دارند، و خریدارانی که از قیمتهای لحظهای و بیثباتی فروشگاهها مینویسند. این کامنتها آمار رسمی نیستند، اما برای فهم فضای روانی بازار اهمیت دارند؛ چون نشان میدهند بحران قیمت، درک عمومی از بازار را هم تغییر داده است.
چرا بازار به حالت قبل برنمیگردد؟
بازگشت بازار به وضعیت قبل از جنگ، دستکم در کوتاهمدت، بعید به نظر میرسد. دلیل اول، نرخ ارز است. وقتی نرخ حواله دلار و درهم در مرکز مبادله افزایش مییابد، واردکننده حتی پیش از ورود کالا با هزینه جایگزینی بالاتری روبهرو میشود. او کالای موجود را نه بر اساس قیمت خرید قبلی، بلکه بر اساس هزینه خرید بعدی قیمتگذاری میکند. به همین دلیل حتی اگر بخشی از کالا پیش از جهش اخیر وارد شده باشد، قیمت آن در بازار با نرخهای جدید تنظیم میشود.
دلیل دوم، هزینه حمل، بیمه و انتقال پول است. هر مسیری که از حالت عادی خارج شود، هزینه پنهان میسازد. اگر واردکننده ناچار شود از مسیرهای طولانیتر، واسطههای بیشتر، حمل غیرمستقیم یا روشهای پرریسکتر استفاده کند، این هزینهها در نهایت روی قیمت مصرفکننده مینشیند.
دلیل سوم، بیاعتمادی فعالان بازار است. وقتی فروشنده مطمئن نیست محموله بعدی چه زمانی و با چه قیمتی میرسد، موجودی فعلی را ارزان نمیفروشد. وقتی واردکننده مطمئن نیست ثبت سفارش، تخصیص ارز یا ترخیص چه زمانی انجام میشود، سفارش جدید را با احتیاط ثبت میکند. نتیجه، کاهش عرضه و افزایش قیمت است.
دلیل چهارم، تغییر رفتار مصرفکننده است. در بازارهایی مثل موبایل و لپتاپ، وقتی خریدار چند ماه خرید را عقب میاندازد، تقاضا از بین نمیرود؛ فشرده میشود. از طرف دیگر، بخشی از خریداران برای همیشه به سمت تعمیر، خرید دستدوم، استوک، قاچاق یا خرید مسافری میروند و همین موضوع بازار رسمی را کوچکتر و بیثباتتر میکند.
کدام کشورها جایگزین دبی میشوند؟
پرسش اصلی فعالان بازار این است: حالا که مسیر دبی گران، کند یا پرریسک شده، چه باید کرد؟ چین، ترکیه، عمان و قطر گزینههای احتمالیاند، اما هیچکدام در کوتاهمدت نمیتوانند جای دبی را با همان سرعت و انعطاف پر کنند. دبی تا پیش از جنگ، نقش هاب واردات، مرکز تجمیع کالا و مسیر سریع تأمین را داشتند، اما پس از آغاز تنشها و حملات محدود، روابط تجاری با ایران دچار اختلال شده و واردکنندگان کوچک دیگر به آسانی نمیتوانند از این مسیر استفاده کنند
به همین دلیل، سیاستگذاری بازار فقط با اعلام واردات یا برخورد تعزیراتی حل نمیشود؛ مسیر شفاف واردات، تخصیص قابل پیشبینی ارز و کاهش ریسک ترخیص، کلید بازگرداندن ثبات قیمتهاست. وقتی واردکننده نمیداند کالایش چه زمانی ثبت سفارش، تخصیص ارز و ترخیص خواهد شد، قیمتگذاری او هم بهطور طبیعی پرریسک و محافظهکارانه میشود.
نتیجه؛ بحران دیجیتال، بحران دسترسی است نه فقط قیمت
بازار دیجیتال بعد از جنگ با یک واقعیت تازه روبهروست: کالاهای دیجیتال، دیگر فقط موضوع رفاه یا مصرف لوکس نیستند. موبایل، لپتاپ، قطعه کامپیوتر و تجهیزات شبکه، زیرساخت زندگی روزمره، آموزش، درمان، تجارت، تولید محتوا، خدمات مالی و کسبوکارهای کوچکاند.
وقتی این کالاها کمیاب و گران میشوند، فقط بازار کامپیوتر آسیب نمیبیند؛ بهرهوری اقتصاد، آموزش آنلاین، اشتغال فریلنسری، خدمات شرکتهای کوچک و حتی دسترسی خانوار به ابزارهای پایه دیجیتال هم ضربه میخورد.
به همین دلیل، بحران امروز بازار وسایل دیجیتال را نباید با چند جدول قیمت خلاصه کرد. این بحران، ترکیبی از جنگ، چالش های واردات، نرخ ارز، ریسک تجاری، سیاستهای گمرکی، کاهش قدرت خرید و وابستگی طولانیمدت به هابهایی مانند دبی است. بازاری که تا دیروز با تأخیر و گرانی کار میکرد، امروز با سؤال بزرگتری روبهروست: اگر مسیر قبلی دیگر مثل گذشته کار نکند، اقتصاد سخت افزار ایران قرار است با چه اوضاعی ادامه دهد؟
دادههای قیمتی کالاهای دیجیتال نیز بر اساس رصد بازار در اردیبهشت ۱۴۰۵ آمده و بهدلیل نبود مرجع رسمی قیمتگذاری برای لپتاپ، قطعات کامپیوتر، موبایل و تجهیزات دیجیتال، باید بهعنوان تصویر میدانی از بازار خوانده شود، نه نرخ مصوب.
ارسال نظر