کدخبر: ۳۰۶۸۶۷ لینک کوتاه

ترامپ از استیضاح جان سالم بدر می برد؟

اقتصادنیوز: اقناع افکار عمومی برای حمایت از استیضاح و برکناری ترامپ از قدرت، یک روند و«آزمون دو مرحله ای» است. اول اینکه افکار عمومی باید قانع شود که موارد اتهامی رییس جمهور واقعیت دارند. دوم اینکه موارد اتهامی باید آنقدر سنگین باشد که بتوان بر اساس آنها برکناری رییس جمهور از قدرت را توجیه کرد.

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، دکتر ویلیام گالستون تحلیلگر موسسه مطالعاتی بروکینگز آمریکا درباره استیضاح ترامپ و رسوایی امنیتی او نوشت:

تلاش جدی برای استیضاح و برکناری رییس جمهور آمریکا از قدرت، دو بار در نیم قرن گذشته رخ داده است. بار نخست سال 1974 بود که منجر به استعفای ریچارد نیکسون شد و مرتبه دوم مربوط به استیضاح بیل کلینتون در سال 1998 بود که به استعفای نیوت گینگریچ رییس وقت مجلس نمایندگان آمریکا و از عوامل اصلی طرح استیضاح کلینتون، منتهی گردید.

در مورد نخست، افکار عمومی در واکنش به رویدادهای سرگیجه آور خیابان پنسیلوانیا (محل کاخ سفید) و جزییات ماجرای واترگیت به تدریج به سمت دوری جستن از نیکسون و برکناری او از قدرت سوق پیدا کرد. در مورد دوم، مردم از ابتدا تا انتهای ماجرای کلینتون مخالف استیضاح بودند و اطلاعات مربوط به پرونده کلینتون تقریبا هیچ اثری بر نظر آنها نسبت به رییس جمهور وقت بر جای نگذاشت.

اکنون وارد نخستین مرحله از سومین روند استیضاحی شده ایم که دونالد ترامپ را هدف گرفته است. آیا روند استیضاح مزبور منجر به پیروزی دموکراتها خواهد شد و یا وضعیت فاجعه باری را برای آنها رقم خواهد زد؟ آیا این روند منجر به پایان ریاست جمهوری ترامپ خواهد شد و یا بسترساز انتخاب مجدد او در انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا خواهد گردید؟ پاسخ این سوالات را نمی دانیم اما تاریخ سرنخهایی را در اختیار ما قرار می دهد تا بتوانیم مسیر آینده ی روند استیضاح مزبور را از پیش نظاره گر باشیم.

نخستین شاخص کلیدی در پیشبینی مسیر آینده استیضاح، به موقعیت رییس جمهور در میان مردم مربوط می شود چرا که به موازت ادامه تحقیق و تفحص درباره استیضاح، افکار عمومی ممکن است در این رابطه دچار تغییر و تحول زیادی گردد.

اسناد مربوط به ماجرای واترگیت در تابستان 1973 (به کمیسیون قضایی مجلس نمایندگان آمریکا) ارایه شد. به فاصله کوتاهی پس از آن، رسوایی شنبه شب پاییزی برای نیکسون رقم خورد. این دو رویداد موجب گردیدند که حمایت مردمی از ادامه ریاست جمهوری نیکسون که در اواخر بهار 1973 به 50% می رسید سیرنزولی به خود بگیرد و در آغاز سال 1974 به 24% برسد. روند نزولی مزبور طی 8 ماه نخست سال 1974 تغییری نکرد و در نهایت به استعفای نیکسون از مقام ریاست جمهوری منجر گردید. به طور خلاصه باید گفت وجهه ی سیاسی نیکسون خیلی پیش از آنکه مجلس نمایندگان آمریکا در ژوییه 1974 خواستار استیضاح نیکسون در مورد سه فقره اتهامی وی گردد، به شدت آسیب دیده بود.

نقطه مقابل ماجرای نیکسون، استیضاح کلینتون است. حمایت مردمی از ادامه ی ریاست جمهوری کلینتون، در آغاز سال 1998 به 60% می رسید و در طول این سال به هیچ وجه به زیر 60% سقوط نکرد بلکه در انتهای سال 1998 به رقم 73% بالغ گردید. در ژانویه 1999 - که سنای آمریکا در هیچ یک از موارد اتهامی مطرح شده (توسط مجلس نمایندگان آمریکا) کلینتون را محکوم نکرد- حمایت مردمی از او حول و حوش 70% بود.

نمودار 1

دومین شاخص کلیدی در پیشبینی مسیر استیضاح، به حمایت مردم از تلاشهای نمایندگان شان برای استیضاح رییس جمهور مربوط می شود. همانطوری که نمودار 2 نشان می دهد، حمایت مردم از استیضاح و برکناری نیکسون در سال 1973 به تدریج روند صعودی داشت و تا پایان سال تقریبا به دو برابر رسید و از ژانویه تا اوت 1974، 20% دیگر افزایش یافت.

نمودار 2

وضعیت استیضاح کلینتون، متفاوت از مورد نیکسون بود. به رغم برگزاری جلسات متعدد در کنگره در رابطه با بررسی استیضاح کلینتون وهمچنین برخلاف گزارش های پر سر و صدای دادستان ویژه ی پرونده و تصویب موارد اتهامی علیه کلینتون توسط مجلس نماینگان آمریکا، حمایت مردم از استیضاح و برکناری او طی تابستان و پاییز 1998 تغییری نکرد. بنا به نظرسنجی گالوپ در 8 اوت 1998، 34% آمریکایی ها از استیضاح کلینتون حمایت می کردند و 63% نیز مخالف استیضاح بودند. نظرسنجی گالوپ در 12 دسامبر همان سال، سوال مشابه نظرسنجی قبل را عینا از مردم پرسیده بود و باز هم نتیجه نظرسنجی تغییری نکرد و همچنان 34% موافق و 63% مخالف استیضاح بودند. از نظر مردم آمریکا، کسانی که به کلینتون اتهام وارد کرده بودند نتوانسته بودند استیضاح و برکناری او را توجیه کنند.

نظرسنجی مشترکی که توسط نیویورک تایمز و سی بی اس نیوز - پس از جلسات بررسی استیضاح کلینتون در مجلس نمایندگان آمریکا و همچنین پس از رای نمایندگان به استیضاح - انجام گرفت حکایت از آن داشت که وقایع مجلس نمایندگان آمریکا تاثیری بر افکار عمومی نداشته اند. حتی پس از تصویب موارد اتهامی کلینتون توسط مجلس نمایندگان امریکا، تقریبا دو سوم شرکت کنندگان نظر سنجی بر این عقیده بودند که سنا نباید رییس جمهور را محاکمه کند و در عوض، باید کار را با یک توبیخ رسمی به شکل مسالمت آمیز خاتمه دهد. 68% شرکت کنندگان در نظر سنجی مزبور عقیده داشتند که حتی اگر سنا رییس جمهور را محاکمه کند، نباید رای به برکناری وی از مقام ریاست جمهوری دهد.

البته این بدان معنی نبود که افکار عمومی نسبت به موارد اتهامی کلینتون در تردید به سر می برد و او را بی گناه می دانست. تا پایان سال 1998، اکثر مردم آمریکا بر این باور بودند که کلینتون سوگند دروغ یاد کرده و مرتکب اعمال غیر قانونی شده و همچنین از قدرتش سوء استفاده کرده است. نظرسنجی دسامبر 1998 گالوپ نشان می داد که اکثر مردم بر این باورند که جرایم مزبور در حدی نیستند که بتوان کلینتون را بر مبنای آنها استیضاح کرد.

سومین شاخص کلیدی در پیشبینی روند مسیر استیضاح، به میزان حمایت جمهوریخواهان و دموکراتهای مجلس نمایندگان از استیضاح مربوط می شود. زمانی که کمیسیون قضایی مجلس نمایندگان آمریکا رای به استیضاح نیکسون داد، 6 تن از 17 نماینده جمهوریخواه مجلس به وارد بودن اتهام «اخلال در اجرای عدالت ((Obstruction of Justice» توسط نیکسون رای مثبت دادند و 7 نماینده جمهوریخواه نیز به اتهام دیگر نیکسون مبنی بر«سوء استفاده از قدرت(Abuse of Power)» رای آری دادند. این وضعیت منجر به این شد که هیاتی از نمایندگان جمهوریخواه مجلس نمایندگان به ریاست«باری گولدواتر» به دفتر کار نیکسون در کاخ سفید برود و به او اطلاع دهد که حمایت از او حتی در میان هم حزبی هایش هم به شدت کاهش یافته است. نیکسون که فهمیده بود مجلس نمایندگان رای به استیضاح او خواهد داد و سنا نیز به محکومیت و برکناری او از ریاست جمهوری رای خواهد داد، چاره را در آن دید که پیش از برگزاری جلسه رای گیری مجلس نمایندگان ازسمت ریاست جمهوری آمریکا استعفا کند.

اما رویدادهای مربوط به استیضاح کلینتون در سال 1998 به گونه ای متفاوت از ماجرای نیکسون رقم خوردند. زمانی که تمام مجلس نمایندگان رای به همه ی موارد اتهامی کلینتون دادند فقط 5 نماینده از 205 نماینده دموکرات به برخی موارد اتهامی رای مثبت دادند. زمانی که سنای آمریکا در مورد دو اتهامی که علیه کلینتون در مجلس نمایندگان رای آورده بود رای گیری کرد، هیچ سناتور دموکراتی به موارد اتهامی رای مثبت نداد و این حکایت از این داشت که بین دموکراتهای سنا و مجلس نمایندگان اختلاف شدیدی بر سر موارد اتهامی کلینتون وجود دارد.

سوالی که با نظر به سه شاخص کلیدی مذکور– یعنی حمایت عمومی از ادامه کار رییس جمهور، حمایت مردمی از استیضاح و برکناری وی و میزان حمایت دو حزبی از استیضاح – در رابطه با استیضاح ترامپ مطرح می شود این است که ترامپ بر اساس شاخصهای مزبور چه وضعیتی دارد؟

حمایت مردم از ادامه کار ترامپ

نظر سنجی NPR، PBS و Marist روز سه شنبه که پیش از انتشار شکواییه افشاگر کاخ سفید انجام گرفته، حکایت از آن دارد که 45% افراد واجد شرایط رای گیری در آمریکا همچنان از ترامپ حمایت می کنند و این رقم تغییر چندانی در طول ریاست جمهوری او نداشته است. 90% جمهوریخواهان همچنان پشت ترامپ ایستاده اند. نظر سنجی HuffPost/YouGov و Politico/Morning نشان می دهند که حمایت از ترامپ عمدتا تغییری نکرده و جمهوریخواهان به شدت از او حمایت می کنند. اگر طی بررسی روند استیضاح ترامپ، این ارقام تغییری نکنند، دموکراتها همان گرفتاری جمهوریخواهان در سال 1999 را پیدا خواهند کرد.

حمایت از استیضاح

نظرسنجی NPR/PBS/Maris نشان می دهد که جامعه آمریکا بر سر موضوع استیضاح به شدت دو قطبی گشته و شکاف شدیدی بین حامیان جمهوریخواهان و دموکراتها ایجاد شده است. در کل، 49% آمریکایی ها موافق استیضاح و 46% مخالف آن هستند. اگر بخواهیم این ارقام را بر اساس طبقه بندی جمهوریخواه و دموکرات ذکر کنیم باید گفت که 88% حامیان دموکراتها موافق استیضاح و 93% حامیان جمهوریخواهان مخالف آن هستند (61% حامیان دموکراتها «قویا» حامی استیضاح هستند و 80% حامیان جمهوریخواهان «به قطع و یقین» با آن مخالفت می کنند). 82% حامیان دموکراتها موضوع استیضاح را «مساله ای بسیارجدی» می دانند و 85% حامیان جمهوریخواهان از آن به عنوان «سیاسی کاری» یاد می کنند و مخالف استیضاح هستند. با همه اینها شواهد حکایت از آن دارند که سد مخالفت جمهوریخواهان با استیضاح، کاملا هم خلل ناپذیر نیست. 52% جمهوریخواهان معتقدند که افشاگر کاخ سفید باید در مجلس نمایندگان حضور یابد و ادای شهادت کند. 27% جمهوریخواهان نیز بر این اعتقادند که گفتگوی تلفنی ترامپ و درخواست او از رییس جمهور اوکراین برای تحقیق پیرامون (پسر) جو بایدن، موضوع مهمی است و نیاز به تحقیق و تفحص بیشتری دارد.

نظرسنجی HuffPost/YouGov که بین سه شنبه شب و صبح پنجشنبه صورت گرفته، زوایایی پنهان از وضعیت به سرعت در حال تغییر کنونی را برای ما روشن می کند. بر اساس این نظر سنجی، حمایت عمومی از استیضاح ترامپ کمی افزایش پیدا کرده و از رقم 42% به 47% رسیده است. البته این افزایش، مربوط به افزایش حمایت دموکراتها از استیضاح می شود که طی دو هفته گذشته از 74% به  81% بالغ گردیده است. حمایت افراد مستقل از استیضاح حول و حوش 35% است در حالی که حمایت جمهوریخواهان از استیضاح از16% به 11% تنزل پیدا کرده است.

نظرسنجی های Politico/Morning که در فاصله زمانی سه شنبه و پنجشنبه صورت گرفته نتایج مشابهی را نشان می دهند. هر چند که حمایت از استیضاح ترامپ در جامعه آمریکا 7% افزایش یافته اما عمده ی این افزایش مربوط به افزایش سیزده درصدی دموکراتهایی است که حامی استیضاح هستند.جامعه آمریکا در موضوع استیضاح همچنان دچار شکاف است و 43% مخالف و 43% هم موافق استیضاح هستند و البته 13% هم رای ممتنع داده اند.

حمایت مجلس نمایندگان از استیضاح

در وضعیت کنونی، حمایت اعضای مجلس نمایندگان آمریکا از استیضاح به شدت تابع حزبی که به آن تعلق دارند است. بیش از 90% دموکراتهای مجلس نمایندگان از بررسی استیضاح ترامپ حمایت می کنند و به قطع و یقین به موارد اتهامی او رای مثبت خواهند داد در حالی که تا کنون حتی یک نماینده جمهوریخواه مجلس مذکور، از استیضاح ترامپ حمایت نکرده است.

همان طوری که بسیاری از تحلیلگران اشاره کرده اند بیانیه نمایندگان منتخب دموکرات میانه رو از حوزه های انتخابیه ای که گاهی اوقات به جمهوریخواهان و برخی اوقات به دموکراتها رای می دهند (Swing districts)، به افزایش تعداد دموکراتهای خواهان استیضاح ترامپ کمک می کند. یکی از تحلیلگران کهنه کار به نام «ران براونستاین» بر پایه تحلیل دقیق نتایج انتخابات سالهای 1998 و 2000 می گوید آن دسته از نمایندگان جمهوریخواه مجلس نمایندگان که برخلاف نظر موکلان خود در حوزه انتخابیه شان به استیضاح کلینتون رای مثبت دادند، حداکثر یک ریزش رای ملایمی در حوزه انتخابیه خود داشتند و این حکایت از آن دارد که اگر دموکراتهای میانه رو فوق الذکر از استیضاح ترامپ حمایت کنند، در انتخابات مجلس نمایندگان در سال 2020 احتمالا ریزش رای زیادی نخواهند داشت.

از سویی دیگر، نظر سنجی دانشگاه مانموث (درنیوجرزی)حوزه های انتخابیه ای که در آنجا آرا درهر دوره بین جمهوریخواهان و دموکراتها دست به دست می شود (swing counties) را مورد بررسی و تحلیل قرار داده است. این نظر سنجی حکایت از این دارد که فقط 32% رای دهندگان حوزه های انتخابیه ای که در آنها بین دموکراتها و جمهوریخواهان رقابت جدی وجود دارد، از استیضاح و برکناری ترامپ حمایت می کنند و 60% نیز مخالف هستند و البته تنها 22% بر این باور هستند که سنا احتمالا پس از رای مجلس نمایندگان به استیضاح ترامپ، او را از کار برکنار خواهد کرد.

شواهد حکایت از آن دارند که نظر این رای دهندگان در مورد اقدام احتمالی سنا در رابطه با موارد اتهامی ترامپ، درست است. جمهوریخواهان سنا از زمانی که ترامپ به قدرت رسیده حمایت سفت و سختی از او به عمل آورده اند. 45 سناتور از 53 سناتور جمهوریخواه سنا از حمایت رای دهندگان ایالتهای شدیدا جمهوریخواه برخوردار هستند. از 8 سناتور باقیماند فقط چهار سناتور یعنی «سوزان کولینز از ایالت مین»، «کُری گاردنر از ایالت کلرادو»،« مارتا مک سَلی از آریزونا» و « تام تیلیس از کاروینای شمالی» مجبور هستند که در انتخابات 2020 خود را در معرض نظر رای دهندگان قرار دهند. اغلب سناتورهای جمهوریخواه باید نگران چالش های اولیه انتخاباتی باشند وگرنه دررقابتهای انتخاباتی با مساله جدی ای روبرو نیستند. این سناتورها بر اساس محاسبات سیاسی خود از ترامپ قویا حمایت می کنند مگر اینکه در ماههای آتی اتفاقاتی رخ دهند که نظر رای دهندگان حوزه های انتخابیه ی آنها را نسبت به ترامپ به شدت تغییر دهد. فاکتور مجهول در معادله پیش رو این است که چه تعداد از سناتورهای جمهوریخواه تصمیم سیاسی خود را به خواست رای دهندگان ترجیح می دهند که البته این در روند حمایت یا عدم حمایت آنها از استیضاح تاثیر اساسی دارد.

اقناع افکار عمومی برای حمایت از استیضاح و برکناری ترامپ از قدرت، یک روند و«آزمون دو مرحله ای» است. اول اینکه افکار عمومی باید قانع شود که موارد اتهامی رییس جمهور واقعیت دارند. دوم اینکه موارد اتهامی باید آنقدر سنگین باشد که بتوان بر اساس آنها برکناری رییس جمهور از قدرت را توجیه کرد. آنهایی که نیکسون را متهم کردند توانستند هر دو مرحله ی آزمون اقناع افکار عمومی را با موفقیت طی کنند و در نتیجه نیکسون مجبور به استعفا گردید. در مورد کلینتون این اتفاق نیفتاد. اتهام زنندگان به  کلینتون توانستند مرحله اول آزمون یعنی اقناع افکار عمومی را با موفقیت طی کنند اما در مرحله دوم ناکام ماندند. زمانی که سنا برای محاکمه کلینتون تشکیل جلسه داد، 79% آمریکایی ها بر این باور بودند که رییس جمهور مرتکب «سوگند دروغ» شده و 53% هم معتقد بودند که او در«اجرای عدالت اخلال کرده» اما فقط 40% فکر می کردند که مرتکب این جرایم مستحق برکناری از قدرت است.رای سنا به موارد اتهامی کلینتون خیلی کمتر از آن بود که منجر به برکناری او شود و در نتیجه او توانست باقی دوره ریاست جمهوری اش را به عنوان یک رییس جمهور محبوب در قدرت بماند.

به موازات آغاز تلاشها برای استیضاح ترامپ، مردم آمریکا دچار چند دستگی خواهند شد و اتهام زنندگان به رییس جمهور با آزمون دشوار اقناع افکار عمومی مواجه خواهند گردید. باید منتظر بود و دید که آیا عزم جزم دموکرات ها برای تسریع روند استیضاح ترامپ، فرصت کافی را در اختیار مردم قرار خواهد داد که به اطلاعات جدیدی در این رابطه دست یابند و ذهنشان در رابطه با استیضاح تغییر کند یا خیر؟

این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند