کدخبر: ۳۴۴۱۲۵ لینک کوتاه

شهید چمران اصلاح‌طلب بود یا اصولگرا؟

یک جامعه شناس اصولگرا گفت: اگر شهید چمران امروز در قید حیات بود، جزو متدینین جبهه اصلاحات محسوب می شد. متاسفانه طیف سکولار اصلاحات بلندگوی این جریان را در دست دارد.

 به گزارش اقتصادنیوز به نقل از جماران، دیروز 31 خردادماه، سالروز شهادت یکی از چهره های مشهور، اما همچنان ناشناخته باقی مانده انقلاب اسلامی است. کسی که نقش پررنگی در روند مبارزه با رژیم شاه و پیروزی انقلاب ایفا کرد.

شاید برای نسل امروز «مصطفی چمران» تنها با یک فیلم یا چند مستند شناخته شود، اما با نگاهی به سابقه مبارزاتی‌اش می‌توان به ابعاد جدیدی از شخصیت او پی بُرد و شاید تا قبل از مطالعه عمیق تر درباره شخصیت شهید چمران، چنان که یک جامعه شناس اصولگرا هم باور دارد، بتوان او را «مظلوم» دانست. کسی که از سوی برخی جریانات مصادره به مطلوب شده است.

در همین رابطه، ابراهیم فیاض در گفت و گو با خبرنگار جماران گفت: شهید چمران برای همیشه «مظلوم» است. علتش هم این است که نه تنها هیچ گاه به درستی شناخته نشد، بلکه مصادره به مطلوب شد. من یک ضلع شخصیتی او را «شریعتی»، ضلع دیگرش را «امام موسی صدر» و بُعد سوم شخصیتش را «تهرانی بودن» می دانم. این موارد در چمران به شدت موثر بودند.

وی افزود: به گفته مجید تهرانیان از اعضای کنفدراسیون دانشجویان ایرانی، هنگامی که میان برخی اعضاء دعوایی رخ داد، شهید چمران به گریه افتاد. او می گفت تأثر و بزرگ منشی چمران بسیار تاثیرگذار بوده است. من این نکته را به برادر شهید چمران(مهدی چمران) هم گفته ام که هنوز هیچ کار مطالعاتی عمیقی درباره شخصیت چمران نشده است. آن فیلم«چ» هم که ساخته شد، درباره اش گفتم که چگوارا کجاو چمران کجا؟ چمران هیچ گاه کُشت و کشتاری که چگوارا در کوبا انجام داد، نکرد.

 

نظامی گری هم هیچ گاه باعث اشباع دانش چمران نشد

ابراهیم فیاض ادامه داد: چگوارا پزشک بود، ولی چمران از دانشجویان برجسته بهترین دانشگاههای آمریکا بود. او همان زمان تحصیل را رها می کند و به مصر می رود و آموزش های نظامی چریکی را در آنجا می بیند. انتظار این بود که او در آنجا به بحث های علمی و روشنفکری با اخوان المسلمین بپردازد. همان کاری که روشنفکرین ایران از شریعتی تا رهبری کنونی انقلاب اسلامی ایران به آن مبادرت می کردند و توجه ویژه ای به اخوان المسلمین و سیدقطب داشتند. اما او به سراغ نظامی گری رفت. نظامی گری هم هیچ گاه باعث اشباع دانش چمران نشد.

وی بیان کرد: کسانی مانند «جلال الدین فارسی» که در ماجرای لبنان خود را در مقابل چمران قرار داده بودند، نظامی بودند اما هرگز مانند او علمی نبودند. آنها بیشتر شبیه مارکسیست های راست گرا بودند ولی چمران این‌گونه نبود. او به شدت عالمانه، انسانی، عاطفی، عرفانی و حکمتی در عین نظامی گری رفتار می کرد. بدین نحو که با اینکه به یک گل سرخ عشق می ورزید، ولی یک نظامی تمام عیار هم بود.

 

امام موسی صدر از باب حکمت، جهانی باز دارد

فیاض گفت: چمران بعد از مصر به لبنان می رود و امام موسی صدر را همراهی می کند. متاسفانه امام موسی صدر نیز به درستی شناخته نشد. امام موسی صدر یکی از افق های آینده تفکر است. کسی که هم مباحثه آیت الله العظمی آقاسیدموسی شبیری زنجانی بوده است. آقا سیدموسی شبیری زنجانی با چه عظمتی از امام موسی صدر یاد می کند. امام موسی صدر کسی است که در عین باسوادی به شدت متواضع است. و این مساله در تواضع شخصی خلاصه نمی شود و تواضع فکری و علمی را هم در برمی‌گیرد.

این جامعه شناس اصولگرا بیان کرد: امام موسی صدر از باب حکمت، جهانی باز دارد. ایشان فقه میان فرهنگی داشت. بنیانگذار فقه میان فرهنگی چه در لبنان و چه زمانی که در ایران بوده، امام موسی صدر است. او به شدت باز نگاه می کند. همین طور که ما این نوع نگاه را در آیت الله العظمی شبیری زنجانی منتها با محوریت جغرافیای قم می بینیم. امام موسی صدر درس خوانده حوزه علمیه قم است که در نجف هم ریشه دارد. او زمانی که وارد لبنان شد، فقیهی میان فرهنگی بود.

 

ساختار شهید چمران و امام موسی صدر، اسلام اقناعی و دیالکتیکی بود

او افزود: امام موسی صدر وقتی به لبنان رفت، تبدیل به بازوی علمی، فکری، فلسفی و آموزشی شهید چمران شد. یعنی آن فقاهت میان فرهنگی و مدیریتی که توسط امام موسی صدر بنا می شود، به وسیله شهید چمران کاملا ساختاری شد و تجسم پیدا کرد. ساختار آموزشی و دانشگاهی که مهم ترین محورش شهید چمران و امام موسی صدر بودند. اینکه ساختار امروز حزب الله که از نظر نرم افزاری در سیاست، اقتصاد و فرهنگ به شدت جلو است، به همان آموزش ها برمی گردد. امروز وقتی سیدحسن نصرالله صحبت می کند، ما به آسانی فرهیختگی را در نوع سخن گفتن او می بینیم. این فرهیختگی به امام موسی صدر و شهید چمران بازمی گردد.

وی ادامه داد: ساختار شهید چمران و امام موسی صدر، اسلام اقناعی و دیالکتیکی بود. اینکه در جهان امروز چگونه باید برخورد کرد. من مرحوم آیت الله بهشتی را بنیانگذار «کلام میان فرهنگی» می دانم اما امام موسی صدر بنیانگذار «فقه میان فرهنگی» بود. ارتباطی هم میان آنها وجود داشته و این گونه نبوده که بی ارتباط باشند. چون هر دوی آنها شاگرد مرحوم آیت الله علامه طباطبایی بودند. ایشان نیز تلاش هایی برای ایجاد کلام و فلسفه میان فرهنگی کرده بود.

 

حاج قاسم هم سیستم فکری چمران را داشت

این جامعه شناس اصولگرا گفت: فقه میان فرهنگی به شدت گشوده است. مثل همان ساختاری که مرحوم شهید مدرس در مجلس داشت. ایشان هم فقهی میان فرهنگی در مجلس داشت که متاسفانه وی نیز به درستی شناخته نشده است. می خواهم بگویم تنها امام موسی صدر نبوده، بلکه شهید مدرس نیز پیش تر همین کار را انجام داده است.

او گفت: در لبنان چنین ساختاری تا انقلاب اسلامی در ایران ایجاد شده بود. قبل از انقلاب، مرحوم سید احمدآقا خمینی با امام موسی صدر و شهید چمران در رفت و آمد بودند و ساختاری که امام صدر و شهید چمران ایجاد کرده بود، الگویی برای امام بود. شهید چمران یکی از بنیانگذاران نهضت آزادی بود. یعنی یک نوع ملی گرایی یا ایران گرایی در شخصیتش بود. جالب است که من وقتی به سخنرانی شهید قاسم سلیمانی در یادواره 8000 هزار شهید گیلانی مربوط به سال 95 نگاه می کنم، می بینم که ایشان نیز در کنار بحث امام موضوع «ایرانیت» را مطرح می کند. این نشان می دهد که حاج قاسم هم سیستم فکری این چنینی داشته و راجع به آن بحث می کرده است.

 

چمران «چپ» بود

این جامعه شناس اصولگرا ادامه داد: نهضت آزادی، نهضت ملی گرایی سوسیالیستی است. یعنی مرحوم آیت الله طالقانی، مرحوم بازرگان و  مرحوم سحابی همگی گرایش چپ داشتند. حتی سحابی خیلی بیشتر از مرحوم بازرگان «چپ» بود. چمران نیز چپ بود. او سوسیالیست یا به تعبیری دیگر «عدالت طلب» بود که با ملی گرایی تلفیق می شود. در مقابل آن، ملی گرایی جبهه ملی ایران قرار داشت که راست و محافظه کار بودند. از آنجا که اعضای نهضت آزادی چپ بودند، شدت مبارزه شان با شاه بیشتر بود و بیشتر هم مذهبی بودند.

وی بیان کرد: وقتی چمران از ایران رفت، از آن ساختار جدا و عضو کنفدراسیون دانشجویی چپ شد. حضور چمران در آنجا باعث کمتر شدن دعواهایی شد که در آن تشکیلات وجود داشت. اما چمران در لبنان به شدت مورد حمله باند یاسر عرفات و نماینده ایرانی اش یعنی «جلال الدین فارسی» قرار گرفت. فارسی به ظاهر ضد مارکسیست، ولی رفتارهایش به شدت مارکسیستی بود. به همین دلیل با عرفان صدر و چمران سازگاری نداشت. جلال الدین فارسی در آن مقطع با چپ داخلی هم درگیر شد. یعنی علاوه بر چپ شبه بازرگان با «بنی صدر» هم درگیری پیدا کرد.

 

 

شهید چمران راه امام را می رفت

وی بیان کرد: شهید چمران راه امام را می رفت و در همین راه نیز به شهادت رسید. او از آنجا که سعی می کرد از عرفان یا حکمت اسلامی استفاده کند، شخصیتی وسعت دار داشت و اضداد در شخصیتش جمع می شد. در اوج احساسات، قاطعیت کافی برای جنگ داشت.

فیاض درباره شباهت های میان شهید چمران با برادرش گفت: مشکلی که مهندس مهدی چمران دارد این است که گرفتار شده و همانطور که به خودش هم گفته ام، او می خواست با ایجاد جمعیت آبادگران جریان سومی به وجود آورد. و اگر آن کار را نمی کرد احمدی نژاد به قدرت نمی رسید. او توسعه شبیه دوره هاشمی را قبول نداشت و به همین دلیل هم «آبادگران» را تاسیس کرد. او به شدت به برادرش اعتقاد دارد و من کاری به راهی که می رود ندارم، اما بارها ارادت او را به برادر شهیدش دیده ام.

 

صداوسیما در اوج انحراف در خصوص معرفی «انقلاب اسلامی» در همه ابعادش قرار دارد

وی بیان کرد: شخصیت های بزرگ که متعلق به آینده هستند در زمان حال خود شناخته نمی شوند و هرچه می گذرد به تدریج شناخته خواهند شد. 39 سال از شهادت چمران می گذرد ولی امروز بازهم درباره او صحبت می کنیم. باید دید مشکل چه بود که چمران شناخته نشد؟ متاسفانه عرفان و حکمت که وسط می آید یک فرد را تبدیل به اسطوره می کند و روی طاقچه قرار می دهد. علاوه بر این، جریان راست سنتی زمانی که شهید چمران مقابل بنی صدر ایستاد، دوباره او را به نفع خودش مصادره کرد. گویی که انگار چمران همراه آنها بوده، در حالی که چنین نبوده است.

این جامعه شناس اصولگرا گفت: متاسفانه صداوسیما در اوج انحراف در خصوص معرفی انقلاب اسلامی در همه ابعادش قرار دارد و در قبال معرفی چمران نیز بسیار کوتاهی کرده است. من این را پیشتر در جلسه ای گفته ام که اگر سازمان سیا می خواست صداوسیمایی بنیان بگذارد که نسبت به انقلاب و شخصیت های انقلاب و مبانی آن انحراف ایجاد کند، به توفیقی دست نمی یافت که صداوسیمای کنونی دست پیدا کرده است. من همچنین گفته ام نمی توانم باور نکنم که فراماسونری در صداوسیما حاکم است. و همانطور که فراماسونری تاریخ ما را تحریف کرده و تاریخی برای ما ساخته که نسبت به آینده چنین تردید کنیم، در صداوسیما نیز همین کار در حال انجام است. از این رو می بینیم در قبال معرفی شخصیت هایی نظیر شریعتی، بازرگان و حتی مطهری این چنین عمل می شود.

 

اگر شهید چمران امروز حضور داشت در زمره متدینین جبهه اصلاحات قرار می گرفت

وی افزود: مصادره شخصیت‌ها و بی محتوا سازی آنها ضمن در مقابل انقلاب قرار دادن‌شان در صداوسیما صورت می گیرد. متاسفانه با ادامه این روند یکی از فاسدترین کشورهای دنیا شده ایم. پرونده فساد معاون سابق قوه قضائیه را ببینید، هنوز نگفته اند او با چه کسانی رفت و آمد داشته و کارگزار چه کسانی بوده است؟ وقتی آدم ها را در برابر ارزش های انقلاب قرار می دهیم، نتیجه اش این می شود. وقتی شخصیت های انقلاب را طوری تعریف می کنیم که در مقابل انقلاب قرار می گیرند و نه همراه آن، همین می شود. مثلا وقتی به شهید چمران لقب «لیبرال» یا آمریکایی داده شود، شخصیت ها مصادره و بی معنا می شوند. و کم کم نسل جوان به این نتیجه می رسد که متفکرین بزرگ کشورشان یک مشت آدم بی شخصیت بوده اند. در صورتی که آنها انسان های بزرگی هستند.

او در پایان با بیان اینکه اگر چمران امروز زنده بود، اصلاح طلبی متدین محسوب می شد، گفت: اگر شهید چمران امروز در قید حیات بود، جزو متدینین جبهه اصلاحات محسوب می شد. متاسفانه طیف سکولار اصلاحات بلندگوی این جریان را در دست دارد. اما اصلاح طلبان متدین کسانی هستند که امام بنا داشت چارچوب های تئوریک آنها را ایجاد کند. بازهم تکرار می کنم که شکی ندارم اگر شهید چمران امروز حضور داشت در زمره متدینین جبهه اصلاحات قرار می گرفت.

 

این مطلب برایم مفید است
2 نفر این پست را پسندیده اند