کدخبر: ۳۴۷۲۸۴ لینک کوتاه
لینک کوتاه کپی شد

Responsible Statecraft گزارش داد؛

چه کسانی برنامه ترامپ برای توافق با ایران را برهم‌زدند؟

اقتصادنیوز؛ وبگاه Responsible Statecraft در گزارشی از نقش مخرب جان بولتون و مایک پمپئو در مسیر تعامل و توافق دونالد ترامپ با ایران پرده برداشت.

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از انتخاب؛ Responsible Statecraft وابسته به اندیشکده «کوئینسی» نوشت: کتاب جدید جان بولتون، مشاور سابق امنیت ملی ترامپ پنجره ای به سوی سبک مذاکره رئیس جمهور دونالد ترامپ برای ما باز می کند. بولتون تصویری از ترامپ را نمایش می دهد که می خواهد معامله کند اما به دیپلماسی متعارف اعتقاد ندارد. درعوض، ترامپ به روابط بین الملل با تاکتیک های بازار املاک و مستغلات که در کتاب هنر معامله آنها را فرموله کرده است، نزدیک می شود. ترامپ فکر می کرد که بولتون در این زمینه به او کمک می کند، اما به شدت اشتباه کرد.

در ادامه این مطلب آمده است: کتاب بولتون اشتیاق ترامپ برای انجام معامله با شرکا و مخالفان ایالات متحده را برجسته می کند. با این حال، کتاب نشان می دهد که چگونه بولتون به عنوان یک یکجانبه گرای غیرقابل انعطاف و جنگ طلبی که از رقبایش در کاخ سفید به ریاست ترامپ پیشی گرفته است، مخفیانه تلاش کرده تا تمامی اقدامات ترامپ را به سمت دیپلماسی موفق بویژه با ایران خراب کند. حال این سؤال مطرح می شود که اساساً چرا ترامپ، بولتون و دیگر افرادی را که اساساً با دیپلماسی مخالف بودند، استخدام کرد؟ پاسخ در این کتاب نهفته است که نشانگر ماهیت خود تخریبی رویکرد ترامپ در روابط خارجی است.

ترامپ پمپئو بولتون / First Class Idiots

بولتون، تخریب گر توافق

همانطور که در کتاب "هنر معامله" بیان شده است، شیوه مذاکره ترامپ بر دوام و افزایش بسیار زیاد فشارها استوار است. درست در حالی که او فشارها را به حد مجاز می رساند و درگیری اجتناب ناپذیر به نظر می رسد، وی به دنبال معامله است. این رویکرد با تهدیدهای وی در قالب "آتش و خشم" علیه کره شمالی آشکار شد. همچنین درگیری های ترامپ با ایران و تهدیدهای مکرر مبنی بر براندازی حکومت این کشور نیز نمود دیگری از این رویکرد به شمار می رود.

کتاب بولتون در زمینه ی مذاکرات و توافق به این موضوع توجه می کند که ترامپ فکر می کرد، مشاورانی مانند بولتون و پومپئو می توانند به عنوان مجریانی عمل کنند که از نفوذ خود استفاده کرده و مخالفانی مانند کره شمالی و ایران را متقاعد می کنند که باید در مورد شرایط ترامپ مذاکره کنند یا با نابودی کامل روبرو شوند. در حالی که ترامپ نتوانست به معاملات موردنظرش دست یابد، این کتاب مجدداً تأکید می کند که چگونه بولتون و پومپئو، ترامپ را به سمت همان جنگ هایی سوق دادند که وی سعی داشت از طریق بلوف هایش از آنها جلوگیری کند.

ترامپ به طور واضح بولتون را به عنوان پلیس بد خود در نظر می گرفت که ظاهراً نفوذش را از قدرتهای خارجی به دست می آورد. در واقع بولتون از این نقش لذت می برد. بولتون شخصاً قصد نداشت ابزاری برای کمک به تسهیل معاملات با کشورهایی باشد که او مدتها رویای بمباران آن ها را در سر می پروراند.

کتاب بولتون به طور مکرر این موضوع را برجسته می کند که چگونه ترامپ فکر می کرد، رویکرد سیاست خارجی وی منجر به دستیابی به توافق با ایران خواهد شد. مثلاً در یک بخش بیان شده است: "البته ، ترامپ نیز کاملاً آماده بود که اگر مجبور شود به سمت جنگ حرکت کند و ایران نیز باید این موضوع را درک می کرد که اگر به خواسته های ترامپ توجه نکند، امکان دستیابی به توافق وجود ندارد." بولتون می افزاید: "ترامپ در اطراف خود تعداد زیادی از افرادی را داشت که می خواستند با ایران وارد جنگ شوند، اما این گزینه به دلیل مخالفت ترامپ، هرگز اتفاق نیفتاد."

در کتاب آمده است که ترامپ دائماً جان کری، وزیر خارجه پیشین آمریکا را در اینکه تهران و واشنگتن با یکدیگر به توافق نرسیدند، مقصر می داند. زیرا بنابرادعای ترامپ، او به مقامات ایران گفت که مذاکره نکنند و منتظر کنار رفتن ترامپ از قدرت بمانند. بولتون می گوید: ترامپ به شدت دنبال ایده مورد پیگرد قرار دادن کری به دلیل نقض قانون لوگان بود. قانونی که شهروندان را از مذاکره با دولت های خارجی منع می کند.

در واقع، در حالی که ترامپ از اینکه چرا ایرانی ها به مذاکره روی نمی آورند، غافلگیر شده بود، بولتون به طور جدی هرگونه ابتکار عمل دیپلماتیک رئیس جمهور را خراب می کرد و خواهان جنگ بود. او هیچ تلاشی برای پنهان کردن این واقعیت نمی کند و می گوید که در بحث های داخلی گفته است: تا وقتی حکومت فعلی ایران بر سر کار باشد، نمی تواند معامله جدیدی با ایران صورت دهد و بازدارندگی ایجاد کند. وی خواستار افزایش فشار از نظر اقتصادی، سیاسی و نظامی بود.

به طور کلی می توان این طور نتیجه گرفت که بولتون و پومپئو تمام تلاششان را برای از بین بردن دیپلماسی به کار گرفتند. در عوض، وزیر خزانه داری، استیو منوچین تلاش می کرد که درب های گفتگوی دیپلماتیک باز بماند.

منوچین در داخل آمریکا استدلال می کند که استفاده مداوم از تحریم ها توسط دولت با گذشت زمان منجر به تضعیف این ابزار خواهد شد. وی همچنین هشدار داد که این موضوع، وضعیت دلار را به عنوان ارز ذخیره جهانی تضعیف می کند، زیرا سایر کشورها راه هایی برای فرار از تحریم ها ابداع می کنند. اما بولتون این استدلال ها را نمی پذیرد.

اختلاف میان مقامات دولتی درباره سیاست ایران طی سال گذشته در اظهارات بولتون در اجلاس G7 بیاریتز فرانسه مشهود بود. وی تصریح می کند که منوچین و رئیس جمهور فرانسه، امانوئل مکرون برای تضعیف تحریم ها و در نتیجه مذاکره با ایران با یکدیگر به توافق رسیده اند. بولتون گفت: این دقیقاً همان چیزی بود که من و پومپئو برای جلوگیری از آن تلاش کرده ایم.

سپس بولتون جلسه ناهار بین مکرون و ترامپ را توصیف می کند، جایی که تقریباً تنها موضوع، ایران بود. از جمله به این مسئله پرداخته شد که آیا ترامپ با جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران دیدار خواهد کرد یا خیر. این برای بولتون تعجب برانگیز بود که  ترامپ دیدار با ماکرون را بهترین یک ساعت و نیمی  که تاکنون در عمرش گذرانده است، توصیف کرد. بعداً بولتون به نقل از مشاور ترامپ یعنی کلی آن شاو گفت که رئیس جمهور قطعاً می خواست با ظریف دیدار کند.

ترامپ به یک تیم طرفدار دیپلماسی نیاز دارد

رویکرد ترامپ در سیاست خارجی بر شاخصه های بازار املاک و مستغلات و با محوریت افزایش فشار به این امید که طرف مقابل کوتاه بیاید و تن به توافق دهد، استوار بود، شیوه ای که از همان ابتدا محکوم به شکست بود. همانطور که اخیراً سوزان دی مگیو، رئیس مؤسسه کوئینسی اظهار کرده است: ترامپ توانایی انجام کارهای سختی را که در دیپلماسی برای دستیابی به توافقات به خصوص با مخالفان نیاز است، ندارد. کارهای او بسیار متناقض هستند، ترامپ کاری کرد که احتمال دستیابی به هر نوع توافق با کشورهای مخالف واشنگتن از بین رفت.

دیپلماسی موفقیت آمیز بین المللی مستلزم تلاش سختی است که توسط یک تیم توانمند از دیپلمات ها پشتیبانی شود. اگر ترامپ واقعاً به دنبال معامله با ایران باشد، کنار گذاشتن بولتون اقدام درستی بود و قدم بعدی باید مقابله با مایک پومپئو باشد که به اندازه بولتون مخرب است.

این مطلب برایم مفید است
4 نفر این پست را پسندیده اند