کدخبر: ۳۱۹۱۲۵ لینک کوتاه
لینک کوتاه کپی شد

اقتصادسنجان را در زیرزمین‌ها نگه‌دارید!

اقتصادنیوز: ویلیام مک‌کینزی مارتین، به مدت ۱۹ سال در دوران ریاست جمهوری ۵ تن برکاخ‌سفید، از آوریل ۱۹۵۱ تا ژانویه ۱۹۷۰ میلادی ریاست فدرال‌رزرو را بر عهده داشت. وی در زمان وزارت خزانه‌داری، رئیس فدرال‌رزرو شده بود، هنگامی که فدرال‌رزرو گونه مدرن خود را ابداع کرد و اعلام کرد که دیگر قصد ندارد شغل خود را با پایین نگه‌داشتن نرخ بهره برای تسهیل استقراض دولت - همانطور که در طول جنگ جهانی دوم - مشاهده کرده بود، ادامه دهد؛ بلکه در عوض قصد دارد برای سیاست پولی تمرکز ویژه‌ای داشته باشد؛ در مورد چگونگی تأثیرگذاری سیاست‌پولی بر کل اقتصاد. مارتین آنقدر با سیاست‌های پولی عجین شد که حتی «جان‌اف‌کندی» یک‌بار به یکی از مشاوران خود گفت که قبل از رئیس‌جمهور شدن، او فقط تفاوت سیاست مالی و پولی را با یادآوری «م» که اولین حرف«سیاست پولی» (Monetary Policy) و اولین حرف نام «مارتین» درک می‌کرده است.

به گزارش اقتصادنیوز، 

ویلیام مک‌ کینزی مارتین: استاد دانشگاه ییل

مکتب: مانیتریست

گرایش کاری: سیاست پولی

مارتین کسی است که نسبت به نقش اقتصاددانان دانشگاهی شک و تردید قابل‌توجهی داشت. در اینجا داستانی در مورد ویلیام مک‌کینزی مارتین به روایت «ریچارد تی‌مک‌کورمک» که در انواع سیاست‌های اقتصادی و مواضع دیپلماتیک در دولت‌های نیکسون، ریگان و اولین دولت بوش خدمت کرده، آورده شده است که درکتابی در سال  ۲۰۱۳منتشر شد. در گفت‌وگو با سفیر ریچارد تی‌‌مک‌کورمک که به نوبه خود نسخه‌ای از مصاحبه چارلز‌استوارت‌کندی و مک کورمک در سال ۲۰۰۲ میلادی است، مک‌کورمک شرح می‌دهد که چگونه در سال ۱۹۷۰ریاست فدرال‌رزرو به وی اعطا شد؛ ریاست شورای پیشنهادی سیاست بین‌الملل اقتصادی، بنابراین ما به گفت‌وگو با مارتین رفتیم. معلوم شد که آخرین روز مارتین بعد از ۱۹ سال در کار بود. در واقع، ممکن است انتصاب نهایی مارتین در روز پایانی او باشد. در اینجا به نقل از مک‌کو‌رمک آمده است: اگر می‌خواهید فدرال‌رزرو درست به کار خود عمل کند، حتی یک اقتصاددان دانشگاهی را تعیین نکنید، و به‌ویژه از اقتصاددانان حوزه سنجی دوری کنید. ما ۵۰ اقتصادسنج داریم که در فدرال‌رزرو برای ما کار می‌کنند. همه آنها در زیرزمین این ساختمان مشغول شده‌اند. خطر این اقتصاددانان این است که آنها محدودیت‌های خود را نمی‌دانند و اعتماد به‌نفس به مراتب بیشتری از تحلیل‌های خود نسبت به آنچه که گمان می‌کنم ارزش داشته باشد، دارند. چنین افرادی برای من خطرناک نیستند زیرا من محدودیت‌های آنها را می‌فهمم. آنها برای افرادی مثل شما و سیاستمداران خطرناک هستند، زیرا شما محدودیت‌های آنها را نمی‌دانید و تحت‌تاثیر مدل‌ها و ریاضیات پیچیده قرار گرفته‌اید. نقص‌های موجود در این تحلیل‌ها تقریبا همیشه در مفروضات او که مبتنی بر آنها است، جاسازی می‌شود و این جایی است که خرد بیشتری لازم است، حکمتی که این ریاضیدانان عموما ندارند. شما باید همیشه چنین کارشناسان فنی را در موقعیت‌هایی مانند زیرزمین قرار دهید، اما هرگز در طبقات بالا آنها را به‌کار نگیرید. بگذارید مثالی از آنچه منظور من است برای شما بزنم. وقتی باید درخصوص سیاست‌ پولی تصمیم‌گیری کنم، در سراسر کشور با تحلیلگران و افراد قابل‌اعتماد و صاحب‌نظر مشورت می‌کنم، اما به زیرزمین نمی‌روم.

 

 

این مطلب برایم مفید است
4 نفر این پست را پسندیده اند