کدخبر: ۲۸۴۰۸۰ لینک کوتاه

آینده‌پژوهی برجـام

هرگونه تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی در سیاست بین‌الملل برای نیل به دو هدف حاصل خواهد شد. گزینه اول بر حداکثرسازی منافع تاکید دارد. تصمیم‌گیری راهبردی هر کشوری عموما معطوف به ارتقای دستاوردها و حداکثرسازی قابلیت‌های یک کشور در رقابت با سایر بازیگران محسوب می‌شود. در چنین شرایطی، هر کشوری باید از الگوها و راهبردهایی استفاده کند که منجر به ایجاد مازاد اقتصادی و مطلوبیت‌های مندرج در سیاستگذاری امنیتی شود. گزینه دوم معطوف به افزایش هزینه‌های راهبردی کشور رقیب است. براساس الگوی رفتاری مربوط به گزینه دوم، هر کشور در تصمیم‌گیری خود باید بتواند هزینه‌های راهبردی طرف مقابل را بدون آنکه با تهدید خاصی روبه‌رو شود، در روندی مرحله‌ای افزایش دهد.

 

 

الگوی رفتار ایالات‌متحده در برخورد با ایران، مبتنی بر گزینه دوم است. آمریکایی‌ها از تحریم‌های فراگیر ایران به منافع و دستاوردهای اقتصادی نائل نمی‌شوند. هدف ایالات‌متحده آن است که هزینه‌های اقتصادی، اجتماعی و امنیتی ایران از طریق اعاده تحریم‌ها افزایش یابد. آمریکایی‌ها تلاش دارند تا از طریق تحریم‌های اقتصادی فراگیر و بدون جهت، ایران را با چالش‌های تصمیم‌گیری و هزینه‌های اجتماعی غیرقابل پیش‌بینی روبه‌رو کنند. طبیعی است که این‌گونه تصمیم‌گیری می‌تواند بخشی از منافع موردنظر واحدهای سیاسی را فراهم آورد.

۱. دیپلماسی اجبار و افزایش محدودیت‌های راهبردی آمریکا علیه ایران

وقفه در الگوی تصمیم‌گیری ایران در برابر توقف همکاری‌های آمریکا برای تعلیق تحریم‌های اقتصادی ایران، زمینه را برای افزایش محدودیت‌های راهبردی بیشتر به‌وجود آورده است. هرگونه تصمیم‌گیری مربوط به زمان و دوران خاصی بوده و صرفا در آن مقطع زمانی پاسخ خواهد داد. تعلیق مرحله‌ای برخی از همکاری‌های ایران با برجام، بعد از دوران طولانی کنش انفعالی در قالب «سیاست صبر و انتظار» طبعا نتیجه مطلوبی نخواهد داشت. چگونگی واکنش و تصمیم‌گیری ایران در برابر سیاست توقف همکاری‌های ترامپ با جمهوری اسلامی در می ۲۰۱۸ ماهیت متعادل و متوازن نداشته است.

به‌همین دلیل نمی‌توان انتظار داشت که بعد از سیاست صبر و امید، هرگونه گزینه واکنشی می‌تواند نتیجه مطلوبی را برای ایران حاصل کند. برنامه جامع اقدام مشترک در افکار عمومی ملت ایران و ساختار سیاسی از این جهت اهمیت دارد که رابطه مستقیمی با پایان دادن به تحریم‌ها داشت. حوزه دیپلماسی هسته‌ای ایران بر این اعتقاد بود که برجام به‌منزله پایان تحریم‌های هسته‌ای در حوزه اقتصادی و راهبردی خواهد بود. روند پایان دادن به تحریم‌های اقتصادی ایران در سال‌های بعد از توافق انجام‌شده در قالب برنامه جامع اقدام مشترک نشان می‌دهد که نه‌تنها سایر تحریم‌های راهبردی ایران پایان نیافته، بلکه تحریم‌های جدیدی در دهه اول می ۲۰۱۹ در ارتباط با ایران تصویب و اعمال شده است.

۲. افزایش محدودیت‌های آمریکا با هدف تصاعد تهدید

«برایان هوک» مشاور ارشد مایک پمپئو و مدیر «گروه اقدام ایران» در مصاحبه ۸ می ۲۰۱۹ به این موضوع اشاره دارد که تاکنون هزار نفر و موسسه اقتصادی در راستای افزایش هزینه‌های اقتصادی و راهبردی ایران با تحریم روبه‌رو شده‌اند. افزایش قیمت دلار نشانه‌هایی از دشواری‌های اقتصادی در فضای عمومی جامعه را منعکس می‌سازد که انعکاس ابهام در مورد آینده برجام و سازوکارهای کنش متقابل در ارتباط با آمریکا خواهد بود. آمریکایی‌ها به موازات اعمال تحریم‌های اقتصادی جدید تلاش کردند تا از سازوکارهای راهبردی نیز استفاده کرده و از این طریق، فشارهای بیشتری علیه ایران اعمال کنند.

مقام‌های تصمیم‌گیری و سیاستگذاری آمریکا احساس می‌کردند که تحریم‌های اقتصادی اعمال شده علیه جمهوری اسلامی می‌تواند منجر به گسترش بی‌ثباتی اجتماعی شود. عدم تاثیر مستقیم تحریم‌های اقتصادی بر امنیت ملی و مشروعیت سیاسی جمهوری اسلامی، منجر به تصاعد الگوهای رفتاری ایالات‌متحده در برخورد با ایران شده است. چنین فرآیندی می‌تواند چالش‌های بیشتری را برای ایران به‌وجود آورد. در چنین شرایطی، هرگونه تصمیم‌گیری باید براساس «گزینه‌های محتمل آمریکا در برخورد با ایران» تنظیم و سازماندهی شود.  واقعیت آن است که کاهش برخی از تعهدات برجامی اعلام شده نمی‌تواند تاثیر چندانی بر مطالبات اقتصادی و راهبردی ایران به‌جا گذارد. برنامه جامع اقدام مشترک، منجر به تضعیف قابلیت راهبردی ایران شد. در چنین شرایطی، هیچ تصمیمی نمی‌تواند حداقل‌های راهبردی ایران در سال‌های قبل از ۲۰۱۳ را فراهم سازد. هرچند کاهش تعهدات برجامی ایران، منجر به واکنش کشورهای غربی شد.  

به این ترتیب نمی‌توان انتظار داشت که تحریم‌های اقتصادی آمریکا علیه ایران یا انفعال کشورهای اتحادیه اروپا در اجرای سازوکارهای اقدام مالی هماهنگ با ایران، آثار مثبت و سازنده خود را در حوزه اقتصادی و اجتماعی به‌جا ‌گذارد. واقعیت آن است که بخش قابل‌توجهی از بازار اقتصادی ایران تحت تاثیر فضای روانی قرار دارد. فضای روانی ایجادشده در ارتباط با حوزه اقتصادی ایران عمدتا ناشی از شرایطی است که دولت از الگوی غیرشفاف با جامعه استفاده کرده است. هم‌اکنون بازار و جامعه انگاره مثبتی نسبت به ادبیات و سازوکارهای اقتصادی دولت نشان نمی‌دهند.

۳. تاثیر کاهش تعهدات برجامی ایران بر الگوهای کنش متقابل ایران و آمریکا

واقعیت آن است که در شرایط بعد از کاهش تعهدات برجامی ایران، دیپلماسی اجبار ایالات‌متحده در محدودسازی و مقابله با قدرت ایران ادامه یافته است. هرگونه تحریم اقتصادی مبتنی بر فرآیندی طولانی‌مدت بوده که فرصت لازم به حوزه دیپلماسی برای اتخاذ سازوکارهای جدید را می‌دهد. اگرچه سازوکارهای اعاده تحریم‌های اقتصادی ایران براساس «الگوی ماشه» پیش‌بینی شده، ولی واقعیت آن است که ایران با کاهش تعهدات برجامی خود در مورد عدم واگذاری هگزافلوراید اورانیوم با غلظت ۶۷/ ۳ درصد، محدودیت‌های چندانی بر فرآیندهای راستی‌آزمایی آژانس و اجرای پروتکل الحاقی ایجاد نکرده است.

از سال ۲۰۱۵ تاکنون آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در ۱۳ گزارش خود بر واقعیت‌های راستی‌آزمایی ایران تاکید داشته است. در چنین شرایطی هیچ‌گاه تحریم‌های سال ۲۰۱۲ اعاده نخواهد شد. در روند دیپلماسی هسته‌ای ایران و کشورهای گروه ۱+۵، نشانه‌هایی از تداوم غیرمحسوس دیپلماسی اجبار در قالب سازوکارهای همکاری‌جویانه مشاهده می‌شود. کشورهای اتحادیه اروپا در اقدام صریح و رادیکال در صدد برآمدند تا الگوی رفتاری و سیاست‌های جدید ایران را مورد انتقاد قرار دهند.

۴. واکنش بازیگران سیاست جهانی نسبت به کاهش تعهدات برجامی ایران

کشورهای اروپایی بر این اعتقادند که اقدام ایران به منزله مقدمه‌ای برای خروج از برجام محسوب می‌شود. چنین اقدامی براساس قطعنامه ۲۲۳۱ و مفاد برجام، فشارهای سیاسی و دیپلماتیک جدید را در ارتباط با ایران اجتناب‌ناپذیر می‌سازد. کشورهای روسیه و چین نیز اگرچه نسبت به سیاست آمریکا و اروپا در مورد نادیده گرفتن حقوق اقتصادی و راهبردی ایران براساس برنامه جامع اقدام مشترک دارای رویکرد متفاوتی هستند، اما آنان تحلیل و تفسیر نسبتا مشابهی با کشورهای اروپایی در ارتباط با ایران ارائه داده‌اند. روسیه و چین سیاست‌های یکجانبه‌گرای آمریکا در برخورد با ایران را مورد انتقاد قرار می‌دهند. آنان بر این اعتقادند که ایران باید از مزایای برجام استفاده کند. اگرچه کشورهای اتحادیه اروپا، روسیه و چین اقدامات آمریکا را در قالب نادیده گرفتن حقوق ایران برای تعلیق تحریم‌ها نادرست می‌دانند، اما چگونگی واکنش آنان در برابر کاهش تعهدات برجامی ایران، وضعیت متناقضی را به‌وجود آورده است.

نتیجه‌گیری

کاهش تعهدات برجامی ایران نتوانست واکنش موثری در برابر سیاست‌های آمریکا ایجاد کند. در این فرآیند، ایالات‌متحده با اعمال فشارهای اقتصادی و کشورهای اتحادیه اروپا از طریق واکنش سیاسی شدید نسبت به ایران، مانع از اثربخشی سیاست ایران برای کسب دستاوردهای جدید شده‌اند. در فرآیند تصمیمات جدید ایران،‌ مقامات آمریکا همانند گذشته، از اعطای تسهیلات مالی به ایران ممانعت کرده‌اند و مانع انتقال منابع مالی جدید به ایران شده‌اند و هیچ‌گونه نشانه‌ای از ارائه اعتبارات اقتصادی به ایران مشاهده نمی‌شود.

آمریکا از سیاست منع سرمایه‌گذاری خارجی در ایران به‌عنوان کشور تحریم شده حمایت به‌عمل آورده و محدودیت‌های شدیدی در بخش‌های مالی، تجاری و راهبردی ایران به‌وجود آورده‌ است. تحریم‌های جدید از طریق بلوکه کردن یا بستن حساب‌های اشخاص حقیقی و حقوقی ایران انجام شده است. در چنین شرایطی، امکان افتتاح حساب در بانک‌های خارجی برای افراد حقیقی و حقوقی ایرانی وجود ندارد. در این فرآیند، تحریم بانک‌های ایرانی ادامه دارد.

وضعیت فوق‌العاده در سیاست راهبردی آمریکا علیه ایران تا سال ۲۰۱۹ ادامه یافته است. در شرایطی که وضعیت فوق‌العاده علیه ایران به‌کار گرفته می‌شود، رئیس‌جمهور آمریکا می‌تواند محدودیت‌های اقتصادی و راهبردی جدیدی را در چارچوب قوانین کنگره یا دستورالعمل اجرایی رئیس‌جمهور در ارتباط با ایران اعمال کند. در شرایط بعد از برجام، ادبیات راهبردی آمریکا عمدتا معطوف به مقابله با تروریسم و قابلیت‌های موشکی ایران بوده است. در چنین فرآیندی، آمریکا تلاش دارد تا قابلیت ایران برای تخصیص منابع مالی گروه‌های انقلابی منطقه‌ای و ارتقای قابلیت موشک‌های بالستیک را کاهش دهد.

این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند