اینترنتِ قطره چکانی و بازار داغ فیلترشکن | بیدی: اینترنت دیگر یک سرویس دائمی برای همه شهروندان نیست
به گزارش اقتصادنیوز، بیش از ۴۰ روز از اختلال و قطع گسترده اینترنت بینالملل میگذرد؛ وضعیتی که حالا دیگر از یک اختلال موقت عبور کرده و به تعبیر برخی کارشناسان، به یک تغییر پارادایم در سیاستگذاری اینترنتی بدل شده است.
اقتصادنیوز: مدیرکل بانکداری خرد و کسبوکارهای کوچک بانک ملی گفت: یک کسبوکار میتواند با محدودیت کنار بیاید، اما با بیثباتی نمیتواند. وقتی امروز نمیدانید فردا اینترنت وصل است یا قطع، کدام پلتفرم فیلتر میشود یا نمیشود، برنامهریزی استراتژیک عملاً غیرممکن میشود.
در این میان، حامد بیدی، فعال حوزه فضای مجازی و کنشگر حق دسترسی آزاد به اینترنت در گفتگو با اقتصادنیوز، معتقد است آنچه امروز در ایران جریان دارد، نه قطع مقطعی اینترنت، بلکه جایگزینی کامل آن با «شبکه ملی اطلاعات» و تبدیل اینترنت آزاد به یک «سرویس جانبی و استثنایی» است؛ تغییری که به گفته او، پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و حتی مدنی عمیقی به همراه دارد.
مشروح گفتگوی اقتصادنیوز با حامد بیدی را بخوانید؛
******
آقای بیدی! صحبتهایی مطرح شده مبنی بر اینکه ممکن است طی ساعات و روزهای آینده اینترنت بینالملل به صورت مقطعی وصل شود؛ برخی هم میگویند شاید فقط دسترسیهایی محدود مانند گوگل برای برخی کسب و کارها، دانشگاه و ... برقرار شود. ارزیابی شما از وضعیت فعلی اینترنت چیست و بهطور کلی چه تصویری از اینترنت آزاد در شرایط فعلی دارید؟
ما امروز دیگر چیزی به اسم اینترنت نداریم و آن چیزی که بنا بود اتفاق بیفتد، در واقع محقق شده است. اینترنت تبدیل شده به یک سرویس جانبی. آن چیزی که ما الان داریم، یک شبکه ملی اطلاعات است که خدمات داخلی روی آن در دسترس است و گاهی اوقات، بنا به تشخیص مسئولان، اگر شرایط امن باشد و مشکلی وجود نداشته باشد، بخشی از اینترنت بهصورت فیلترشده در اختیار مردم قرار میگیرد.
بیش از یک پنجم سال 1404 بدون اینترنت سپری شد
ما سالی را پشت سر گذاشتیم که سه بار با قطع سراسری اینترنت مواجه بودیم و هر بار با بهانهها و توجیهات متفاوتی این اتفاق افتاد. اگر مجموع این قطعیها را در نظر بگیریم، بیش از یکپنجم سال را بدون اینترنت سپری کردهایم. بنابراین اکنون دیگر شرایط به این صورت نیست که اینترنت باشد و گاهی قطع شود، بلکه وارد دورهای شدهایم که اساساً اینترنت بهصورت سراسری و دائمی در دسترس نیست.
در حال حاضر، شبکه ملی اطلاعات در دسترس مردم است و در صورت صلاحدید مسئولان، اینترنت بهعنوان یک سرویس جانبی روی این شبکه قرار میگیرد و گاهی نیز بدون توضیح یا پاسخگویی، قطع میشود، بدون اینکه فرایند مشخصی برای تصمیمگیری یا پاسخگویی وجود داشته باشد.
اینترنت طبقاتی و بازار گران فیلترشکنها
*در این شرایط، بازهم بازار فیلترشکنها با قیمتهای بسیار بالا داغ شده است، این فضا در اختیار چه کسانی است و شما این وضعیت را چگونه تحلیل میکنید؟
قبلاً هم به همین شکل بوده و اکنون هم همینطور است. طبیعتاً افرادی و شرکتهایی وجود دارند که با توجیهات مختلف، حالا میتوان نام آن را رانت گذاشت یا اینترنت طبقاتی، در این فضا فعال هستند. به هر حال بخشی از زیرساختها در هر شرایطی نیاز به اینترنت دارند و سرورهای آنها به اینترنت متصل هستند.
ساختار عرضه و تقاضا و نیاز مبرم مردم به اینترنت باعث میشود که در نهایت راهی برای دسترسی به اینترنت از طریق همین سرورهای سفیدشده و استثناشده پیدا شود. اما چون این سرورها محدودیت دارند، چه از نظر ترافیک و چه از نظر تعداد، طبیعی است که قیمت افزایش پیدا کند.
هرچه تعداد این دسترسیهای استثنایی بیشتر شود، قیمتها کاهش پیدا میکند، اما در حال حاضر به دلیل محدود بودن، قیمتها بالا رفته است. من این موضوع را به این شکل نمیبینم که یک مافیای خاص مقصر باشد، بلکه این یک روند طبیعی اقتصادی است. اتفاقاً طرح اینترنت پرو به نظر میرسد در ادامه همین فهم از بازار و تلاش اپراتورها برای بهرهبرداری از این تقاضا شکل گرفته است.
اینترنت پرو؛ ادامه همان مسیر محدودسازی است
*در مورد اینترنت پرو بیشتر توضیح میدهید؟ بهخصوص با توجه به پیامکهایی که برای برخی کاربران ارسال شده، این طرح را چگونه ارزیابی میکنید؟
اینترنت پرو در ادامه همان مسیری است که از سالهای قبل آغاز شده بود. اگر روند سیاستگذاری اینترنت را مرور کنیم، میبینیم که هدف این بوده که اینترنت بهصورت مقطعی و بخشی در اختیار مردم قرار بگیرد.
در حال حاضر، اینترنت به این شکل ارائه میشود که یا در برخی زمانها در دسترس است یا برای برخی اقشار خاص. اینترنت پرو یکی از گامهای اجرایی همان طرح است. در حال حاضر، آنچه میدانیم این است که افرادی که از قبل احراز صلاحیت شده باشند، میتوانند متقاضی دریافت این نوع اینترنت شوند.
این اینترنت در حال حاضر بیشتر بر کاربران موبایل متمرکز است. در کنار آن، همچنان بحث سفید کردن IP سرورها نیز وجود دارد که لایه دیگری از همین اینترنت طبقاتی محسوب میشود. برای دریافت اینترنت پرو، ابتدا باید احراز صلاحیت انجام شود و سپس پیامکی برای فرد ارسال میشود که امکان دریافت اینترنت را دارد.
مردم عادی عملاً امکان دسترسی به اینترنت پرو ندارند
*یعنی اگر فردی از قبل احراز صلاحیت نشده باشد، امکان دریافت این اینترنت را ندارد؟
بله، دقیقاً. اگر از قبل احراز صلاحیت نشده باشد، امکان دریافت ندارد و عملاً مردم عادی نمیتوانند این اینترنت را تهیه کنند.
دیگر با اینترنت به شکل سابق مواجه نخواهیم شد
*با توجه به شرایط جنگی، اگر دو سناریو را در نظر بگیریم؛ یکی ادامهدار بودن جنگ و دیگری پایان آن، در هر دو حالت امکان بازگشت اینترنت بینالملل را چطور ارزیابی میکنید؟
در هر صورت، اینترنت به شکل دائمی دیگر در دسترس نخواهد بود. کسبوکارها هم باید بپذیرند که اینترنت دیگر یک سرویس دائمی نیست که بتوانند فعالیت خود را بر بستر آن توسعه دهند.
اگر کسبوکاری بتواند تمام فعالیتهای خود، از بازاریابی تا ارتباط با مشتری و پشتیبانی، را بر بستر شبکه ملی اطلاعات پیش ببرد، ممکن است بتواند به فعالیت ادامه دهد. اما هر کسبوکاری که به اینترنت بینالملل وابسته باشد، با نابودی مواجه خواهد شد.
حتی اگر جنگ تمام شود و اینترنت در روزهای آینده وصل شود، هیچ تضمینی وجود ندارد که در هفتههای بعد دوباره قطع نشود یا با اختلال، کاهش سرعت یا محدودیت مواجه نشود. بنابراین اساساً ما دیگر اینترنت را به شکل سابق نخواهیم داشت.
به کسب و کارها اینترنت می دهند به مشتریان نه!
این نکته را هم باید اضافه کنم که ممکن است برخی وابستگیهای فنی کسبوکارها از طریق استثنا شدن سرورها حل شود، اما مسئله اصلی این است که مشتریان آنها هم باید اینترنت داشته باشند. آنچه اکنون به برخی کسبوکارها داده میشود، بهنوعی رانت است که من آن را شبیه به رشوه یا حق سکوت میدانم، در حالی که نیاز اصلی آنها دسترسی مشتریانشان به اینترنت است.
مسئله فقط ضرر نیست؛ نابودی کل اکوسیستم است
برآوردهایی ارائه شده، اما به نظر من محاسبه خسارت بهصورت روزانه، کوچککردن مسئله است. وقتی بستر رشد کسبوکارها را از بین میبرید، عملاً کل اقتصاد دیجیتال را نابود میکنید.
امروز دیگر مسئله این نیست که در این چند روز چقدر ضرر کردهایم؛ مسئله این است که دیگر هیچ سرمایهگذاری تمایلی به ورود به این حوزه ندارد، هیچ جوانی چشمانداز مثبتی برای فعالیت در این فضا نمیبیند و هیچ کسبوکار کوچکی امیدی به رشد ندارد.
ضمن اینکه آسیبها فقط اقتصادی نیست. جامعه بهواسطه از دست دادن حق آزادی بیان، در حال بازگشت به دوران پیش از اینترنت است و حتی بدتر از آن، این محدودیتها به فضاهای داخلی نیز سرایت کرده است.
بنابراین بزرگی این فاجعه به حدی است که تمرکز صرف بر خسارت اقتصادی، در واقع نادیده گرفتن ابعاد گستردهتر آن است.
ارسال نظر