4 تهدید پیش روی سرمایه اجتماعی

یک فرصت طلایی برای اعتمادسازی میان حاکمیت و مردم | راهکارهای حفظ سرمایه اجتماعی چیست؟ | سرمایه اجتماعی شرط لازم «اصلاحات اقتصادی» است

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۷۵۹۱۹
اقتصادنیوز: سرمایه اجتماعی حاصل از بحران، اگرچه موهبتی مهم برای هر نظام سیاسی است، اما به همان میزان نیز در معرض تهدیدهای ساختاری، فرهنگی و رفتاری قرار دارد.
یک فرصت طلایی برای اعتمادسازی میان حاکمیت و مردم | راهکارهای حفظ سرمایه اجتماعی چیست؟ | سرمایه اجتماعی شرط لازم «اصلاحات اقتصادی» است

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از روزنامه دنیای اقتصاد، جنگ‌ها به‌طور معمول به تقویت همدلی عمومی و افزایش موقت سرمایه اجتماعی دولت‌ها منجر می‌شوند. این پدیده در دوران جنگ ۱۲روزه و جنگ کنونی قابل مشاهده است. با این حال نتایج یک پژوهش نشان می‌دهد در صورتی که این سرمایه اجتماعی به درستی مورد حمایت قرار نگیرد، احتمال ریزش آن در دوران پساجنگ وجود خواهد داشت.

فعالان اجتماعی و اقتصاددانان روش‌هایی را برای دائمی کردن این سرمایه اجتماعی مطرح کردند. این روش‌ها شامل شنیدن صداهای متکثر در جامعه و به‌کارگیری اصلاحات ساختاری در حوزه اقتصاد است. به نظر می‌رسد با توجه به تحولات رخ‌داده در دوران پس از جنگ ۱۲روزه، این پیشنهادها چندان مورد توجه ساختار سیاستگذاری کشور قرار نگرفت. با این حال ساختار سیاستگذاری کشور پس از پایان احتمالی جنگ کنونی، باید توصیه‌های مطرح‌شده را جدی‌تر از گذشته تلقی کند؛ زیرا اصلاحات اقتصادی و گذر از ابرچالش‌های موجود در کشور، بدون داشتن سرمایه اجتماعی امکان‌پذیر نخواهد بود.

 یک سوال مشخص این است که در صورت پایان جنگ و افزایش سرمایه اجتماعی، چگونه می‌توان از این سرمایه برای بهبود شرایط اقتصادی و معیشتی بهره برد و باعث افزایش اعتماد مردم به حاکمیت شد. شاید حفظ این سرمایه اجتماعی، در ساحت سیاستگذاری مهم‌ترین اولویت در شرایط پایان احتمالی جنگ باشد.

بازوی پژوهشی مجلس در گزارشی با عنوان «از هم بستگی دفاعی تا سرمایه اجتماعی پایدار: بایسته‌های حفظ سرمایه اجتماعی پس از جنگ» به بررسی عواملی پرداخته است که در جنگ ۱۲روزه بین ایران و اسرائیل باعث افزایش سرمایه اجتماعی حکومت شده بود. در این گزارش اشاره شده است که این سرمایه اجتماعی به‌دلیل احساس تهدید از سوی دشمن خارجی شکل گرفته بود و برای پایدار ماندن آن سویه‌های ایجابی نیز باید وجود داشته باشد. 

سرمایه اجتماعی حاصل از بحران، اگرچه موهبتی مهم برای هر نظام سیاسی است، اما به همان میزان نیز در معرض تهدیدهای ساختاری، فرهنگی و رفتاری قرار دارد. بر این اساس لازم بود تا با نهادسازی، اصلاح روندها و توسعه مشارکت اقشار متنوع مردم، بستر مناسب برای تبدیل همبستگی شکل گرفته به یک سرمایه اجتماعی پایدار را فراهم کرد. تثبیت این سرمایه در گرو اعمال سیاست‌هایی است که با توسعه چندصدایی و ارتقای مشارکت عمومی، زمینه مساعد برای حکمرانی نوین پس از بحران را فراهم سازند.

این در حالی است که بررسی‌ها نشان می‌دهد پس از جنگ ۱۲روزه چنین تغییراتی در ساختار سیاستگذاری کشور به شکل جدی در دستور کار قرار نگرفت. موضوعی که بار دیگر و با رخ دادن دوباره جنگ از اهمیت بیشتری برخوردار خواهد بود. در صورتی که جنگ کنونی به پایان برسد در مواجهه با سرمایه‌های اجتماعی به‌وجودآمده در این دوران چه رویکردی باید اتخاذ شود؟ اقتصاددانان تاکید دارند که رفع ناترازی‌ها و ابرچالش‌های کنونی موجود در ساختار اقتصادی و محیط زیستی کشور جز با اتخاذ تصمیماتی سخت قابل اصلاح نخواهند بود. این تصمیمات پیش از همه‌چیز، نیازمند سرمایه اجتماعی پایداری است که احتمال دارد در شرایط پسا جنگ ایجاد شود. بنابراین باید از این سرمایه برای پیشبرد اصلاحات اقتصادی استفاده کرد. 

ایجاد سرمایه اجتماعی 

در طول تاریخ، جوامع بشری در برابر حوادث بحرانی و نظامی قرار گرفته‌اند که نه تنها زیرساخت‌های فیزیکی، بلکه نظام اجتماعی جامعه آنها نیز متاثر شده است. در جنگ تحمیلی ۱۲روزه نیز رژیم صهیونی تلاش کرد علاوه بر حمله به مراکز و افراد نظامی و سیاسی، نظام اجتماعی جامعه را متلاشی کند و به این وسیله حمایت مردم از حاکمیت را از بین ببرد و زمینه را برای شورش و فروپاشی از داخل فراهم کند. با این حال، این طرح و نقشه با شکست مواجه شد و به جای افزایش نارضایتی و کاهش حمایت مردم از نظام، مردم با همبستگی بی‌سابقه‌ای در مقابل دشمن مهاجم ایستادند. در دوران این جنگ تحمیلی، همدلی عمومی و تعهد به منافع ملی به اوج خود رسید. نظرسنجی‌های متعدد چنین موضوعی را تایید می‌کنند. به‌عنوان مثال در یکی از پیمایش‌ها مشخص شد که دفاع ۱۲روزه باعث شدکه بیش از ۸۵درصد مردم به ایرانی بودن خود افتخار کنند. آمارها و تحقیقات نشان می‌دهد که حاکمیت پیش از جنگ، با یک دوره افول سرمایه اجتماعی مواجه بوده است و همبستگی اجتماعی پس از جنگ، زمینه بی‌سابقه‌ای برای ترمیم سرمایه اجتماعی فراهم آورده است.

در صورت عدم برنامه‌ریزی مناسب، این همبستگی و احساس مسوولیت متقابل، رشد سرمایه اجتماعی تنها یک پدیده مقطعی باقی می‌ماند. پس از رفع تهدید، ممکن است جامعه و سیاستمداران دوباره به الگوهای قبلی خود بازگردند یا حتی بدتر از آن، شاهد سرخوردگی و افت شدیدتر سرمایه اجتماعی باشند. در صورتی که انتظارات مردم، فعالان سیاسی و اجتماعی با واقعیت‌های جامعه پساجنگ ناهمخوان باشد، این سناریوی بدبینانه محتمل خواهد بود. به همین دلیل، دوران جنگ و پساجنگ لحظات تاریخی مهمی محسوب می‌شوند که می‌تواند سرنوشت سرمایه اجتماعی را تا چند دهه آینده تحت تاثیر قرار دهد.

مطالعات مربوط به جنبش‌های شهروندی پس از جنگ‌های بالکان، یا بحران اقتصادی۲۰۰۸ نشان می‌دهد که وقتی مشارکت داوطلبانه مردم توسط دولت‌ها «مصرف» شود، نه تقویت، سرمایه اجتماعی در میان طبقه متوسط و نخبگان مستقل به‌شدت فرسایش می‌یابد. به نظر می‌رسد که در دوره کنونی نیز با شکست احتمالی آمریکا در منطقه، بار دیگر یک سرمایه اجتماعی ایجاد شود و نیاز است که از این سرمایه اجتماعی برای بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی بهره برد. اگر پس از جنگ ۱۲روزه این سرمایه اجتماعی حفظ می‌شد، شاید نا‌آرامی‌های دی‌ماه رخ نمی‌داد و دشمن نیز نمی‌توانست از این وضعیت به نفع مقاصد خود بهره‌برداری کند. 

چهار تهدید سرمایه اجتماعی

افزایش همبستگی اجتماعی در شرایط بحران، اگرچه پدیده‌ای امیدبخش است، اما به هیچ‌وجه تضمین کننده استمرار آن در دوره پسابحران نیست. همبستگی دفاعی شکل گرفته در موقعیت‌های اضطراری، عمدتا دارای ساختاری سیال، احساسی و شکننده، است و تداوم آن نیازمند تحکیم نهادی، اصلاح روندها و مواجهه با تهدیدهای ساختاری در دوره پسابحران است. چهار تهدید و مانع اصلی برای تبدیل همبستگی دفاعی به سرمایه اجتماعی پس از بحران وجود دارند: 

شکنندگی همبستگی احساسی: این همبستگی اگرچه می‌تواند نیروی محرکه قدرتمندی باشد، اما عموما به همان سرعت که پدید می‌آید، ممکن است فرو بپاشد، مگر آنکه بسترهای ساختاری و نهادهای پشتیبان آن تقویت شوند. برای نمونه، در مطالعات مرتبط با بازماندگان فجایع طبیعی چون زلزله کوبه در ژاپن یا توفان کاترینا در آمریکا، دیده شد که حس همبستگی و مشارکت اجتماعی در روزها و هفته‌های نخست بحران افزایش چشم‌گیری داشت؛ اما در نبود سازوکارهای مشارکت موثر و نهادهای پاسخگو، به سرعت جای خود را به بی‌اعتمادی، سرخوردگی و انزوای اجتماعی داد.

 مصادره تبلیغاتی یا جناحی همبستگی مردمی: تلاش برخی نهادها یا جریان‌های سیاسی برای مصادره همبستگی اجتماعی شکل‌گرفته در بحران به نفع منافع تبلیغاتی یا جناحی می‌تواند به نابودی سرمایه اجتماعی منجر شود. نتیجه چنین مصادره‌ای، «از خود بیگانگی مشارکت‌کنندگان» و از میان رفتن سرمایه اجتماعی پیوندی است؛ چراکه گروه‌های ناهمسو احساس می‌کنند مورد سوءاستفاده قرار گرفته‌اند. اگر مردم احساس کنند که اعتماد و مشارکت آنها مورد سوءاستفاده قرار گرفته، بی‌اعتمادی بیشتری را نشان می‌دهند و سرمایه اجتماعی حتی نسبت به قبل از بحران کاهش می‌یابد. به همین دلیل، نهادهای رسمی باید مراقب باشند که همبستگی مردمی ناشی از بحران را «ملی» و »فراسیاسی» نگاه دارند، نه اینکه آن را به سود یک گفتمان خاص مصادره کنند.

بازگشت شکاف‌های اجتماعی در غیاب اصلاح روندها: بازتولید یا بازگشت شکاف‌های اجتماعی پس از عبور از بحران می‌تواند تهدیدی برای سرمایه اجتماعی باشد؛ به‌ویژه اگر هیچ‌گونه اصلاح روندی در سطح حکمرانی، توزیع منابع، پاسخگویی یا عدالت اجتماعی رخ ندهد. در چنین شرایطی، سرمایه اجتماعی که در واکنش به تهدید مشترک ایجاد شده بود، به تدریج جای خود را به ناامیدی، احساس فریب‌خوردگی و بازگشت تنش‌های طبقاتی، جنسیتی یا نسلی می‌دهد. در مطالعات مربوط به لبنان پس از جنگ۲۰۰۶ با رژیم صهیونیستی، نشان داده شده است که با وجود افزایش همبستگی ملی در جریان حمله، فقدان اصلاحات سیاسی و عدم پاسخگویی دولت به مطالبات مردمی، موجب شد سرمایه اجتماعی ایجادشده به سرعت کاهش یافته و ساختارهای طایفه‌گرا و متفرق مجددا بازتولید شوند. سرمایه اجتماعی به خودی خود نمی‌تواند شکاف‌های اجتماعی را از بین ببرد، بلکه اگر نهادهای حکمرانی در دوران پسابحران دچار انفعال، بی‌تفاوتی یا بازتولید رفتارهای سابق شوند، سرمایه اجتماعی نیز به ابزاری بی‌اثر تبدیل می‌شود.

نارضایتی پنهان مشارکت‌کنندگان غیردولتی: بسیاری از مشارکت‌کنندگان در زمان بحران، فارغ از وابستگی سیاسی یا عقیدتی، در کنار حاکمیت ایستادند. این افراد اگر در فضای پسابحران، نشانه‌ای از جنس به رسمیت شناخته شدن مشارکت خود نیابند، دچار نارضایتی پنهان می‌شوند. این نارضایتی، غالبا سکوت یا کناره‌گیری است، اما می‌تواند در بلندمدت به واگرایی عمیق‌تر تبدیل شود.

راهکارهای سیاستی

بازوی پژوهشی مجلس در این شرایط راهکارهای مختلفی را برای بهبود سرمایه اجتماعی ارائه داده است. اعتماد اجتماعی زمانی تداوم می‌یابد که مردم احساس کنند شنیده می‌شوند. به این منظور ایجاد سکوهای گفت‌وگوی عمومی بین دولت، نخبگان و اقشار مختلف جامعه برای طرح نقدها و پیشنهادهای سیاستی، برگزاری نشست‌های پاسخگویی مستقیم وزرا و مدیران به مردم و رسانه‌ها به‌صورت منظم، تقویت و گسترش «خانه گفت‌وگوی آزاد» که بر اساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی تاسیس شده است و اصلاح ادبیات رسمی مقامات و رسانه‌ها از زبان «توجیهی» به زبان «توضیحی و گفت‌وگویی« پیشنهاد شده است.

همچنین تدوین طرح جامع بازتوانی اجتماعی پس از جنگ شامل حمایت‌های روانی، مالی، درمانی و شغلی برای آسیب‌دیدگان، اصلاح ساختارهای ناکارآمد، شفافسازی در تخصیص منابع، و مبارزه با فساد اصلاح گفتمان رسانه ملی و تقویت ارتباط دوطرفه با مردم، ارزیابی سالانه سرمایه اجتماعی و انتشار عمومی آن به‌عنوان شاخص عملکرد دولت، خودداری از دوگانه‌سازی «ساختار» و «مردم» و ترجیح ساختار بر مردم و تغییر ساختار پاداش و اعتبار (برای مثال در حوزه استخدامی) بخش دیگری از این راهکارها بودند. با توجه به عملکرد ساختار سیاستگذاری کشور در روزهای پس از جنگ ۱۲روزه، به نظر می‌رسد نه تنها راهکارهای اجتماعی ارائه‌شده در این گزارش، چندان مورد توجه قرار نگرفتند، بلکه راهکارهای اقتصادی که توسط اقتصاددانان و فعالان اقتصادی ارائه شده‌اند نیز چندان مورد توجه سیاستگذاران نبوده‌اند.

برای مثال جمعی از اقتصاددانان و فعالان اجتماعی در ۱۷تیر۱۴۰۴ چند روز پس از به پایان رسیدن جنگ ۱۲روزه، در بیانیه‌ای با ۱۸امضا خطاب به مردم ایران و مسعود پزشکیان، به چالش‌های اقتصادی کشور اشاره کرده و راهکارهایی را در رابطه با آن مطرح کرده بودند. در این شرایط، پس از پایان احتمالی تهاجم آمریکا و اسرائیل به ایران، به‌نظر می‌رسد چاره‌ای جز توجه به توصیه‌هایی که در رابطه با اصلاحات ساختاری مطرح شده است وجود نداشته باشد، بنابراین لازم است که از این سرمایه اجتماعی حفاظت‌شده و از این سرمایه اجتماعی برای بهبود شرایط اقتصادی و معیشتی مردم بهره برد. اعتمادسازی میان حاکمیت و مردم، باعث خواهد شد که هرگونه تجاوز آینده نیز با شکست روبه‌رو شود.

در غیاب اعتمادسازی، رسانه‌های خارجی یا افراد فاقد صلاحیت می‌توانند با موج سواری و دادن وعده‌های پوشالی، باعث افول سرمایه اجتماعی شوند. بنابراین در صورت پایان جنگ در هفته‌های آینده، یک فرصت طلایی برای اعتمادسازی میان حاکمیت و مردم ایجاد خواهد شد و نیاز است که سیاستگذاران از این فرصت طلایی بهره ببرد. 

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O