از معمایِ مذاکرات ایران و آمریکا تا دو نگاه متفاوت به میز مذاکره | سه گزینه پیشروی ترامپ برای پایان بحران جنگ و تنگه هرمز
بهگزارش اقتصادنیوز، درحالی که دونالد ترامپ به دنبال راهی برای باز کردن تنگه هرمز و مهار برنامه هستهای ایران میگردد، روند مذاکرات میان تهران و واشنگتن شاید عادی بهنظر برسد. اما شاید در واقعیت، معنای مذاکره برای هریک از طرفین، بسیار متفاوت باشد.
دو برداشت کاملا متفاوت از میز مذاکره
برت اچ. مکگورک در سیانان نوشت: واشنگتن معمولا مذاکرات با ایران را از زاویه قدرت میبیند و تهران در مقابل، آن را از زاویه مالکیت مینگرد.
اقتصادنیوز: ادامه جنگ لفظی میان بیروت و تهران، نقش محوری لبنان در آتشبس میان ایران و ایالات متحده را برجسته کرده است.
آمریکا در تلاش است تا با فشار اقتصادی و تحریمها ایران را وادار به پذیرش خواستهها کند، و ایران نیز تلاش میکند تا پس ازبهدست آوردن برخی دستاوردها و پس ندادن آنها، طرف آمریکایی را وادار به عقبنشینی کند.
معمای اصلی مذاکرات
مک گورک نویسنده مقاله که سابقه کار در سمتهای ارشد امنیت ملی در دورههای مختلف آمریکا را دارد، بهطور مستقیم در مذاکرات مربوط به آزادی گروگانهای آمریکایی در ایران در سالهای گذشته هم مشارکت داشته است. او در ادامه مینویسد: «من بسیاری از این درسها را بهطور مستقیم آموختم.»
او می گوید؛ «در طی یک دهه گذشته، من دو دوره درگیر مذاکرات طولانی برای آزادی آمریکاییهایی بودم که در زندان اوین تهران نگهداری میشدند و در مقام یک دیپلمات از یکی قدرتمندترین کشورهای جهان، هیچ ابزار مؤثری برای برهم زدن این عدم توازن در میز مذاکره نداشتم. درحقیقت، طرف مقابل چیزی را که میخواستیم در اختیار داشت، و آنها تا زمانی که قیمت کافی آن پرداخت نمیشد این ابزار را نگه میداشتند. در اینگونه شرایط، قدرت اهمیت کمتری از مالکیت دارد.»
قرار بر آزاد شدن داراییهای ایران بود...
در سپتامبر ۲۰۲۳، آمریکا و ایران پس از ماهها مذاکره به توافقی برای آزادی پنج شهروند آمریکایی زندانی در اوین رسیدند.
نقطه عطف زمانی بود که آمریکا پذیرفت تا چند زندانی ایرانی را پس از طی روند قضایی و محکومیت آزاد کند. همچنین قرار بر این شد تا 6 میلیارد دلار از داراییهای ایران از کره جنوبی به قطر منتقل شود.
این ۶ میلیارد دلار در حسابهای بلوکهشده نگهداری میشد و ایران فقط میتوانست آن را برای معاملات بشردوستانه غیرتحریمی استفاده کند. در این میان، تهران اصرار داشت تا برای دسترسی آسانتر، این پول از سئول به دوحه منتقل شود.
در چارچوب توافق، آمریکا سازوکارهای نظارتی از طریق وزارت خزانهداری ایجاد کرد تا اطمینان پیدا کند که پولها فقط برای خرید کالاهای بشردوستانه استفاده میشوند.
سه هفته بعد، حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس اتفاق افتاد، حملهای که در آن ۱۲۰۰ اسرائیلی کشته شدند. در واکنش واشنگتن دوباره دسترسی ایران به آن داراییها را مسدود کرد، و این وضعیت تا امروز ادامه دارد.
ردپای یک الگوی تکراری در رفتار تهران
امروز ایران در مقیاسی بسیار بزرگتر در حال استفاده از همین منطق است؛ با این تفاوت که اینبار پای تنگه هرمز، بهعنوان یکی از مهمترین شریانهای اقتصادی جهان در میان است.
تنگه هرمز حدود یکپنجم تجارت جهانی نفت را جابهجا میکند و تهران تلاش میکند تا کنترل این گذرگاه را در اختیار داشته باشد. از نگاه ایران این همان مالکیت است. تهران اکنون چیزی را در اختیار دارد که آمریکا و جهان به آن نیاز دارند، و آن را تنها در ازای پرداخت هزینهای سنگین از سوی واشنگتن واگذار خواهد کرد.
نویسنده مدعی شد: «در نگاه تهران، تنگه هرمز اکنون به ارزشمندترین ابزاری تبدیل شده که ایران تاکنون در اختیار داشته است. گفتوگوی اخیر فرد پلیتن، خبرنگار سیانان با محسن رضایی، مشاور نظامی رهبر جدید ایران، این واقعیت را بهروشنی نشان داد.»
رضایی اعلام کرد که تنگه هرمز تا زمانی که آمریکا ۲۴ میلیارد دلار دارایی مسدودشده ایران را آزاد نکند، بسته باقی خواهد ماند.
او گفت: «باید آن را آزاد کنید… این ۲۴ میلیارد دلار آزمون اعتماد است. آزمونی که آمریکا باید آن را از سر بگذراند.»
منطق او اما ساده است: «پول را بدهید، یا چیزی را که میخواهید به دست نمیآورید. این مبلغ شامل همان ۶ میلیارد دلاری نیز میشود که در توافق ۲۰۲۳ مطرح بود.» این اظهارات نشان میدهد که ایران این پرونده را همچنان یک مذاکره مالکیت محور میبیند؛ اما این بار در مقیاس اقتصاد جهانی.
محدودیتهای آمریکا برای ایجاد فشار
دولت ترامپ تلاش کرده است تا این اهرم را با فشار اقتصادی معکوس کند؛ از جمله با محدود کردن صادرات نفت ایران و افزایش هزینههای اقتصادی برای تهران.
منطق رویکرد ترامپ هم روشن است؛ ایجاد فشار داخلی به اندازهای که ایران امتیاز بدهد. اما این فشارها احتمالا باعث تغییر رفتار سیاسی ایران نخواهد شد.
در این میان، ایران در ادامه تنشها حملات موشکی علیه اسرائیل را در جواب به حملات به بیروت، از سر گرفته است.
بحران به بابالمندب کشیده میشود؟
ایران هشدار داده است که در صورت ادامه محاصره دریایی، درگیری را به آبراههای دیگر نیز گسترش خواهد داد: آبراههایی مانند بابالمندب، دریای سرخ و حتی مدیترانه.
این به این معناست که در صورت ایجاد فشار بیشتر بر تهران، این کشور میتواند ابزارهای بیشتری را در سطح جهانی داشته باشد. بابالمندب بهتنهایی حدود ۱۰ درصد از تجارت دریایی جهان را کنترل میکند.
سه گزینه پیش روی آمریکا چیست؟
در وضعیت کنونی، واشنگتن سه راه بیشتر ندارد؛
اولین راه تحمل فشار و ادامه مسیر با این امید است که مسائل اقتصادی ایران را تحت فشار بگذارد.
دومین راه عقبنشینی و پرداخت هزینه سنگین مالی در ازای بازگشت به وضعیت پیشین است. این راه از نظر سیاسی برای دولت ترامپ بسیار پرهزینه است.
آخرین راه اقدام نظامی و تلاش برای کنترل نظامی تنگه هرمز و احتمال گسترش جنگ است.
منطق تهران در برابر معادله واشنگتن
بنابراین محاسبات ایران ساده است: «نگه داشتن ابزارهای فشار و انتظار برای عقبنشینی طرف مقابل. اما برای آمریکا، این یک معادله پیچیده و پرهزینه است.»
تا زمانی که این عدم توازن وجود دارد، ایران حاضر به واگذاری ارزان آنچه در اختیار دارد نخواهد بود و به همین دلیل، مذاکرات در وضعیت بنبست باقی خواهد ماند.