پیش بینی واکنش بازار ارز، طلا، مسکن و بورس به توافق ایران و آمریکا | مولوی: اثر توافقها زمانی پایدار میشود که همراه با اصلاحات اقتصادی باشد
به گزارش اقتصادنیوز، در فضای اقتصادی ایران همواره این پرسش مطرح بوده است که آیا توافقهای سیاسی میتوانند مسیر بازارها را تغییر دهند یا آنچه سرنوشت اقتصاد را تعیین میکند، کیفیت سیاستگذاری داخلی است؟ تجربههای گذشته نشان داده که هرچند توافقها میتوانند انتظارات را دگرگون کنند و شوکهای کوتاهمدتی به بازارها وارد کنند، اما تداوم آثار آنها به عواملی فراتر از سیاست خارجی وابسته است؛ عواملی همچون مهار تورم، کنترل کسری بودجه، ثبات نرخ ارز، امنیت سرمایهگذاری و کیفیت حکمرانی اقتصادی.
اقتصادنیوز: یک اقتصاددان میگوید: در شرایط فعلی، اگر فردی بخواهد تنها نان خشک مصرف کند و با ابتداییترین شیوه رفتوآمد داشته باشد، باید روزانه حداقل ۱۰۰ هزار تومان هزینه کند. یعنی برای یک فرد میشود ماهی ۳ میلیون تومان و برای یک خانواده ۴ نفره، این مبلغ به ماهی ۱۲ میلیون تومان میرسد. در حالی که باید پرسید مگر حداقل حقوق قانونی چقدر است؟
در همین راستا، اقتصادنیوز در گفتوگو با پیمان مولوی، تحلیلگر اقتصادی، به بررسی تأثیر احتمالی کاهش تنشهای سیاسی بر بازارهای مختلف پرداخته است.
مولوی با تأکید بر اینکه توافق سیاسی به تنهایی تضمینکننده رونق اقتصادی نیست، معتقد است آینده بورس، ارز، طلا، خودرو و مسکن بیش از آنکه به متن توافق وابسته باشد، به نحوه مدیریت اقتصاد پس از آن بستگی دارد. از نگاه او، توافق تنها میتواند یک پنجره فرصت ایجاد کند و استفاده از این فرصت نیازمند اصلاحات ساختاری و بازسازی اعتماد سرمایهگذاران است.
مشروح گفتوگوی اقتصادنیوز را در ادامه میخوانید.
****
*آقای مولوی! در شرایطی که نشانههایی از کاهش تنشهای سیاسی و حرکت به سمت تفاهم دیده میشود، ارزیابی شما از واکنش بازارهای دارایی چیست؟ به طور مشخص بورس، ارز، طلا، مسکن و خودرو در کوتاهمدت و میانمدت چه مسیری را طی خواهند کرد و کدام بازارها بیشترین تأثیر را از توافق احتمالی میپذیرند؟
نخست باید توجه داشت که بازارها به «خبر» واکنش نشان میدهند و اقتصاد به «واقعیت». بنابراین معمولاً اولین واکنش بازارها بسیار سریعتر از آثار واقعی اقتصادی است. در کوتاهمدت، مهمترین متغیر تحت تأثیر توافق احتمالی، انتظارات تورمی و در نتیجه نرخ ارز خواهد بود. اگر بازار به این جمعبندی برسد که ریسکهای ژئوپلیتیک کاهش یافته و امکان دسترسی بهتر به منابع ارزی و تجارت خارجی فراهم میشود، احتمالاً نخستین واکنش در بازار ارز به شکل کاهش یا ثبات نرخ ارز ظاهر خواهد شد. به دنبال آن، بازار طلا نیز که ترکیبی از قیمت جهانی طلا و نرخ ارز داخلی است، تحت فشار اصلاح قرار میگیرد.
پیش بینی واکنش بورس و خودرو به توافق سیاسی
در مقابل، بورس الزاماً واکنشی یکسان نخواهد داشت. بخشی از بازار سهام که از رشد نرخ ارز منتفع شدهاند ممکن است با فشار فروش مواجه شوند، اما شرکتهای بانکی، حملونقل، خودرویی، بیمهای و صنایع وابسته به تجارت خارجی میتوانند از فضای جدید منتفع شوند. بنابراین به جای رشد یا افت یکپارچه بورس، شاهد جابهجایی لیدرهای بازار خواهیم بود.
بازار خودرو نیز از جمله بازارهایی است که به شدت به انتظارات سیاسی حساس است. در صورت تقویت چشمانداز واردات، رقابتپذیری و کاهش ریسکهای اقتصادی، احتمال اصلاح قیمت خودرو بیش از بسیاری از بازارهای دیگر است.
انتظار ریزش شدید قیمت مسکن را نباید داشت زیرا...
در بخش مسکن، واکنش معمولاً کندتر است. مسکن برخلاف ارز و طلا بازاری با نقدشوندگی پایین است و بیشتر تابع درآمد خانوار، نرخ بهره، قدرت خرید و شرایط اعتباری است. بنابراین حتی در صورت توافق نیز انتظار ریزش شدید قیمت مسکن را ندارم، اما احتمال ورود این بازار به دورهای از رکود معاملاتی و کاهش رشد اسمی قیمتها وجود دارد.
به طور کلی، در میان بازارها، ارز، طلا و خودرو بیشترین حساسیت را به توافق احتمالی دارند و بازار مسکن کمترین واکنش کوتاهمدت را نشان میدهد.
اثر توافقها زمانی پایدار میشود که با اصلاحات اقتصادی همراه باشند
*تجربههای گذشته نشان داده که توافقهای سیاسی لزوماً به معنای بهبود پایدار همه بازارها نیست. از نگاه شما در صورت تحقق توافق، چه متغیرهایی مانند نرخ ارز، تورم، ورود سرمایه، انتظارات تورمی و سیاستهای اقتصادی دولت تعیین میکنند که هر یک از بازارهای بورس، مسکن، خودرو، طلا و ارز وارد دوره رونق، رکود یا اصلاح قیمت شوند؟
توافق سیاسی به تنهایی تضمینکننده رونق اقتصادی نیست. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که اثر توافقها زمانی پایدار میشود که با اصلاحات اقتصادی همراه باشند.
پنج متغیر کلیدی تعیینکننده خواهند بود:
نخست؛ نرخ ارز. اگر توافق باعث افزایش عرضه ارز و ثبات بازار ارز شود، بخش بزرگی از تقاضای سفتهبازی در اقتصاد کاهش مییابد. اما اگر دولت مجدداً به سرکوب مصنوعی نرخ ارز روی آورد، احتمال شکلگیری بحران بعدی افزایش پیدا میکند.
دوم؛ نرخ تورم. اگر توافق منجر به کاهش پایدار تورم شود، جذابیت داراییهایی که صرفاً نقش پوشش تورم را ایفا میکنند کاهش خواهد یافت.
سوم؛ ورود سرمایه. بدون ورود سرمایه داخلی و خارجی، توافق تنها یک شوک روانی خواهد بود. رشد پایدار بازار سرمایه و بخش تولید نیازمند سرمایهگذاری است.
چهارم؛ سیاستهای مالی دولت. اگر کسری بودجه همچنان از طریق خلق نقدینگی تأمین شود، حتی توافق سیاسی نیز نمیتواند تورم را مهار کند.
پنجم؛ کیفیت حکمرانی اقتصادی. حقوق مالکیت، امنیت سرمایهگذاری، شفافیت مقررات و کاهش اقتصاد رانتی مهمتر از خود توافق هستند. سرمایه به دنبال امنیت نهادی حرکت میکند، نه صرفاً اخبار سیاسی.
بنابراین آینده بازارها بیشتر از آنکه به متن توافق وابسته باشد، به کیفیت سیاستگذاری اقتصادی پس از توافق وابسته است.
در اقتصاد بیثبات، سرمایه به دنبال «پناهگاه» میگردد
*اگر اقتصاد ایران در فاز «نه جنگ، نه صلح» باقی بماند، رفتار سرمایه گذاران و فعالان اقتصادی چه تغییراتی خواهد داشت؟اگر تفاهمی ایجاد شود، اقتصاد ایران به سمت ثبات حرکت کند، سرمایهگذاران و خانوارها با چه آرایش جدیدی از بازارها مواجه خواهند شد؟ در این شرایط کدام بازارها جذابیت سرمایهگذاری خود را از دست میدهند، کدام بازارها میتوانند مقصد نقدینگی شوند و چه چشماندازی برای بازگشت سرمایهها از بازارهای غیرمولد به بخشهای مولد اقتصاد متصور هستید؟
اقتصاد ایران سالهاست هزینه سنگینی بابت نااطمینانی پرداخت میکند. در شرایط «نه جنگ، نه صلح»، خانوارها و سرمایهگذاران معمولاً افق زمانی کوتاهتری پیدا میکنند. در چنین فضایی، داراییهایی مانند ارز، طلا، مسکن و سایر داراییهای پوششدهنده تورم جذابیت بیشتری دارند، زیرا افراد به جای تمرکز بر خلق ثروت، به دنبال حفظ ارزش داراییهای خود هستند.
اما اگر اقتصاد وارد مسیر ثبات شود، آرایش سرمایهگذاری به تدریج تغییر خواهد کرد. در این سناریو جذابیت سفتهبازی در ارز کاهش مییابد، تقاضای احتیاطی برای طلا کمتر میشود، مسکن از یک دارایی صرفاً سرمایهای به سمت دارایی مصرفی حرکت میکند، بازار سرمایه میتواند نقش بزرگتری در تأمین مالی اقتصاد ایفا کند و سرمایهگذاری مستقیم در تولید، فناوری، صادرات و کسبوکارها جذابتر میشود.
به بیان دیگر، در اقتصاد بیثبات، سرمایه به دنبال «پناهگاه» میگردد؛ اما در اقتصاد باثبات، سرمایه به دنبال «بازدهی» حرکت میکند.
از منظر مدیریت ثروت، مهمترین پیامد ثبات اقتصادی آن است که وزن داراییهای مولد در سبد خانوارها افزایش مییابد و وزن داراییهای تدافعی کاهش پیدا میکند. البته این فرآیند یک شبه اتفاق نمیافتد. اعتماد از دست رفته معمولاً بسیار کندتر از آنچه تصور میشود بازسازی میشود.
توافق یا تفاهم سیاسی میتواند یک «پنجره فرصت» برای اقتصاد ایران ایجاد کند
*در شرایطی که ارتباط اقتصاد ایران با زنجیره اقتصاد جهانی کمتر شده، آیا تأثیرپذیری اقتصاد ایران از روند بازارهای جهانی و قیمتهای جهانی کمتر میشود؟
پاسخ کوتاه این است که خیر؛ اما نوع این تأثیر تغییر کرده است. ممکن است سهم ایران در زنجیرههای جهانی ارزش کاهش یافته باشد، اما اقتصاد ایران همچنان از طریق چند کانال اصلی تحت تأثیر اقتصاد جهانی قرار دارد: قیمت نفت و گاز، قیمت فلزات اساسی مانند مس و فولاد، قیمت محصولات پتروشیمی، نرخ بهره جهانی به ویژه سیاستهای بانک مرکزی آمریکا، جریان سرمایه و ریسکپذیری جهانی و تحولات ژئوپلیتیک منطقه.
برای مثال، حتی اگر اقتصاد ایران ارتباط محدودی با بازارهای مالی جهان داشته باشد، کاهش قیمت جهانی نفت میتواند درآمدهای ارزی کشور را تحت تأثیر قرار دهد و از آن مسیر بر بودجه، نرخ ارز، تورم و رشد اقتصادی اثر بگذارد.
بنابراین نمیتوان گفت اقتصاد ایران از اقتصاد جهانی جدا شده است؛ بلکه باید گفت پیوند ایران با جهان بیشتر از کانال کالاها، انرژی و ژئوپلیتیک برقرار است تا از کانال بازارهای مالی و سرمایهای.
از نگاه من، توافق یا تفاهم سیاسی میتواند یک «پنجره فرصت» برای اقتصاد ایران ایجاد کند، اما تضمینکننده رشد پایدار نیست. آنچه آینده بازارها را تعیین میکند کیفیت حکمرانی اقتصادی، کنترل کسری بودجه، مهار تورم، ثبات نرخ ارز و تقویت نهادهای اقتصادی است.
اگر ثبات سیاسی با اصلاحات اقتصادی همراه شود، برندگان اصلی دوره جدید احتمالاً بازار سرمایه، بخش خصوصی مولد، صنایع صادراتی رقابتی و سرمایهگذاری مستقیم خواهند بود. اما اگر توافق بدون اصلاحات ساختاری باشد، اثر آن بیشتر به یک شوک کوتاهمدت در بازار ارز و انتظارات تورمی محدود خواهد شد و پس از مدتی اقتصاد دوباره با همان چالشهای قدیمی مواجه میشود اما ذاتا در ایران اقتصاد اولویت نیست.