سوالات مهم اطلاعات از دستگاههای امنیتی | ما در حال جنگ هستیم | وقتی پای ایران و جان و مال مردم مطرح است، چه جای مصلحت است و زاویه نشینی؟!
به گزارش اقتصادنیوز، روزنامه اطلاعات نوشت:
آنچه در سالهای اخیر بر کشور کهنسال و عزیز ما، و بر مردم بزرگ و نجیب ما گذشته است، بیش از سال و دهه شمرده میشود، زیرا که تاریخی بزرگ و پرماجراست و گویی قرنی را در رویاها و کابوسها از سر گذراندهایم.
اما از سوی دیگر، پرسشهایی نیز بر زبان است که باید مورد توجه قرار گیرد تا از دایره بسته آزمون و خطا خارج شویم و افق آرزوها و برنامهها را به سوی اهداف طی کنیم.
این مقدمات برای ورود به بحث و استفهام در باب دستگاههای امنیتی کشور است که چشم و گوش و عصبهای نظام و دولت و سرزمین محسوب میشوند.
حیات یک ملت و عظمت یک کشور در چهار کلمه خلاصه میشود: «منافع ملی امنیت ملی»، امنیت شرط لازم برای آرامش و کسب و کار و ایجاد منافع نزد ملت است؛ هم از منظر حقیقی و هم از نظر حقوقی!
اما باید دید که چرا چرخه بحرانها و حوادث تالم انگیز و گاهی بسیار خسارت بار، طی چند سال اخیر تا این حد به سرعت و پرتکرار رخ داده است؟ چه کسانی طراح و دست اندرکار و پاسخگو هستند و افراد و ساختارها و تشکیلات امنیتی در دولت و سپاه و دیگر دستگاههای مربوطه، چگونه در کار تحلیل و توضیح این رویدادها و خسارتها بوده و هستند؟! میفهمیم که ورود به موضوع امنیت و پرسش از مقامات و دستگاههای امنیتی تا چه حد دشوار و حتی برای برخی «خلاف مصلحت» است. اما وقتی پای ایران و جان و مال مردم و ارض و مرز میهن و حفظ شاکله دولت و حکومت مطرح است، چه جای مصلحت است و زاویه نشینی؟!
عدم پیشبینی و مدیریت وقایع ۱۴۰۱، ماجرای سقوط هلیکوپتر رئیس جمهور شهید و وزیر خارجه و امام جمعه تبریز و استاندار آذربایجان شرقی، دو فاجعه بزرگ برای ایران و دو امتحان ویژه برای مدیران امنیتی و انتظامی کشور بود. اولی قابل پیشبینی، و قطعاً قابل پیشگیری بود و دومی فاقد گزارش اقناع کننده و مدیریت اطلاع رسانی و جستجو و توضیح کافی در روز واقعه بود و هنوز هم هست.
سوار شدن بر چنان هلی کوپتری، در روزی که دشواری آب و هوا احتیاط و اجتناب را الزام میکرد و سرانجام فرایند عجیب و غریب جستجو که با امکانات امروزی و مکان یابهای نوین، بسیار سوال و آزردگی در میان مردم ایجاد کرد.
طرح این وقایع برای رسیدن به بحرانهای یکی دو هفته اخیر است که باز هم از سوی بسیاری از صاحبنظران و تحلیلگران گفته شده بود، اما هیچ هشدار و آمادگی برای اقناع و مدیریت افکار عمومی وجود نداشت تا آن که در برخوردهای سنگین و خسارت بار، جامعه و دولت و نیروهای حافظ نظم درگیر شدند و هزینه و ابهام و شکافی تازه بر روی دست حکومت و دولت نهاده شد.
این فاکتور بیهوده را، میشد با یک تحلیل دقیق و مجموعهای از تمهیدات و پیشبینیها، نپرداخت. بجز خسارت و خشونت، خوراک تبلیغاتی مفت و مجانی نیز به شبکهها و رسانههای بیگانه و دشمنان این ملک و ملت و انقلاب داده شد و بر بدبینی و دو قطبی موجود در جامعه نیز افزود.
این استفهامها و این خسارات و این تشنجهای قابل پیشگیری چرا نباید قبلاً شناخته و راهکارهای مناسب برای آن یافته شود؟! کدام دستگاههای امنیتی باید این مهم را بر عهده بگیرند و پاسخگو باشند؟! به چند مورد حیاتی و واضح دیگر هم اشاره میکنم، از جمله ترور پی در پی و شهادت فرماندهان و ایرانیان مسئول و مبارز در سوریه، ترور و شهادت اسماعیل هنیه در تهران و در روز تنفیذ ریاست جمهوری در ایران، حمله به فرماندهان عالیرتبه و درجه اول نظامی مملکت و برخی از مدیران و دانشمندان هستهای در نخستین شب حمله ددمنشانه تجاوزگران جنایت پیشه صهیونیستی، حضور جاسوسان و مزدوران و پهپادهای رژیم اشغالگر در کشور، حمله دقیق به ادوات راداری و اس ۳۰۰ و دیگر تجهیزات دفاع جوی، زدن بسیاری از مراکز مهم نظامی و صنایع مرتبط...
اگر پایداری و عزم دیگر بزرگان و فرماندهان و نیروهای نظامی نمیبود که دشمن را در سختترین شرایط مورد هجمه و موشکباران قرار دهد، چه وضعی برای مردم در آن آسمان باز و بیسپر به وجود میآمد؟ بیتردید ورود ایالات متحده در آن جنگتجاوزکارانه، نشانۀ عزم ملّی و قدرت تکنیکی نظامیان و دانشمندان بومی ایران بود تا مستعمرۀ آمریکا و غرب را در خاورمیانه حفظ کند و مانع ضربات کشندۀ ایران به سرزمین و رژیم صهیون شود.
وارد بحثهای دیگر نمیشویم چون نمیخواهیم زحمات بیوقفه و شبانهروزی بسیاری از کوشندگان خدوم و بیاسم و رسم در دستگاههای امنیتی از وزارت اطلاعات، تا اطلاعات سپاه و بقیه را درگیر بحث و جدل مطبوعاتی نماییم. معهذا زنهار و اندرزی جدّی باید در کار آید تا به جای شعار دربارۀ فتوحات اطلاعاتی و کسب تمام مدارک دشمن یا اعلام دستگیری سرشاخههای جاسوسان خارجی (کلّهم)، واقعبینی جانشین شود و در سکوتی که برای مأموران گرامی امنیتی از فریاد بلندتر است، دیگر غافلگیری و حوادث مؤلمه یا خسارتهای قابل پیشگیری در کار این مملکت نیاید. هر ساختار و تشکیلاتی باید به وظایف ذاتی خود اهتمام نماید و از باهوشترین و باتجربهترین عناصر بهرهگیرد، حرکت به سوی وظایف حاشیهای و گزارش دادن در باب اموری که به تربیت فرهنگی و متانت و شکیبایی در برخوردهای اجتماعی نیاز دارد، از جمله مسأله پوشش بانوان، ممکن است در این دوران حساس پسا جنگ، که تنها آتش بسی لرزان در منطقه دیده میشود، حاشیهای پرهزینه و بیهوده قلمداد شود.
ما در حال جنگ هستیم و رکن اصلی جنگ، نیروهای اطلاعاتی و تحلیل واقعبینانه از دشمن خارجی و شرایط و امکانات داخلی است. درگیری در داخل و آزردن طبقات یا حتی اقلیتی از گروههای اجتماعی، چه وجهی در چنین جنگ دورانساز دارد؟ انتظار نیست به این پرسشها اکنون پاسخ داده شود و در آینده تجزیه و تحلیل دقیق، براساس اسناد و مدارک وثیقی، همه چیز را روشن خواهد کرد. ولی پشتیبانی و اعتماد همهجانبه ملت و چشم امید دستگاههای اداری و نظامی و اجتماعی، اکنون معطوف به «نهفته پژوهان» و کادرهای باتجربه و خردمند امنیتی است.
دیگر نباید وقایعی مانند آنچه در دو هفته اخیر تجربه کردیم رخ دهد، زیرا هنوز جنگ ما با بیگانه و دشمن خارجی پایان نیافته است.
کشیدن نزاع و خشونت و بحران از بیرون به اندرون این خانه، خواست بیگانه است و دشمن، است. این خواسته، باید به خاک افتد و پایمال شود. پس بیندیشید و از تکرار تجربههای تلخ جلوگیری کنید. وظیفۀ شما همین است و بس.
ارسال نظر