فشار جنگ و اقتصاد بر جامعه

جامعه ایران چه حد در بحران تاب‌آوری دارد؟ | کاهش آستانه تحمل یک نشانه است | خطر جنگ برطرف شود، نگرانی‌های سطح دوم برجسته‌تر می‌شوند

سرویس: اجتماعی کدخبر: ۷۸۰۸۳۹
اقتصادنیوز:در شرایط بحرانی مانند جنگ علاوه بر خودمراقبتی‌ها که در این مدت به‌طور گسترده مورد تأکید قرار گرفته است، تقویت ارتباطات اجتماعی اهمیت ویژه‌ای دارد. افراد باید تلاش کنند شبکه‌های حمایتی خود، شامل خانواده، دوستان و همکاران، را حفظ و تقویت کنند. این امر می‌تواند به افزایش تاب‌آوری فردی کمک کند.
جامعه ایران چه حد در بحران تاب‌آوری دارد؟ | کاهش آستانه تحمل یک نشانه است | خطر جنگ برطرف شود، نگرانی‌های سطح دوم برجسته‌تر می‌شوند

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، در شرایط بحرانی و تداوم تجربه‌های پر تنش، از جنگ و ناامنی گرفته تا فشارهای اقتصادی و اجتماعی، آنچه بیش از هر چیز در معرض آسیب قرار می‌گیرد، سلامت روان افراد جامعه است افرادی که در معرض اضطراب و فرسودگی قرار می‌گیرند؛ بنابراین درصورت ادامه شرایط بحرانی یا گذر از آن ترمیم سلامت روانِ تضعیف‌ شده‌ی جامعه بسیار مهم است؛ غفلت از این مرحله می‌تواند پیامدهایی ماندگار و در برخی موارد جبران‌ناپذیر بر انسجام اجتماعی، کیفیت زندگی و توان سازگاری افراد برجای بگذارد. در چنین وضعیتی، هم سیاستگذاری‌های کلان و هم رفتارهای فردی نقش تعیین‌ کننده دارند و هرگونه تصمیم یا محدودیتی که به افزایش فشار روانی منجر شود می‌تواند روند فرسایش روانی جامعه را تشدید کند.

در همین‌باره، وحید شریعت، رئیس انجمن علمی روانپزشکی ایران، با تأکید بر اهمیت حمایت اجتماعی در شرایط جنگی می‌گوید: «افراد باید سعی کنند حمایت اجتماعی خود را، در حد خانواده، دوستان و همکاران، تقویت و گسترش دهند؛ این کار می‌تواند تاب‌آوری فردی را افزایش دهد.» او همچنین با اشاره به نقش سیاستگذاری‌ها تأکید می‌کند که برخی تصمیم‌ها و محدودیت‌های غیرضروری در سال‌های اخیر خود به عاملی برای فشار روانی بیشتر بر جامعه تبدیل شده‌اند و لازم است در وضعیت کنونی و ادامه‌ی آن از اقداماتی که به تضعیف تاب‌آوری مردم منجر می‌شود پرهیز شود.

متن کامل گفت‌وگو در ادامه آمده است: 

*جامعه ایرانی که از پیش با مجموعه‌ای از مشکلات اقتصادی مواجه بوده و بسیاری معتقد بودند این مسائل معیشتی بر سلامت روان آن تأثیر منفی گذاشته است، سپس درگیر حوادث دی‌ماه شد و اکنون نیز با شرایط جنگی مواجه است، البته پیش از این هم یک جنگ ۱۲روزه را تجربه کرده، این جامعه در حال حاضر از نظر سلامت روان در چه وضعیتی قرار دارد؟

در این‌باره ناچاریم با احتیاط سخن بگوییم. به دلیل نبود مطالعات دقیق امکان ارائه نظر قطعی وجود ندارد و تنها می‌توان بر اساس مشاهدات و برداشت‌های کلی، برآوردهایی از شرایط فعلی و روندهای احتمالی ارائه داد. جامعه ما در مقطع اخیر چندین تنش و استرس بزرگ را تجربه کرده و آخرین مورد نیز همچنان تداوم دارد، این بدان معناست که همچنان احتمال وقوع وضعیت‌های نگران‌کننده وجود خواهد داشت. در نتیجه، جامعه در یک وضعیت آماده‌باش مستمر قرار داشته و سطح بالایی از اضطراب را تجربه می‌کند. بدن انسان در چنین شرایطی انرژی قابل توجهی مصرف می‌کند و این وضعیت می‌تواند به مرز فرسودگی منجر شود. در صورتی که یک آرامش نسبی ایجاد شود، احتمال بروز خستگی روانی و جسمی افزایش می‌یابد. اگر فرض کنیم آتش‌بس ادامه یابد، این احتمال وجود دارد که بعد از احساس امنیت اولیه افراد به سمت افسردگی، احساس خستگی و ناامیدی سوق پیدا کنند.

*در صورت بروز این وضعیت، نشانه‌های آن چیست؟ چه علائم اجتماعی‌ای ممکن است در جامعه یا در رفتار اطرافیان قابل مشاهده باشد؟

از جمله نشانه‌ها می‌توان به کاهش آستانه تحمل در برابر ناملایمات اشاره کرد. همچنین کاهش انرژی برای پیگیری امور، اختلال در برنامه‌ریزی و افزایش احساس ناامیدی از دیگر علائم قابل مشاهده هستند. این موارد می‌توانند در روابط کاری و اجتماعی افراد به‌وضوح بروز پیدا کنند. در مقابل، اگر آتش‌بس از بین برود و جنگ ادامه یابد، همین چرخه تکرار خواهد شد. در آن شرایط، اضطراب مجدداً افزایش می‌یابد و نگرانی‌ها و تلاش برای بقا در اولویت قرار می‌گیرد. در چنین وضعیتی، افراد ناچار می‌شوند برخی نگرانی‌های ثانویه را موقتاً کنار گذاشته و تمرکز خود را بر حفظ بقا و امنیت خود و اطرافیان معطوف کنند.

*با این توضیحات، آیا می‌توان گفت آن «مرز خستگی» که به آن اشاره کردید، پس از برقراری صلح بروز می‌کند؟

به احتمال زیاد چنین است. زمانی که خطر فوری برطرف می‌شود، نگرانی‌های سطح دوم برجسته‌تر می‌شوند؛ از جمله اینکه چه چیزهایی از دست رفته، چه امکاناتی به‌سادگی قابل بازیابی نیست، وضعیت اقتصادی چگونه خواهد بود، اشتغال چه شرایطی پیدا می‌کند و امنیت روزمره چگونه تأمین خواهد شد. با کاهش تهدید مستقیم، این دغدغه‌ها پررنگ‌تر می‌شوند.

*در چنین شرایطی، همواره از مفهوم تاب‌آوری اجتماعی سخن گفته می‌شود. آیا تاب‌آوری می‌تواند در مدیریت این وضعیت، چه در دوره اضطراب و چه در مرحله فرسودگی، نقش مؤثری ایفا کند؟ آیا جامعه ما از سطح کافی تاب‌آوری برخوردار بوده است؟

تاب‌آوری تا حدی وجود داشته و جامعه توانسته است تا امروز مقاومت کند. با این حال، باید توجه داشت که تکرار مداوم استرس‌ها مانند ضربات پی‌درپی است که به‌تدریج دچار فرسایش می‌شود. هر ضربه می‌تواند بخشی از وضعیت تاب‌آوری را تضعیف کند. اگرچه اکثریت جامعه تاکنون با استفاده از سازوکارهای مختلف توانسته‌اند شرایط را تحمل کنند، اما این وضعیت مشروط به آن است که فشارها از حد مشخصی فراتر نرود.

*با توجه به دشواری ارائه یک نسخه کلی، اگر بخواهید در شرایط کنونی توصیه‌ای ارائه دهید، چه در سطح فردی و چه در سطح کلان برای جامعه و مدیران، این توصیه‌ها چه خواهد بود؟

در سطح کلان، تصمیمات مدیریتی بیشترین تأثیر را بر زندگی مردم دارد. هرچند اقدامات فردی نیز اهمیت دارند، اما نقش سیاست‌گذاری‌های کلان تعیین‌کننده‌تر است. در سال‌های اخیر، برخی تصمیمات و اقدامات موجب ایجاد فشارهای غیرضروری و محدودیت‌های بی‌مورد شده‌اند، ضروری است این‌گونه اقدامات به حداقل برسد؛ به بیان دیگر، باید از اقداماتی که به‌طور مستقیم موجب کاهش تاب‌آوری جامعه می‌شود، پرهیز شود.

از سوی دیگر، بهبود وضعیت اقتصادی از اهمیت اساسی برخوردار است. در شرایط فعلی، جامعه نیازمند حمایت‌های عمومی برای تأمین حداقل‌های معیشتی است. در نبود این حداقل‌ها، امکان تاب‌آوری به‌شدت کاهش می‌یابد. تحقق این هدف نیز مستلزم نوعی از کنشگری در عرصه روابط بین‌الملل است؛ چراکه بدون آن، بهبود وضعیت اقتصادی و در نتیجه ارتقای سلامت روان، دشوار خواهد بود.

در سطح فردی، علاوه بر خودمراقبتی‌ها که در این مدت به‌طور گسترده مورد تأکید قرار گرفته است، تقویت ارتباطات اجتماعی اهمیت ویژه‌ای دارد. افراد باید تلاش کنند شبکه‌های حمایتی خود، شامل خانواده، دوستان و همکاران، را حفظ و تقویت کنند. این امر می‌تواند به افزایش تاب‌آوری فردی کمک کند.

*برای آینده چه چیزی وجود دارد که شما را نگران می‌کند و احساس می‌کنید با وجود آن سلامت روان جامعه بیشتر آسیب خواهد دید؟

نکته مهم پرهیز از نفرت‌پراکنی است. اظهارات تهدیدآمیز و رفتارهای مبتنی بر ایجاد ترس، که از سوی برخی افراد یا تریبون‌ها مطرح می‌شود، تنها به تشدید بحران می‌انجامد. این‌گونه رفتارها کمکی به بهبود شرایط نمی‌کند. همچنین برچسب‌زنی به افراد به دلیل تفاوت دیدگاه و نسبت دادن عناوینی مانند «وطن‌فروش» و سلب هویت انسانی از آن‌ها، رویکردی نادرست و آسیب‌زا است. ضروری است فضایی فراهم شود که حتی افرادی که دچار خطا شده‌اند، امکان بازگشت و پذیرش مجدد در جامعه را داشته باشند. حل مسائل اجتماعی از مسیر توهین و ناسزا ممکن نیست. باید ریشه‌ها و زمینه‌های شکل‌گیری این نگرش‌ها شناسایی و برطرف شود تا افراد احساس نکنند ناگزیر به تکیه بر بیگانگان هستند.

 

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O