مخالفتمان را با جنگ چهطور ابراز کنیم وقتی اینترنت نیست؟
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، «کارکردهای شبکه ملی اطلاعات (اینترانت)، به معنای بینیازی کشور از اینترنت بینالملل نیست... از این منظر تأکید میشود این دو، نه بهعنوان دو گزینه جایگزین برای یکدیگر بلکه بهعنوان دو مؤلفه مکمل باید در نظر گرفته شوند...» علیرغم تاکید ستار هاشمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات بر لزوم در نظر گرفتن اینترنت و اینترانت بهعنوان دو مولفه مکمل اما امروز جمعه ۲۸ فروردین، چهلونهمین روزی است که سطح دسترسی کاربران ایرانی به اینترنت -طبق اعلام نتبلاکس- دو درصدِ وضعیت عادی است.
قطع اینترنت یا اعمال محدودیت در اتصال به آن، چنانچه ستار هاشمی در یادداشتِ «اتصال جهانی در کنار ارتباطات پایدار؛ دو بال حکمرانی دیجیتال» اشاره میکند، میتواند «... دامنه پیامدهای قابل توجه و حتی غیرقابل جبران برای فعالیت کسبوکارها، جریان نوآوری و سرمایه اجتماعی را روز به روز گستردهتر کند.» یک پیامد از این دامنه پیامدهای قابل توجه و غیرقابل جبران، در نمونهای مثالی، حذف صدای کاربران ایرانی فعال از رسانههایی همچون اینستاگرام و ایکس (توئیتر سابق) است.
کاربرانی که جدا از خدشهدارشدن حق «اطلاع، آگاهی و ارتباط»شان، اگر این روزها به اینترنت دسترسی داشتند و صدایشان در شبکههای اجتماعی جهانی شنیده میشد، اجازه شکلگیری خلاء موجود را نمیدادند. آنها میتوانستند حقیقیترین پاسخها را به اظهاراتی از این دست بدهند که: «ایرانیها در حالی که زندگیشان در خطر است به ما میگویند برگردید و بمباران را ادامه دهید چون آزادی میخواهند.» (دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا- ۱۷ فروردین). درواقع حضور این کاربران میتوانست به محکمترین دلیل نقض گزارهٔ «ایرانیها میگویند لطفا ما را بمباران کن!» تبدیل شود.

وقتی امکان انتشار وجود ندارد، خلق اثر چه فایدهای خواهد داشت؟!
در این میان یکی از برّاترین زبانهایی که میتوانست، بیواسطه، برای هر بینندهای در هر جغرافیایی، گویا و مفهوم باشد، کاریکاتور است. هادی حیدری، کارتونیست و روزنامهنگار در گفتوگو با خبرآنلاین، با تأکید بر همین ویژگی، کاریکاتور را «یکی از بُرّاترین زبانها» برای بیان مواضع در شرایط بحرانی دانست؛ زبانی که بدون نیاز به ترجمه، برای مخاطب جهانی قابل درک است و میتواند تأثیری فراتر از هر مقاله و سخنرانی داشته باشد. به گفته او، آثار کاریکاتوری بهویژه آن دسته که بر پایه نمادها و نشانهها شکل میگیرند، توانایی بالایی در برقراری ارتباط با افکار عمومی در سطح بینالمللی دارند.
با این حال، این ظرفیت مهم در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، برای هنرمندان ایرانی تا حد زیادی بلااستفاده مانده است. حیدری با اشاره به قطع اینترنت از همان روزهای ابتدایی جنگ، این پرسش را مطرح میکند که «وقتی امکان انتشار وجود ندارد، خلق اثر چه فایدهای خواهد داشت؟» او اشاره میکند در روزهای جنگ در حالی که بسیاری از کارتونیستها آثاری ضد جنگ خلق و به سرعت در فضای جهانی منتشر کردند، هنرمندان ایرانی داخل کشور از این امکان محروم بودند.
حیدری در خصوص نقش کاریکاتور در رساندن پیامهای مخالفت با جنگ به جهان و همچنین نقش پررنگ برخی کارتونیستهای جهانی مانند کمال شرف گفت: «یک موضوع اساسی وجود دارد و آن اینکه افرادی مانند کمال شرف و کارتونیستهای دیگر کشورها، امکان انتشار آثارشان را دارند و ما امکان انتشار نداریم. من در جنگ ۱۲ روزه تا زمانی که اینترنت قطع نشده بود، شاید بیشترین واکنشهای ضد جنگ، واکنشهایی با جنبه ملی برای تاکید بر مفهوم ملت را در قالب طرح کشیدم و توانستم منتشر کنم. اما در جنگ اخیر از روز اول اینترنت قطع شد و سوال این است اگر من کاری خلق کنم کجا باید آن را انتشار دهم؟»
او ادامه داد: «من به عنوان عضو کوچکی از این جامعه وقتی میخواهم واکنشی نشان دهم دستم کوتاه است. چراکه به عنوان مثال روزنامهای («هممیهن») که آثارم را در آن منتشر میکردم از دیماه سال گذشته توقیف شده است و فضای اینترنت بینالملل هم که میتوانست بستری برای انتشار آثارم باشد مسدود است.»
هادی حیدری با اشاره به نقش موثر کاریکاتور در رساندن پیام در مورد مسائل حساس جهانی گفت: «یکی از برّاترین زبانهایی که میتواند در این شرایط تاثیر بگذارد طرح، کارتون و کاریکاتور است. خصوصا کارهایی که جنبه سمبلیک و با نشانهها سروکار دارند بسیار میتوانند موثر باشند اما این امکان از ما سلب شده است. این در حالی است کاریکاتور میتواند بدون واسطه، برای همه مردم، گویا و مفهوم باشد و تاثیرگذاری آن روی مخاطب جهانی از چندین و چند مقاله، سخنرانی و یادداشت هم بیشتر است.»

این خطمشی صداوسیما افتراق را بیشتر میکند
در شرایطی که از آغاز وضعیت موجود؛ محدودیت دسترسی کاربران ایرانی به اینترنت، بیش از ۱۱۵۰ ساعت میگذرد، نتبلاکس میگوید میزان اتصال بینالمللی کشور تنها حدود دو درصد از سطح عادی برآورد میشود؛ دو درصدی که اتصالشان به اینترنت یا از طریق سیمکارتهای اصطلاحا «سفید» ممکن شده است یا کاربرانی هستند که از عهده پرداخت هزینه روشهای عبور از محدودیتها، علیرغم جرمانگاریشدن برخی از این روشها، برمیآیند. با این حساب، تنها امکانات رسانهای برای عموم مردم؛ جز صداوسیما، روزنامهها و خبرگزاریهای داخلی هستند و در این میان انتقاد حقوقدانان و کارشناسان رسانه، اساتید دانشگاه و پژوهشگران ژورنالیسم، روزنامهنگاران و اساتید علوم ارتباطات از روایت بعضا یکطرفه صداوسیما یا اصطلاحا «رسانه ملی»، چیز تازهای نیست.
این کارتونیست با اشاره به از دست رفتن مرجعیت خبری رسانههای داخلی برای مخاطب، ازجمله صداوسیما که در بزنگاههایی مانند جنگ بیش از پیش رخ مینماید، گفت: «در حدود ۵۰ روزی که از آغاز جنگ میگذرد، صداوسیما همان خط مشی پیشین خود را پی گرفته است. درواقع هیچ دریچه جدیدی در آن گشوده نشده و نشانی از تنوع افکار در آن دیده نمیشود. طوریکه هر شبکهای را میبینید همان کارشناسان تکراری که کاملاً از نظام سیاسی تبعیت میکنند و از کلیت جامعه ایران نیامدهاند، حضور دارند.»
او با طرح این سوال که «اگر قرار است تحولی در صداوسیما اتفاق بیفتد، چه زمانی اتفاق خواهد افتاد؟! و مگر از جنگ، بلایی خانمانسوز هم هست که آن زمان چشمانتظار این تحول باشیم؟!» صحبتهای خود را اینطور جمعبندی کرد: «این خط مشی صداوسیما نه تنها باعث همبستگی نمیشود بلکه گسلهای افتراق را عمق میبخشد و بیشتر میکند. نتیجه هم میشود این که همچنان افرادی هستند که چشمشان به این است که یک نیروی خارجی بیاید و نجاتشان بدهد. اما نمیدانند که هیچ نیروی خارجی صلاح ملت دیگری را نمیخواهد. کافیست فقط یک نگاه اجمالی به تاریخ بیاندازیم تا ببینیم در هیچ کجای دنیا یک کشور بیگانه، برای ایجاد رفاه و آزادی ملتی دیگر به آن کشور نرفته و در این لشکرکشی جز منافع خود، چیز دیگری را لحاظ نکرده است.»