سناریوهای پیش روی ایران پس از فعال شدن مکانیسم ماشه | بستن تنگه هرمز فورا با واکنش شورای امنیت روبرو می شود

به گزارش اقتصادنیوز، سه کشور اروپایی فرانسه، انگلیس و آلمان روز گذشته بعد از چندین روز گمانه زنی در نهایت مکانیسم ماشه را فعال کردند.
اسنپ بک یا مکانیسم ماشه، بندی از برنامه جامع اقدام مشترک بین ایران و 1+5 است که به طرف های مقابل ایران این امکان را می داد که در سال 2015 در صورت نقض تعهدات برجامی از سوی ایران، روند بازگرداندن تحریمهای شش گانه شورای امنیت سازمان ملل علیه تهران را آغاز کنند.
اقتصادنیوز: ایران قبلا اعلام کرده بود که برای شرایطی از این دست آماده است و با چین و روسیه در این زمینه گفتگوهایی داشته. حالا دیپلماتهای این دو کشور به الجزیره گفتهاند پیشنویس قطعنامه روسیه و چین از طرفهای توافق هستهای ایران میخواهد که فوراً مذاکرات را از سر بگیرند.
با خروج آمریکا از برجام در سال 2018 به فرمان دونالد ترامپ، این کشور صلاحیت بازگرداندن مکانیسم ماشه را از دست داد و فقط تصمیم به بازگشت تحریم های قبلی سازمان ملل در اختیار اروپایی ها قرار گرفت.
با بازگشت تحریمهای ششگانه ای که از سال های 2006 تا 2010 علیه ایران وضع شده بود، فشارهای اقتصادی بیشتری در کنار تحریم های واشنگتن علیه تهران اعمال خواهد شد.
پس از جنگ 12 روزه ایران و اسرائیل، اروپاییها تمدید شش ماهه مکانیسم ماشه را پیش روی ایران قرار داده بودند اما ایران به استناد عدم پایبندی اروپایی ها به برجام، آنها را در بازگرداندن این مکانیسم فاقد مشروعیت می دانست. با فعال شدن این مکانیسم، ظرف یک ماه از روز پنج شنبه تحریم ها باز خواهد گشت مگر آنکه ایران و غرب مجددا به توافق دیگری دست پیدا کنند.
البته امکان توافق با غرب پس از این یک ماه نیز وجود دارد. اما سوال آنجاست که نوع توافق در این یک ماه و پس از آن آیا یکسان خواهد بود.
اقتصادنیوز در این باره با قاسم محبعلی دیپلمات و مدیرکل پیشین خاورمیانه وزارت خارجه به گفتگو نشسته است. محبعلی معتقد است که همانطور که الان امتیازاتی که ایران میتواند کسب کند نسبت به زمان پیش از جنگ محدودتر است، با گذشت یک ماه نیز این شرایط تغییر خواهد کرد.
مشروح این گفتگو را در ادامه میخوانید.
*******
آقای محبعلی! اروپاییها فرآیند فعال شدن مکانیزم ماشه را آغاز کردند. لطفا در ابتدا تحلیل خود را از این وضعیت بیان کنید.
فکر میکنم وضعیت نسبتاً روشن است. اگر در این یک ماه فرصت باقی مانده توافقی برای تمدید قطعنامه 2231 صورت نگیرد، تحریمهای موسوم به قطعنامههای ششگانه بازخواهند گشت و این موضوع شرایط پیچیدهای را ایجاد میکند.
اگر به توافق نرسیم باید آمادگی برای راه حل نظامی وجود داشته باشد
البته نمیتوان گفت که به طور کامل فرصت دیپلماسی بسته میشود، اما ممکن است اقدامات متقابل، زمینهساز جنگی تازه شود که علاوه بر آمریکا و اسرائیل، احتمالاً اروپاییها هم در آن مشارکت داشته باشند. این وضعیت فرصتی هم برای سوءاستفاده اسرائیل و حتی ترامپ فراهم میکند تا بتوانند از آن برای ضربه زدن به ایران استفاده کنند.
در هر صورت، آثار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی متعددی خواهد داشت که شدت آن بسته به شرایط متفاوت است؛ اما به هر حال باید منتظر پیامدهای آن بود.
فکر میکنید تهران در این یک ماه میتواند اقدامی انجام دهد؟
دو راه پیش روی ایران قرار دارد: یا تقابل، یا تفاهم. اگر مسیر تقابل انتخاب شود، باید پذیرفت که تحریمها بازخواهند گشت و در عین حال آمادگی برای راهحل نظامی نیز وجود داشته باشد.
امتیازاتی که تهران پس از یک ماه می تواند بگیرد کمتر است
و اگر ایران مسیر تفاهم را انتخاب کند...؟
تفاهم روشن است؛ همکاری با آژانس، شفافسازی و اثبات اینکه برنامه هستهای ایران، همانطور که رسماً اعلام شده، صلحآمیز است. در درجه اول، این به معنای تفاهم کامل با آژانس و پذیرش محدودیتهایی است که اروپاییها و آمریکاییها انتظار دارند. در این مسیر ممکن است امتیازاتی به دست آید و امتیازاتی هم داده شود. در شرایط فعلی این امکان وجود دارد، هرچند که نسبت به ماهها و حتی روزهای قبل از جنگ، میزان امتیازاتی که ایران میتواند کسب کند محدودتر است. اگر این یک ماه نیز بگذرد، شرایط باز هم تغییر خواهد کرد.
به هر حال، تفاهم بر پایه نوعی داد و ستد شکل میگیرد؛ نخست در حوزه برنامه هستهای و شفافسازی آن، سپس در حوزه سیاست خاورمیانهای ایران و موضع کشور در قبال اسرائیل که به نقطه اوج خود یعنی جنگ هم رسیده است و همچنین در رابطه با سیاست خصمانه ایران نسبت به آمریکا.
در NPT استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای به رسمیت شناخته شده است
همانطور که گفتید، در موضوع هستهای خطوط قرمزی وجود دارد. غرب غنیسازی را خط قرمز خود میداند و ایران هم به صفر رساندن آن را خط قرمز میداند. به نظر شما در این مدت امکان توافقی وجود دارد که این مسئله میان دو طرف حل شود؟
در چارچوب NPT این امکان وجود دارد. در NPT استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای به رسمیت شناخته شده است. بهطور مستقیم به غنیسازی اشاره نشده و بهطور صریح هم غنیسازی منع نشده است. بنابراین، غنیسازی میتواند در یک فرآیند مطرح باشد یا در فرآیند دیگری مطرح نباشد. کمااینکه بیشتر کشورهایی که انرژی هستهای دارند، به جز دو یا سه کشور، غنیسازی انجام نمیدهند اما از انرژی هستهای در سطح و حجم بسیار بالا استفاده میکنند.
فقط ژاپن، آلمان و دو سه کشور اروپایی دیگر هستند که غنیسازی دارند. بهویژه ژاپن که بالاترین سطح غنیسازی را دارد؛ حدود دو و نیم میلیون سو. آلمان و و یکی دو کشور اروپایی هم همین وضعیت را دارند. در مقابل، بقیه کشورها از انرژی هستهای بدون غنیسازی بهرهمند میشوند.
بنابراین، مفهوم «استفاده صلحآمیز» الزاماً به معنای غنیسازی نیست. با این حال، میتوان توافق کرد که در صورت ضرورت، مانند ژاپن و آلمان، و در شرایطی که صرفه داشته باشد، ایران هم از این حق استفاده کند. پس در چارچوب NPT امکان توافق وجود دارد. آنچه مهم است، امنیت ملی، منافع ملی، تمامیت ارضی و استقلال و حاکمیت کشور است. سایر مسائل نمیتوانند خط قرمز باشند. اگر هم این موضوعات در تقابل قرار بگیرند، طبیعتاً باید امنیت ملی، تمامیت ارضی، حاکمیت و منافع ملی در اولویت قرار گیرند و مسائل دیگر ذیل آنها حل و فصل شوند.
قبل از فعال شدن مکانیزم، صحبتهایی مطرح میشد مبنی بر اینکه اروپاییها پیشنهادی به ایران دادهاند تا فعالسازی مکانیسم برای مدتی به تعویق بیفتد، اما ایران ابتدا زیر بار آن نمیرفت. آقای غریبآبادی پس از مذاکره دوم با اروپاییها (که پیش از آغاز فعال سازی مکانیسم ماشه رخ داد) توئیتی منتشر کردند که میشد از آن برداشت کرد ایران ممکن است تمدید ماشه را بپذیرد. آیا در یک ماه باقیمانده تا اعمال تحریمها، تمدید محتمل است و ممکن است ایران بتواند در این فاصله وارد گفتگو شود؟
به نظر میرسد اروپاییها چنین پیشنهادی مطرح کردهاند، اما ظاهراً روسها پیشدستی کردند و پیشنویسی را به شورای امنیت ارائه دادند. البته این موضوع منوط به توافق طرفین است. ابتدا باید روسها، آمریکاییها و اروپاییها روی یک متن مشترک به توافق برسند، سپس اروپا و آمریکا اطمینان حاصل کنند که در صورت چنین تفاهمی، مثلا برای شش ماه مدت اعتبار قطعنامه ۲۳۳۱ تمدید خواهد شد و ایران هم به میز مذاکره بازمیگردد تا درباره مسائل مختلف گفتگو کنند.
به هر حال، نیاز به یک تفاهم اولیه میان ایران و طرفهای اروپایی و آمریکایی وجود دارد و پس از آن، تفاهمی در سطح بالاتر میان روسیه و چین با طرفهای اروپایی و آمریکایی لازم است. شاید بتوان به این ترتیب به یک راهحل میانه رسید که فعلاً فرصت بیشتری به دیپلماسی بدهد و زمان تقابل را به تعویق بیندازد.
تهدیدات بیفایده، راه را برای جنگ هموار میکنند
در مقابل اگر مسیر تقابل دنبال شود چه خواهد شد؟ در فضای داخلی کشور پیشنهادهایی مطرح شده، مانند بستن تنگه هرمز یا خروج از NPT و مواردی از این دست. به نظر شما این پیشنهادها چقدر امکانپذیر و چقدر واقعگرایانه است؟
به نظر میرسد اینها بیشتر تهدیداتی بیاعتبار هستند. بدترین نوع تهدید، تهدیدی است که امکان عملیشدن آن وجود ندارد. همانطور که افزایش غنیسازی تأثیری باقی نگذاشت و هیچ امتیازی هم برای ایران به همراه نداشت، این اقدامات نیز امتیازی برای ایران به دنبال نخواهند داشت و تنها مسیر درگیری و جنگ را هموارتر میکنند. اگر قرار باشد جنگی رخ دهد، طبیعتاً باید آماده آن بود.
اما اقداماتی مانند بستن تنگه هرمز بسیار خطرناک است، چراکه بلافاصله با واکنش بینالمللی و شورای امنیت مواجه خواهد شد و نیروهای نظامی غرب، همراه با نیروهای نظامی بینالمللی و عربی، وارد عمل خواهند شد. نتیجه چنین اقدامی میتواند به نقض تمامیت ارضی ایران، از دست رفتن بخشهایی از جنوب کشور و حتی جزایر سهگانه منجر شود؛ بهویژه اگر کنترل دو سوی تنگه هرمز از دست برود. کسانی که این تهدیدات را مطرح میکنند، متوجه پیامدها و عواقب سنگین آن نیستند.
ارسال نظر