پوتین و زلنسکی در یک نقطه مشترک بهم رسیدند | انگشت اتهام جهانیان به سمت اروپاست
به گزارش اقتصادنیوز، در دنیای امروز که رهبران جهان برسر هیچ موضوعی توافق ندارند، یک اجماع مشترک در میان آنها دیده می شود؛ عملکرد ضعیف و آزاردهنده اروپا و ناتو.
اروپا در سراشیبی خودویرانگری
رئیسجمهور آمریکا، اروپا را ناسپاس و در مسیر خود ویرانگری میداند. از منظر او مهاجران چهره شهرهای این قاره را به کلی دگرگون کردهاند. در تحلیلهای بدبینانه دیپلماتهای غربی در پکن هم بر این موضوع تاکیده شده است که شی جینپینگ رهبر چین، اروپا را قارهای بهسادگی قابلتفرقه و فاقد توان رقابتی میبیند، کوبیدن اروپا حتی به تنها نقطه اشتراکی میان روسیه و اوکراین تبدیل شده است.
اکونومیست نوشت: اینکه اروپا به مانعی برای دستیابی به صلح در اوکراین توسط ولادیمیر پوتین متهم شود، امری تکراری است. اما اینکه ولودیمیر زلنسکی رئیسجمهور اوکراین، در سخنرانی خود در مجمع جهانی اقتصاد در داووس متحدان اروپایی را به حرفزدن بدون عمل متهم کند، موضوعی شوکآور بود.
اقتصادنیوز: چرخش چشمگیر در رفتار نخبگان اروپایی از مماشات با ترامپ تا مقابله آشکار، نشانههایی از یک راهبرد تازه است؛ اینکه چگونه میتوان به رئیسجمهوری که از نه شنیدن متنفر و به تلافیجویی شهرت دارد، نه گفت.
در قضاوتها اغراق شده است
بیتردید اروپا با چالشهای دشواری روبهروست. در صحنه جهانی، دولتهای اروپایی اغلب از خودراضی و فاقد خودآگاهی به نظر میرسند. آنها وعدههایی میدهند که ابزار تحققشان را در اختیار ندارند. جسورترین آنها، بریتانیا و فرانسه هستند که اکنون با بحرانهای مالی دستوپنجه نرم میکنند. سازوکارهای اتحادیه اروپا با ۲۷ کشور عضو، کند و اغلب گرفتار احتیاط و منافع ملی جزئی و کماهمیت است.
هنگامی که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری دولت ترامپ با طعنه تصمیمگیری این بلوک را کند خواند و پیچیدگیهای بروکراسی در اروپا را به سخره گرفت، چندان بیراه نمیگفت.
بازتاب سیاست داخلی
با درنظر گرفتن تمامی موارد، باز هم این میزان از تحقیر کردن اروپا، اغراقآمیز به نظر میرسد. این قضاوتها بیش از آنکه درباره واقعیت اروپا باشد، درباره رهبرانی است که این توهینها را روانه آن میکنند. دونالد ترامپ، شیجیپینگ، ولادیمیر پوتین و ولودمیر زلنسکی، بهجای سنجیدن عادلانه نقاط قوت و ضعف اروپا، بیشتر درباره تصمیمها و سیاستهای داخلی کشور خودشان صحبت میکنند. به عبارت دیگر، انتقادها و قضاوتهای این رهبران درباره اروپا، بیشتر بازتابی از منافع و مشکلات داخلی کشورهای خود قرار دارد تا تا واقعیتهای اروپا.
گلایههای ترامپ از ناتو
دونالد ترامپ در کنفرانس داووس، دانمارک را بهخاطر بازگرداندن جزیره گرینلند به حاکمیت این کشور در سال ۱۹۴۵، پس از اشغال آن توسط نیروهای آمریکایی در جنگ جهانی دوم، ناسپاس خواند و گلایه گفت: چقدر احمق بودیم که این کار را کردیم!
او همچنین اتحاد با ناتو را معاملهای یکطرفه دانست و گفت: میدانم ما به کمکشان میرویم، اما مطمئن نیستم آنها برای ما همین کار را بکنند.
در همین سخنرانی طولانی، ترامپ به قیمت بالای داروهای نسخهای در آمریکا هم پرداخت و شکایت کرد که اروپاییها همان داروها را با کسری از قیمت میخرند، چون آمریکا در حال یارانه دادن به جهان است.
روبیو: اروپا سواری مجانی میگیرد!
مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا، از آنچه که سواری مجانی اروپاییها میخواند بیزار است. او بهویژه فرانسه و آلمان را مزمت میکند؛ کشورهایی ثروتمند که بهگفته او، برای حفظ برنامههای رفاهی، مزایای بیکاری و بازنشستگی در ۵۹سالگی، در هزینههای دفاع از خود خساست به خرج دادهاند.
بااینوجود، درست است که اتحاد اروپا با آمریکا پس از فروپاشی بلوک شوروی، رهبران آن را نسبت به امنیت ملی سهلانگار کرد، اما اروپاییها آمریکا را برای کمک به خود هیپنوتیزم نکردند؛ این خود آمریکا بود که رهبری ناتوی قدرتمند را در راستای منافع خود میدید.
ترومن: ابرقدرت واقعی آمریکا سخاوت است
اگر از نظر ترامپ بازگرداندن گرینلند اشتباه بوده است، باید به هری ترومن، رئیسجمهور آمریکا در آن زمان اعتراض کند. ترامپ در داووس گفت که این جزیره اکنون از سال ۱۹۴۵ اهمیت بیشتری دارد.
در آن زمان، ترومن هم بهشدت نگران بازگرداندن گرینلند بود، چرا که این جزیره مسیرهای حیاتی هوایی و دریایی را کنترل میکرد. البته ترومن بهشدت با امپریالیسم مخالف بود؛ به همین دلیل از پیشنهاد خرید گرینلند صرفنظر کرد و بهجای آن معاهدهای را پذیرفت که وجود پایگاههای نظامی آمریکا در این جزیره را تضمین میکرد. ترومن باور داشت که ابرقدرت واقعی آمریکا، سخاوت است. او سالها بعد با شگفتی گفت که آمریکا، آلمان و ژاپن را شکست داد و سپس آنها را به جامعه ملل بازگرداند؛ کاری که بهگمان او فقط از آمریکا برمیآمد.
رفاه اجتماعی یک انتخاب سیاسی بود
علت اصلی ارزانتر بودن دارو در اروپا، انتخابهای سیاسی این کشورها است. سازمانهای بزرگ بهداشت عمومی این قاره با شرکتهای دارویی بر سر تخفیف چانهزنی میکنند؛ البته به بهای سهمیهبندی دسترسی به درمانهای جدید و گرانقیمت.
در آمریکا تا سال ۲۰۲۳، برنامه بیمه درمانی سالمندان (مدیکر) از مذاکره بر سر قیمتها منع شده بود. در مورد توازن میان دفاع و رفاه نیز، آمریکا اگر میخواست، میتوانست مزایای بیکاری به سبک فرانسه و بازنشستگی زودهنگام را تأمین کند. اما جمهوریخواهان، از جمله روبیو، مدتهاست چنین هزینههایی را نوعی خودزنی میدانند؛ هرچند با توجه به وضعیت وخیم مالی فرانسه، شاید بیراه هم نگویند.
توجیه چین برای بیتوجهی به حقوق اجتماعی
رهبران چین برای رسیدن به قدرت ملی و خودکفایی، منابع کشور را بیشتر صرف ارتش و موشکها میکنند. آنها به حقوق ناچیز کارگران، شرایط سخت کاری و ارائه خدمات اجتماعی مانند بیمارستانها و بازنشستگی، کمتر توجه دارند. آنها با کماهمیت جلوه دادن مزایای نظام اجتماعی ملایم اروپا، تصمیمات سخت خود را توجیه میکنند.
روسیه توهمات خود درباره اروپا را کنار گذاشته
تحقیر اروپا از جانب پوتین ریشههای گوناگونی دارد. اما ایدئولوگهای محبوب او اعتراف میکنند که احساس طردشدن از باشگاه اروپاییها یکی از همین ریشههاست. به گفته سرگئی کاراگانوف، نظریهپرداز نزدیک به کرملین، روسیه ناچار شده توهمات خود درباره اروپا را کنار بگذارد و بپذیرد که قدرتی اوراسیایی با گرایش به شرق است.
رفتار زلنسکی بیانصافی است
نارضایتیهای زلنسکی قابلدرک است؛ اروپا از همان اول در درک تهدید روسیه دیر عمل کرد. با اینوجود و به باور نویسنده، زلنسکی در عین حال بیانصافی هم میکند؛ چرا که کشورهای اروپایی اکنون سخاوتمندترین حامیان اوکراین هستند. همچنین رفتار زلنسکی که اتحادیه اروپا را بهدلیل فقدان وحدت فاقد یکپارچی میخواند، درست نیست.
در حقیقت، آرزوی اوکراین برای پیوستن به ناتو همین حالا هم بلندپروازانه است. اگر اتحادیه اروپا یک ابرکشور فدرال با قواعد یکپارچه و سختگیرانه بود، این مسیر بسیار دشوارتر میشد. برای کشوری که هنوز از مواجهه با فساد و حکمرانی ضعیف طفره رفته، شاید بهترین شانس عضویت، اتحادیهای منعطف باشد که نوعی عضویت ویژه و موقت را به آن اعطا کند.
رفتار اروپا آزاردهنده است اما...
نویسنده در پایان میگوید: دستکم گرفتن اروپا خطرناک است.
کمی پس از آنکه رئیسجمهور آمریکا درخواست مالکیت آمریکا بر گرینلند را داد، تهدیدهای معتبر اروپاییان، جنگ تجاری بازارها را به سقوط کشاند و موجب عقبنشینی ترامپ شد. عملکرد اروپا بدون شک ناکافی و آزاردهنده است، اما محکوم به ضعیف بودن نیست.
ارسال نظر