ترامپ فهمید که جنگ ایران، آن عملیات آسانی نبود تصور می‌کرد

فرصت تاریخی ایران در مذاکرات با آمریکا در پاکستان | احمدی: در تهران تصمیمی قطعی گرفته و اختیارات کافی به رئیس هیئت مذاکره‌کننده داده شود | مبنا پایان دادن به ۴۸ سال دشمنی باشد، نه صرفاً حل یک بحران مقطعی

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۷۹۴۷۹
اقتصادنیوز: کوروش احمدی کارشناس مسائل بین الملل در گفتگو با خبرآنلاین اظهار داشت: «آنچه قطعی به‌نظر می‌رسد این است که ایران، پس از آن‌که روند مذاکرات با آمریکا تا حدی پیش رود و در مسیر مشخصی قرار گیرد، با کار بسیار دشوارتری در قبال کشورهای منطقه مواجه خواهد شد. کشورهای منطقه هر یک ملاحظات خاص خود را دارند و ایران ناگزیر خواهد بود به‌صورت جداگانه با هر یک از آن‌ها وارد گفت‌وگو و تعامل شود.»
فرصت تاریخی ایران در مذاکرات با آمریکا در پاکستان | احمدی: در تهران تصمیمی قطعی گرفته و اختیارات کافی به رئیس هیئت مذاکره‌کننده داده شود | مبنا پایان دادن به ۴۸ سال دشمنی باشد، نه صرفاً حل یک بحران مقطعی

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، در ۲۴ ساعت گذشته، آتش‌بس موقت دو هفته‌ای میان ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران به‌طور رسمی اعلام شد؛ تفاهمی که پس از چندین هفته تشدید تنش، گفت‌وگوهای دیپلماتیک و تهدیدهای شدید دونالد ترامپ به حملات گسترده، نقطه عطفی در روابط دو کشور به شمار می‌آید. این آتش‌بس که با میانجی‌گری پاکستان حاصل شد، ساعاتی پیش از ضرب‌الاجل تعیین‌شده از سوی دونالد ترامپ برای حمله به زیرساخت‌های ایران اعلام شد و به‌عنوان فرصتی برای آغاز مذاکرات مستقیم تلقی می‌شود.

شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، نقش فعال و تأثیرگذاری در این میانجی‌گری ایفا کرد و خواستار آتش‌بس دو هفته‌ای در تمامی جبهه‌ها شد تا فضای گفت‌وگو و دیپلماسی فراهم شود. او در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی نوشت که هدف از این آتش‌بس فراهم کردن «زمان کافی برای دیپلماسی و دستیابی به پایان قاطع جنگ» است و از تهران خواست که در این مدت عبور و مرور دریایی از تنگه هرمز را به‌صورت امن باز نگه دارد. 

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، شامگاه روز سه‌شنبه اعلام کرد که با تعلیق بمباران و عملیات نظامی علیه ایران به مدت دو هفته موافقت کرده است، اما تأکید کرد که اجرای آتش‌بس منوط به بازگشایی کامل و ایمن تنگه هرمز است. ترامپ که در روزهای اخیر با تهدیدهای تند و تقابل لفظی شدید علیه ایران روبرو شده بود، گفت این توقف عملیاتی فرصت دیپلماسی و گفت‌وگو را فراهم می‌کند و باید هر دو طرف از آن بهره ببرند. 

تهران نیز این آتش‌بس را پذیرفته و عباس عراقچی، معاون وزیر امور خارجه، اعلام کرده است که ایران در طول این مدت با هماهنگی نیروهای مسلح، عبور ایمن از تنگه هرمز را تضمین خواهد کرد. با این حال، ایران در مراحل اولیه پیشنهاد میانجی‌گری اعلام کرده بود که خواستار پایان دائمی جنگ است و آتش‌بس موقت را تنها مُسکن موقتی می‌داند، نه راه‌حل نهایی.

این آتش‌بس دو هفته‌ای با واکنش‌های متفاوتی همراه شده است. برخی تحلیلگران آن را گامی رو به جلو برای کاهش تنش و باز شدن کانال‌های گفت‌وگو می‌دانند، در حالی که منتقدان هشدار می‌دهند این آتش‌بس شکننده است و ممکن است در صورت عدم توافق نهایی دوباره به تشدید خشونت‌ها منجر شود. 

آینده این توافق موقت همچنان نامشخص است. موفقیت آن تا حد زیادی به توانایی دیپلماتیک دو طرف برای یافتن راه‌حل‌های قابل قبول بستگی دارد. پاکستان از برگزاری مذاکرات مستقیم در اسلام‌آباد خبر داده که قرار است در ادامه آتش‌بس برگزار شود و هدف از آن رسیدن به یک توافق بلندمدت است. 

به‌طور کلی، این آتش‌بس دو هفته‌ای فرصتی برای کاهش فوری تنش‌ها فراهم می‌کند، اما ضرورت دارد در این مدت گفتگوها به‌طور جدی ادامه یابد تا از بازگشت سریع بحران به وضعیت پیشین جلوگیری شود.

در همین راستا خبرگزاری خبرآنلاین، در گفتگو با کوروش احمدی کارشناس مسائل بین الملل به بررسی جزئیات و چشم انداز این اتفاق پرداخته است. 

در ادامه مشروح گفتگوی «خبرآنلاین» با کوروش احمدی را می‌خوانید؛

ترامپ فهمید که جنگ با ایران، آن عملیات آسانی نبود که برایش تصویر کرده بودند

*** بنظر شما این آتش‌بس تا چه حد پایدار است و از نظر شما چه دورنمایی از جنگ وجود دارد؟

در خصوص مذاکرات در اسلام‌آباد و ارزیابی پایداری آتش‌بس در شرایط فعلی، به نظر می‌رسد این آتش‌بس دست‌کم در کوتاه‌مدت، به‌ویژه در بازه‌ای حدود دو هفته، پایدار بماند. هر دو طرف، یعنی ایران و ایالات متحده، تجربه‌ای حدود چهل‌روزه از این درگیری را پشت سر گذاشته‌اند و برای دونالد ترامپ نیز روشن شده است که این جنگ، آن‌گونه که از سوی طرف‌های اسرائیلی برای او ترسیم شده بود، سهل و سریع‌الوصول نیست.

به نظر می‌رسد تصور اولیه‌ای که بر مبنای برخی عملیات‌های ساده‌تر در نقاط دیگر ــ مانند ونزوئلا ــ در ذهن او شکل گرفته بود، همراه با القائات بنیامین نتانیاهو، این ذهنیت را ایجاد کرده بود که می‌توان ظرف چند روز کار را پایان داد. اما اکنون برای او مسلم شده است که چنین امکانی وجود نداشته و در آینده نیز نخواهد داشت. از این‌رو، بازگشت سریع به جنگ، گزینه‌ای محتمل برای او نخواهد بود.

عامل مهم دیگر، روشن‌شدن این واقعیت است که در شرایط جنگی، امکان بستن تنگه هرمز برای ایران وجود دارد. این مسئله به‌تنهایی یک عامل بازدارنده مهم به شمار می‌آید و می‌تواند تضمینی برای پرهیز از ورود مجدد آمریکا به جنگ باشد.

مبنای مذاکره باید پایان دادن به ۴۸ سال دشمنی باشد، نه صرفاً حل یک بحران مقطعی

*** آیا مذاکراتی که قرار است در اسلام‌آباد آغاز شود، می‌تواند به پایان کامل جنگ منجر شود و چه رویکردی باید از سوی تهران دنبال گردد تا این مذاکرات به موفقیت نزدیک شود.

واقعیت آن است که مذاکرات پیش‌رو بسیار دشوار خواهد بود. نخست آنکه هر دو طرف با طرح‌هایی حداکثری وارد میدان شده‌اند؛ از یک سو طرح ۱۵‌بندی ترامپ و از سوی دیگر طرح ۱۰‌بندی ایران. این رویکردهای حداکثری در شرایط جنگی تا حدی طبیعی است، چرا که کشورها درگیر لفاظی‌های تبلیغاتی، جنگ روانی و بسیج افکار عمومی داخلی خود نیز هستند و مواضع را به‌صورت حداکثری تعریف و اعلام می‌کنند.

اما مسئله اصلی این است که طرفین چگونه خواهند توانست از فضای روانی و سیاسی ایجادشده در داخل کشورهای خود عبور کنند و به یک نقطه میانی، منطقی و قابل قبول برای هر دو طرف برسند. به نظر می‌رسد هیچ راهی جز حرکت به سوی یک الگوی «برد ـ برد» وجود ندارد. اکنون هر دو طرف به این جمع‌بندی رسیده‌اند که امکان شکست کامل طرف مقابل و تحمیل صددرصدی خواسته‌ها وجود ندارد.

از این منظر، به نظر می‌رسد طرف ایرانی باید هدف اصلی خود را «حل‌وفصل نهایی وضعیت خصومت میان ایران و آمریکا» قرار دهد؛ خصومتی که نزدیک به پنج دهه بر روابط دو کشور سایه افکنده است. مبنای مذاکره باید پایان‌دادن به این دشمنی باشد. اگر این مسیر به بهبود روابط و حتی دوستی انجامید، چه بهتر؛ اما اگر چنین نشد، دست‌کم پایان‌یافتن وضعیت خصمانه خود یک دستاورد بزرگ خواهد بود.

در چنین چارچوبی، صرف‌نظر از جزئیات توافق و میزان امتیازاتی که هر طرف کسب می‌کند، نتیجه نهایی می‌تواند برای هر دو طرف سودمند باشد.

در خصوص نقش اسرائیل، بی‌تردید این عامل نیز اهمیت دارد، چرا که موضع و رفتار اسرائیل می‌تواند بر روند آتش‌بس و مذاکرات اثرگذار باشد و این موضوع نیازمند بررسی جداگانه است.

اسرائیلی‌ها در تداوم این روند، قطعاً نقش مخرب خواهند داشت. طی دو تا سه هفته گذشته نیز به‌روشنی نشان داده‌اند که با ایفای نقش میانجی‌گرانه پاکستان موافق نیستند. مقامات پاکستانی، از جمله وزیر امور خارجه این کشور، نیز به‌صورت تلویحی به این موضوع اشاره کرده‌اند که اسرائیل در حال ایجاد اخلال در این مسیر است. هرچند ممکن است هند نیز از ارتقای جایگاه دیپلماتیک پاکستان از رهگذر این میانجی‌گری چندان خرسند نباشد، اما این موضوع در حاشیه قرار دارد و مسئله اصلی، مخالفت آشکار اسرائیل با این روند است.

اسرائیل حتی پیش از این نیز با اصل برقراری آتش‌بس موافق نبود، زیرا پروژه‌ای که دنبال می‌کند با پروژه‌ای که دونالد ترامپ دنبال می‌کند، تفاوت ماهوی دارد. راهبرد اسرائیل در هفت تا هشت دهه گذشته همواره بر تضعیف قدرت‌های بزرگ منطقه‌ای و کشاندن آن‌ها به سمت فرسایش، بی‌ثباتی و فروپاشی استوار بوده است. در قبال ایران نیز همین رویکرد را دنبال کرده و در این جنگ چهل‌روزه نیز هدف اصلی آن، تضعیف ایران بوده است.

در مقابل، ترامپ اساساً چنین پروژه‌ای را دنبال نمی‌کند. او نه به‌دنبال تغییر رژیم در ایران است و نه فروپاشی کشور را در دستور کار دارد، چرا که به‌هم‌ریختگی ایران می‌تواند پیامدهای گسترده و غیرقابل‌کنترلی برای کل منطقه داشته باشد و هزینه‌های آن در نهایت متوجه ایالات متحده شود. از این رو، ترامپ انگیزه دارد که این پرونده را به سمت پایان سوق دهد، در حالی که اسرائیل به‌صورت مستمر می‌تواند در این مسیر اخلال ایجاد کند. بنابراین، هر دو طرف، یعنی ایران و آمریکا، باید مراقب باشند که اسرائیل نتواند این روند را به‌گونه‌ای مختل سازد.

باید در تهران تصمیمی قطعی گرفته شود و اختیارات کافی به رئیس هیئت مذاکره‌کننده داده شود

*** در خصوص ریاست هیئت مذاکره‌کننده ایرانی، آن‌گونه که رسانه‌ها گزارش داده‌اند، احتمال دارد محمدباقر قالیباف این مسئولیت را بر عهده گیرد. نظر شما در این خصوص چیست؟

هرچند گفته شده هنوز تصمیم نهایی اتخاذ نشده است، اما نکته اساسی فراتر از نام فرد است. تجربه مذاکرات گذشته، چه در جریان برجام و چه در مذاکرات سال‌های اخیر، نشان داده است که یکی از مشکلات اصلی، محدود بودن اختیارات مذاکره‌کنندگان بوده است. در بسیاری از موارد، مذاکره‌کننده ناچار بوده برای هر تصمیم جزئی به تهران بازگردد و دستورالعمل دریافت کند. این شیوه، از منظر حرفه‌ای مذاکرات، کارآمد نیست و موجب طولانی‌شدن روند گفت‌وگوها می‌شود.

فردی که در رأس هیئت مذاکره‌کننده قرار می‌گیرد، باید از اختیارات کافی و اعتماد به نفس ناشی از آن برخوردار باشد تا بتواند در موضوعات غیرحیاتی و غیراستراتژیک، تصمیم‌گیری مستقیم انجام دهد و روند مذاکرات را پیش ببرد. طبیعی است که در مسائل بسیار کلان و راهبردی، نیاز به اخذ نظر مراجع بالادستی وجود دارد، اما در بسیاری از موضوعات، چنین روندی می‌تواند مذاکرات را از حالت مؤثر خارج کند.

با توجه به بازه زمانی کوتاه دو هفته‌ای که برای این مذاکرات در نظر گرفته شده، وجود چنین اختیاراتی برای رئیس هیئت ایرانی اهمیتی دوچندان دارد؛ هرچند این احتمال نیز وجود دارد که این مهلت زمانی در ادامه تمدید شود.

قاعدتاً این اختیارات باید وجود داشته باشد، اما مسئله اصلی آن است که یک تصمیم قطعی و جدی در تهران اتخاذ شود و چارچوب مشخصی برای هیئت مذاکره‌کننده و رئیس آن تعیین گردد و اختیارات کافی در اختیار وی قرار داده شود تا بتواند روند کار را به‌درستی پیش ببرد.

دو طرف باید برای رفع کدورت‌های شکل‌گرفته در این دوره چهل‌روزه تلاش کنند

*** دونالد ترامپ در بیانیه منتشرشده اعلام کرده است که «آمریکا به نمایندگی از کل منطقه با ایران مذاکره می‌کند»، این سخن چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟

باید گفت که اصولاً در مواجهه با اظهارات ترامپ، در گام نخست نمی‌توان اعتبار زیادی برای آن‌ها قائل شد؛ مگر آن‌که این مواضع در گذر زمان توسط خود او تکرار شود و سپس از سوی سایر مقامات آمریکایی نیز مورد تأکید قرار گیرد و به‌تدریج به‌عنوان یک موضع رسمی و تثبیت‌شده ایالات متحده شناخته شود.

در وضعیت فعلی، این سخن بیش از آن‌که حامل یک موضع عملیاتی و دقیق باشد، به‌نظر می‌رسد نوعی بیان خطابی و رتوریک سیاسی باشد. از این رو، بعید است که تأثیر تعیین‌کننده‌ای بر نحوه عملکرد ایران یا سیاستی که ایران در پیش خواهد گرفت، داشته باشد.

آنچه قطعی به‌نظر می‌رسد این است که ایران، پس از آن‌که روند مذاکرات با آمریکا تا حدی پیش رود و در مسیر مشخصی قرار گیرد، با کار بسیار دشوارتری در قبال کشورهای منطقه مواجه خواهد شد. کشورهای منطقه هر یک ملاحظات خاص خود را دارند و ایران ناگزیر خواهد بود به‌صورت جداگانه با هر یک از آن‌ها وارد گفت‌وگو و تعامل شود.

در واقع، دو طرف باید تلاش کنند کدورت‌هایی را که در جریان این دوره چهل‌روزه شکل گرفته است، برطرف سازند و زمینه را برای بازسازی اعتماد و تنظیم مجدد روابط فراهم کنند.

 

ارسال نظر

پربازدیدترین‌ها
از دست ندهید
لوتوس پارسیان - O