وقتی تقویم به اندازه توپخانه تعیین‌کننده است

3 «ساعتِ سیاسی» متفاوت در تهران، واشنگتن و تل‌آویو | معماری فردای جنگ با چه کسانی است؟ | ترامپ به دنبال راه خروج است

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۸۱۰۷۲
اقتصادنیوز: ترامپ در حال رقابت با انتخابات میان‌دوره‌ای است، ایران روی فرسایش زمان حساب می‌کند و نتانیاهو به جنگی نیاز دارد که پایان نداشته باشد.
3 «ساعتِ سیاسی» متفاوت در تهران، واشنگتن و تل‌آویو | معماری فردای جنگ با چه کسانی است؟ | ترامپ به دنبال راه خروج است

به گزارش اقتصادنیوز، در هر درگیری، تقویم به اندازه توپخانه تعیین‌کننده است. جنگی که خلیج فارس را میان ایالات متحده، اسرائیل و ایران درگیر کرده، از این قاعده مستثنی نیست. فراتر از دشمنان مستقیم، هر یک از سه بازیگر اصلی در حال نبرد با زمان هستند. هرکدام بر اساس «ساعتِ سیاسی» متفاوتی عمل می‌کنند و با ضرب‌الاجلی خاص و بالقوه مرگبار روبه‌رو هستند.

واشینگتن: بحران تا انتخابات میان‌دوره‌ای

الجزیره در گزارشی نوشتدر ژانویه ۲۰۲۵، دونالد ترامپ با رویکرد دیپلماسی ضربتی به قدرت بازگشت؛ رویکردی که هنر معامله را بر ماشین جنگی ترجیح می‌داد. او استیو ویتکاف را به عمان فرستاد و یک مهلت ۶۰ روزه تعیین کرد. ترامپ واقعا باور داشت که یک شوک سریع و قاطع به ایران می‌تواند در عرض چند روز باعث فروپاشی نظام شود، انتظاری که ظاهرا از سوی موساد و بنیامین نتانیاهو هم تقویت شده بود. اما چنین نشد.

خبر مرتبط
دیپلماسی پنهان ترکیه برای توقف جنگ ایران | نقش نادر سازمان اطلاعات ملی ترکیه در مذاکرات آتش بس

اقتصادنیوز: دولت ترامپ به ترکیه به‌عنوان یکی از اعضای ناتو و قدرتی کلیدی در منطقه متکی است؛ کشوری که هم با ایران و گروه‌های مورد حمایت آن در عراق ارتباط دارد و هم در سوریه نفوذ قابل‌توجهی دارد، در حالی که واشنگتن تلاش می‌کند مسیرهای دیپلماتیک را در منطقه‌ای به‌شدت بی‌ثبات حفظ کند.

وقتی این پیروزی سریع محقق نشد، آمریکا وارد جنگی فرسایشی شد که در آن زمان به نفع ایران عمل می‌کند. جان مر‌شایمر، استاد دانشگاه شیکاگو، می‌گوید: «ترامپ یک اشتباه فاحش مرتکب شد. مشکل ساختاری است، ایران از طریق تنگه هرمز اهرم قابل‌توجهی بر اقتصاد جهانی دارد و همچنان توان نفوذ به سامانه‌های دفاعی کشورهای خلیج و اسرائیل را حفظ کرده است؛ در نتیجه آمریکا راه خروج روشنی ندارد.»

هزینه سیاسی داخلی هم سنگین است. قیمت نفت خام آمریکا از ۶۷ دلار پیش از جنگ به بالای ۹۰ دلار رسید. تورم در ماه مارس به نرخ سالانه ۳.۳ درصد افزایش یافت و قیمت بنزین ۲۱.۲ درصد بالا رفت؛ به‌طوری که افزایش هزینه انرژی تقریبا سه‌چهارم رشد ماهانه شاخص قیمت مصرف‌کننده را تشکیل داد.

محبوبیت ترامپ در حوزه اقتصاد به پایین‌ترین سطح خود، یعنی ۲۹ درصد، رسیده و حتی ۴۰ درصد جمهوری‌خواهان نیز از عملکرد او در مهار تورم ناراضی‌اند.

ترامپ و قیمت بنزین

رئیس‌جمهور در موقعیتی شکننده قرار دارد؛ تنها هفت ماه تا انتخابات میان‌دوره‌ای باقی مانده، با پایین‌ترین سطح محبوبیت و درگیر جنگی نامحبوب. حتی اگر جنگ به‌زودی پایان یابد، رای دهندگان ممکن است همچنان در طول فصل انتخابات با فشار قیمت سوخت دست‌وپنجه نرم کنند، در حالی که جمهوری‌خواهان برای حفظ اکثریت شکننده خود در کنگره تلاش می‌کنند.

طنز تلخ ماجرا این است که فردی که وعده کاهش قیمت‌ها را داده بود، ممکن است خود بزرگ‌ترین شوک انرژی یک نسل را ایجاد کرده باشد. یک استراتژیست جمهوری‌خواه هشدار داد: «همان عواملی که جو بایدن را زمین زد، حالا ترامپ و جمهوری‌خواهان را در انتخابات تهدید می‌کند.»

تهران: نگه داشتن زغال گداخته

محاسبات ایران نیز به همان اندازه به زمان وابسته است، اما به‌صورت معکوس. جایی که ترامپ به خروج سریع نیاز دارد، راهبرد بقا برای تهران بر تحمل استوار است.

مر‌شایمر استدلال می‌کند وسعت جغرافیایی ایران و پراکندگی دارایی‌های نظامی‌اش، تضعیف قاطع آن را از طریق حملات سریع دشوار می‌کند و حتی عملیات طولانی‌مدت هم احتمالا نمی‌تواند توانایی‌های آن را از بین ببرد. ایران همچنان ظرفیت بازدارندگی قابل‌توجهی دارد، از جمله سامانه‌های موشکی و شبکه‌ای از متحدان منطقه‌ای، که امکان ادامه یک رویارویی طولانی را فراهم می‌کند.

جفری ساکس، اقتصاددان دانشگاه کلمبیا و منتقد جدی این جنگ، آن را از ابتدا فاقد درک راهبردی می‌داند. به گفته او، ترامپ توافقی را که برای محدود کردن برنامه هسته‌ای ایران وجود داشت، پاره کرد، سپس رهبری را ترور کرد که سال‌ها سلاح هسته‌ای را خلاف اسلام اعلام کرده بود، و اکنون منطقه را وارد جنگی گسترده کرده است.

ایران در این وضعیت مثل کسی است که زغال داغی را در دست نگه داشته: «درد غیرقابل تحمل است، اما دست هنوز رها نکرده. راهبرد تهران این است که آن‌قدر ضربه را تحمل کند تا زمان برای آمریکا تمام شود.»

اگر قیمت نفت بالای ۱۰۰ دلار باقی بماند و حتی به ۱۵۰ دلار برسد، قدرت معامله‌گری ترامپ ممکن است از بین برود، زیرا حمایت داخلی او زیر فشار هزینه‌های انرژی فرو می‌ریزد.

ساکس هشدار می‌دهد که بسته شدن طولانی‌مدت تنگه هرمز می‌تواند شوک انرژی بی‌سابقه‌ای ایجاد کند، چرا که حدود یک‌پنجم نفت جهان و ۳۰ درصد گاز طبیعی مایع از این مسیر عبور می‌کند.

ایران آمریکا اسرائیل

تل‌آویو: جنگی که نباید تمام شود

منافع زمانی اسرائیل دقیقا عکس واشینگتن است. نتانیاهو که با پرونده‌های قضایی داخلی و انتخابات در چند ماه آینده مواجه است، انگیزه دارد جنگ را تا حد ممکن طولانی کند. جنگ منتقدان را به حاشیه می‌راند، جامعه را حول پرچم متحد می‌کند و پوشش سیاسی لازم برای پیشبرد اهداف بلندمدت در لبنان و فراتر از آن را فراهم می‌سازد.

حتی پس از اعلام آتش‌بس میان آمریکا و ایران، دفتر نتانیاهو صریح اعلام کرد: «این آتش‌بس شامل لبنان نمی‌شود.»

گیدئون لوی، ستون‌نویس باسابقه هاآرتص، معتقد است نظامی‌گری نه فقط ابزار سیاسی نتانیاهو، بلکه جهان‌بینی اوست. او می‌گوید: «در اسرائیل، جنگ همیشه اولین گزینه است، نه آخرین. به گفته او، فرهنگ سیاسی به‌طور مداوم به راه‌حل‌های نظامی گرایش دارد و دیپلماسی را کنار می‌زند.»

در داخل اسرائیل نیز فضای جنگی حاکم است و نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد حمایت گسترده‌ای در میان جامعه یهودی وجود دارد.

دنیل لوی، مذاکره‌کننده سابق صلح اسرائیل، ارزیابی نگران‌کننده‌ای ارائه می‌دهد: «نتانیاهو به دنبال هژمونی منطقه‌ای و گسترش نفوذ است. حتی اگر این مسیر به تضعیف جایگاه آمریکا و کاهش حمایت سنتی از اسرائیل در آن کشور منجر شود.»

سه زمانبندی، با سه جهت متفاوت

آنچه این درگیری را تا این حد انفجاری می‌کند، این است که سه بازیگر اصلی بر اساس جدول‌های زمانی متضاد حرکت می‌کنند:

  • ترامپ به یک نتیجه قبل از نوامبر نیاز دارد.
  • ایران باید تا نوامبر دوام بیاورد..
  • نتانیاهو به ادامه جنگ تا حد ممکن نیاز دارد

مر‌شایمر معتقد است ایران با زنده ماندن پس از ضربه اولیه، جلوگیری از فروپاشی نظام و حفظ توان نظامی کافی، عملا در این جنگ پیروز شده و آمریکا را مجبور به جست‌وجوی راه خروج کرده است. به گفته او، توافق نهایی هم این واقعیت را منعکس خواهد کرد.

ساکس حتی فراتر می‌رود و می‌گوید در حالی که ترامپ ادعا می‌کند ایران به‌شدت به آتش‌بس نیاز دارد، در واقع این کاخ سفید است که بیش از پیش به دنبال راه خروج است.

در نهایت، ممکن است زمان تنها بازیگری باشد که نه می‌توان آن را بمباران کرد، نه تحریم و نه فریب داد. معماری فردای جنگ را کسانی شکل خواهند داد که این منطق را درک کنند و سرمایه سیاسی داخلی لازم برای تحمل پیامدهای آن را داشته باشند. با توجه به شواهد فعلی، تنها جایی که زمان در حال اتمام است، واشینگتن است.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O