حیرت رای‌دهندگان آمریکایی از تصمیمات ترامپ

جنگ با ایران چطور معادلات واشنگتن را تغییر داد؟ | ترامپ زیر شعارهای انتخاباتی خود زد | اکنون هر تصمیمی پرهزینه خواهد بود

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۸۳۷۲۵
اقتصادنیوز: بسیاری از رأی‌دهندگان ترامپ تصور می‌کردند که شعار «عظمت را به آمریکا برگردانیم» به معنای ورود به ماجراجویی‌های جدید نیست، بلکه نوعی عقب‌نشینی هوشمندانه از نقش جهانی گسترده آمریکا است. حتی زمانی که او نسخه‌ای به‌روز از «دکترین مونرو» را مطرح کرد و وعده تمرکز بر نیمکره غربی را داد، در افکار عمومی این برداشت شد که آمریکا قرار است دامنه تعهدات خود را محدود کند.
جنگ با ایران چطور معادلات واشنگتن را تغییر داد؟ | ترامپ زیر شعارهای انتخاباتی خود زد | اکنون هر تصمیمی پرهزینه خواهد بود

به‌گزارش اقتصادنیوز، حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران نه فقط یک تصمیم اشتباه، بلکه نقطه عطفی در روند افول قدرت جهانی آمریکا بود. البته، برخی ترجیح می‌دهند تا به‌جای کلمه امپراتوری، از واژه هژمونی استفاده کنند، چرا که سلطه و حکومت آمریکا بر سرزمین‌ها معمولا غیرمستقیم است.

کریستوفر کالدول در نیویورک‌تایمز نوشت: واقعیت این است که هر امپراتوری یا هژمونی، تا زمانی دوام می‌آورد که ابزارهایی که دارد، با اهداف تعیین شده آن همخوانی داشته باشد. در این میان، جنگ با ایران نشان داد که دولت دونالد ترامپ از این حد فراتر رفته و اقداماتی بیش از توان خود را صورت داده است.

از شعارهای انتخاباتی تا دکترین مونرو

شکست در خاورمیانه چیزی نبود که بسیاری انتظار آن را از دولت ترامپ داشته باشند. ترامپ در کارزارهای انتخاباتی خود بارها به مشکل «فراتر از توان عمل کردن» اشاره کرده بود؛ چه در داخل و با سیاست‌های پرهزینه اجتماعی، و چه در خارج، با تلاش‌های ناموفق برای ملت‌سازی. او همواره عراق را نمونه‌ای از این سیاست‌های شکست‌خورده می‌نامید. با این حال و برخلاف انتظارها، خود او ادامه‌دهنده همان مسیر شد.

خبر مرتبط
سیر تکامل فساد در دولت ترامپ | ردپای منافع خانواده ترامپ و نزدیکانش در قراردادهای بین‌المللی

اقتصادنیوز: اگر در دوره اول ترامپ موضوعاتی مثل استفاده از املاک شخصی برای جلسات رسمی یا دریافت هزینه‌های بالا از سرویس مخفی خبرساز بود، در دوره دوم ابعاد مالی این مسائل بسیار بزرگ‌تر شده است.

بسیاری از رأی‌دهندگان ترامپ تصور می‌کردند که شعار «عظمت را به آمریکا برگردانیم» به معنای ورود به ماجراجویی‌های جدید نیست، بلکه نوعی عقب‌نشینی هوشمندانه از نقش جهانی گسترده آمریکا است. حتی زمانی که او نسخه‌ای به‌روز از «دکترین مونرو» را مطرح کرد و وعده تمرکز بر نیمکره غربی را داد، در افکار عمومی این برداشت شد که آمریکا قرار است دامنه تعهدات خود را محدود کند.

چنین رویکردی از نظر تاریخی نیز قابل دفاع بود. برای مثال، بریتانیا نیز پس از جنگ جهانی دوم ناچار شد تا امپراتوری گسترده خود را رها کند. این فرآیند ابدا ساده نبود و حتی گاهی با خشونت همراه بود، اما در مجموع موفقیت‌آمیز بود. در پایان بریتانیا توانست تا بدون درگیر شدن در جنگ‌های پرهزینه، روابط قابل قبولی را با مستعمرات سابق خود حفظ کند.

در این میان، دونالد ترامپ نیز می‌توانست مسیری مشابه بریتانیا را انتخاب کند.

آمریکا و چین

تلاش برای کاهش نفوذ پکن در نیم‌کره غربی

در سال‌های اخیر، نگرانی واشنگتن همواره تغییر توازن قدرت در جهان، به‌ویژه به نفع چین بوده است. از این منظر، آمریکا باید هرچه سریع‌تر موقعیت خود را تثبیت می‌کرد. بنابراین ترامپ در ابتدا تلاش کرد تا با فشار برای فروش بنادر کانال پاناما و اقدامات علیه ونزوئلا و تهدید کوبا، نفوذ چین را در نیمکره غربی کاهش دهد. این مجموع سیاست‌ها فارغ از درست یا غلط بودن، حداقل انسجامی نسبی داشت.

حمله به ایران معادله را تغییر داد

اما حمله به ایران از این الگو پیروی نمی‌کرد. این اقدام نه یک حرکت دفاعی، بلکه ورود به تعهدی پرخطر و نامحدود بود. درحقیقت، برای کشوری که به انرژی خاورمیانه وابسته نیست، جنگ با ایران یک ضرورت حیاتی محسوب نمی‌شود. مهم‌تر اینکه آمریکا ابزار نظامی کافی برای تحمیل اراده خود در یک جنگ طولانی با ایران را ندارد.

تکرار اشتباه تاریخی عراق

برای درک این موضوع کافی است به گذشته نگاه کنیم: در جنگ خلیج فارس در ۱۹۹۱، بیش از یک میلیون سرباز از ده‌ها کشور برای مقابله با عراق به میدان آمدند؛ عراقی که از ایران کوچک‌تر و ضعیف‌تر بود. در جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ نیز صدها هزار نفر کشته شدند. بنابراین، اگر آمریکا بخواهد ایران را مهار کند، به نیروی عظیمی نیاز خواهد داشت و حتی در صورت موفقیت، باید برای مدت طولانی در منطقه باقی بماند.

کاهش معنادار ذخایر تسلیحاتی

نویسنده مدعی شد: البته برخی معتقدند که فناوری‌های پیشرفته نظامی جایگزین نیروهای گسترده شده‌اند، اما همین تسلیحات نیز محدود و در حال مصرف شدن هستند. گزارش‌ها نشان می‌دهد آمریکا بخش قابل توجهی از موشک‌های پیشرفته خود را در این جنگ استفاده کرده و ذخایرش کاهش یافته است. این در حالی است که واشنگتن سال‌ها از ضعف نظامی متحدان اروپایی انتقاد می‌کرد، ولی اکنون خود نیز با محدودیت‌هایی مشابه روبه‌روست.

هژمونی آمریکا

اکنون هر تصمیمی هزینه بالا دارد

آمریکا هنوز گزینه‌هایی را در اختیار دارد، اما هر انتخابی هزینه‌بر خواهد بود. اگر واشنگتن از جنگ عقب‌نشینی کند، ضعف نظامی خود را آشکار می‌کند. گزینه دیگر انتقال منابع و تجهیزات از مناطق مهم‌تری مانند اروپا و شرق آسیا است. از سویی ازسرگیری گزینه‌های نظامی شدیدتر می‌تواند پیامدهای اخلاقی و سیاسی سنگینی را داشته باشد. بنابراین با انتخاب هریک از گزینه‌ها، آمریکا اعتبار، متحدان یا حتی ارزش‌های خود را از دست خواهد داد.

نتانیاهو به‌درستی فهمیده بود که...

از سویی، ماجرا برای بنیامین نتانیاهو کاملا متفاوت است. از منظر او، این جنگ شاید آخرین فرصت برای جلب حمایت کامل آمریکا از اسرائیل بوده باشد. او به‌درستی فهمیده بود که در آینده نزدیک و با تغییر توازن قدرت جهانی، آمریکا دیگر توان یا تمایل کمتری برای چنین مداخلاتی خواهد داشت.

جنگ با ایران به‌نوعی نشان داد که این ارزیابی چندان هم اشتباه نبوده است.

یک شباهت تاریخی

مقایسه وضعیت کنونی آمریکا با بریتانیا در اوایل قرن بیستم نیز قابل توجه است؛ کشوری با تعهدات گسترده، اقتصاد تحت فشار و وابستگی فزاینده به قدرتی دیگر که در آن زمان آلمان، و امروز چین است.

این شباهت‌ها نگرانی‌ها درباره آینده آمریکا را تشدید می‌کند.

حیرت رای‌دهندگان از تصمیمات مداخله‌جویانه ترامپ

خیلی از آمریکایی‌ها به این نتیجه رسیده بودند که شاید نقشی که آمریکا در نظم جهانی دارد، آن‌قدرها که گفته می‌شود به سودشان نیست. آن‌ها از خود می‌پرسیدند: اگر چنین حضوری در دنیا، از تجارت آزاد گرفته تا مداخله‌های خارجی خوب است، پس چرا آمریکا این‌همه بدهی دارد؟

آن‌ها به همین دلیل به دونالد ترامپ رأی دادند، چون او هم همین سؤال‌ها را مطرح می‌کرد و سیاستمداران قبلی را مورد انتقاد قرار می‌داد. حال باید پرسید چه اتفاقی افتاده که خودِ ترامپ نیز با تصمیم‌هایی مانند جنگ با ایران، زیر شعارهای عدم مداخله پیشین خود زده و آمریکا را بیش از هر زمانی درگیر مداخله در امور جهانی کرده است.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O