بنبست خطرناک تهران-واشنگتن | پشت پرده رفت و آمدها به پکن چیست؟
به گزارش اقتصادنیوز، علی بیگدلی کارشناس مسائل بین الملل در یادداشتی در روزنامه سازندگی نوشت:
رد پیشنهاد آمریکا از سوی ایران، بار دیگر منطقه را در برابر این پرسش قرار داده است که آیا خاورمیانه در آستانه دور تازهای از تنش و درگیری قرار دارد یا هنوز روزنهای برای مهار بحران باقی مانده است. در شرایطی که فضای سیاسی و امنیتی منطقه بیش از هر زمان دیگری مبهم و شکننده بهنظر میرسد مجموعهای از تحولات داخلی و بینالمللی نشان میدهد که اگرچه خطر تقابل نظامی همچنان وجود دارد اما موانع جدی نیز بر سر راه آغاز یک جنگ فراگیر قرار گرفته است.
دونالد ترامپ درحالی با فشار بر ایران تلاش میکند پرونده هستهای را به یک دستاورد سیاسی برای خود تبدیل کند که همزمان با چالشهای مهم داخلی نیز مواجه است. نزدیک بودن جامجهانی فوتبال، حساسیت افکار عمومی آمریکا نسبت به قیمت سوخت، نگرانی از تبعات اقتصادی هرگونه بحران تازه در خاورمیانه همچنین انتخابات میاندورهای کنگره عواملی هستند که کاخ سفید را از ورود شتابزده به یک جنگ جدید بازمیدارند.
در چنین فضایی، سفر قریبالوقوع ترامپ به چین اهمیت ویژهای پیدا میکند. سفر اخیر سیدعباس عراقچی به پکن نیز این گمانه را تقویت کرده که پرونده ایران احتمالاً یکی از محورهای گفتوگو میان دو قدرت بزرگ خواهد بود.
با این حال خطر اصلی همچنان در احتمال اقدام نظامی اسرائیل نهفته است. تلآویو در ماههای اخیر بارها نشان داده که نسبت به برنامه هستهای ایران رویکردی تهاجمی دارد و از افزایش فشارها استقبال میکند. اما واقعیت این است که اسرائیل بدون حمایت و چراغ سبز آمریکا، وارد یک درگیری گسترده نخواهد شد.
در کنار این تحولات، بازگشت دوباره موضوع ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده به صدر اخبار، نشان میدهد که مسأله هستهای همچنان محور اصلی تنشهاست. ایران تأکید کرده که از مواضع هستهای خود عقبنشینی نخواهد کرد و حاضر نیست این پرونده به برگ برندهای برای ترامپ تبدیل شود.
در این میان، روسیه نیز پیشتر پیشنهاد دریافت اورانیوم را بهعنوان کشور ثالث مطرح کرده بود اما این کشور از نظر غربیها صلاحیت لازم برای ایفای نقش میانجی را ندارد. جنگ اوکراین، تحریمهای گسترده اروپا و کاهش اعتبار بینالمللی مسکو، باعث شده پیشنهاد انتقال اورانیوم ایران به روسیه با تردیدهای جدی روبهرو شود.
اما شاید مهمترین مسألهای که نباید در سایه تحولات خارجی فراموش شود، وضعیت داخلی ایران باشد. تورم افسارگسیخته، افزایش فقر، بیکاری و نارضایتیهای اجتماعی، شرایط دشواری را ایجاد کرده که ادامه آن میتواند پیامدهای عمیقی برای کشور داشته باشد.
واقعیت آن است که نه آمریکا آمادگی یک جنگ پرهزینه دیگر را دارد و نه ایران در شرایطی قرار دارد که بتواند برای مدت طولانی در وضعیت تعلیق «نه جنگ، نه صلح» باقی بماند. از همینرو، هرچند خطر درگیری همچنان وجود دارد اما شاید آخرین فرصتها برای بازگشت به مسیر دیپلماسی نیز هنوز از بین نرفته باشد.