معامله ترامپ و شی بر سر «تایوان» برای بازگشایی تنگه هرمز؟ | ساعات سرنوشتساز برای جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران
به گزارش اقتصادنیوز، در ماههای گذشته، صفحه شطرنج ژئوپلیتیک بهطرز چشمگیری تغییر کرده و زمینه را برای دیداری بسیار مورد انتظار اما نامتوازن میان دونالد ترامپ و شی جینپینگ فراهم کرده است.
الجزیره در گزارشی نوشت: واشنگتن بارها اهمیت این نشست را برجسته کرد، در حالی که پکن با رویکرد همیشگی و محتاطانه خود، این اجلاس را نه بهعنوان یک تحول بزرگ، بلکه بخشی از نیاز گستردهتر به «ارتباط» و «هدایت راهبردی» میان قدرتهای بزرگ توصیف کرده است.
اقتصادنیوز: ناصر هادیان، تحلیلگر سیاست خارجی می گوید: هیچ کس دیگری جز آقای قالیباف نمی توانست این اجماع را درباره مذاکرات ایجاد کند. هرچند ممکن است در مذاکره مهارتهای آقای ظریف که دوست من است از همه بیشتر باشد اما او هم این اجماع را نمایندگی نمیکند.
این هماهنگی ظریف دیپلماتیک، بهخوبی از تغییر توازن قدرت جهانی پرده برمیدارد. برای نخستین بار در چند دهه اخیر، این ایالات متحده آمریکاست که خود را در موقعیتی بسیارسخت و آسیبپذیر میبیند؛ کشوری که برای رهایی از بحرانی که خود ایجاد کرده، بیش از پیش به همکاری چین وابسته شده است.
منشا این وضعیت دشوار آمریکا، شکست ماجراجوییهای نظامی اخیرش در خاورمیانه است. ایالات متحده، پس از آغاز جنگی غیرقانونی و بدون تحریک قبلی علیه ایران در کنار اسرائیل، اکنون خود را گرفتار بنبستی پرهزینه و طولانیمدت میبیند.
در واکنش، تهران عملا تنگه هرمز را مسدود کرده و بیش از دوازده ناو جنگی آمریکایی اکنون در حال اجرای محاصرهای هستند که مسیر حرکت دهها کشتی را تغییر داده است؛ وضعیتی که شوک شدیدی به بازارهای جهانی انرژی وارد کرده و نگرانیها درباره وقوع یک فروپاشی اقتصادی جهانی را افزایش داده است. واشنگتن اکنون با شتاب در پی یافتن راهی برای خروج از این بحران است.
واشنگتن نیازمند کمک است
در چرخشی قابل توجه نسبت به مواضع تند و جنگطلبانه گذشته، مقامهای ارشد آمریکایی از جمله مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، و اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا بهطور فزایندهای درخواستهای علنی و عاجل از چین مطرح کردهاند. آنها از پکن میخواهند از نفوذ قابل توجه خود استفاده کند تا ایران را به بازگشایی این آبراه حیاتی متقاعد سازد
تناقض در واشنگتن
آنچه این وضعیت را بهویژه چشمگیر میکند، تناقضی است که در قلب سیاست آمریکا وجود دارد. در حالی که دونالد ترامپ و مارکو روبیو از چین برای حل بحران تنگه هرمز کمک میخواهند، سیاست کلی ایالات متحده همچنان تقابلی باقی مانده و اختلافات بر سر محدودیتهای فناوری و مسائل دیگر همچنان بر روابط دو کشور سایه انداخته است. این تناقض نشان میدهد دولتی که امروز بر آمریکا حاکم است، بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر درماندگی و اضطرار قرار گرفته است.
با این حال، پکن بیش از آن منضبط و حسابگر است که در دام چنین معاملات کوتاهمدتی گرفتار شود. تایوان برای چین یک منفعت بنیادین و غیرقابل مذاکره محسوب میشود و هرگونه معامله موقت بر سر آن، از نظر راهبردی اقدامی احمقانه خواهد بود.
هرچند دونالد ترامپ ممکن است بارها از رابطه شخصی خود با شی جینپینگ تمجید کند و تصویری دوستانه از توافقسازی و معاملهگری ارائه دهد، اما پکن هیچ توهمی درباره فردی که در سوی دیگر میز نشسته ندارد. رهبران چین بهخوبی میدانند که نمیتوان به ترامپ اعتماد کرد؛ هر توافقی که امروز امضا شود، ممکن است فردا بر اساس تمایلات شخصی او یا محاسبات سیاسی داخلیاش کنار گذاشته شود. از همین رو، حتی اگر پکن از احتمال یک «توافق بزرگ» استقبال کند و ظاهری دوستانه حفظ نماید، حاضر نیست بهصورت ساختاری بر تعهدات ترامپ تکیه کند.
چین با تلاش برای تثبیت روابط دوجانبه خود با ایالات متحده در ماههای آینده بهویژه با توجه به برنامهریزی چندین دیدار سطح بالا میان دو رهبر در طول سال قصد دارد محیط خارجی باثبات و قابل پیشبینیای برای ادامه رشد بلندمدت خود فراهم کند.
اولویت مهم چین چیست؟
در مقیاسی گستردهتر و ژئوپلیتیکی، پکن تلاش میکند خود را بهعنوان یک قدرت بزرگ مسئولیتپذیر و ثباتآفرین معرفی کند؛ کشوری که بارها از جامعه جهانی خواسته بحران هرمز را کاهش دهد و از گسترش اختلال اقتصادی جلوگیری کند.
چین از این طریق میکوشد تضادی آشکار میان خود و ایالات متحده ترسیم کند؛ کشوری که آشکارا وارد جنگهای غیرقانونی میشود و به گفته منتقدان، به اقداماتی در حد «تروریسم دولتی» دست میزند؛ از جمله ربایش و ترور فراقانونی رهبران خارجی و اعضای خانواده آنها.