قهرمان‌پور: احتمال جنگ نظامی بین ایران و آمریکا وجود دارد/ آمریکا از طریق درگیری نظامی به دنبال احیای اعتبار خود است/ مسابقه تا‌ب‌آوری بین ایران و آمریکا همچنان برقرار است

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۸۶۶۲۸
اقتصادنیوز: قهرمانپور، تحلیلگر سیاست خارجی می گوید:
قهرمان‌پور: احتمال جنگ نظامی بین ایران و آمریکا وجود دارد/ آمریکا از طریق درگیری نظامی به دنبال احیای اعتبار خود است/ مسابقه تا‌ب‌آوری بین ایران و آمریکا همچنان برقرار است

به گزارش اقتصادنیوز، رحمن قهرمان‌پور کارشناس مسائل خاورمیانه، به بررسی ابعاد جنگ علیه ایران پرداخته است.

در ادامه گزارش مشروح گفتگوی رحمان قهرمان‌پور با خبرآنلاین را می‌خوانید؛

*****

*روابط فعلی ایران و آمریکا را چگونه می‌توان توصیف کرد؛ آیا واقعاً در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» قرار داریم؟

روابط ما با آمریکا در مرحله تشدید تنش قرار دارد؛ بدین معنا که هر دو طرف تصور می‌کنند پس از افزایش تنش، احتمال دستیابی به خواسته‌هایشان بیشتر خواهد شد. آمریکا در پی تغییر رفتار ایران و وادار کردن آن به توافقی مطابق خواست خود است و جمهوری اسلامی ایران درصدد است از «تله بقا» خارج شود، بقای خود را تضمین کند و آمریکا را از اندیشه تغییر رژیم منصرف سازد.

اگر بخواهیم جزئی‌تر به موضوع بنگریم، مسئله آن است که پس از جنگ اخیر، آمریکا در «تله اعتبار» گرفتار شده است. به‌رغم آنکه در عرصه نظامی اهداف متعددی را در ایران مورد اصابت قرار داد، از نظر سیاسی به موفقیت محسوسی دست نیافت. این مسئله در داخل آمریکا، در رقابت‌های جناحی میان حزب دموکرات و جمهوری‌خواه، به‌عنوان شکست سیاسی ترامپ تعبیر شد و در داخل ایران نیز از سوی برخی به‌منزله ناکامی سیاسی و از سوی برخی دیگر به‌عنوان پیروزی جمهوری اسلامی تفسیر گردید.

بنابراین در هر دو طرف، وضعیت سیاسی ناپایداری مشاهده می‌شود. ترامپ می‌کوشد از تله اعتبار خارج شود و خدشه وارد شده به وجهه خود را جبران کند و جمهوری اسلامی ایران نیز در پی آن است که بقای خود را تضمین کرده و از تله بقا خارج شود تا از موضع یک بازیگر قدرتمند و دارای بقای تضمین‌شده، با آمریکا بر سر میز مذاکره بنشیند.

این شرایط به معنای آن است که زمینه‌های تشدید بحران همچنان وجود دارد، به‌ویژه با حضور بازیگر سومی که نقش مخل ثبات را ایفا می‌کند و آن اسرائیل است؛ بازیگری که حتی در شرایط احتمال کاهش تنش میان ایران و آمریکا نیز همواره گرایش به تشدید تنش دارد. بنابراین این سه بازیگر در وضعیتی قرار گرفته‌اند که آنان را به سمت تشدید تنش سوق می‌دهد.

گرفتاری اسرائیل در تله فرصت

*دورنمایی برای بازگشت به درگیری مستقیم نظامی میان دو کشور وجود دارد یا این گزینه فعلاً دور از ذهن است؟

در خصوص دورنمای بازگشت به درگیری مستقیم نظامی میان دو کشور نیز باید گفت که چنین احتمالی وجود دارد؛ زیرا بر اساس محاسبات هر سه طرف، درگیری نظامی می‌تواند فضا را شفاف‌تر سازد. آمریکا از طریق درگیری نظامی به دنبال افزایش فشار بر ایران و احیای اعتبار خود در سطح جهانی است.

جمهوری اسلامی ایران نیز با توجه به تجربه مقاومت در جنگ گذشته، بر این باور است که اگر مورد حمله قرار گیرد و بتواند بقای خود را حفظ کند، قادر خواهد بود آمریکا را به عقب‌نشینی وادارد. از سوی دیگر، اسرائیل نیز از این درگیری نظامی در پی تخریب هرچه بیشتر ساختارهای دفاعی و نظامی ایران است؛ زیرا بر این باور است که با پایان دوره ترامپ، شانس چندانی برای همراه ساختن کاخ سفید نخواهد داشت. از این رو، اسرائیل نیز به نوعی در «تله فرصت» یا «تله زمان» گرفتار شده و در پی تشدید بحران است.

مسابقه تا‌ب‌آوری بین ایران و آمریکا همچنان برقرار است

* تداوم این شرایط چه پیامدهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی برای دو طرف دارد؟

در خصوص پیامدهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی تداوم این وضعیت نیز باید گفت که از نظر سیاسی، شرایطی از عدم قطعیت و فقدان افق روشن سیاسی و اجتماعی ایجاد می‌شود که ممکن است در کوتاه‌مدت، به دلیل تبعات تجاوز خارجی، قابل تحمل به نظر برسد. در ادبیات سیاسی، از این وضعیت با عنوان «نظریه جمع شدن حول پرچم» یاد می‌شود؛ بدین معنا که هرگاه کشوری در معرض تجاوز خارجی قرار گیرد، بخشی از جامعه اختلافات داخلی را کنار گذاشته و حول نمادهای ملی همبستگی پیدا می‌کند.

این وضعیت در کوتاه‌مدت می‌تواند نوعی انسجام سیاسی و اجتماعی ایجاد کند، اما این انسجام می‌تواند فریبنده باشد؛ زیرا ممکن است حاکمیت‌ها تصور کنند که این همبستگی پایدار و عمیق است، در حالی که در بلندمدت، تداوم فشارهای اقتصادی، نااطمینانی سیاسی و فرسایش اجتماعی می‌تواند پیامدهای متفاوت و بعضاً معکوسی به همراه داشته باشد.

همچنین همبستگی شکل‌گرفته، بیش از آن‌که صرفاً ناشی از عملکرد مطلوب باشد، ریشه در میهن‌دوستی، تجاوزستیزی و بی‌اعتمادی به بیگانگان دارد. این وضعیت، وضعیتی معلق است که افزون بر پیامدهای اجتماعی، تبعات اقتصادی آن به‌مراتب گسترده‌تر خواهد بود. زیرا بخش مهمی از تاب‌آوری اجتماعی و سیاسی که تصمیم‌گیر و سیاست‌گذار بر آن اتکا کرده‌اند، متکی بر تاب‌آوری اقتصادی است. به بیان دیگر، چرخ اقتصاد باید بچرخد، کارخانه‌ها باید تولید کنند و زنجیره‌های تأمین باید برقرار بمانند تا حکومت بتواند در عرصه نظامی و سیاسی نیز از تاب‌آوری برخوردار باشد.

از این رو، اکنون با نوعی «مسابقه تاب‌آوری» میان ایران و آمریکا مواجه‌ایم. ایران امیدوار است که با افزایش تاب‌آوری خود، ترامپ را به عقب‌نشینی وادارد؛ در مقابل، ترامپ نیز امیدوار است که با تشدید محاصره دریایی، اعمال فشار و حتی گسترش دامنه درگیری، تاب‌آوری ایران را تضعیف کرده و این کشور را به تسلیم وادار سازد.

ایران نمی‌خواهد که آغازگر جنگ شناخته شود

* آیا نشانه‌هایی وجود دارد که یکی از طرفین در حال طراحی اقدام خاصی برای تغییر این وضعیت باشد؟

در پاسخ به این پرسش که آیا نشانه‌هایی از طراحی اقدام خاصی برای تغییر این وضعیت از سوی یکی از طرفین وجود دارد یا خیر، باید میان اقدامات تاکتیکی و اقدامات استراتژیک تمایز قائل شد. در سطح تاکتیکی، نشانه‌ها کاملاً مشهود است؛ آمریکا کشتی‌های ایران را توقیف می‌کند، امارات در بندر فجیره هدف قرار می‌گیرد و امروز نیز کویت و عربستان سعودی با حملات پهپادی نیروهای مقاومت مواجه می‌شوند. این‌ها همگی اقدامات تاکتیکی هستند.

با این حال، در حال حاضر اقدام استراتژیکی از سوی ایران برای تغییر وضع موجود مشاهده نمی‌شود؛ هرچند برخی در داخل معتقدند که ایران باید به سمت اقدام پیش‌دستانه نظامی حرکت کند، اما به نظر می‌رسد تصمیم حاکمیت بر آن است که آغازگر جنگ شناخته نشود.

در سوی آمریکایی نیز اقدامات تاکتیکی نظیر تشدید محاصره دریایی و افزایش تحریم‌ها قابل مشاهده است. هم‌زمان، نشانه‌هایی از آمادگی برای یک اقدام استراتژیک، یعنی احتمال اقدام نظامی برای تغییر وضع موجود، نیز به چشم می‌خورد.

 جنگ می‌تواند این قفل را بشکند!

*چرا به نظر می‌رسد هیچ‌کدام از طرفین به سمت یک تصمیم نهایی چه توافق، چه تقابل حرکت نمی‌کنند؟

 پاسخ را باید در نابرابری قدرت و محاسبات ذهنی دو طرف جست‌وجو کرد. اگرچه در عرصه عینی و ملموس، قدرت نظامی آمریکا به‌مراتب بیشتر و حتی تا هجده برابر ایران برآورد می‌شود، اما بازدارندگی صرفاً بعد عینی ندارد و واجد بعد ذهنی نیز هست.

بازدارندگی عینی شامل تجهیزات نظامی، تسلیحات، سامانه‌های مخابراتی، راداری و موشکی است که قابل اندازه‌گیری‌اند؛ اما در بعد ذهنی، پذیرش شکست از سوی طرف ضعیف‌تر و به‌رسمیت شناخته شدن پیروزی از سوی طرف قوی‌تر اهمیت می‌یابد.

در شرایط کنونی، آمریکا با وجود وارد آوردن ضربات نظامی، فاقد پیروزی سیاسی مورد پذیرش رقبا و جامعه جهانی است. در مقابل، در جمهوری اسلامی این برداشت ذهنی شکل گرفته است که آمریکا پیروز نشده و حتی برخی بر این باورند که جمهوری اسلامی پیروز میدان بوده است. این برداشت صرفاً محدود به داخل حاکمیت نیست، بلکه حتی در میان برخی جریان‌های خارج از کشور نیز دیده می‌شود که استمرار نظام را نشانه پیروزی تلقی می‌کنند.

این برداشت‌های ذهنی متناقض، متضاد و واگرا در دو سوی ماجرا، مانع از شکل‌گیری تفاهم شده و وضعیت تعلیق کنونی را تداوم بخشیده است.

دو طرف، پیشنهادهایی را برای مذاکره به یکدیگر ارائه می‌دهند. برای نمونه، در یک سو ایران خواهان آن است که آمریکا غرامت بپردازد و در سوی دیگر، آمریکا خواستار آن است که ایران ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم خود را تحویل دهد. این امر نشان می‌دهد که برداشت‌های ذهنی دو طرف تا چه اندازه از یکدیگر فاصله دارد. رهبران سیاسی در هر دو سو تصور می‌کنند که جنگ می‌تواند این قفل وضع موجود را بشکند و وضعیت تعلیق و عدم تصمیم‌گیری را از میان بردارد

 ایران در پی بقا یا پیروزی؟

*این تعلیق راهبردی، از نظر شما، بیشتر به نفع کدام طرف است و چرا؟

به‌طور طبیعی، در هر منازعه و بحرانی، طرفی که از قدرت نظامی و اقتصادی بیشتری برخوردار است، توان تاب‌آوری بیشتری نیز دارد. با این حال، مسئله اساسی آن است که جمهوری اسلامی در این منازعه، بیش از آن‌که در پی «پیروزی» باشد، در پی «بقا» است. در واقع، تعریف پیروزی برای دو طرف متفاوت است. جمهوری اسلامی ایران بر این باور است که صرفِ باقی ماندن و نرسیدن آمریکا به اهداف خود، به معنای پیروزی این کشور است.

توجه به این نکته اهمیت دارد که دو طرف چگونه به صحنه می‌نگرند. با این حال، اگر در بازه زمانی بلندمدت به موضوع نگاه کنیم، به‌طور طبیعی تاب‌آوری آمریکا از نظر اقتصادی، سیاسی و نظامی بیشتر است. افزون بر این، میان ایران و آمریکا مجاورت فیزیکی و جغرافیایی وجود ندارد. ضرباتی که ایران وارد می‌کند، عمدتاً متوجه کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس و اسرائیل است و خود آمریکا را به‌طور مستقیم هدف قرار نمی‌دهد.

از منظر ذهنی نیز، تاب‌آوری جامعه آمریکا بیشتر است؛ زیرا شهروندان این کشور در معرض مستقیم آثار جنگ قرار ندارند. در نقطه مقابل، مردم ایران با پیامدهای مستقیم جنگ مواجه‌اند و آسیب دیدن زیرساخت‌های اساسی می‌تواند این تاب‌آوری ذهنی و عینی را کاهش دهد.

 

 

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O