لبنان؛ برگ برنده جدید ایران در مذاکره با آمریکا؟ | یک واقعیتِ راهبردی نهفته در میانه دو روایت از توقف حملات به لبنان
به گزارش اقصادنیوز، مقامات ایرانی هرگونه توقف حملات اسرائیل به لبنان را نشانهای از آن میدانند که تهدیدهای تهران همچنان عاملی تعیینکننده در محاسبات منطقهای است و بازدارندگی ایران، علیرغم ماهها تنش و درگیری، تضعیف نشده است.
المانیتور در گزارشی نوشت: موضع رسمی ایران این است که ادامه مذاکرات ایران و آمریکا مشروط به توقف حملات اسرائیل به لبنان است. تهران همچنین هشدار داده که ازسرگیری درگیریها میتواند پیامدهای گستردهتری به همراه داشته باشد.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و مذاکرهکننده ارشد ایران، روز دوشنبه در اظهاراتی که خبرگزاری رسمی ایرنا منتشر کرد، گفت اگر جنایتها ادامه پیدا کند، ایران نهتنها مذاکرات با ایالات متحده را متوقف خواهد کرد، بلکه مستقیما در برابر اسرائیل نیز خواهد ایستاد.
او این سخنان را در تماس تلفنی با نبیه بری، رئیس پارلمان لبنان، مطرح کرد و هرگونه توافق احتمالی میان ایران و آمریکا را به تحولات منطقه گره زد. قالیباف گفت اگر توافقی حاصل شود، ناگزیر شامل توقف حملات اسرائیل در همه جبههها، بهویژه لبنان خواهد بود. از نگاه تهران، حزبالله یکی از ارکان اصلی محور مقاومت است و سرنوشت ایران و لبنان به یکدیگر گره خورده است.
این تهدیدها از سوی دیگر مقامهای بلندپایه ایرانی هم تکرار شد و پیام هشدارآمیز تهران درباره احتمال تشدید تنشها را تقویت کرد. ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، اعلام کرد اگر حملات به لبنان متوقف نشود، روزهای تاریکی در انتظار رژیم صهیونیستی و نیروهای آمریکایی در منطقه خواهد بود. او در شبکه ایکس نوشت: این تهدید نیست و آنها این را میدانند. دست ما روی ماشه است.

لبنان؛ سندی برای اثبات اهرم نفوذ ایران
کمی پس از آنکه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، روز دوشنبه دستور حمله به مواضع حزبالله در حومه جنوبی بیروت را صادر کرد، دونالد ترامپ اعلام کرد اسرائیل و حزبالله بر سر توقف حملات به توافق رسیدهاند. او در شبکه تروث سوشال نوشت: هیچ نیرویی به بیروت اعزام نخواهد شد.
با این حال، اعلام آتشبس به معنای پایان خشونتها نبود. روز سهشنبه اسرائیل اعلام کرد پرتابههایی را که از لبنان به سمت شمال اسرائیل شلیک شده بودند رهگیری کرده است. از سوی دیگر، خبرگزاری رسمی لبنان از حملات هوایی جدید اسرائیل در جنوب این کشور خبر داد که دستکم چهار کشته بر جا گذاشت.
کاهش ظاهری عملیات اسرائیل در اطراف بیروت، که پس از هشدارهای ایران و پیامهای دیپلماتیک منتقلشده از طریق میانجیها رخ داد، به سرعت در رسانههای ایرانی به روایتی پیروزمندانه تبدیل شد.
بسیاری از رسانههای داخلی این توقف را نشانهای از قدرت ایران توصیف کرده و استدلال کردند که اسرائیل پس از تهدید تهران به تعلیق مذاکرات با آمریکا و گشودن جبهههای جدید منطقهای، رویکرد خود را تغییر داده است.
رسانههای نزدیک به حاکمیت نیز این برداشت را آشکارا ترویج کردهاند. در یادداشتی در یکی از روزنامههای نزدیک به دولت، این رخداد پیوند میدان و دیپلماسی که محاسبات دشمن را تغییر داد، توصیف شد. تیتر رسانهای دیگری پا را فراتر گذاشت و مدعی شد ایران نفوذ خود را «تا مدیترانه» به نمایش گذاشته است.
پس از اعلام توقف حملات از سوی ترامپ و اشاره او به سرعت بالا مذاکرات با ایران، خبرگزاری فارس نوشت که این تحول نتیجه هشدار نظامی ایران بوده؛ هشداری که تنها ظرف دو ساعت به ثمر نشست. بسیاری از روزنامههای اصولگرا نیز این اتفاق را پیروزی راهبردی تهران نامیدند.
گسترش منطق میدان نبرد
استدلال ایران درباره پیروزی و نفوذ تنها به لبنان محدود نمیشود. این روایت بهتدریج به اهرمهای منطقهای گستردهتر، بهویژه تنگه هرمز، گره خورده است؛ گذرگاهی که تهران همچنان کنترل قابل توجهی بر تردد دریایی در آن دارد.
علیرضا سلیمی، نماینده مجلس، هفته گذشته به خبرگزاری ایسنا گفت مدیریت ایران بر تنگه هرمز از دهها بمب هستهای ارزشمندتر است و هرگز موضوع مذاکره نخواهد بود.
این نوع پیامرسانی بازتاب هشدارهای فرماندهان ارشد نظامی نیز هست که لبنان، غزه و هرمز را اجزای یک صحنه راهبردی واحد معرفی میکنند.
سردار اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه، روز دوشنبه در بیانیهای اعلام کرد که ادامه عملیات اسرائیل در لبنان و غزه، این کشور را در گرداب مقاومت منطقهای گرفتار خواهد کرد. او بهطور مشخص از امکان اجرای الگویی مشابه هرمز در بابالمندب سخن گفت؛ پیامی که نشان میدهد دامنه تنشها میتواند از طریق شبکه متحدان ایران، از جمله حوثیهای یمن، به مناطق جغرافیایی جدیدی کشیده شود.
این رویکرد بازتاب دکترین در حال تحول ایران است؛ دکترینی که منازعه را چندجبههای، چندبعدی و بهطور فزایندهای یکپارچه میان بازیگران نیابتی و حوزههای دریایی تعریف میکند.
روز سهشنبه محمدجعفر اسدی، جانشین قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا، ارزیابیهای آمریکا درباره تضعیف توان دفاعی ایران را رد کرد و گفت تهران هنوز کارتهایی در اختیار دارد که بازی نکرده است. او به یک پایگاه خبری نظامی گفت تأسیسات تولید تسلیحات ایران بهطور کامل از دید دشمن پنهان هستند.
اسدی همچنین این دیدگاه را که مذاکرات میتواند راهحلی برای فشارهای اقتصادی باشد رد کرد و با تأکید بر اینکه ایران تسلیم نخواهد شد، افزود: جنگ هنوز در پیش است.

ماجرای لبنان واقعا چه پیامی دارد؟
با این حال، پرسش اصلی این است که آیا روایت ایران از توقف حملات به لبنان نشاندهنده احیای واقعی نفوذ تهران است یا صرفا تفسیری گزینشی از یک وقفه تاکتیکی؟
از یک سو، پیامرسانی ایران با دکترین دیرینه این کشور سازگار است: نمایش قدرت پس از دورههای تنش، تقویت اعتبار نزد متحدانی مانند حزبالله و القای این پیام که تهدیدهایش برای دشمنان هزینه دارد.
المانیتور مدعی می شود؛ اما محدودیتهای ساختاری نیز وجود دارد. تصمیمهای عملیاتی اسرائیل تنها بر اساس هشدارهای ایران اتخاذ نمیشوند، بلکه عوامل متعددی در آنها نقش دارند؛ از جمله فشارهای دیپلماتیک آمریکا، ملاحظات داخلی اسرائیل و مدیریت تنش در جبهههای مختلف.
بازدارندگی ایران همچنان ماهیتی غیرمستقیم دارد. اهرم نفوذ تهران بیشتر از طریق شبکههای متحد و ارسال پیامهای بازدارنده اعمال میشود.
با وجود این، سود سیاسی چنین روایتی برای تهران آشکار است. رهبران ایران با معرفی لبنان بهعنوان نماد یک پیروزی، همبستگی داخلی را تقویت میکنند، اتحادهای منطقهای خود را مستحکمتر میسازند و در مذاکرات با واشنگتن اهرم فشار بیشتری به دست میآورند.
در نهایت، آنچه در حال شکلگیری است بیش از آنکه یک تغییر روشن در موازنه نظامی باشد، نبردی بر سر تفسیر واقعیت است.
از نگاه تهران، لبنان گواه آن است که فشار و تهدید همچنان کارآمد است و اعتبار بازدارندگی ایران حفظ شده است. اما از منظر واشنگتن و اسرائیل، این رویداد تنها یکی از حلقههای زنجیره پیچیده مدیریت بازدارندگی در منطقه به شمار میرود.
میان این دو روایت، واقعیت راهبردی نهفته است: «ایران تلاش میکند اوضاع منطقهای را به اهرم چانهزنی تبدیل کند و اطمینان حاصل کند که هر توافق دیپلماتیک آینده، جایگاه قدرتمند و نفوذ ماندگار آن پس از جنگ را به رسمیت بشناسد.»