معمای مذاکرات ایران و آمریکا حل شدنی است؟ | بیگدلی: ایران و آمریکا از مواضع برابر وارد گفتوگو نشدهاند | آزادسازی منابع بلوکه شده ایران میتواند از استمرار مسیر گفتوگو و دیپلماسی حمایت بیشتری در داخل کشور ایجاد کند
به گزارش اقتصادنیوز، «علی بیگدلی» کارشناس مسائل بین الملل در یادداشتی در روزنامه سازندگی درباره مذاکرات نوشت:
با وجود پیشرفتهای حاصل شده در مذاکرات ایران و آمریکا و تبادل پیامهایی که طی هفتههای اخیر میان دو طرف صورت گرفته همچنان این پرسش اساسی مطرح است که چرا توافقی نهایی میان تهران و واشنگتن شکل نگرفته است؟!
واقعیت آن است که هرچند فضای کنونی نسبت به دورههای پرتنش گذشته، امیدوارکنندهتر بهنظر میرسد اما دو کشور هنوز به نقطهای نرسیدهاند که بتوانند بر اختلافات بنیادین خود غلبه کنند و به یک مسیر هموار برای توافق دست یابند. نخستین نکتهای که باید مورد توجه قرار گیرد، تفاوت جایگاه و مطالبات دو طرف در مذاکرات است. ایران و آمریکا از مواضع برابر وارد گفتوگو نشدهاند و هر یک اهداف و انتظارات متفاوتی را دنبال میکنند.
از یکسو ایران خواهان رفع فشارهای اقتصادی، آزادسازی داراییهای بلوکه شده و کاهش محدودیتهای تحمیل شده بر اقتصاد خود است. از سوی دیگر آمریکا تلاش میکند، امتیازاتی فراتر از مسائل اقتصادی بهدست آورد و نگرانیهای امنیتی و هستهای خود را نیز در چارچوب توافق مورد توجه قرار دهد.
در این میان برخی پیشنهادها ازجمله بازگشایی کامل تنگه هرمز از سوی ایران در برابر لغو بخشی از محدودیتهای دریایی و آزادسازی بخشی از داراییهای بلوکه شده، مطرح شده است. این پیشنهاد در ظاهر میتواند، مبنایی برای ایجاد اعتماد متقابل باشد اما دولت آمریکا نگرانیهای خاص خود را دارد. دونالد ترامپ نمیخواهد در شرایطی قرار گیرد که امتیازهای اقتصادی قابلتوجهی به ایران ارائه دهد اما در مقابل نتواند، دستاوردی ملموس و قابل دفاع برای افکار عمومی و نخبگان سیاسی آمریکا کسب کند.
چنین وضعیتی میتواند، او را در معرض انتقادهای شدید داخلی قرار دهد. از سوی دیگر، ترامپ در ماههای اخیر با فشارهای سیاسی فزایندهای روبهرو بوده است. او بارها تأکید کرده که ایران نباید به سلاح هستهای دست یابد و خواستار محدودیتهای گسترده بر برنامه هستهای تهران شده است. با این حال ایران نیز بهخوبی از محدودیتهای سیاسی و راهبردی آمریکا آگاه است و به همین دلیل حاضر نیست به سادگی در برابر مطالبات واشنگتن عقبنشینی کند.
در واقع هر دو طرف میدانند که طرف مقابل با محدودیتهایی مواجه است و همین مسئله روند دستیابی به توافق را پیچیدهتر کرده است. افزون بر این، تجربه برجام همچنان بر محاسبات طرفین سایه افکنده است. ترامپ که سالها از برجام بهعنوان توافقی نامطلوب یاد کرده اکنون تلاش میکند از تکرار آنچه شکست یا امتیازدهی یکطرفه میخواند، جلوگیری کند. به همین دلیل کاخ سفید با احتیاط بیشتری گام برمیدارد و هنوز به مرحلهای نرسیده که بتوان از دستیابی به توافقی قطعی سخن گفت.
در این شرایط یکی از مهمترین اهرمهای ایران همچنان موقعیت راهبردی تنگه هرمز است. این آبراه حیاتی، نقشی تعیینکننده در تجارت جهانی انرژی دارد و هرگونه محدودیت در عبور و مرور کشتیها میتواند، آثار گستردهای بر بازارهای جهانی نفت و انرژی بر جای بگذارد. همانگونه که برخی ظرفیتهای منطقهای ایران در سالهای اخیر تحتفشار قرار گرفتهاند، تهران میتواند از این مزیت ژئوپلیتیکی برای تقویت موقعیت چانهزنی خود در مذاکرات بهره ببرد.
با این حال چالش اصلی در نگاه واشنگتن آن است که بسیاری از اختلافات میان دو کشور بهصورت همزمان و در قالب یک بسته جامع حلوفصل شود؛ رویکردی که لزوماً با نگاه تهران همخوانی ندارد. از اینرو آنچه در شرایط کنونی اهمیت دارد، تداوم مسیر دیپلماسی و تمرکز بر حل مسائل قابل حل است. اگر دو طرف بتوانند در گام نخست بر سر موضوعاتی مانند آزادسازی داراییهای بلوکه شده و کاهش برخی محدودیتها به توافق برسند، زمینه برای رسیدگی به مسائل پیچیدهتر نیز فراهم خواهد شد.
در نهایت، موفقیت مذاکرات زمانی معنا پیدا میکند که نتایج ملموس آن در زندگی مردم و اقتصاد کشور قابل مشاهده باشد. آزادسازی منابع مالی ایران نهتنها میتواند بخشی از مشکلات اقتصادی را کاهش دهد بلکه برای دولت نیز بهعنوان دستاوردی مهم در عرصه سیاست خارجی محسوب خواهد شد؛ دستاوردی که میتواند از استمرار مسیر گفتوگو و دیپلماسی حمایت بیشتری در داخل کشور ایجاد کند.